es
Feedback
بر اساس یک داستان واقعی...

بر اساس یک داستان واقعی...

Ir al canal en Telegram

یادداشتهای بابک خطی و جیران مقدم ارتباط با ادمین: @babakkhatti

Mostrar más
2 784
Suscriptores
-324 horas
-57 días
-2230 días
Archivo de publicaciones
طنابی که آمریکا به دست حکومت ولایت فقیه داده تا با آن خود را داربزند! در برنامه تفسیر خبر صدای آمریکا لینک کل برنامه: https://m.youtube.com/watch?v=erEs0zmIBgw&t=1927s&pp=2AGHD5ACAQ%3D%3D

منافع ملت ایران خط قرمز تمام فعالیت‌های سیاسی است! وظیفه اپوزیسیون همراه کردن منافع ملی حکومت‌های دنیا-از فرشته تا شیطان- با منافع مردم ایران است و این یک اصل خدشه ناپذیر است در برنامه تفسیر خبر صدای آمریکا همراه با آقایان میر جاودانفر و دامون محمدی لینک پخش کامل برنامه https://m.youtube.com/watch?v=erEs0zmIBgw&t=1927s

گفتگو با سیما بهاری در کانال جدید شیوع مننژیت در زندان اصفهان شرایط نابهنجار زندانیان از نظر بهداشت و درمان آزار سیستماتیک زندانیان سیاسی در زمینه بهداشت و درمان

گفتگو با سیامک بهاری در برنامه "کودکان مقدمند" لینک پخش کل برنامه https://youtu.be/6FTMMMgO3rA?is=ciPpMsZALOenro5H

صنایع و کارگاه‌هایی که نابودگر زندگی هستند! در گفتگو با ایران اینترنشنال

کودکی که از کودکان دزدیده می‌شود گفتگوی بابک خطی با سیامک بهاری در برنامه "کودکان مقدمند" لینک پخش کل برنامه https://teams.microsoft.com/meet/3830299584887?p=o3kbYETbDZTQyOGcY0

بررسی نمادین جنازه‌گردانی خامنه‌ای جیران مقدم در گفتگو با سیما بهاری تلویزیون زن زندگی آزادی

ساختار جمهوری اسلامی هرگز حکومتی عرفی نبوده، بیشتر به یک گنگ خلافکار یا کارتل قاچاق شباهت دارد! در برنامه تفسیر خبر صدای آمریکا همراه با حسن داعی و امیرتوحید فاضل با اجرای محسن آقا زمانی لینک دستری به کل برنامه https://m.youtube.com/watch?v=9EQZZgEvUio

-دلیل ریخت و پاش اقتصادی بی‌سابقه در مراسم خاکسپاری خامنه‌ای -چگونه پروپاگاندای حکومت در بحران مشروعیت رنگ می‌بازد؟! در برنامه تفسیر خبر صدای آمریکا همراه با حسن داعی و امیرتوحید فاضل با اجرای محسن آقا زمانی لینک دستری به کل برنامه https://m.youtube.com/watch?v=9EQZZgEvUio

+2
تست بکارت از نگاه اجتماعی فرهنگی و پزشکی در گفتگو با سیما بهاری از تلویزیون زن زندگی آزادی

Repost from Farsi VOA
احتمال دست داشتن حکومت در گسترش اعتیاد در گفتگو با دکتر بابک خطی، پزشک و فعال سیاسی

بررسی چرایی افزایش اعتیاد در ایران در گفتگو با صدای آمریکا ۷ تیر ۱۴۰۵

بررسی چرایی افزایش اعتیاد در ایران در گفتگو با صدای آمریکا ۷ تیر ۱۴۰۵

اهداف و اتفاقات کنفرانس روز جهانی زندانیان سیاسی در گفتگو با محسن ابراهیمی

نگاهی نمادشناسانه به حکم صادر شده برای پرستو احمدی و گروهش جیران مقدم در گفتگو با سیما بهاری

