SevenHells
Ir al canal en Telegram
468
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-730 días
Archivo de publicaciones
468
چیزی که من رو تا این موقع بیدار نگه میداره فکر اینه که تمام ما، نه تنها ایرانی ها بلکه کل جهانیان، با تفکر "قبولش کن چون یک نیروی بزرگتر (کائنات، پدر و مادر، رئیس، بزرگترها، خدا و هرچیز دیگه ای) گفته و تو باید قبولش کنی وگرنه باید عذاب بکشی" بزرگ شدیم و متاسفانه قدرت اختیار و تفکری که در خدمت ما بوده رو به اندازه کافی استفاده نکردیم. توی انتخاب کردنامون اکثرا فکر کردیم چاره دیگهای نداریم، اکثرا فکر کردیم اون عذاب ارزش یک انتخاب بهتر رو نداشته، اکثرا نتونستیم اون چیزی که پیامد واقعی و طبیعی انتخابهامون بوده رو تجربه کنیم حالا چه خود عذاب در حال حاضر بهمون وارد بشه چه ترس از عذاب. و معمولا هم به پیامد این تفکر که "رد مسئولیت در قبال انتخاب هامون" هستش فکر نمیکنیم.
گاهی به این فکر میکنم اگه بشریت تمام پتانسیلشو با قبول مسئولیت نتایج طبیعی اونا، بدون تحمل عذاب از جانب عوامل خارجی مادی یا ترسِ عذاب از جانب عوامل خارجی غیرمادی کشف میکرد، الان کجا بودیم؟ اگه سنتهای بیخود رو بدون ترس میشکستیم و به سنتهای معقولانهتری پناه میبردیم چی میشد؟ من الان کجا بودم؟ تو الان کجا بودی؟
468
خب وقتی حرف آدمو نمیفهمید جای باز کردن دهنتون، گوشتونو باز کنید تا اول بفهمید چی میگه بعد اگه فضا، فضای زر زدن بود، زر هم بزنید.
- وقتی شب خوابت نمیبره با خودت دعوا میکنی -
468
دلم میخواد بدونم که آیا دنیای دیگه ای هست که توی اون سیب زمینی ها آدما رو توی سبد توی تراسشون نگه دارن و وقتی خیلی گرسنه ن پوست آدما رو بکنن و سرخشون کنن و روشون سس بزنن و بخورن؟ آیا توی یه دنیای دیگه گاو ها پنیر صبحانه شون رو از شیر آدم تهیه میکنن؟ آیا توی یک دنیای دیگه ممکنه پیراهن ها آدم ها رو اتو کنن؟ آیا دنیایی هست که توی اون گوسفندا از چربی آدما روغن دنبه بگیرن؟ آیا دنیای دیگه ای هست که توی اون سگ ها توله آدم بخرن تا ازش مواظبت کنن؟ آیا ماهی ها توی یک دنیای دیگه میرن آدم گیری؟ و اگر میرن آیا قلابشون چگالیش کمتر از هواست؟ یا توی اون دنیا آدما توی آب زندگی میکنن؟ آیا دنیای دیگه ای وجود داره که توی اون ماشینا آدما رو پارک کنن؟ آیا دنیایی وجود داره که توی اون توپ های بسکتبال آدما رو پرت کنن توی سبد؟
و هزاران سوال دیگه ای که دقیقا وقتی باید بخوابی به ذهنت میرسه.
468
به اطلاعم رسید که آنتی بیوتیک ویروسو نمیکشه. حق با شماست. بنده هم چون دیدم پزشک های عزیز میهنمون برای بیماری ویروسی هم آنتی بیوتیک تجویز میکنن چنین تصوری داشتم. ولی از اصل ماجرا کم نمیکنه بنظرم. کرونا ویروسشه. به زودی باکتریشم پیدا میشه با این روند!
468
بنده از بعضی از خانم های قری بدم میاد. چرا؟ چون بدم میاد یک نفر تماااام زندگیشو بذاره روی اینکه چیکار کنم که یکی که باهاش ازدواج کردم خوشحال بشه و منحرف نشه سمت یک زن دیگه!
بله، همسرتو خوشحال کن و به فکرش باش. بله، به خودت و زندگیت برس. خیلیم قشنگه. خیلیم شیرینه. ولی از نظر من اگه اینقد گشادی که خوشحالی خودت و طرفت به اندازه کافی برات اهمیت نداره تا این کارا رو بکنی و فقط از ترس اینکه ولت کنه و از یک زن دیگه خوشش بیاد به این چیزا رو میاری، اگه بجز "همسرم منو تنها نذاره" هیچی تو چک لیست اهداف زندگیت نیست، بی زحمت اون زندگی رو بذار توی توالت سیفونم بکش. مرسی.
468
بیا اینقد الکی آنتی بیوتیک سگی مصرف کردید برای یه ویروس چسکی که وای یه کوچولو گلومو میخارونه آخرش بقای اصلح رخ داد و ویروسای آدم کش موندن. ازین ببعد همه مریضیا علائمش سنگین تر میشه. اصلا عطسه کنی مردی. حالا بیا جمعش کن.
468
محبوب من، کاشکی انقدر پول مفت داشتم که برایتان فندک زیپو بخرم اما خودتان که میبینید...
خرج خورد و خوراکم را بیشتر نمیتوانم بدهم.
468
بعضی از کلمه ها و حرفا خیلی درد دارن. نه به خاطر صرف فلان کلمه بودنشون البته. بهتر بگم؛ گاهی مفاهیمی که لای بعضی از کلمات ساده پیچیده میشن خیلی درد دارن.
شما کلمه عزیزم رو بگیر. بابات بهت بگه عزیزم ممکنه بری هفت آسمونو دور بزنی برگردی ولی ممکنه بخوری زمین یه غریبه بیاد بالا سرت نگات کنه بگه آخی عزیزم :( بعدم راشو بکشه بره. اون عزیزم ظاهر قضیه س. خود اون ترحمه س که مغز آدمو میخوره...
468
یکی هست تو خوابگاهمون هر روز تو راهرو با دوس پسرش دعوا میکنه. هر روزم میگه حامد تو چرا با من صادق نیستی؟ چرا اینقد دروغ میگی؟
از همین تریبون بهت میگم حامد جان، ترو خدا صداقت پیشه کن، دوس دخترت مارو حامله کرده.
