es
Feedback
دهستان لیوان

دهستان لیوان

Ir al canal en Telegram

💎دهستان لیوان💎 این دهستان متشکل از چند روستای مجاور هم که اشتراکات زیادی دارند تشکیل شده است تلور ، لیوان شرقی ، لیوان غربی و کهنه کلباد یک دورهمی از اهالی متحد و فرهیخته جهت رشد و توسعه دهستان. @taherimojtaba @s_karimi_sk

Mostrar más
1 979
Suscriptores
-224 horas
+27 días
+830 días
Archivo de publicaciones

بسم الله الرحمن الرحیم درود و احترام موضوع تکراری معضل شن چال لیوانشرقی،،، حل نشدن این موضوع بعد از چند دهه و دوره شوراهای مختلف لکه ی ننگ مدیریت شهری است... #یادداشت_دهستان در سندروم «شن‌چال»؛ تکرار پاکسازیِ مجدد، دیگر راه‌حل نیست ✍در جغرافیایِ ذهنی اهالی لیوان شرقی، «شن‌چال» دیگر فقط نام یک مکان نیست؛ نام یک سندروم است. سندرومِ تکه زمین رهاشده‌ای که به چرخه‌ی بی‌پایانِ انباشت زباله و پاکسازی دچار شده‌ است . منطقِ ساده‌ای پشت این دگردیسیِ زشتِ محیط‌زیستی نهفته است: زمین رهاشده خودش، دعوت‌نامه‌ای برای بی‌قانونی است. وقتی زمینی در مسیرِ تردد به جنگل، بلاتکلیف و بدون متولی رها می‌شود، دیر یا زود، به زباله‌دان بدل خواهد شد. این قانونِ نانوشته‌ی جوامعِ بی‌نظارت است. در هفت ماه گذشته سال ۱۴۰۵، چهار نوبت پر هزینه، این لکه ننگِ محیط‌زیستی با مشارکت جمعیِ فعالان اجتماعی، همراهیِ کارخانه‌ی سفال گلستان (با مدیریت جناب آقای محمدباقر جمال)، همکاری صمیمانه ی شهرداری نوکنده و رانندگانِ داوطلبِ محلی تراکتور پاکسازی شده است. هر نوبت، هزینه‌هایی سرسام‌آور صرفِ ماشین‌آلات و سوخت شده تا چهره‌ی روستا برای لحظاتی به پاکی بازگردد. اما تلخیِ ماجرا اینجاست: «شن‌چال» درست چند روز پس از هر پاکسازی، به وضعیتِ پیشین بازمی‌گردد. ما در این هفت ماه، نه با یک معضل زیست‌محیطی، بلکه با یک شکستِ مدیریتی روبرو بوده‌ایم. چرا؟ چون پاکسازیِ بدونِ پیوستِ حفاظتی، نه یک کنشِ مدنی، که عملاً سوزاندنِ سرمایه است. واقعیت این است که نصیحت و فرهنگ‌سازی برای عده‌ای متخلفِ لجوج که شن‌چال را نه میراثِ طبیعی، که بیابانِ بلاصاحب می‌بینند، به خط پایان رسیده است. مطالبه‌گریِ مدنی، بازوی اجراییِ دهیاری و شورا را می‌طلبد. تا زمانی که این قطعه زمین، صاحب یا کاربریِ تعریف‌شده نداشته باشد، هیچ لودر و کامیونی، گره از این کلافِ سردرگم باز نخواهد کرد. پیشنهادِ ما نه بلندپروازی برای تبدیلِ فوریِ شن‌چال به پارک و فضای سبز است که می‌دانیم در پیچ‌وخمِ بودجه و بی‌ارادگیِ مسئولانِ مربوطه، به سنگِ بزرگِ نزدن بدل می‌شود؛ بلکه پیشنهادی «مینیمال» و «عملیاتی» است: تعیینِ تکلیفِ مالکیت و واگذاری به بخش خصوصی یا بهره‌برداریِ مستقیمِ دهیاری اگر دغدغه ای دارد.. دیوارکشیِ اساسی، نخستین گامِ توقفِ این تراژدی است. سپس، چه با کاشت صنوبر که در آینده می‌تواند درآمدی پایدار برای روستا ایجاد کند و چه با هر کاربریِ مولدِ دیگری که زمین را «صاحب‌دار» کند، می‌توان جلوی این فاجعه را گرفت. وقتی زمین در اختیارِ کسی باشد که روی آن سرمایه‌گذاری کرده، او خود اولین نگهبانِ حریمِ آن خواهد بود. گروه خیرین و حامیانِ محیط‌زیست، با توجه به استهلاکِ منابع مالی و انسانی در سال‌های اخیر، اعلام می‌کنند که پاکسازیِ بعدی، آخرینِ آن خواهد بود؛ و قول همکاری اقای حاج باقر جمال مالک کارخانه سفال و شهرداری نوکنده را هم میگیریم... مشروط بر اینکه دهیاری و شورای محترم روستا، پیش از هر اقدامِ داوطلبانه، «طرحِ واگذاری یا بهره‌برداری» خود را به‌صورتِ زمان‌دار و رسمی ارائه دهند. اگر دهیاری، خروج از بافتِ روستا را بهانه‌ای برای سلب مسئولیت می‌داند، باید بدانند که این استدلال در برابرِ افکار عمومیِ لیوان، دیگر «مقبول» نیست. اگر زمین خارج از اختیارِ مستقیمِ شماست، وظیفه‌ی شماست که مرجعِ ذی‌صلاح را برای تعیین تکلیفِ آن به میدان بیاورید. شن‌چال، آینه‌ی تمام‌نمایِ توانمندیِ مدیریتیِ ماست. اگر این گره بعد از این همه مطالبات مردم همچنان باز نشود ، فردا روز، همین زمینِ رهاشده، معیارِ قضاوتِ تاریخِ محلی درباره‌ی همه‌ی ما خواهد بود. مگر میشود برای حل یک مشکل ساده هیچ راه حل معقولی وجود نداشته باشد ما منتظرِ یک تصمیم جدی هستیم نه یک وعده ی فانتزی ساخت پارک در اینده و رویاپردازی... در عین حال اگر این زمین در اختیار دهیاری و شوراست باید تعیین تکلیف شود اگر خارج از اختیار دهیاری و بلاصاحب است ادارات متولی و مرجع ذیصلاح را باید مجاب به اخذ یک تصمیم جدی نمود که باز هم پیگیری و دغدغه ی دهیاری و شورا را میطلبد... با احترام 🛑دهستان لیوان: https://eitaa.com/Dehestan_Livan

