es
Feedback
دکتر فریبا بشر دوست

دکتر فریبا بشر دوست

Ir al canal en Telegram

تهران پارس خ 111 (ملکی)پ22 تلفن 02177889129

Mostrar más
1 076
Suscriptores
+324 horas
+37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
کلینیک کاویان بصورت انلاین نیز در خدمت شماست: https://BOGHRAT.com/Clinics/kavianpsychological

کلینیک کاویان در تعطیلا'ت نوروزی بصورت انلاین در خدمت شماست: https://BOGHRAT.com/Clinics/kavianpsychological

💠کم خوابی و مغز سلول های مغزی می میرند! ✔️شاید باورش سخت باشد اما بهترین راه برای کشتن سلول های مغز محروم کردن آنها از یک خواب خوب و کافی است. مطالعه ای که نتایج آن در ژورنال نوروساینس چاپ شد نشان داد که سلول های عصبی مغز موشی که از خواب محروم شده و مدت زیادی بیدار مانده بود نابود شده بودند. اتفاقی مشابهکه ممکن است برای سلول های عصبی مغز مانیز رخدهد که منجر به آسیب غیر قابل بازگشت مغزی خواهد شد. سلول های عصبی ناحیه لوکوس سرئولول در ساقه مغز سلولهای فعالی هستند و به ما در بیدار ماندن کمک میکنند. بدون استراحت این نورون ها مجبور می شوند که فعالیت زیاد و بی وقفه ای داشته باشند و دچار آسیب شوند. همانگونه که 25درصد آنها در موشی که مدت زیادی بیدار مانده بود از بین رفتند. (موش به مدت 3 روزتنها 4-5 ساعت خواب داشته است) توان شناختی کمتر می شود. ✔️زمانی که شما خسته هستید به نظر می رسد که همه چیز کند تر پیش می رود.بله به نظر می رسد که هرچه شما خسته تر و محروم از خواب باشید توان عملکردهای شناختی مغز شما (وسرعت پردازش اطلاعات درون آن) بیشتر کاهش می یابد. مطالعه ای در دانشکده ی پزشکی پنسیلوانیا نشان داده که هرچه فرد بیشتر از خواب محروم باشد میزان کاهش عملکرد شناختی آنها بیشتر خودنمایی میکند. اگرچه حتی ممکن است از آن آگاه نباشند.  مغزشما خاطرات کاذب می سازد! ✔️خوابیدن تنها به معنی بستن چشمان و عدم اگاهی ازمحیط پیرامون نیست.خواب برای فرایندهایی که در تحکیم حافظه نقش دارند اهمیت زیادی دارد. طبق مطالعه ای که در مجله ی علم روانشناسی چاپ شد نشان داد که محرومیت از خواب کافی خطر ایجاد خاطرات کاذب را بیش از پیش می کند. در این مطالعه به افراد صحنه های جرم و یک متن متناقض با این صحنه ها نشان داده شد. افراد به دو دسته تقسیم شدند. یک گروه خواب خوبی را تجربه کرده و گروه دیگر تا صبح بیدار ماندند. افرادی که بیدارماندند بیشتر مطالب متناقض مربوط به متن را به خاطر می آوردند و به نوعی خاطره ی کاذب در آن ها ایجاد شد(نسبت به گروهی که به خوبی خوابیده بودند.) مغزتان فیلتر خود را از دست می دهد! ✔️کم بخوابید و به آسانی تبدیل به سوفیا پتریلو شوید!(بازیگری که به علت سکته ی مغزی اش در اواخر دوران بازیگری واژه های نامربوط به زبان می آورد) مطالعه ای که در دانشگاه سن دیگوانجام شد نشان داد زمانی که شما خسته ومحروم از خواب هستید مغزتان توانایی فیلترکردن اطلاعات را از دست می دهد. خستگی باعث کاهش توانایی حافظه  کاری دیداری می شود.یکی از کارکردهای این نوع حافظه فیلترکردن اطلاعات نامربوط درون مغز شماست تا بتوانید به راحتی بر روی آنچه که لازم است تمرکز کنید. بدون عملکرد این ناحیه شما دقیقا نمیدانید بر روی چه چیزی تمرکز کنید و در اطلاعات بسیار بیشتر از معمول غرق خواهید شد. اگرچه روی دیگر سکه این است که گاهی برخی از افراد از این خصیصه برای خلاق تر شدن خود هنگام بیدار ماندن بیش از حد استفاده می کنند.  مغز چروکیده می شود. ✔️هنگام محرومیت از خواب نه تنها برخی از عملکردهای آن دچار نقص میشود بلکه خود اندازه ی آن نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. مطالعه ای در ژورنال نورولوژی ناحیه پیش پیشانی فوقانی سمت راست هنگام کم خوابی و در افرادی که با مشکلات خواب دست وپنجه نرم می کنند کوچکتر می شود.همچنین سرعت چروکیده تر شدن نواحی پیش پیشانی،گیجگاهی و آهیانه ای افزایش می یابد.  مغز احساسات شما را به طور مناسب مدیریت نمی کند. ✔️زمانی که خسته و کم خواب هستیم به آسانی از کوره در می رویم و یا اشک از چشمانمان سرازیر می شود. مطالعه ای که در دانشگاه برکلی انجام شده است نشان می دهد که کم خوابی وضعیت احساسی ما را دستخوش تغییر و یا نقص میسازد. برای مثال ناحیه ی آمیدال در مغز هنگام کم خوابی به شکل نامتناسبی نسبت به داده های دیداری واکنش نشان می دهد. همین باعث می شود که حالات چهره دیگران را به نادرستی و یا بیش از حد تفسیر کرده و دچار اشتباه شویم( و حتی بیشتر بر روی چیزهای منفی توجه کنیم) دچار توهم می شود. ✔️یادتان می آید که راجع به از بین رفتن فیلتر مغز صحبت کردیم؟ یعنی همان جایی که اثر اطلاعات ناربوط را مهار میکرد؟ به نظر می رسد که از بین رفتن این مهارنه تنها بر روی تمرکز اثر می گذارد بلکه گاهی می تواند اثرات بدتری نیز داشته باشد: برای مثال اطلاعات غیر ضروری با انچه که واقعیت دارد ترکیب شده و نتوانیم آن ها را از هم افتراق دهیم! اگرچه این اتفاق پس از محرومیت بسیار شدید از خواب رخ میدهد و قابل بازگشت می باشد. منبع: https://www.romper.com/p/7-things-that-happen-to-your-brain-when-youre-exhausted-need-sleep-1527 https://t.me/DrBashardoost

