es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

SevenHells

SevenHells

Ir al canal en Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Mostrar más
468
Suscriptores
-124 horas
Sin datos7 días
-130 días
Archivo de publicaciones
میگن اگه رفتی لب دریا اسمتو رو ساحل ننویسی عکس نندازی رو پروفایل دریا عصبانی میشه میگادت.

اگه مثلن همونطور که زامبی ها رو یک گروه متفاوت با انسان ها در نظر میگیریم، آخوندهارم یک گروه متفاوت در نظر بگیریم به این نتیجه میرسیم که این مملکت رِ زامبیا گرفتن، اداره شم میکنن.

چه گویم که چسناله جز ملال نیست -چه برای نویسنده و چه برای خواننده- از این روست که سکوت اختیار میکنم، تا وقتی که حرفی جز چسناله برای زدن داشته باشم. خدا قبول کند، ان شاء الله.

دلم شکسته. خدا نصیب نکنه.

خوشحال اومدیم خونه، گفتیم الان درو وا میکنیم، خاتون با اون سرخاب سفیداب قشنگش، چای به دست میاد میشینه کنارمون، ماچمون میکنه، میگه « خسته نباشی آقا. » مام یه نیگا میندازیم تو چشاش و میگیم « اصلن خاتون، همین چشای تو که هست، دیگه چای و خواب و اینجور چیزا لازم نیست بانو؛ خودش خماری آدمو میکشه. ما معتاد چشاتیم آخه. » بعد سرخ میشه مام یه کش میدیم بدنمون میگیم «آخ که خستگیم در رفت.» درو وا کردیم، یه کیلو خاک نشسته بود رو این سماور صاب مرده. دلمون گرفت هیچی، خسته ترم شدیم...

امان از دلتنگی آقا، امان... فیلَم باشی یه ذره دل نداشته باشی چه فایده؟ دلت تنگ باشه چه فایده؟ حالت از همه چی بهم میخوره، صرفن چون اونی که باید، نیست...

photo content

کتاب یجوری گرونه که آدم دلش بخواد هم سرانه مطالعه بالا نمیره :(

ما فک میکردیم هرچی بیشتر درس بخونی بیشتر تو دل استاد جا داری، اومدیم دیدیم نه مثکه سایز ممه فاکتور مهم تریه.

مثل یک مهره ی شکسته ی شطرنج دلتنگتم.

تو هم که نیومدی و این کبودی گوشه دستمو کی ماچ کنه خوب شم؟

اونجا که شاعر میگه «ایچگیلی ایچگیلی شوعی لوعا»، اونجا.

+ نسبت شما چیه؟ _ والا ما ایشون رو میشناختیم ایشونم مارو، از یه روز ببعد دیگه حرف نزدیم، حالا نه ما ایشون رو میشناسیم نه ایشون مارو.

لطفن این روشن فکر بازیتان رِ هم وسط عزاداری ما واسه عشقمان نریزید. فردا اجازه دارید قیمه ها رِ بریزید تو ماستا ولی روشن فکریتان رِ تو عزاداری ما نه، نریزید.

لطفن این شلوارکتان رِ با پیرهن نپوشید تو مهمونیا. فک میکنید کوله ولی نیست به حق علی.

ناراحتی در من لونه کرده. کاش بودی و میدیدی.

اون چیزی که برای من عقل سلیمه برا یکی دیگه حماقت محضه. لطف کنید عقایدتون رِ تو کون خودتون نگه دارید جاش تو کون بقیه نیست.

کاش میشد بخوابیم ولی تا به ابد...

هر دفه این کسشرا رو بعد از کار در معدن سخت اعلام میکنین، چندین تا کارگر معدن خودکشی میکنن.

لب حوض نشستیم، دیدیم ازون دوتا ماهی قرمزی که ۶ ماه پیش خدا بیامرز خریده یکی زنده مونده اون یکی دق کرده شاید، شایدم نفس نداشته، نمیدونیم که. نگاه به آسمون کردیم گفتیم «خاتون؟ برگرد تورو به حق ابوالفضل. ببین ماهیام بی تو حالشون بده..! من که دیگه باید ده بار دق کنم آخه.» دیدیم جواب نداد، گفتیم «خاتون، آخه این چه غصه ای بود گذاشتی رو دلم؟» بغضمون تِرِکید، با ماهی تو حوض زار زدیم.