بر اساس یک داستان واقعی...
Ir al canal en Telegram
2 830
Suscriptores
Sin datos24 horas
-137 días
-2930 días
Archivo de publicaciones
گفتگو درباره ابعاد زیستی و روانی قاعدگی (پریود) به مناسبت روز جهانی بهداشت قاعدگی
در گفتگو با خانم سیما بهاری
شرایط زندانیان سیاسی از نظر سلامتی و بهداشت در جریان جنگ و تحولات ماههای اخیر
ابتلای زندانیان به گال
محروم کردن زندانیان از دریافت خدمات درمانی در حالیکه این بیماری جواب سریع و دراماتیک به درمان مناسب میدهد
درگفتگو با صدای آمریکا -برنامه تفسیر خبر
لینک کل برنامه
https://m.youtube.com/watch?v=X44K8KcXhm0&list=PLihtept6Sv43uMLrFmEA7mx0h4dvnRuDp&index=1&t=2886s&pp=iAQB0gcJCSgLAYcqIYzv
روزنامه شرق در گزارشی از افزایش موارد ترک درمان در ایران به دلیل رشد تورم و بالا رفتن هزینههای پزشکی خبر داده است. در این گزارش، افزایش تعرفهها، گرانی دارو و تجهیزات و ضعف پوشش بیمهای از عوامل اصلی فشار بر بیماران و نظام درمان عنوان شده است.
ارزیابی بیشتر با بابک خطی
پزشک و فعال سیاسی
شرافت حرفهای در ترازوی همبستگی؛ چرا پذیرش "اینترنت طبقاتی" خطای جامعه پزشکی بود؟
بابک خطی
پزشک و فعال سیاسی
جامعهٔ پزشکی ایران در سالهای اخیر، بهویژه در اعتراضات خونین ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، آزمونی دشوار اما سربلند را پشت سر گذاشت. پزشکان در کنار نقش خود به عنوان بخشی از مردم و شهروندان معترض، در مقام حرفهای نیز خوش درخشیدند و مدافع جان و مرهم زخمهای مردمی شدند که برای حق خود به خیابان آمده بودند. گروهی از آنها با دستگیری و زندان مواجه شدند و برخی حتی جان شیرین خود را بر سر شرافت حرفهای گذاشتند.
یک پیشینهٔ درخشان از اخلاق و مسئولیت اجتماعی که به جنگ روایت ساختگی و تکراری حکومت در ایجاد اختلاف بین مردم و جامعه پزشکی رفت و آن را بیاثر کرد.
با این حال، باید اذعان داشت که اقدام اخیر سازمان نظام پزشکی در پذیرش و پیشقدمی برای دریافت اینترنت پرو (طبقاتی)، نقطهای تاریک و خطایی راهبردی در این مسیر بود.
امری که نیاز به کالبدشکافی و نقد صریح دارد تا چراغ راهی برای آینده باشد.
بررسی یک خطای راهبردی: رانت در پوشش ضرورت
دسترسی به جریان آزاد اطلاعات و اینترنتِ بدون سانسور، یک حق بنیادین برای همگان و نه یک امتیاز تخصصی است که حکومت آن را بهصورت قطرهچکانی و انتخابی به صنفهای خاصی بذل و بخشش کند. با همین استدلال پذیرش این رانت تحت هر عنوان و بهانهای چون تسهیل امور پزشکی نیز در واقع سقوط در تلهٔ تسهیلگری حاکمیت است؛ مکانیسمی که حکومتهای استبدادی از طریق آن، امتیازات تبعیضآمیز و رانتهای اخلاقی را در پوشش کاذبِ تسهیل امور حرفهای یا نیازهای مبرم تخصصی عرضه میکنند تا در بستر آن مقاومت اصناف را بشکنند و جامعه را قطعه قطعه کنند و به بیان دیگر این تلقی را در ذهن و روح افراد از قسمتهای مختلف جامعه ایجاد کنند که نفع و سود هر بخش و هر صنف در تضاد با سایرین قرار دارد تا به این ترتیب آحاد جامعه به جای اتحاد و یگانگی ناشی از همسرنوشتی نسبت به هم حس بیگانگی و تضاد منافع پیدا کنند؛ یک روش شناخته شده در ساختارهای تمامیت خواه که با جدا کردن اجزاء جامعه و اتمیزه کردن آن کار خود را به پیش میبرند.
