SevenHells
Ir al canal en Telegram
468
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-730 días
Archivo de publicaciones
468
دوست دارم خلاصه باشم. خلاصهترین چیزی که وجود دارد. اتفاقی باشم که زیادی وقت کسی را نمیگیرد و حافظه زیادی به خودش اختصاص نمیدهد و توی هر کلمهاش هزارتا چیز هست، فقط نمیشده همه را بگوید. خلاصهها اگرچه کوتاه و کم حجمند ولی توی ذهن آدم میمانند. این همان چیزی است که دوست دارم.
468
یک توییتی بود که خداوند را قسم میدهم نمیدانم کجا خواندمش و چه اسمی داشت. اما نوشته بود چرا زندگی حتما باید هدف خیلی بزرگ و مشخص و سرسامآوری داشته باشد؟ به گمان من میشود زندگی کرد و از مسیر زندگی لذت برد و از هر اتفاقی معنایی ساخت تا زندگی معنا پیدا کند. الزامی ندارد آدم روی ماه پیادهروی کند تا حس کند زندگیاش کامل شده. برای نتیجهگرایانی مانند من، چنین صحبتهایی اول مثل یک شوخی بیمزه است، مثل حرفهای کسی که بلاهتش آنقدر زیاد است که خودش هم متوجهش نیست. اما هرچه بیشتر فکر میکنم بیشتر به این مفهوم ایمان میآورم. شاید زندگی، چیزی جز یک آپارتمان کوچک، نزدیک به خیابان اصلی، پر از صدای ماشین و بوی چایی دارچین نباشد. شاید زندگی باز کردن یک یخچال خالی باشد که داخلش یک تکه نان خشک بیشتر نمانده. شاید زندگی فوت کردن خاک از روی کتاب مورد علاقهات باشد. شاید زندگی شنیدن آواز پیرمردها برای همسر از دست رفتهشان باشد. شاید هم زندگی فقط زل زدن به مژههای کسی باشد که حواسش نیست. کسی چه میداند؟
468
یه جوری آگهی میزنن انگار از یه سیبزمینی میخوان همزمان شلیل و هلو و انبه و نارگیل و خیار و هویج و چغندر و انار باشه تا استخدامش کنن.
468
تنفر از آینه، شکل جدیدی از تنفر از خود است. آدمی که خودش را دوست داشته باشد که از چشم های خودش فرار نمیکند.
468
اضافه بودن، حسیه که همیشه همراه منه. هر از گاهی برای دو سه روز محو میشه و بعد دوباره میخوره توی صورتم.
468
پیاماس طوریه که چیزهایی که در حالت عادی ۲ تا اذیتت میکردن الان ۳۸۶ تا اذیتت میکنن و حتی از کاغذی که خط خطیش کردی ناراحت میشی که چرا خطهای تورو پذیرفته و اینطور با بیملاحظگیش بهت بیاحترامی کرده و از فروشندهی کاغذ هم کینه به دل میگیری که چطور بهت چنین کاغذ نامحترمی فروخته. سر تا پای این بخش از زندگی رو کثافت و لجن فرا گرفته و متاسفانه بیشتر از هیچ کاری هم کاری نمیشه کرد.
468
کلی غر دارم و از غر زدن هم خسته شدم. از اینکه مشکلاتم اینقد جهان اولی طور هستن هم متنفرم و غر دارم. کلا یک لوپ بی حاصل از غر زدنم که تا وقتی بهش 12 کیلو کار ندن خفه نمیشه.
468
بعد از یک مدت خاصی از مصاحبت و همنشینی با کسی که دوستش داری، شروع میکنی دوباره عاشقش شدن. یک بار تمامش را عاشق میشوی و بعد از آن، تدریجا و بدون اینکه بفهمی چطور، قوس کنار انگشتهاش و شکل انحنای کمرش و طرز حرکت لبهاش موقع صحبت کردن و صداش وقتی مسخرهات میکند و شکلی که موهای ریشش گوشه صورتش پیچ میخورد (اگر ریش داشته باشد)، را عاشق میشوی. همینقدر ساده یک روز که تنها نشستهای با دیدن یک خال مشابه روی بازوی یک نفر، گریهات میگیرد.
468
کاش میشد یه بیو بزنی روی خودت، همه جا دیده میشد: "اگه حرفت فردا یادم نمیمونه ترجیح میدم حرف نزنیم."
468
بعضی حرفها طوری حال آدما رو عوض میکنن که باورکردنی نیست. بنابراین تصمیم بگیریم مهربونتر باشیم. با تشکر.
468
روانشناسی موفقیتی که توی بسیاری از کتابا و بسیاری از ویدئوهای انگیزشی بهتون فرو میکنن یه دروغه. واقعیت اینه که آدما میتونن هر روز سگ دو نزنن و موفق بشن. آدما میتونن خسته بشن و بازم موفق بشن. آدما میتونن برای خودشون بیشتر وقت بذارن و بازم موفق بشن. واقعیت واقعی اینه که عددای بالاتر آدمی رو که نمیتونه بیشتر از 10 دقیقه با فکر خودش تنها بمونه خوشحال نمیکنن. در واقع به نظر اون شخص اصلا موفقیتی نیست که بخوان حس موفقیت کنن. موفقیت واقعی رو با عددای پایین تر و ذهن بازترم میشه داشت. بنظرم لازمه هر از گاهی یاد خودمون بندازیم که اگر تمام 5 دقیقه های عمرمونو در حال سگ دو زدن نباشیم، چیزی از ارزش و هویتمون کم نمیشه. گفتم اینو بگم تا یادآوری امروزتون من باشم!
468
اینقدر بی هدف و بنده محیط شدم که به خودم قول دادم دیگه قول ندم ولی باز هم بنده محیط شدم و قولمو شکستم و قول دادم. چیه این بی ارادگی و نکبت؟
468
بعضی چیزها هرگز توی زندگی تکراری نمیشوند. مثل بغل یا خرخر گربهها. حداقل من اینطور فکر میکنم!