پاسخ به سوالاتی در باب رنجی که می‌بریم! بابک خطی آیا حال ما خوب است؟! نه! حال ما خوب نیست، بعد از کشتار خونین دی ماه و از دست دفتن هزاران تن از شجاع‌ترین و بهترین فرزندان این سرزمین و در شرایطی که توسعه طلبی‌های یک گنگ بی‌رحم که نام حکومت برخود نهاده فضای سیاسی را به انسداد کامل و شرایط اقتصادی را به رکودی بی سابقه رسانده، مردم این مرز و بوم را خاکسترنشین کرده است، حال چه کسی می‌تواند خوب باشد. البته ما از این نقاط عطف خونین کم نداشته‌ایم. زن زندگی آزادی در ۱۴۰۱، آبان ۹۸،دی ماه ۹۶، خرداد ۸۸ ، تیر ۷۸، تابستان ۶۷؛ و همین طور این رشته در دهه سیاه شصت پیچ و تاب می‌خورد و جان فرزندان ایران را برای بقای یک حکومت فاسد تمامیت‌خواه از مردم و جامعه می‌گیرد. رشته‌ای از جنایات پیش رونده که پس از دو اتفاق بزرگ اولی جنبش زن زندگی آزادی و دومی بزرگترین سرکوب و کشتار خیابانی تاریخ در دی ماه ۱۴۰۴ و در بستر انقلاب شیر و خورشید رابطه حکومت با مردم به مرحله غیرقابل بازگشت رسانده و بین آنها دریایی از خون فاصله برقرار نموده است. آیا دولت آمریکا به مردم ایران خیانت کرده است؟! آیا مردم حق داشتند روی وعده کمک آمریکا حساب کنند؟ واقعیت این است که قسمت قابل توجهی از مردم ایران در جنگ اخیر به نابودی حکومت اسلامی امیدوار شدند. اما بیایید ببینیم که چگونه این پروسه شکل گرفت و برای بررسی دقیق این مساله ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهیم که بر اساس عقل سرد آیا دولت آمریکا در عرف معمول دنیا مسوولیتی درمورد ما مردم ایران دارد؟ طبعا نه و این‌گونه نیست که هر ایرانی متوجه منطق این مساله نباشد. انتظار معقول و منطقی ما به عنوان مردم ایران نیز از ابتدای کار نه دخالت آمریکا یا ….بلکه همانی بود که در جامعه جهانی و قوانین آن تحت عنوان پروتکل R2P پیش‌بینی شده است و بر اساس آن جامعه جهانی تعهد داده است که در برابر چهار جنایت مشخص یعنی نسل‌کشی، جنایت علیه بشریت، جنایات جنگی و پاکسازی قومی در یک کشور وارد صحنه شود و به کمک مردم آن در برابر حکومت بیاید. بنابراین پس از رخ دادن مصادیق متواتر و چندگانه جنایت علیه بشریت در کشتار و اعتراضات خونین دی ماه نیز انتظار مردم ایران این بود جامعه جهانی با محور سازمان ملل متحد تحت پرتوکل R2P وارد صحنه شود و به داد آنها برسد. جامعه جهانی اما در حالی که حکومت با قطع ایتترنت عملا رابطه مردم ایران با دنیا را قطع کرده بود تا در سکوت خبری به جنایات خود ادامه دهد، چشم و گوش خود را تعمدا بست و ترجیح داد آنچه در ایران رخ می‌دهد را نادیده بگیرد. در مورد جنگ رخ داده بین ایران و آمریکا نیز اکثریت مردم می‌دانستند که در جنگی که دوطرفش آمریکا و جمهوری اسلامی باشد و دیده بودند که در شرایط پیشنهادی هیچکدام از دو طرف، از منافع مردم خبری نبود، انتظار معجزه نیست و حتی ممکن است به توافقی ختم شود که در آن مردم ایران بازنده نهایی آن باشند. این را می‌دانستیم و بارها آن را فریاد زدیم: ضرورت مداخله بین‌المللی در ایران بر پایه دکترین R2P بازتعریف مسیر جنگ ایران: از بن‌بست ژئوپلیتیک به چارچوب حقوقی بین‌المللی اما در شرایطی که مردم ایران با حکومت تبه‌کاری روبرو بودند که طی چند ساعت ده‌ها هزار معترض مسالمت آمیز را با گلوله جنگی و دستور مستقیم کشتار -و نه حتی سرکوب- به قتل رساند و دنیا در برابرش جز سکوت کاری نکرده و ککش نگزیده بود. در وضعیتی که مردم ایران عزادار، مبهوت و جدا افتاده از دنیا بودند و در حالی که هر چند گلویشان از فریاد گرفته بود هیچکس صدایشان را نمی‌شنید، چه چاره‌ی دیگری داشتند که به همین جنگی که هیچ نقشی در رخ دادن آن نداشتند، اما در آن ضحاک ایران و بزرگترین مقامات قاتل و خونریز حکومت را به خاک انداخته بود و حتی به پیام‌های فردی که به تناقض‌گویی شهره است و اعلام "کمک در راه است" او دلخوش کنتد. برای اکثریت مردم که همه راه‌های ممکن را برای اندکی تغییر در ذات هیولای حکومت اسلامی را آزمایش کرده بودند و در این مسیر به طفیلی‌های فرصت‌طلبی چون خاتمی، موسوی ، روحانی و ... هم روزی دل بسته بودند و از آنها ناامید شده بودند، چرا نباید به حرف‌های کسی مثل ترامپ دل خوش می‌کردند، در حالی‌که نیک می‌دانستند او در درجه اول به دنبال منافع آمریکا است و اساسا وظیفه‌ای در قبال آنها ندارد. بنابراین هر وقت به سراغ این امید و بررسی آن می‌رویم باید آن را کانتکست اتفاقات رخ داده و از ابتدای کار تا انتهایش ببینیم و فقط ابتدا و انتهای مساله را به هم ندوزیم. ادامه و متن کامل یادداشت: https://news.gooya.com/2026/06/post-110725.php

سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی روز جهانی زندانیان سیاسی ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶

مشکلات درمانی کارگران چرا تامین اجتماعی از ثروتمتدترین نهادهای اقتصادی کشور در درمان کارگران کم‌کاری می‌کند؟! در گفتگو با ایران اینترنشنال

شلاق در برابر آواز ؛ نگاهی نمادشناسانه به حکم صادر شده برای پرستو احمدی و گروهش دکتر جیران مقدم امروز خبر محکومیت پرستو احمدی، خواننده زن ایرانی، و اعضای گروه همراه او به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال محرومیت از فعالیت هنری، بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت آزادی‌های مدنی در ایران جلب کرد. او در سال ۱۴۰۳ در یک کاروانسرای تاریخی و متروکه در دل کویر، بدون حضور تماشاگر، با پوشش اختیاری، آواز خواند و با پخش ویدئوی خود در فضای مجازی به یکی از چهره‌های نمادین انقلاب «زن، زندگی، آزادی» تبدیل شد. حتی کسانی که به بهانه ی مبارزه با امپریالیسم خشونتهای رژیم اسلامی را به عنوان دفاع از خود توجیح میکنند، امروز با این پرسش مواجهند که چه چیز یک حکومت را وا میدارد به کنشی هنری چنان شدید واکنش نشان دهد گویی با یک تهدید امنیتی روبه‌رو شده است. در پاسخ به این پرسش باید اشاره کرد که حکمی که امروز صادر شد،بیش از واکنشی صرف به یک کار هنری بود. در واقع دلیل صور این حکم را باید در معنای نمادین این اجرا جست‌وجو کرد. جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه تلاش کرده بدن زن، صدای زن و حضور زن در فضای عمومی را به انقیاد خویش در آورد. کنسرت پرستو احمدی در گام اول هر سه این ممنوعیتها را زیر پا گذاشت. او نه تنها بدون حجاب و پوشش اجباری ظاهر شد، بلکه به عنوان یک زن به تنهایی آواز خواند و صدای خود را به میلیون‌ها نفر رساند. ابزاراوهنراست؛ هنری که بدون شلیک حتی یک تیرمیتواند مرزهای ترس را جابه‌جا کند واجرای او بخشی ازهمان رویکردیست که پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران شکل گرفت و نشان از مبارزه ی صلح آمیز شهروندانی دارد که میخواهند حق حضور، حق انتخاب و حق بیان خود را از حکومتی که تصمیم هایش را به جزیی ترین تصمیمهای آنان تحمیل میکند بازپس گیرند. صدای او صدای زنیست که بدون خشونت، بدون سلاح و بدون قدرت سیاسی، مرزهای تحمیل‌شده را به چالش می‌کشد. اما این فقط بخشی از کل تصویر نمادین مبارز ه ی پرستوست، او و گروهش قطعه «از خون جوانان وطن» را انتخاب کردند. اثری که شعرش را بیش از یک قرن پیش عارف قزوینی، شاعرانقلابی در سوگ آزادی‌خواهان کشته‌شده در راه مبارزه با استبداد سروده است. این شعرمستقیما ازاین سخن میگویند که جانباختکان راه آزادی فراموش نمیشوند. محلی که برای این اجرا انتخاب شد نیز مفهومی نمادین در خود دارد از سویی کاروانسرا در تاریخ ایران نماد رفت‌وآمد، ارتباط