کلینیک کاویان در تعطیلا'ت نوروزی بصورت انلاین در خدمت شماست: https://BOGHRAT.com/Clinics/kavianpsychological

✅ تفاوت عشق و دوستی ✍️مصطفی ملکیان 🔹دوستی و عشق نباید با هم خلط شود. در زندگی اجتماعی خیلی وقتها این مساله خلط شده و مشکلاتی پدید می آورد مثلا با کسی دوست بوده است ولی توقعات عشق داشته یا عاشق کسی بوده ولی با توقعات دوستانه فقط مواجه شده است. مهم است که بفهمیم که یک وقت عاشق کسی هستیم یک وقت دوست کسی هستیم. این دو به انحای مختلفی با هم فرق می کنند. برای اینکه خیلی حرف مبهم نزده باشم اولا در اینجا عشق که می گویم عشق انسان به انسان محل بحث من هست و عشق انسان به خدا یا عشق خدا به انسان و ... محل بحث من نیست. با این توضیح فرق عشق و دوستی را می توان اینطور بیان کرد که در عشق سه مولفه باید با هم باشد تا بتوان به من گفت عاشق شما هستم. 🔹ویژگی های عشق 1️⃣ شور و شیدایی (سه مولفه رابرت جی. استرن برگ است، تحقیقات 40ساله تیم عظیم او نشان داد که ظاهرا این سه مولفه باید در عشق وجود داشته باشد. اثرش در ایران تحت عنوان قصه ی عشق ترجمه شده است.) 2️⃣ التزام، تعهد commitment یعنی درد و رنج تو را باید درد و رنج خود بیابم و شادی تو را شادی خودم بیابم تا بتوانم نسبت به تو متعهد باشم. 3️⃣ محرمیت یعنی هیچ چیز را از تو نهان نکنم اگر خودم را در برابر تو سانسور کردم یعنی intimacy نسبت به تو وجود ندارد. باید بتوانم خود را پیش تو کریستالی کنم وقتی به من نگاه می کنی انگار به یک بلور نگاه میکنی. بتوانی تمام ظرائف و لطائف مرا ببینی بتوانی از باورها و احساسات وعواطف و خواسته های من باخبر باشی. اگر یک چیز را مخفی کنم یعنی خدشه ای و عیبی در عنصر سوم هست. 🔹ویژگی های دوستی اما دوستی یک نوع ارتباط اجتماعی است که در آن ارتباط من یکی از این سه چیز را می یابم و دوست دارم که حشر و نشرم با شما بیشتر باشد: 1️⃣ نفس حضورتان برای من لذت بخش است وقتی هستی لذتی می برم که وقتی نیستی آن لذت مضایقه و دریغ میشود. 2️⃣ از شما منفعتی می برم نه لذتی یعنی از طریق شما علم یا فن یا هنری یاد میگیرم حتی ممکن است حضور شما لذت بخش نباشد اما به جهت دوم با شما دوستی دارم زیرا با شماست که به علم یا فن یا هنری می رسم مثل دوستی شاگرد نسبت به استادش چه در علم یا فن یا هنر می باشد. 3️⃣فضیلتی از شما عایدم می شود. به این معنا که اگر مثلا شما بردبار هستید من هم بعد مدتی بردبار می شوم یا صداقت شما به من نشت می کند. فضیلتی از شما به من می رسد در واقع نیکی را از شما یاد می گیرم. انسان نیکی را ازطریق اسوه یاد می گیرد. اگر مدتی با او باشم خلق و خوی او را می گیرم، تو اول بگو با کیان زیستی پس آنگه بگویم که تو کیستی. ویژگی های از مقوله فضیلت و رذیلت از طریق الگو تسری پیدا می کند. این تسری تا جایی است که بعد از مدتی طرز صحبت کردن و تونالیته صدایش مثل دوستش می شود. 🔹در یونان باستان فیلسوفان پی بردند فضیلت و رذیلت کاملا نشت می کند مثل بیماری واگیردار، واگیردار است. مثل ظروف مرتبطه دوستان شبیه هم می شوند. در زندگی زیاد دیدم که دوستان شبیه هم شدند. 