بنابراین باید پذیرفت که پذیرش این مساله نیز عملاً صحه گذاشتن بر پروژهٔ خطرناکِ تقسیم جامعه به شهروندان درجه یک و دو بود؛ تصمیمی که حقِ مسلم جامعه را به سطح یک رانت صنفی تقلیل داد و ناخواسته جامعه پزشکی را در موضعی قرار داد که گویی منافع کارکردی خود را از حقوق عمومی مردم جدا کرده است.
مقایسهٔ این رفتار سازمان نظام پزشکی با سایر اصناف چون نظام پرستاری، عمق این عقبنشینی اخلاقی را روشنتر هم میکند. چرا که نشان میدهد در حالی که نهاد متبوع پزشکان شتابزده به استقبال این ساختار تبعیضآمیز رفت، سازمان نظام پرستاری و برخی اصناف حقوقی و فرهنگی دیگر، با یک نه محکم و قاطع، شرافت حرفهای خود و همراهی با آحاد جامعه به رخ کشیدند. آنها بهدرستی درک کردند که نمیتوان دیواری از امتیازات ویژه میان خود و مردمی که به آنها خدمت میکنند، قرار داد و بدون شک بخشی از اعتبار عقبنشینی حکومت در برقراری مجدد اینترنت همگانی، را نیز باید به این مقاومت مدنی نسبت داد.
(لازم به ذکر است که هر نهاد صنفی نقاط منفی و مثبت خود را دارد و مقایسه انجام گرفته در این نوشته طبعا در این مورد-البته بسیار مهم- انجام شده و قصد تعمیم، قهرمان سازی و صفر و صدی کردن فضا را ندارد.)
درسهایی برای آینده: بازگشت به قطبنمای اخلاق جمعی
بنابر همه این موارد، آنچه در قبول اینترنت پرو توسط نظام پزشکی رخ داد، باید بهعنوان یک لغزش ساختاری در تاریخ صنف پزشکی ثبت و پذیرفته شود تا راه برای تکرار آن در آینده بسته شود. درس بزرگ این اتفاق روشن است:
-تفکیکناپذیری حقوق: اینکه منافع یک صنفِ تاثیرگذار، هرگز جدا و مستقل از حقوق عامهٔ جامعه تامین نخواهد شد.
-هوشیاری بیشتر در برابر تلههای حاکمیتی: حکومتهای استبدادی و تمامیتخواه همواره تلاش میکنند با ایجاد جزایر کوچکِ رفاهی و امنیتی برای نخبگان، همبستگی اجتماعی را متلاشی کنند. این اصناف و گروههای اجتماعی هستند که باید همواره به خاطر داشته باشند که هویت آنان در ارتباط با جامعه و مردم شکل میگیرد و پذیرش هرگونه امتیاز انحصاری در دوران سرکوب عمومی، بازی در زمین پروپاگاندای رسمی و محملی برای جا ماندن از جامعه است.
بنابراین انتظار از جامعه پزشکی به خرج دادن شجاعت در پذیرش این خطای نهادی و خصوصا درس گرفتن از آن برای آینده در مرزبندی صریح با هرگونه رانت و طبقاتیسازیِ حقوق اولیه است.
این را هم نباید از یاد برد که بدنه جامعهٔ پزشکی همان است که همواره بوده و در بیمارستانها و خیابانها همواره در کنار مردم ایستاده است.
۰۵/۰۳/۱۲
https://news.gooya.com/2026/06/post-110085.php
گفتوگو با دکتر بابک خطی، پزشک و فعال سیاسی، درباره مهاجرت پرستاران و پزشکان تیر خلاص به بخش درمان ایران
نهم خرداد ماه ۱۴۰۵
گفتگو با صدای آمریکا در مورد وضعیت دانشجویان در شرایط امروز ایران
۸ خرداد ۱۴۰۵
یائسگی؟!
کلمات به ظاهر ساده برای تقلیل زنان به ابزار تولید مثل!
📍برای شروع خونریزیهای ناشی از فعل و انفعالات هورمونی در زنان عبارت منس (mense) يا كاملتر آن (Menstruation) در زبان انگلیسی به کار میرود که معادلهای فارسی عادت ماهانه، قاعدگی، پریود (که خود کلمه ای غیرفارسی است)، رگل ( گرفته شده از کلمهی لاتین (Regla) دقیقا به همین معنی یا از ریشه regulation انگلیسی به معنی تنظیم کردن) و... برای آن درنظر گرفته شده است.
کلماتی که همگی به نوعی به داشتن دوره زمانی مشخص در ماه اشاره دارند.
