es
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Ir al canal en Telegram
548
Suscriptores
+124 horas
+17 días
+630 días
Archivo de publicaciones
Ⓜ️ تعهد یا تخصص 📝 دکتر محمد فاضلی +++ ➕ یکی از مباحثی که بعد از انقلاب ۱۳۵۷ مطرح شد و تا به امروز هم تداوم یافته، رابطه تعهد و تخصص است. این موضوع با نظام گزینش کارکنان، در تار و پود نظام اداری تابیده شد. صورت متفاوتی از مسأله نیز با اسم و رسم دیگری در کارکرد شورای نگهبان و نظارت بر نامزدهای ورود به عرصه انتخابات ظهور کرده است. نظام گزینش و نظارت شورای نگهبان هر دو در نهایت مدعی برگزیدن متعهدان و راه بستن بر غیرمتعهدان هستند. عاقبت این رویکرد نیز عیان شده است. پیتر اوانز، جامعه‌شناس توسعه، نکته‌ای را در همین مورد ذکر می‌کند که برای بررسی شرایط ایران بسیار راهگشا و روشنگر است. اوانز در بررسی تجربه‌ی توسعه صنعت فناوری اطلاعات (IT) در کره جنوبی، برزیل و هندوستان، نشان می‌دهد که: سطح تخصص بالای بوروکرات‌های دولتی مسئول برنامه‌ریزی توسعه فناوری اطلاعات در این سه کشور، سبب تعهد آن‌ها به توسعه ملی و ارتقای فناوری اطلاعات در سه کشور شده بود. نکته بسیار روشنگر اوانز این است که: [آدم‌های متخصص، وقتی در دولت قرار می‌گیرند، و وقتی به اندازه کافی ملی‌گرا هستند، آمال و آرزوهایی برای توسعه ملی، و آرزوهایی برای پیشبرد پروژه‌های تخصصی خود دارند. این آدم‌های متخصص را، اجرا کردن آن پروژه‌های تخصصی ارضا می‌کند نه دست یافتن به منافع مادی و اهداف حقیر.] آدم‌های متخصص که با شایستگی به جایگاه در دولت رسیده باشند، حرفی برای گفتن، طرح و ایده‌ای برای دنبال کردن، و سرمایه فکری و شأنی دارند که حتی در صورت خارج شدن از دولت نیز آسیب نمی‌بیند. همه وجودشان به دولت گره نخورده، بلکه دولت برای آن‌ها ابزار و مسیری است که از طریق آن، رسیدن به اهداف تخصصی و ملی‌گرایانه خود را دنبال کنند. اما آدم‌های غیرمتخصص که با زد و بند سیاسی، تعلق به دستگاهی ایدئولوژیک یا روابط غیرتخصصی در دستگاه دولت جا گرفته‌اند، از درون تهی هستند، شأنی بیرون از دولت و هدفی تخصصی برای دنبال کردن ندارند. تزلزل و ترس آمیخته با وجود آن‌هاست. دائم دنبال ارتقای سیاسی و یک پله بالاتر رفتن هستند تا جایگاه سست‌شان که ناشی از فقدان تخصص و قوت درونی است، با قدرت سیاسی و جایگاه‌های بالاتر جبران شود. این آدم‌های غیرمتخصص، متعهد هستند، اما نه به کاری که بر آن گمارده شده‌اند؛ هدفی دارند اما نه در راستای عرصه تخصصی‌شان؛ و حتی وقتی نیات خیری دارند، از پس محقق کردن آن‌ها برنمی‌آیند. اوانز نشان می‌دهد: بوروکرات‌های متخصص هندی حتی در محیط بوروکراسی پرفساد هند، از سالم‌ترین‌ها بودند؛ و بوروکرات‌های متخصص برزیلی، نقشی بزرگ در توسعه صنعت فناوری اطلاعات برزیل ایفا کردند. بوروکرات‌های متخصص کره‌ای هم در همکاری با بخش خصوصی، کره را به جایگاه فعلی رساندند. آن‌ها به‌واسطه متخصص بودن، بالاترین سطح از تعهد به توسعه ملی را بروز دادند. بازخوانی تاریخ معاصر ایران از زاویه نگاهی که پیتر اوانز شرح می‌کند، می‌تواند این گونه باشد: اولویت دادن تعهد بر تخصص و دنبال متعهدِ متخصص گشتن، کار عبثی است. تعهد مؤثر و مفید داشتن از متخصص بودن شروع می‌شود. تخصص است که موضوعی برای تعهد خلق می‌کند. متخصص غیرمتعهد البته ممکن است؛ اما متعهد غیرمتخصص، اگر هم ممکن باشد، به درد نمی‌خورد. @simar50