ز بند خصم به تدبیر می توان جستن مرا چه چاره که زنجیر پای خویشتنم #صائب_تبریزی صبح بخیر 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan
ز بند خصم به تدبیر می توان جستن مرا چه چاره که زنجیر پای خویشتنم #صائب_تبریزی صبح بخیر 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan

بسم الله الرحمن الرحیم درود و احترام مگر بغض در قلم، میگذارد بنویسد اینبار نه بعنوان منتقد و خبر نویس بعنوان یک مدرس و اهل دانشگاه که دلش میسوزد از رخنه ی بی عدلتی در سیستم آموزش از سیاستِ «خنجر و دستمال کاغذی»؛ کنکور، در آخرین سنگری که با پنبه سر بریده شد.. ✍سال‌ها بود که گمان می‌کردیم با یک مشت «مدیر ناکارآمد» طرفیم؛ مسئولانی که تصمیماتشان از سر بی‌تجربگی، نابلدی یا محاسبات غلط است. اما رخدادهای اخیر و نحوه مواجهه با سرنوشت میلیون‌ها جوان در کارزار کنکور امسال، پرده از یک واقعیت هولناک برداشت: این جماعت اتفاقاً به‌شدت کاربلدند! آن‌قدر استاد و زیرک در مهندسی بحران، که یاد گرفته‌اند چگونه با فشار حداکثری و زیرپوستی‌ترین روش‌ها، با پنبه سر ببرند و حتی یک قطره خون هم بر جای نگذارند. سیاستی دقیقاً از جنس بستن دستمال کاغذی بر تیغه خنجر؛ تا هم‌زمان با فرورفتن در پهلوی جامعه، رد خون را هم پاک کند. امروز تمام جامعه مشاوران کنکور، اساتید دانشگاه و تحلیل‌گران باسابقه متفق‌القول در شوک فرو رفته‌اند: «اصلاً معلوم نیست چه بلایی سرمان آمده است!» کنکور همواره چارچوب و استاندارد مشخصی داشت؛ سوابق قبولی سال‌های گذشته چراغ راه انتخاب رشته بود و منطق آماری، حاکم بر کارنامه. اما آنچه امسال رخ داد، یک مه‌آلودسازی تعمدی و بی‌سابقه بود. برای بستن راه هرگونه بازبینی، تحلیل منطقی و اعتراض مستند، ابتدا رتبه نهایی را پیش چشم داوطلب گذاشتند یعنی اعلام حکم قطعی: «همینی هست که هست؛ بپذیر و حرفی نزن!» سپس قطره‌چکانی و با طمأنینه از ترازها و درصدهایی رونمایی کردند که با هیچ منطق و ریاضیاتی با آن رتبه‌ها همخوانی ندارد. شوک اول، قدرت تکلم و تحلیل را از داوطلب گرفت و شوک‌های بعدی، تیر خلاصی بود بر آخرین بازمانده‌های امید. چگونه می‌توان هضم کرد که معدل‌های درخشان ۱۸ و ۱۹، زیر سایه ترازهای گنگ و بی‌قاعده دفن شوند و دست داوطلب پرتلاش از هر انتخابی کوتاه بماند؟ این فرمول پیچیده، دقیقاً طراحی شده تا هیچ چشمی نبیند چطور سهمیه‌های نوظهور و بی‌نام‌ونشان، جایگاه‌ها را غصب می‌کنند؛ تا کسی نپرسد با کدام منطقِ علمی و انسانی، رتبه ۱۴۰ هزار کشوری قرار است در دانشگاه تهران کنار رتبه تک‌رقمی بنشیند و هم‌پیاله‌ی شریف‌ترین صندلی‌های تخصصی کشور شود. مدل همان مدل همیشگی است؛ همان الگوی دلال‌مآبانه‌ای که در تمام تصمیم‌گیری‌های کلان کشور ریشه دوانده است: خودرو ۵۰۰ برابر می‌شود و وام خریدش قیمت چهار حلقه لاستیک است؛ اجناس صدها برابر گران می‌شوند و یارانه حق‌السکوت چندرغاز؛ بنزین را زیر لوای آزادسازی و استانداردهای من‌درآوردی به لبه پرتگاه می‌برند و سرپوش ۶۰ لیتر سهمیه روی آن می‌گذارند. حالا همین منطق را بر ذهن و روان نسل جوان پیاده کرده‌اند: گیج کردن فضای تحلیلی، باز گذاشتن یک بازه ۷۲ ساعته سرگیجه‌آور برای انتخاب رشته، و مختومه کردن پرونده پیش از آن‌که کسی بفهمد بر سر عدالت آموزشی چه آمده است. نتیجه این بازی از پیش‌طراحی‌شده روشن است: نخبه واقعی فردا راننده اسنپ و منشی مطب همان سهمیه‌بگیرانِ جهشیِ صندلی‌های پزشکی خواهد بود. میدانم این نوشتن‌ها گرهی باز نمی‌کند و تنها آورده‌اش برای نویسنده، تذکر و اخطار مراقبان فضای مجازی است که طعمش را بارها چشیده‌ام و در راه پله های دادگستری و حراست ها گز کردم... اما سکوت در برابر این قتل‌عام سیستماتیک آرزوها، خیانت به وجدان است. کارد مدت‌هاست به استخوان رسیده، اما این‌بار فاجعه چنان با پنبه و زیرکانه رقم خورده که جامعه کنکوری و دانشگاهی، حتی مجال نیافت از این زخم کاری، فریادی برآورد. با احترام ✍مجتبی طاهری 🛑دهستان لیوان: https://eitaa.com/Dehestan_Livan

این آهنگ زیبای پاییزی محلی و پرخاطره تقدیم نگاه شما... «اِنار دِله کانی» ریتم و داشته باشه... 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan

بهار شو بیا در آغوشم بگذار تمام شکوفه ها در دستهای من برویند… #فرشته_رضایی صبح بخیر 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan
بهار شو بیا در آغوشم بگذار تمام شکوفه ها در دستهای من برویند… #فرشته_رضایی صبح بخیر 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan

photo content

♦️کاهش ۱۰ درجه‌ای دمای گلستان در راه است 🔹مدیرکل هواشناسی گلستان: فعالیت سامانه بارشی در استان از بعدازظهر امروز تقویت می شود. دمای هوا روز یکشنبه بین ۸ تا ۱۰ درجه کاهش می‌یابد. 🔹با توجه به احتمال افزایش حجم روان‌آب و بالا آمدن سطح آب رودخانه‌ها و مسیل‌ها، شهروندان از توقف و تردد در حاشیه و بستر رودخانه‌ها خودداری کنند. 🛑دهستان لیوان: https://eitaa.com/Dehestan_Livan