🔶 با کاهش عملکرد این هورمونها به طور میانگین بین ۴۵ تا ۵۵ سالگی، منس یا قاعدگی زنان قطع می شود (که البته در اینجا قصد ورود به مسائل پزشکی این دوره را نداریم) و وارد دوره منوپاوز (menopause) یا قطع قاعدگی میشوند.
📍در ادبیات عامه و پزشکی ما از این دوره به طور شایع از عنوان یائسگی استفاده میشود که از ریشه یأس و به معنی ناامیدی است. [البته خود چسباندن کلمه «یائسه» عربی به پسوند فارسی «ی» که بهخاطر «ه» بیان حرکت انتهای کلمه یائسه به «گ» تبدیل شده مثل تشنگی (تشنه گی) و ورزیدگی (ورزیده گی) و ساختن این اسم مصدر عجیب خود جای بحث فراوان زبان شناسی دارد.]
🔶 اما صرف نظر از بحث زبان شناسی ادبی به نظر می رسد کلمه دوران یائسگی به معنی دوران ناامیدی برای توصیف این بازه زمانی کلمه مناسبی نیست، مگر اینکه ارزش یک زن را صرفا در باروری و توانایی زاد و ولد او بدانیم که با از بین رفتن آن به دورهای از یاس و نومیدی وارد میگردد.
📍در صورتیکه زنانگی و انسان بودن اصولاً با یک قطع و وصل هورمونی توصیف و اثبات یا عزل و نصب نمی شود.خصوصا در دنیای امروز که این سن و سال، سال های اوج بهره برداری از استعدادها، به حداکثر رسیدن تجربهها و پویایی همه انسان ها و از جمله زنان است.
🔶 بنابراین از هر طرف که بنگریم عبارت یائسگی باید با کلمه ای مناسب مثل «قطع قاعدگی» یا هر کلمه دیگری که انتخاب آن در حیطه دانش ادبیات فارسی است، جایگزین گردد و تا آن روز میتوان از دوره قطع قاعدگی یا همان کلمه منوپاز یا منوپوز-همانطور که از پریود و رگل استفاده می شود- استفاده کنیم که اقلا بار معنایی منفی در خود نداشته باشد.
📍از خشونت علیه زنان خیلی صحبت کرده و آن را تقبیح می نماییم، اما گاهی فراموش می کنیم که گاهی همه ما -زن و مرد- در صحبت های یومیه و ناآگاهانه به انجام آن در دیسکورسی زن ستیز مبادرت میورزیم.
✍ بابک خطی
طبیب و فعال اجتماعی
#پریود
#قاعدگی
#یائسگی
#زبان_جنسیت_زده
(چاپ اول اسفند ۱۳۹۷)
ادیشن سوم: خرداد ۱۴۰۵
قاعدگی از بعد زیستی تا اجتماعی
بابک خطی
(به مناسبت روز جهانی بهداشت قاعدگی)
https://telegra.ph/Menstrual-Hygiene-Day-05-28
روزهایی را میگذرانیم که اختلافات متعدد درونی گریبان جبهه گذار را گرفته است. تضادها و اختلافاتی که نتیجه آن اولا دلسردی مردمی است که برای آزادی ایران همه جوره مایه گذاشته و میگذارند و ثانیا دلیر شدن حکومت شکست خوردهای است که جز پروپاگاندا همه چیز خود را در همه جبههها باخته است.
خواندن این یادداشت که البته ۴ ماه قبل نوشته شده-۵ اسفند ۱۴۰۴- شاید در این روزها بهره بیشتری داشته باشد.
خصوصا با توجه به اینکه شاهزاده رضا پهلوی که به نظر من ممکن ترین گزینه کنونی مردم ایران برای رهبری گذار هستند، طی روزهای اخیر همگان را به سخن گفتن شفاف و مستقیم دعوت کردهاند، باید بگویم که مخاطب اصلی این نوشته خود ایشان و دایره اصلی تصمیمگیر حول وحوالی ایشان است.
۷ خرداد ۱۴۰۵
https://news.gooya.com/2026/02/post-106866.php
روزهایی را میگذرانیم که اختلافات متعدد درونی گریبان جبهه گذار را گرفته است. تضادها و اختلافاتی که نتیجه آن اولا دلسردی مردمی است که برای آزادی ایران همه جوره مایه گذاشته و میگذارند و ثانیا دلیر شدن حکومت شکست خوردهای است که جز پروپاگاندا همه چیز خود را در همه جبههها باخته است.