🔹دوستی در واقع وجه انحصارطلبانه ندارد یعنی من در آن واحد می توانم نسبت به شما چند نفر احساس دوستی داشته باشم. اما عشق به نظر اکثر روانشناسان وجه انحصارطلبی دارد. یعنی من حداکثر عاشق یک نفرم. امروزه در نظریه multi love بعضی روانشناسان معتقدند که آدم می تواند در آن واحد سه معشوق داشته باشد و نسبت به هر سه نفر هر سه مولفه را داشته باشد. 🔹اخیرا روانشناسی عشق گسترش پیدا کرده و تحقیقات زیادی صورت گرفته است. - رسول یونان شعر زیبایی دارد "گاه شده است که یک بار چندتا را عاشق شوم گاه شده است که یکی را دوبار عاشق شوم اخر عشق بلدم ریاضیاتم ضعیف است- یک واقعیتی است که حتی اگر حالت استثنایی هم داشته باشد (از آن استثناهایی که قاعده را هم تایید می کند ولی بالاخره این استثنا هم وجود دارد) ولو در انسان های به هنجار معمولا انتظار این نیست و انتظار این است که در هر آنی انسان عاشق یک نفر باشد. https://t.me/DrBashardoost

عشق یا انتظار؟! تا بوده گفته‌اند آدم‌های عاشق، دیوانه‌اند. از برخی این‌طور نقل شده که کر و کورند. عده‌ای هم رُک و راست گفته‌اند اسیرِ هوس‌اند. اگر صادق باشیم می‌گوییم «همه این‌ها درست است.» اما شاید بشود این کلماتِ سرد و سخت و زُمخت را یک‌جورِ دیگر هم خواند. یک‌جوری که انگاری آن‌ها را یک آدمِ عاشق گفته است. مثلاً این‌طوری که «دست‌های معشوق‌، دیوانه‌خانه است و آدم‌هایی که دیوانه نمی‌شوند، چند تخته کم دارند.» یا این‌طوری که «معشوق، جوری دل‌رُباست که چشم و گوشِ عاشق، از دیدن و شنیدنِ هر چه جز اوست بیزار است.» یا شاید هم این‌طوری که «همه‌چیزتمامیِ معشوق، بلایی سر عاشق می‌آورد که چشمش به هر چه و هر سو می‌افتد، هوسِ معشوقش را می‌کند.» اصلاً از همه این‌ها گذشته، وصفِ حالِ آدم‌های عاشق، توی همین چند کلمه خلاصه نمی‌شود و بعضی کلمات هستند که مثل «دیوانه» و «کر و کور» و «اسیرِ هوس»، سنگین و پیچیده و دوپهلو به نظر نمی‌آیند و راحت‌تر درک می‌شوند. مثلاً بعضی‌ها به آدم‌های عاشق، می‌گویند «منتظر». یعنی آن‌هایی که همیشه مشتاق دیدارِ یارشان‌اند و آغوش‌شان، چهارطاق و یک‌سره، برای در سینه فشردنش باز است و دل‌شان برای دیدن صورت و قد‌ و ‌بالاش تنگ است و ایستاده و نشسته و به پهلو خوابیده، انتظار آمدنش را کشیده‌اند و وقت و بی‌وقت، صورت‌شان را به اشک شسته‌اند و خانه را هم آب و جارو کرده‌اند و دائم گوش به زنگند و شاید هم چشم به در. البته بعضی‌ها گفته‌اند «آدم‌های عاشق، منتظرند، یعنی متوقع‌اند.» پس شاید بشود منتظر را هم مثل دیوانه و کر و کور و اسیرِ هوس، یک‌جورِ دیگر خواند؛ یک‌جوری که معنیِ سرد و سخت و زُمخت و دل‌ریش‌کننده‌ای بدهد. اصلاً کاش یک‌نفر خطر کند و همه کلمات را یک‌جا از صفحه عالم بشوید. کسی چه می‌داند؟! شاید کلمات، تنها دلیلِ دوری عاشق‌ها از معشوق‌ها باشند. کسی چه می‌داند. مصطفی_سلیمانی https://t.me/DrBashardoost

