SevenHells
Ir al canal en Telegram
474
Suscriptores
-124 horas
-27 días
-930 días
Archivo de publicaciones
474
+3
لوبیاشاه و چرتهای صبحگاهی (تا وقتی که آفتاب پشت پنجره یکم بیاد پایین و توی چشمش نیفته).
زمستان ۴۰۳
474
این ظرف شستنم باگه ها. باید آدم ظرفشو لیس بزنه و تمیز حساب بشه. یعنی چی هر دفعه یه چیزی میخوری باید ظرفشم بشوری؟
474
دیشب نخوابیدم. صبح امروز با دوستم رفتیم بیرون. تازه هم برگشتهم. چنان خستهام که چشمام باز نمیمونه. درود به خواب اول شب. درود به بیدارشدن کلهٔ سحر، حتی کمی بعد از نیمهشب. درود به خستگی. درود به دوستها. درود کلا. خیلی خوشحالم که دوباره ساعت خوابم رو انداختم این موقع. شاید نیازی به خودکشی نباشه فعلا. درود.
474
دوست داشتن خیلی خوبه. کاش پولدار بودم ده تا خونه میخریدم دورم همهش رو میدادم به دوستام. 😭
474
دوست کامیار یه دوستی داره که پنج تا مار داره. یکیشم ازین بند کفشیاست. هرچی میگم باهم آشنا بشیم مردی میگه نه. من مار میخوام بچهها. مارمولک و مار و آفتابپرست و اژدها. 😔🙏
474
دیشب لوبیا اذیت میکرد و تا صبح نتونستم بخوابم. تازه یک ساعته بیدار شدم و بر سرم میکوبم. کلی کار باید انجام بدم. 🤡
دیگه نمیدونم من خونهداریم بده یا مامانم دیگه خیلی وسواسی خونه نگه میداره یا هر دوش. :)) چون بااینکه میدونستم مهمون میآد و بااینکه خیلی وقت نیست مهمون داشتم، بازم خونه رو به خاک و خون کشیدم و باید با حمالی تمیزش کنم. 😭
خدا منو بخوره 😭
474
اون حالی که خیلی مریض و بدبخت میری دکتر، از بدندرد نمیتونی صاف بشینی، لرز داری، تب داری، چشمات میسوزه، نفست تنگه، بعد دکتر میبینه علائمت خیلی بده و میگه برو سرم بزن و بعد میری با گریه روی تخت میخوابی چون بدنت خیلی درد میکنه و بعد سرمت رو میزنن و چشماتو میبندی و سرمای مایع سرم یکم تبت رو آروم میکنه و کمکم درد بدنت فروکش میکنه و حتی یه ذره خواب میدوعه پشت چشمات... اون حال رو میخوام. مخصوصا وقتی بعدش میری خونه و بالاخره میتونی بدون درد و نفستنگی چشمات رو روی هم بذاری و بخوابی. اون یک شب فروکش درد و دغدغه رو، با تمام حال بد قبل و بعدش، به قیمت یک سال از عمرم میخرم.
474
شنبه مهمان قند و عسل دارم. 😔🙏
خبر خوبیه چون بالاخره تنگ میکنم خودم رو و تیرامیسو رو میزنم. :)))))))))))))))
474
امروز حالم بد بود و تیرامیسو مالید. 🧌
میخوام دوباره لیدیفینگر درست کنم و از اول برم سراغش. شاید یکم امید به زندگیم بیشتر شد 🫠
خبر خوب اینکه عصاره وانیلی که خودمون با گلیسرین خوراکی گذاشتیم درست شه بوی بهشت میده و یک ماه دیگه آمادهست 😌
474
امروز یادم اومد بچه که بودم، آموزشپرورش گوزوی ندار فقیر گدا هم موقع تقدیر از معلمین بهشون سکهٔ طلا میداد.
474
راجعبه خودکشی حرف زدم. اذیت میشید نخونید.
اگه لوبیا نبود امشب پشتبوم بودم. یه چیزی هست به اسم passive suicidal ideation. وقتی این حالت رو داری به مردن فکر میکنی ولی براش برنامه نمیریزی و فعالانه دنبالش نمیری. من سالهاست درگیر این مدل فکرهای مزاحمام ولی قبلا مثلا شاید هفتهای دو بار با خودم میگفتم «هاه، جالبه. زندگیم میتونه همین الان تموم بشه اگه بخوام». الان روزی چند بار با خودم میگم «کاش زندگیم تموم شه الان». اختلاف این دو تا خیلیه. به نخ رسیدهم دیگه. دوپامین عشق، گریه، سیگار، دستمزد، کار جدید، انجام پروژه، غذای خوشمزه، عطر خوشبو، چای هل، بازی، فیلم، سریال، کارتون، انیمیشن، ویدئوهای بیپایان یوتوب، هیچی، هیچی، هیچی دیگه واسه خوشحالیم کافی نیست. خسته شدم. فاصلهٔ من با فکر خودکشی یه گربهست و این رقتانگیزترین وضعیه که توی عمرم داشتهم.
نمیخوام در آینده به این روزام بخندم. نمیخوام در آینده حالم خوب بشه. نمیخوام بعدا قدردان این روزام باشم. نمیخوام بعدا داستان بدبختیهام رو، مثل داستان مسیر برفی پر چالهچولهٔ مدرسهٔ مامان و بابام، برای بچههام تعریف کنم. نمیخوام اینقدر پولدار بشم که این روزام یادم بره. میخوام الان خوب باشم. الان که سن خوببودنمه! الان که هنوز باوجود کمردرد و زانودرد و اماس و قرص اعصاب بازم میتونم سرپا باشم و زندگی کنم. نه روزی که سیستم عصبیم از هم پاشیده، مفاصلم دارن قیژقیژ میکنن و نزدیکترین رفیقام دکتراییان که میرم پیششون. تازه اگر چنین روزی برسه! اگر رنگ بازنشستگی رو ببینم. اگر رنگ بچهدارشدن رو ببینم. اگر رنگ دکتر رو بتونم ببینم.
Active suicidal ideation, we're closer together like we've never been.
474
بچهها من اینقد لوبیاشاه رو دوست دارم دلم با بوس و بغل خنک نمیشه. حس میکنم باید براش خون بریزم و برم به جنگ امپراتوری عثمانی و لشکرکشی کنم و قلهٔ فوجی رو براش فتح کنم. 🧌
474
حالا دختره بار اولشم نبوده. توی برنامهش هر شرکتکننده میتونه فقط ده دقیقه فیلم زندهٔ پارتنرش رو ببینه. ده دقیقهٔ مونتویا دقیقا همین لحظهای افتاده که دوستدخترش داره بهش خیانت میکنه. 😭😭😭
اونم واسه بار دومممم