بسم الله الرحمن الرحیم درود و احترام بازگشت آرامش به باغات؛ مطالبه‌ای برخاسته از صدایِ مشترکِ باغداران همشهریان عزیز، باغداران شریف؛ با درود و احترام ✍این روزها که بازارِ محصولاتِ ما (نارنگی و خرمالو) به دلیلِ مشخص نبودن قیمتِ پایه در بلاتکلیفی به سر می‌برد، دغدغه‌ی بزرگ‌تر و تلخ‌تری سایه انداخته است: امنیتِ باغات. طی روزهای اخیر، تماس‌ها، پیام‌ها و مراجعاتِ حضوریِ بسیاری از شما باغداران محترم به بنده صورت گرفته که همگی یک گله‌ی مشترک داشتند: سرقت‌ از باغات همه واقفیم که سمپاشی و رسیدگی به درختان، تنها نیمی از مسیر باغداری است و نیمه‌ی دیگر، #حفاظت از دسترنجی است که با زحمتِ یک‌ساله به ثمر نشسته است. بر اساسِ همین دردِ مشترک و مطالباتی که شما عزیزان مطرح کرده‌اید، به نظر می‌رسد زمان آن رسیده است که راهکارهای انفرادی را کنار بگذاریم و به سمتِ یک «طرح قرق‌بانیِ محلی» برویم. نانوشته تجربه دارم که پیگیری از مسیر دولتی و دهیاری و بروکراسی آبی گرم نمیشود و در یک پاسکاری بین ادارات گیر میکنیم... لذا از مسئولین محترم پایگاه‌های بسیج چهارروستا تقاضا داریم با توجه به ظرفیت‌های تشکیلاتیِ موجود، برای ساماندهی این امر خیرخواهانه پیش‌قدم شوند. ما باغداران نیز برای تأمین هزینه‌های مالی این طرح و پشتیبانی از نگهبانانِ متعهد، قطعاً پای کار خواهیم بود تا دیگر شاهد غارتِ شبانه‌ی باغات نباشیم. این یک اقدامِ جمعی است که موفقیتش در گروِ همتِ همگانیِ ماست. در همین راستا، اگر در مسیرِ اجرایی شدنِ این طرح، نیاز به همکاری، تسهیل‌گری یا هرگونه همراهی در طرح و برنامه و ساز و کار مالی از سوی «گروه خیرین دهستان » باشد، بنده و دوستانم در این مجموعه با افتخار آماده‌ایم تا در کنار شما و حافظانِ امنیتِ باغات باشیم. طبق پیگیری های شفاهی ظاهرا اکثریت باغداران رضایت دارند و تنها یک بانی میخواهد تا شروع فعالیت را ریل گذاری کند... پیشنهاد می‌شود جلسه‌ای فوری با حضور نمایندگانِ باغداران و مسئولینِ پایگاه های بسیج و همه ی دلسوزان که راهکار عملی را میدانند با یک فراخوان در یک تاریخ نزدیک برگزار شود تا ساز و کار این امنیتِ محلی، شفاف و عملیاتی شود. جهت هرگونه هماهنگی تماس ما معرفی میشود 09139415003 طاهری امید که با همتِ جمعی، سایه‌ی این ناامنی از باغاتِ منطقه‌مان کوتاه شود. این امر منوط به دغدغه مندی و جدیت متقابل است توکل بخدا 🛑دهستان لیوان: https://eitaa.com/Dehestan_Livan

خاموشی قطعی 19 الی 21 احتمالی 11 الی 13 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan
خاموشی قطعی 19 الی 21 احتمالی 11 الی 13 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan

هر شبم وعده دهی کآیم و من در سرِ راهت تا سحر چشم به ره مانم و دانم که نیایی! #هاتف_اصفهانی صبح بخیر 🛑 دهستان لیوان: @Dehesta
هر شبم وعده دهی کآیم و من در سرِ راهت تا سحر چشم به ره مانم و دانم که نیایی! #هاتف_اصفهانی صبح بخیر 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan

بسم الله الرحمن الرحیم درود و احترام ۱۰ مهر، روز نخبگان نخبه آن نیست که فقط مدرک دارد؛ نخبه آن است که اشتباه نمی‌کند... #یاداشت_دهستان ✍امروز روز نخبگان است؛ اما بگذارید رک و پوست‌کنده بگویم: در ذهنِ ما، نخبه را حبس کرده‌اند توی چهاردیواریِ دانشگاه و مدارکِ پرطمطراق. برای خیلی‌ها، نخبه یعنی کسی که چند تا دکترا دارد و در پایتخت، تصمیم‌های بزرگ می‌گیرد. اما آیا واقعاً نخبه بودن فقط به مدرک است؟ اگر نخبگی را به معنای پختگی و تسلطِ بی‌نقص در کار تعریف کنیم، آن وقت داستان عوض می‌شود. نخبگی یعنی قلق‌گیریِ زندگی. یعنی وقتی در کاری به آن درجه از بلوغ برسی که اشتباهاتِ سال‌های جوانی و خامی‌ات را تکرار نکنی. نخبه یعنی کسی که برای مشکلی که روزگاری ساعت‌ها وقتش را می‌گرفت، حالا در چند ثانیه راه حلی پیدا می‌کند که هم کار خودش راه بیفتد و هم مسیر را برای بقیه هموار کند. بیایید دور از کلماتِ قلمبه‌سلمبه نگاه کنیم: آن خانمِ خانه‌دارِ لیوانی که ۲۰ سال است نان می‌پزد یا برنج دم می‌کند: اگر دست‌پختش همان طعمِ بیست سال پیش را بدهد، یعنی درجا زده است. اما اگر با تجربه و ظرافت، هر روز کمی بهتر از دیروز شده و حالا فوت کوزه‌گری را در دست دارد، او در کارِ خودش یک نخبه است. آن راننده‌ای که جاده را مثل کف دستش می‌شناسد: نخبگیِ او اینجاست که قبل از حرکت، معایبِ ماشینش را حس می‌کند و نمی‌گذارد در جاده زمین‌گیر شود. آن کشاورزِ عزیز: نخبگیِ او در آن لحظه‌ای است که از رنگِ برگ و خاک، می‌فهمد باغش چه می‌خواهد. نخبگی، یعنی فرار از تکرارِ اشتباهات. یعنی وقتی بیست سال در یک مسئولیت هستی، هنوز نباید دنبالِ ابتدایی‌ترین ابزارهای کارت بگردی. ابتذالِ نخبگی، دردِ امروزِ ماست: وقتی می‌بینیم در سطوح کلانِ مدیریتی، بعد از چهل و چند سال، هنوز مجلس و مسئولان درگیرِ بدیهیاتِ اقتصادی مثل قیمت تخم‌مرغ هستند، یا مدیری در اداره، بعد از سه سال هنوز نمی‌داند چیدمانِ میزِ کارش باید چطور باشد که کار مردم راه بیفتد، اینجاست که می‌فهمیم نخبگی کجایِ این سیستم گم شده است. ما در مدیریتِ اجتماعی‌مان، به جای مدرک‌گراییِ محض، تشنه‌ی بلوغِ تجربی هستیم. تشنه‌ی کسانی که با دقت، مطالعه و قلق‌گیریِ مشکلات، ضریبِ خطا را در تصمیم‌گیری پایین می‌آورند. به نظر می آید بهتر است تعریفِ نخبه را در دایره‌ی لغاتمان تغییر دهیم. تا اینکه برای حل مشکلات کشور و زندگی های خود دنبال معجزه ی نخبگی بگردیم.. نخبه کسی است که از روزمرگیِ تکراری فاصله گرفته و به جایِ درجا زدن، بهتر شدن را پیشه کرده است؛ چه در پشت فرمانِ ماشین، چه در باغِ نارنگی، چه در پای تنور نانوایی .. و چه در پشتِ میزِ مدیریت. نخبگی یعنی همان دقتی که دیگران از آن غافل‌اند؛ همان کیفیتی که زندگی را برای خود و دیگر همنوعان در هر کسوت و خدمتی، از سخت گذشتن به آسان شدن تغییر می‌دهد.... با احترام 🛑دهستان لیوان: https://eitaa.com/Dehestan_Livan