خواندن این یادداشت که البته ۴ ماه قبل نوشته شده-۵ اسفند ۱۴۰۴- شاید در این روزها بهره بیشتری داشته باشد.
خصوصا با توجه به اینکه شاهزاده رضا پهلوی که به نظر من ممکن ترین گزینه کنونی مردم ایران برای رهبری گذار هستند، طی روزهای اخیر همگان را به سخن گفتن شفاف و مستقیم دعوت کردهاند، باید بگویم که مخاطب اصلی این نوشته خود ایشان و دایره اصلی تصمیمگیر حول وحوالی ایشان است.
۷ خرداد ۱۴۰۵
https://news.gooya.com/2026/02/post-106866.php
آپارتاید بیولوژیک؛ چرا بار پیشگیری از بارداری همچنان بر دوش زنان است؟
جیران مقدم
بابک خطی
گزیده یادداشت:
در دنیای امروز که برابری جنسیتی در بسیاری از عرصهها به مطالبهای جدی تبدیل شده، حیطهی پیشگیری از بارداری همچنان یکی از مغفولترین سنگرهای نابرابری و خشونتِ ساختاری طب علیه زنان است. نقد اساسی اینجاست: چرا در امری که به طور مساوی به زن و مرد مربوط است، تنها «بدن زن» باید میدان اصلی مداخله و آزمایشگاه دائمی عوارض باشد؟
از دهه ۱۹۶۰، زنان بار سنگین پیشگیری را به تنهایی بر دوش کشیدهاند. حقیقت تلخ این است که جامعه پزشکی دهههاست عوارضی چون افسردگی، کاهش لیبیدو، افزایش ریسک ترومبوآمبولی (VTE) و تغییرات متابولیک را به عنوان «بهای طبیعی» پیشگیری برای زنان پذیرفته، اما دقیقاً همین خانواده از عوارض را در جامعه مردان «غیرقابل تحمل» و سدی برای پیشرفت علم معرفی کرده است.
به عنوان نمونه، در سال ۲۰۱۶، مطالعه سازمان جهانی بهداشت بر روشهای هورمونی مردانه با وجود اثربخشی ۹۶ درصدی، به دلیل عوارضی همچون اختلالات خلقی و آکنه متوقف شد؛ این در حالی است که روزانه داروهایی با ریسک لخته کردن خون (۳ تا ۴ برابر بیشتر) برای زنان تجویز میشود. این تفاوت در آستانه تحمل عوارض، نشاندهنده یک «دیسکریمینیشن» علمی است که در آن راحتی مردانه بر سلامت سیستمیک زنان ارجحیت یافته است.
سکوت جریان غالب پزشکی در برابر این نابرابری، برخلاف اصل اخلاقی «عدم آسیبرسانی» است. امروز با پیشرفت داروسازی و ظهور گزینههایی مانند ترکیبات غیرهورمونی (YCT-529) و روشهای انسدادی بازگشتپذیر، بهانه «نبود گزینه عملی برای مردان» دیگر اعتبار ندارد. تداوم استاندارد دوگانه قدیمی، بیش از هر زمان دیگری غیرقابل قبول است.
برای پایان دادن به این آپارتاید بیولوژیک، دو گام اساسی ضروری است:
۱. مطالبهگری در آموزش: آموزش جنسی باید از ایده «وظیفه زنانه» به سمت «عدالت و تقسیم مسئولیت» حرکت کند. زنان باید بیاموزند که حق بر بدن، مستلزم بازنگری در روشهای پیشگیری و رهایی از عادیسازی رنج است.
۲. تغییر در مشاوره پزشکی: پزشکان باید در اتاقهای ویزیت، بار روانی و جسمی پیشگیری را به سمت مشارکت مردانه سوق دهند و از معرفی روشهای زنانه به عنوان «گزینه پیشفرض» دست بردارند.
پیشگیری از بارداری یک وظیفه زنانه نیست؛ مسئولیتی مشترک است که باید آگاهانه، عادلانه و برابر میان تمام طرفین تقسیم شود. عدالت باروری زمانی آغاز میشود که مسئولیت، همانند پیامدها، مشترک شناخته شود.
لینک متن کامل یادداشت
https://news.gooya.com/2026/05/post-109688.php
مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت با اشاره به ادامه آموزش «تغذیه ارزانقیمت» گفت خانوادهها با استفاده از جایگزینهای غذایی تلاش میکنند حداقل کالری و پروتئین مورد نیاز خود را تامین کنند. او همچنین گفت حدود ۵ درصد کودکان زیر ۵ سال در ایران دچار کوتاهقدی ناشی از سوءتغذیه هستند.