و پیوند میان انسان‌ها ست؛ فضایی که د تاریخ نه به حاکمان که به مردم تعلق داشته است. محلی که مردم در آن گرد هم میامده اند. انتخاب چنین مکانی تلاشی برای بازپس‌گیری نمادین فضای عمومیست که حکومت سال‌ها کوشیده آن را تحت کنترل ایدئولوژیک خود نگه دارد. به علاوه، مخروبه بودن فضا به صورت نمادین پیامی به همه ی کسانی میدهد که در طول زمان، شاهد تخریب و رها شدگی آثار تاریخی و میراث فرهنگی ایران است. زنی درفضایی که به خاطر سوء مدیریت حکومت اسلامی به نابودی محکوم شده، با لباسی ممنوعه، با صدایی ممنوعه به نبرد فراموشی رفته است. چه چیز میتواند برای حکومتی که دهه ها با سرکوب زنان را به حاشیه رانده، مبارزان و دگر اندیشان را وادار به سکوت کرده است؟ به علاوه این کنسرت تماشاچی ندارد. پرستو رو به دوربین میخواند. اما به راستی کدامیک از ما خود را درآن کاروانسرا در آینده ای آزاد درآن کنسرت تصورنکرده است؟ این است آنچه پرستو به ما میدهد: امکان تصور آینده ای متفاوت. و این رویای آینده ی متفاوت است که حکومت اسلامی را تا این حد میترساند. حکم شلاق تلاشی برای بازگرداندن ترس به جامعه و پاک کردن امکان این آینده است. اما همین حکم در عین حال اعترافی ناخواسته نیز در خود دارد: حکومتی که از یک آواز در یک کاروانسرای خالی احساس خطر می‌کند، در واقع به قدرت نمادین هنر اذعان کرده است. اگر این اجرا بی‌اهمیت بود، نیازی به شلاق، ممنوع‌الخروجی و محرومیت هنری وجود نداشت. پرونده پرستو احمدی بسیار فراتر از یک پرونده ی حقوق بشری و مواجهه با یک خواننده ی زن است. در پرونده او دو نگاه در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند: آینده‌ای مبتنی بر کنترل، ترس و حذف، و آینده‌ای مبتنی بر آزادی و کرامت انسانی. https://news.gooya.com/2026/06/post-110670.php

Repost from ILIA HASHEMI
یک تجربه‌ی مشترک در میان دریانوردان وجود دارد که اگر در مسیر به طوفان برخورد کردید، باید تا پایان طوفان از یکدیگر محافظت کنید زیرا طوفان از کنترل شما خارج است. گاهی شرایط سیاسی برای مدت کوتاهی از کنترل ما خارج می‌شود، در این زمان نباید بگوییم چرا طوفان شد یا مثلاً از طوفان نمی‌شود عبور کرد، بلکه می‌بایست پشت یکدیگر باشیم تا در زمان مناسب، کنترل را دوباره به دست بگیریم. امروز، ما دلگرمی و امید زندانیان سیاسی هستیم، کسانی که وقتی برای آینده‌ای بهتر از تمام جان خود مایه گذاشتند، ایمان داشتند که یک ایران پشت آنان است. چطور می‌شود هنگامی که دیگران اینطور به ما ایمان دارند و به امید ما شب را به صبح می‌رسانند، حرف از ناامیدی بزنیم؟ مگر امید چیست؟ آیا نمی‌بینید که ما زنده ماندیم که شاهد روزهایی باشیم که قول آن را به یکدیگر داده بودیم؟ به تیترها اهمیت ندهید، به تحلیل زرد و صحبت نابلدانِ هیجان زده هم اعتماد نکنید، این کشتی، به ساحل امن خواهد رسید. @iliaen