بسم الله الرحمن الرحیم درود و احترام تراژدی دوربرگردان «مزنگ»؛ پاک کردن صورت‌مسئله به قیمت فرسایش اعصاب و جیب مردم #یاداشت_دهستان ✍گاهی ساده‌ترین تصمیم، پرخسارت‌ترین تصمیم است؛ فرمولی دم‌دستی که سال‌هاست برخی مسئولان ترافیکی و راهداری منطقه برای فرار از پاسخگویی به کار می‌بندند: «گره را نمی‌توانی باز کنی؟ طناب را بِبُر!🔪» ماجرای دوربرگردان روبروی روستای مزنگ (بعد از پلیس‌راه)، تنها شریان حیاتی دسترسی اهالی دهستان لیوان، نوکنده و تمام رانندگانی که از سمت مازندران عازم بندرگز هستند، سال‌هاست به یک کلاف سردرگم بدل شده است. معبری که به دلیل غیراستاندارد بودن، هر از چند گاهی شاهد حوادث تلخ جاده‌ای است. اما پاسخ همیشگی و تکراری به این حوادث چیست؟ بستن معبر با نیوجرسی‌های بتنی! بستن دوربرگردان مزنگ، نه یک تصمیم فنی در حوزه مهندسی ترافیک، بلکه یک مُسَکّن مقطعی و فرار آشکار از مطالبه‌گری عمومی است. به نظر می‌رسد مسدود کردن این نقطه، نه صرفاً برای پیشگیری از تصادف، بلکه پیش از هر چیز برای آن است که صدای مطالبه‌گری مردم، پیرامون چندین دهه تعلل در ایمن‌سازی این نقطه حادثه‌خیز در نطفه خفه شود. اگر این منطق درست باشد، آیا فردا روزی اگر در میدان اصلی بندرگز چند حادثه رخ داد، راه‌حل مدیران برچیدن کل میدان و بستن ورودی شهر خواهد بود؟! مسدود کردن این معبر، ترافیک را محو نمی‌کند، بلکه آن را مثل یک غده چرکین به گلوی ورودی شهر بندرگز تزریق می‌کند. با بسته شدن این دسترسی، تمام حجم تردد غرب منطقه (نوکنده، لیوان و مازندران) با ترافیک مسیر گرگان و روستاهای شرق ادغام شده و ناگهان در ورودی میدان بندرگز و خیابان انقلاب، به‌ویژه حوالی پمپ‌بنزین داخل شهر، گره کوری می‌سازد که باز کردنش کار حضرت فیل است. شاید مسدودسازی در تعطیلات نوروز و تابستان زیر سایه خلوتی مدارس چندان به چشم نیاید، اما در ایام سال تحصیلی که موج خودروهای سرویس مدارس، اولیا و کارمندان صبح‌ها روانه خیابان می‌شوند، این تصمیم یعنی تبدیل هر روز صبح شهروندان به کابوس تأخیر، کلافگی و ترافیک سنگین. در شرایطی که فشار اقتصادی و قیمت سوخت لیتری ۱۰ هزارتومان، بر سبد معیشت خانوارها سنگینی می‌کند، بستن نزدیک‌ترین دسترسی به شهر و فرستادن صدها راننده به یک دوربرگردان دورتر (تحمیل رفت‌وبرگشت کیلومتری)، ستم آشکار به اهالی بومی است. چرا باید هزینه ناتوانی دستگاه‌های متولی در ایجاد یک دوربرگردان استاندارد، یوترن (U-turn) ایمن یا تقاطع غیرهمسطح، مستقیماً از باک بنزین و جیب اهالی دهستان لیوان و نوکنده پرداخت شود؟ چند دهه دیگر باید بگذرد تا استانداردسازی یک معبر حیاتی به اولویت تبدیل شود؟ آیا در علم مهندسی راه و ترابری، راهکاری جز مسدود کردن با سنگ و بتن وجود ندارد؟ چرا به جای نصب روشنایی کافی، اجرای خطوط کاهش و افزایش سرعت (کندرو و تندرو)، نصب تابلوهای هشداردهنده پیشرفته یا در نهایت احداث یک زیرگذر/روگذر استاندارد، باز هم راحت‌ترین راه که نقض آشکار حقوق تردد شهروندان است انتخاب می‌شود؟ یا تا کی مردم باید وقت و بنزین و استهلاک خودروهایشان را هزینه کنند که فصل بهره برداری وعده ی سر خرمن میدان ورودی نوکنده برسد؟ بستن دوربرگردان مزنگ درمان نیست؛ خاموش کردن آژیر خطر در اتاقی پر از دود است. وقت آن رسیده که متولیان راهداری، پلیس راهور و مسئولان شهرستان، به جای انداختن بار سوءمدیریت بر دوش مردم، یک بار برای همیشه پرونده ایمن‌سازی علمی و استاندارد این معبر را روی میز عمل بگذارند. مردم راه‌حل مهندسی می‌خواهند، نه مسدود کردن شریان‌های زندگی روزمره‌شان و نه شعار بُزک نمیر بهار میاد، تصمیم گرفتند در آینده میدانی ورودی نوکنده احداث کنند؟؟!! صبوری پای وعده ها میرسد به زمانی که تمام دانش آموزان پایه اولی هم اکنون ما دانشگاهی میشوند و والدینشان در گوشه ی سرای سالمندان مشکل و مطالبه ی امروز را ندارند... با احترام 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan

بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمر به انتظار نشستی، به انتظار بایست! صبح بخیر 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan
بس است اینکه به آه و به ناله در همه عمر به انتظار نشستی، به انتظار بایست! صبح بخیر 🛑 دهستان لیوان: @Dehestan_Livan