بی من چه می‌کند.... https://t.me/NasimAtaei

🎵 Raftanet Remix by RokoshaA - Amir Tataloo 👤 @LEEROYBEAT ⏱ 04:56 💾 11.36 MB

... دیو چه بیرون رود فرشته درآید...! مهندس بازرگان می‌گفت: انتظار انقلابی‌گران، این بود که با رفتن شاه، مانع بزرگ آرمان‌های انقلابی، همه‌چیز درست و دلبخواه خواهد شد. رفتن او عید انقلاب بود: «دیو چه بیرون رود فرشته درآید». بازرگان اما، بنابر عقلانیت و خردی که در آن روزگار کمتر بهره‌ای از آن بود، صادقانه و شجاعانه اعتراف کرد که «ما اشتباه می‌کردیم». نهیب می‌زد که باید می‌گفتیم «دیو چو بیرون شود فرشته درآید». دانست که انقلابی‌گران، در فهم دیو و فرشته برخطا بودند. بازرگان به حق و درستی می‌گفت: دیو، نه «شخص شاه»، که باید «استبداد و فرهنگ و روحيه‌ی استبدادی» می‌بود؛ این دیو، که استبداد و طاغوت باشد، باید از «از درون و از نفوس طبقات ملت» بیرون می‌شد. فرشته‌ی آزادی نیز که ظاهراً از شعارها و آرمان‌های انقلابی بود، خود به خود داخل نمی‌شود بلکه خودمان در درون افكار و آمال و اخلاق‌مان حتی در آداب‌ و عادات‌مان باید آن را پرورش می‌دادیم. بازرگان این را از ناپختگی و نارسایی انقلاب می‌دید.  می‌توان سخن بازرگان را این‌گونه بسط داد؛ ضرورت و مصلحت ، در توسعه‌ی معرفتی و فکری بود و اصلاح و ترمیمِ گفتمان عام جامعه. باید دیو استبداد و اسارت از فرهنگ سیاسی عمومی بیرون می‌شد و فرشته‌‌ی آزادی و دموکراسی در آن داخل، این یعنی؛ باز و آزاد کردنِ تفکر سیاسی از بندهای ایدئولوژیک. دموکراتیک‌شدنِ فرهنگ و گفتمان سیاسی و اجتماعی و تزریق تدریجی عقلانیت و مدنیت و حقوق‌مداری و قانون‌گرایی به آن. اما کژی و انحراف در اندیشه و واژگان سیاسی، آفریننده‌ی دیوِ مهیب‌تر و درنده‌تر و سیاه‌تری به نام استبداد دینی شد و آن را جای دیو پیشین نشاند، و بال و پر فرشته‌ی آزادی و دموکراسی را چنان سوزاند که مجال پرواز را از آن گرفت. انقلابی‌گران، نه دیو را شناختند و نه فرشته را. خودشان اسیر دیو استبداد بودند و فرشته‌ی آزادی را در ایدئولوژی تنگ خود زندانی کردند. این انحراف و کژی اما نه در حاشیه که در اصل انقلاب وجود داشت. انقلابی استبدادپرور و ویرانگر، که ماهیت و حقیقت‌اش کژنمایی آزادی و اسارت بود؛ اسارت را به نام آزادی فروخت و آزادیی را که وعده‌اش را داده بود، دزدید. نه برای دموکراسی بود و نه به دموکراسی ختم شد. قیامی بود علیه مشروطیت، برضد لیبرالیسم مشروطه‌خواه، از جانب دشمنان آشکار و نهانش، کمونیسم و اسلام سیاسی. @simar50