ذهن ما به طور کلی راجع به خیلی از موارد بایاس دارد، بایاس را می‌شود به صورت قضاوت متعصبانه به نفع یا علیه یک گروه خاص تعریف کرد، به شکلی که قضاوت ما در مورد آن گروه، ناعادلانه باشد. مثلا این تصور که سیاه‌پوست‌ها بیشتر مرتکب جرم می‌شوند، افراد مسن خلاقیت کم‌تر دارند، فقرا بهره هوشی پایین‌تری دارند یا زن‌ها قادر نیستند مدیران موفقی باشند، سوگیری به حساب می‌ آید. در مورد زن‌ها سوگیری‌ها و پیش‌داوری‌های زیادی وجود دارد، مثلا: رانندگی زن‌ها خوب نیست. زن‌ها از پس کارهای سخت بر نمی‌آیند. زن‌ها از خشونت و بی‌توجهی خوششان می‌آید. زن‌ها به دستمزد کمتر قناعت می‌کنند. زن‌ها در انجام کارهای منزل تواناتر هستند. مشکل اینجاست که در موارد زیادی، زن‌ها خودشان این سوگیری‌ها را می‌پذیرند و در مورد خودشان چنین قضاوت‌هایی می‌کنند. مثلا باور می‌کنند که اگر یه مرد همراهشان هست، حتما آن مرد راننده بهتریست. برای همین لازم است که قبل از مردها، خانم‌ها باور کنند که این پیش‌داوری‌ها درست نیستند. اما شکستن سوگیری فقط به قضاوت‌های منفی ختم نمی‌شود، خیلی وقت‌ها جامعه با سوگیری‌های به ظاهر مثبت، ذهن‌ها را برای پذیرفتن سوگیری‌های منفی آماده می‌کند. اینجا است که مبارزه با سوگیری جنسیتی دشوار می‌شود، مثلا می‌گویند: زن‌ها زیباتر هستند. زن‌ها بیشتر احساساتی هستند. زن‌ها طاقت بیشتر دارند و بعد از یک روز سخت، بیشتر از مردها می‌توانند ادامه روز را تحمل کنند. زن‌ها بیشتر به جزئیات توجه می‌کنند. زن‌ها وفادارتر هستند. زن‌ها رنگ‌ها را بهتر تشخیص می‌دهند. دقت کنید که این‌ها هم سوگیری هستند و برخلاف ظاهر مثبتشان، آثار مخربی دارند. مثلا این تصور که زن‌ها زیباتر هستند، باعث شده که زن‌ها سالانه مقادیر زیادی پول و انرژی را برای آرایش از دست بدهند؛ و مدام در مورد ظاهر خود مضطرب باشند. یا این که زن‌ها احساساتی‌تر هستند، منجر به این شده که مردها از گفتگوی مستقیم و منطقی با زن‌ها پرهیز کنند. یا معنای دیگر طاقت بیشتر زن‌ها، این است که بعد از یه روز کاری سخت، مرد باید استراحت کند و زن باید غذا آماده کند. به عنوان حرف آخر، وقتی می‌گوییم سوگیری جنسیتی باید شکسته شود یعنی هر نوع پیش‌داوری، چه مثبت و چه منفی، برای هر جنسیت، چه مرد چه زن، غیرقابل‌پذیرش است و باید در مقابلش ایستاد. پوریا بختیاری https://t.me/DrBashardoost

کلینیک کاویان در تعطیلا'ت نوروزی بصورت انلاین در خدمت شماست: https://BOGHRAT.com/Clinics/kavianpsychological

ادرس ما در اینستاگرام: https://instagram.com/kauvianclinic?igshid=ZDdkNTZiNTM=