بسم الله الرحمن الرحیم درود و احترام یادواره‌ی شهدای لیوان شرقی: یادِ لاله‌هایی که در سادگی، بلند شدند #یادداشت_دهستان ✍امشب، سی‌وپنجمین سالگردِ پیشواز از عزیزانی است که رفتند و برنگشتند؛ شهدایی که روستای ما، لیوان شرقی، نوزده لاله از گلستانِ خویش را تقدیم انقلاب کرد. به تصاویرشان که نگاه می‌کنیم و با شناختی که از خانه‌ها و خانواده هایشان داریم، یک حقیقت ساده اما سنگین بر دلمان می‌نشیند: این شیرمردان روستای ما، از دلِ سادگی و صداقت برخاستند و به میدان رفتند. بیشترین‌شان جوان بودند، پانزده‌تا سی‌ساله، در همان نوبرانه ی عمری که زندگی برایشان تازه جوانه می‌زد. حال که سال‌ها گذشت و بسیاری از ما به میانسالی رسیدیم و از سن شهادتشان فاصله گرفتیم و مسن تر شدیم... عمقِ خلوص نیتشان را بهتر می‌فهمیم. آن روزها فضا چنان بود که نه آینده‌ای را می‌شد تصور کرد، نه پستی و مقامی در کار بود؛ شرایط به گونه‌ای بود که اگر سالم به شبی می‌رسیدی، معلوم نبود صبح فردا در سنگر غروب می‌کنی یا در لباس شهادت. و همین حقیقت ، به قداست و شرافتشان می‌افزاید: این روزها بیشتر متوجه میشویم که گذشتن از زندگی، از خانواده، از همسر و فرزند و نامزد؛ خداحافظی‌ای بدون ضمانتِ برگشت، و ورود داوطلبانه به دنیای تیر و گلوله و خمپاره، جگر شیر می‌خواست. حالا که زمان، حقیقت را چون آینه‌ای روشن کرده است، می‌فهمیم که این شهدا چه جان‌فشانی ها کردند. امروز که سه دهه و نیم از آن روزهای سخت گذشته، بسیاری از آن پدران و مادران صبوری که چنین فرزندانی را در دامان پاک خود پروراندند، خود نیز آسمانی شده و چشم از جهان بسته‌اند. در برابر آن تربیتِ دینی، اصیل و بی‌ریا و صبورانه ی پدران و مادران شهدا سر تعظیم فرود می‌آوریم و دست بوسشان هستیم. امروز ممکن است گاهی مسیرها از اصول اولیه فاصله گرفته باشد و مشکلات گوناگونی معیشت و روان مردم را آزرده باشد؛ اما این هیچ از ارزش فداکاری این شهدا نمی‌کاهد. آنان بیش از وظیفه برای ایران و انقلاب هزینه کردند و جانشان را به پای این آب و خاک ریختند. دلخوری‌ها و گلایه‌ها را نباید و نمی‌شود بر دوش شهدا انداخت؛ موضوع شهدا جداست. منتقد و غیرِ منتقد، موافق و مخالف، همگی تا ابد مدیون آنان و شرافتشان‌ هستند.. گلزار شهدای لیوانشرقی هم اکنون قدمگاه همه ی سلیقه های اجتماعی و سیاسی است هر آزاد اندیشی با هر گرایشی فداکاری بی چشمداشت شهدا را تحسین میکند.. امشب که سی‌وپنجمین یادواره‌ی شهدای لیوان شرقی را برگزار می‌کنیم، دست به دعا برمی‌داریم: برای همه‌ی آسمانی‌هاچه شهدای عزیز و چه پدران و مادران بهشتی‌شان علو درجات و آرامش در جوار رحمت حق را مسئلت داریم. و برای بازماندگانِ گرامی، والدین شهدا، همسران، فرزندان و یادگاران این عزیزان، طول عمر بابرکت، سلامتی، تندرستی و سربلندی آرزو می‌کنیم. یادشان گرامی و راهشان تا همیشه پر رهرو باد.... روحشان شاد با ذکر جمعی فاتحه و صلوات 🛑دهستان لیوان: https://eitaa.com/Dehestan_Livan