‌‌.... کشور شایعات #رحیم_قمیشی می‌گویند احمدی‌نژاد باز رد صلاحیت شده، می‌گویند جهانگیری هم رد شده، می‌گویند آخوندی حذف شده، می‌گویند اعضای دولت رئیسی هیچکدام تایید نشدند، گفته می‌شود بذرپاش رد شده، صادقی هم، کواکبیان و خیلی‌های دیگر. همه‌اش شایعه است، لابد نباید باور کنیم! شایع شده قالیباف و جلیلی و قاضی‌زاده هاشمی و پورمحمدی تایید شده‌اند، می‌گویند پزشکیان و همتی هر دو تاییدند. شایعه می‌سازند لاریجانی وضعیتش پنجاه پنجاه است، هنوز در برزخش نگه داشته‌اند تا یک عمل دیگر انجام دهد، شاید بهشتی شود شاید جهنمی!! تا اینجایش عادی است، شایعات طبیعی است، وقتی همه چیز به شورایی سپرده شده که نه جلساتش علنی است و نه بعدها هم گفته خواهد شد مبنای تصمیماتش چه بوده، تصمیم رد شدن‌ها و تایید شدن‌ها را چه کسانی گرفته‌اند. تا اینجایش طبیعی است. جوانترها یادشان نمی‌آید قدیم‌ها در طول هفته بلیط بخت‌آزمایی می‌فروختند تا چهارشنبه، آن روز همه منتظر بودند شاید یکی از برندگان باشند. یک گوی بود و صدها هزار منتظر. و اگر برنده بودند چقدر خوش به حالشان بود. حالا حس هشتاد نفر قابل درک است و این شایعات. کدامشان برنده می‌شوند، هم دنیایش آباد شود هم اخرتش!! می‌شود به شایعات اصلأ توجه نکرد. اگر چه همیشه شایعات به واقعیات نزدیکتر بوده‌اند. برای آنها که تصمیم به دادن رأی ندارند، چه فرقی می‌کند کدام تایید می‌شود کدام نمی‌شود. اما شایعاتی که نمی‌شود از آن گذشت را چه کنیم!؟ شایع شده برای تایید هر داوطلبی مهمترین اصل تبعیت از نظرات ریز و درشت مقامات عالی است. نه چیز دیگری. گفته‌اند حق ندارند حرفی از رابطه با غرب بزنند. حرفی از زندانیان عقیدتی سیاسی. شایع شده باید تعهد بدهند همان مسیر آقای رئیسی را بروند. شایع شده هر کدام رئیس بشود در سیاست‌های اصلی نظام هیچ تغییری ایجاد نخواهد شد. شایع شده آقای مخبر از همین الان معاون اول هر پذیرفته شده‌ای است. شایع شده رئیس جمهور جدید حق ندارد حتی وزیران اصلی‌اش را تعیین یا معرفی کند. شایع شده دلار خواهد شد ۸۰ هزار، ملت باز هم فقیرتر خواهند شد، بنزین گران خواهد شد، اجاره‌ها، قیمت خانه‌ها، اقلام خوراکی، داروها، همه بالا خواهند رفت، و حقوق‌ها باز ثابت خواهد ماند. شایع شده هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. اولویت سیاست خارجی ما غزه است برجامی وجود نخواهد داشت. گشایشی نخواهد شد... من با شایعات اول کاری ندارم شایعات بعدی است که می‌دانم بر سرنوشت من تاثیر دارند. برای من مهم نیست کدام نام در قرعه‌کشی درمی‌آید. کدامشان همای پیروزی را به آغوش می‌گیرند... برای من مهم است چه چیزی ممکن است تغییر اساسی بکند. آیا می‌توانم خواسته‌ام را فریاد کنم و نترسم آیا می‌توانم منتظر آزادی بیگناهان باشم می‌توانم دارویم را بی‌دغدغه بگیرم؟ می‌توانم نگران نیمه دوم ماه نباشم؟ می‌توانم به خانه‌دار شدن امیدوار باشم؟ اجاره‌ها باز دو برابر نخواهد شد. باز نخواهند گفت دستور از بالا بوده. باز نخواهند گفت نمی‌گذارند باز سپاه همه تصمیمات را نمی‌گیرد باز در خیابان دخترانم گشت‌ها را نمی‌بینند باز نگران فردایمان نخواهیم بود باز موج مهاجرت باز رفتن جوان‌های مستعد من وقتی تفاوت مهمی نمی‌خواهد ایجاد بشود، بروم رای بدهم که چه بشود؟! که بگویم از همه چیز راضی هستم؟ بگویم اصلاح طلبان بهترند؟ بگویم اصولگرایان خوبند؟ من زندگی می‌خواهم دلخوشی خنده نمی‌دانم کی شایعه‌ای می‌شنویم؛ بزودی زندگی‌هایمان بهتر خواهد شد... @simar50