photo content

photo content

بسم الله الرحمن الرحیم درود و احترام ۹ مهر، روزجهانی سالمند #یادداشت_دهستان به پاسِ حرمتِ موهایِ سپیدِ خانه‌هایمان ✍امروز روزِ جهانی سالمند است؛ روزِ کسانی که ستون‌هایِ زندگیِ ما بودند و هستند. قبل از هر حرفی، دست‌مریزاد می‌گویم به آن فرزندانی که در این روستایِ ما، معرفت را به کمال رسانده‌اند. خوشا به حالِ آن‌هایی که تا پدر و مادرشان هستند، دارند سنگِ تمام می‌گذارند. آن‌هایی که پیرمردهایِ خانه را بزرگتر و پیرزن‌هایِ خانه را چراغِ روشنِ سفره می‌دانند و با جان و دل، مثلِ پادشاه و ملکه با آن‌ها رفتار می‌کنند. خدا به عمر و زندگی‌تان برکت بدهد که دلِ خدا را هم شاد می‌کنید. اما... رویِ صحبتم با آن دسته از عزیزانی است که این دوران را برایِ والدین‌شان سخت کرده‌اند. بیایید با خودمان روراست باشیم. آن روز که ما ناتوان بودیم، شب تا صبح بر بالین‌مان بیدار ماندند؛ تروخشک‌مان کردند و نانِ سفره‌شان را با ما قسمت کردند. هیچ‌کدام‌شان هم نگفتند خسته‌ام یا وقت ندارم. حالا که نوبتِ آن‌هاست، حالا که مثلِ یک طفل، محتاجِ یک نگاه و یک دستِ نوازش شده‌اند، انصاف نیست که آن‌ها را سربار ببینیم. شنیدنِ اینکه برخی، پدر و مادرِ پیرشان را مثلِ یک کالا بینِ خانه‌هایِ فرزندان جابه‌جا می‌کنند و با بی‌میلی از آن‌ها نگهداری می‌کنند، واقعاً دردناک است. این رفتار، نه رسمِ مسلمانی است و نه رسمِ مردانگی. حرفِ حساب این است: این چرخه، چرخه‌یِ طبیعت است. فردا شاید، همین رفتاری که امروز ما با والدین‌مان داریم، فرزندانِ خودمان با ما خواهند داشت. ما داریم سرمشق می‌نویسیم و آن‌ها دقیقاً همان را مشق خواهند کرد. پدر و مادر، فرصتِ طلایی هستند. این روزهایِ سخت، خیلی زود تمام می‌شود. روزی می‌رسد که خانه ساکت می‌شود، چایِ قندپهلوِ پدر دیگر دم نمی‌شود، و صدایِ دعایِ خیرِ مادر در راهروها نمی‌پیچد. آن روز، حسرت، سنگین‌ترین باری است که بر دوشِ آدم می‌ماند. کاش آن روز نگوییم: ای کاش بیشتر می‌رسیدم.... بیایید تا هستند، قدرِ این نفس‌هایِ گرم را بدانیم. مراقبت از پدر و مادرِ بیمار و سالخورده، اعمالِ شاقّه نیست؛ اعتبارِ آخرت و آبرویِ دنیایِ ماست. تا سایه‌شان بر سرِ خانه است، تا صدایشان در خانه می‌پیچد، درِ بهشت را با خدمت به آن‌ها باز کنید. این فرصت، دیگر تکرار نمی‌شود.... خداوند همه ی پدران و مادران را حفظ کند و ان شاءلله دوران سالمندی شان آبرومندانه طی شود.. و روح همه ی پدران و مادران آسمانی شاد باشد... امروز پنجشنبه است خیلی ها بر سر مزار پدر و مادر میروند و خیلی ها هم شرم حضور دارند... طوری عمل کنیم که اگر پنجشنبه ای بودیم و پدر و مادر رفتند با وجدان راحت برایشان آمرزش طلب کنیم.... با احترام 🛑دهستان لیوان: https://eitaa.com/Dehestan_Livan

photo content

#قانون_بدانیم 🔺قولنامه این خانه‌ها دیگر اعتبار ندارد 🔷 سخنگوی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور: تنظیم قولنامه عادی برای املاک دارای سند مالکیت حدنگار سبز رنگ ممنوع است و مشاوران املاک متخلف با جریمه، تعلیق و حتی ابطال پروانه کسب مواجه خواهند شد. 🔹املاک دارای اسناد مالکیت حدنگار سبز رنگ، اسناد تک‌برگی هستند که پس از لازم‌الاجرا شدن قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، یعنی پس از ۳ تیر ۱۴۰۳ صادر شده‌اند و مشمول الزامات این قانون در خصوص نحوه معاملات هستند. 🔹نحوه معاملات املاک دارای سند سبز رنگ فقط از سه طریق امکان‌پذیر است: 🔶 روش اول؛ تنظیم قرارداد در دفتر اسناد رسمی 🔸دفاتر اسناد رسمی به درخواست طرفین معامله نسبت به تنظیم و ثبت قراردادهای خصوصی اشخاص از قبیل تعهد به بیع، قولنامه رسمی و امثال آن اقدام می‌کنند. 🔷 روش دوم؛ ثبت پیش‌نویس قرارداد توسط مشاور املاک 🔹مشاوران املاک و بنگاه‌های معاملات ملکی پس از مذاکرات مقدماتی، نسبت به درج پیش‌نویس قرارداد در سامانه ثبت الکترونیک اسناد اقدام و پیش‌نویس مذکور را برای تنظیم سند رسمی به دفاتر اسناد رسمی منعکس کنند. 🔹طرفین معامله حداکثر پنج روز از تاریخ ثبت پیش‌نویس قرارداد مهلت دارند برای ثبت معامله به دفتر اسناد رسمی مراجعه کنند و در صورت عدم حضور ظرف مهلت مقرر، پیش‌نویس از سامانه حذف می‌شود. 🔹پیش‌نویس قرارداد فاقد آثار حقوقی قرارداد است؛ بنابراین در مرحله درج پیش‌نویس در سامانه و تا پیش از ثبت رسمی معامله توسط سردفتر، طرفین معامله باید از مبادله هرگونه وجه و اسناد و مدارک ملک خودداری کنند. 🔶 روش سوم؛ تنظیم قرارداد یکسان و مراجعه به دفترخانه 🔸مشاوران املاک با توجه به شرایط معامله می‌توانند در قالب قرارداد یکسان و نمونه، معامله را در سامانه ثبت کنند و سپس طرفین معامله باید ظرف حداکثر سه ماه از ثبت قرارداد یکسان، برای ادامه فرآیند و رفع محدودیت به دفتر اسناد رسمی مراجعه کنند. مشاور املاک شاهین بندرگز مجتبی طاهری 09139415003 سایت هوشمند املاک شاهین amlakshahin.ir