گفتوگو با بابک خطی، پزشک و متخصص کودکان
کالبدشکافی اختلال سیستمیک در بازار داروی ایران
بحران دارو در ایران نه یک اتفاق ناشی از سوءمدیریتهای تصادفی، که خروجیِ یک مهندسی دقیق و آگاهیبخش در یک سیستم معیوب چندلایه است. عبارت مافیای دارو توصیف دقیقِ زنجیرهای است که سالها است جان بیماران را به گروگان گرفته تا چرخ سودهای کلان خود را بچرخاند. بر اساس آمارهای رسمی، بیش از ۸۳ درصد بازار دارو در انحصار فقط ۵۵ شرکت شبهدولتی و حاکمیتی -معروف به خصولتی- است؛ بازیگرانی که همزمان در چندین نقش متضاد ظاهر میشوند.
شستا (هلدینگ دارویی سازمان تأمین): مالک بزرگترین شبکه تولید و توزیع دارو در ایران است که با اهرم بدهیهای بیمهای، رقبای بخش خصوصی را تحت فشار میگذارد و نقدینگی را به سمت شرکتهای زیرمجموعه خود هدایت میکند.
ستاد اجرایی فرمان امام (گروه دارویی برکت): امپراتوری اقتصادی که مستقیما زیر نظر بیت فعالیت میکند. دسترسی مستقیم آنها به کانون قدرت سیاسی باعث میشود مصوبات سازمان غذا و دارو همواره با منافع تولیدی آنها همسو باشد و ممنوعیت ناگهانی واردات یک داروی خاص به بهانه تولید مشابه در برکت، از نمونههای این نفوذ است.
هلال احمر (سازمان تدارکات پزشکی - سها): نهادی که عملاً به بزرگترین درگاه واردات رانتی تبدیل شده و کلید صندوق داروهای تکنسخهای، خاص و کمیاب را در دست دارد. سها از این انحصار تنها برای کسب حداکثر سود و رانت برای شرکای خودی سود میبرد.
بانک ملی: از طریق شرکتهای واسطهای چون "سرمایهگذاری شفادارو" در بازار حضور دارد. اهمیت آن به تأمین مالی تبعیضآمیز برمیگردد که به عنوان قلک خصوصی حاکمیت، با بذل و بخشش اجازه نمیدهد مکانیزم بازار و رقابت باعث حذف شرکتهای ناکارآمد شود.
یکی از کثیفترین تکنیکهای این شبکه، اقدامی تحت عنوان انبارگردانی استراتژیک است. زمانی که قیمت ارز بالا میرود، شرکتها علیرغم داشتن موجودی کافی، عرضه دارو را قطرهچکانی و به طور عمدی دچار کمبود میکنند تا دولت را در منگنه قرار داده و با افزایش قیمتها موافقت کند. وقتی دارو کمیاب شد، خط قرمز جامعه جابهجا میشود و دیگر کسی به گرانی اعتراض نمیکند.
روند واردات دارو نیز هرگز میدانی برای رقابت عادلانه نبوده است. وقتی مهلت شرکت در یک مناقصه حیاتی کمتر از یک هفته اعلام میشود، یعنی برنده از قبل مشخص شده و فقط شرکتهایی برنده میشوند که پیشفاکتورهای آماده ناشی از رانت اطلاعاتی در دست داشتهاند. در لایه توزیع هم فاجعهای به نام فروش سبدی رخ میدهد؛ شرکتهای پخش، داروهای حیاتی را به شرطی به داروخانه میدهند که دهها قلم داروی بیمصرف را هم بخرد. هزینهی این باجگیری را در نهایت داروخانههای ورشکسته یا مردمی خواهند پرداخت که داروهای بیمصرف به آنان قالب شده است.
در نهایت، هرچند دارو مستقیما تحت تحریم نیست، اما تحریم با محدود کردن تراکنشهای بانکی بینالمللی به واردات آسیب میزند. با این حال، آنچه امروز در داروخانهها میبینیم، نه صرفاً نتیجه تحریم است و نه فقط ناشی از سوءمدیریتهای موردی؛ بلکه یک اختلال سیستمی کاملا عامدانه و برنامهریزی شده با کارگزاری حکومت است که در آن قیمتگذاری غلط، رانت اطلاعاتی و انحصار حاکمیتی برای کسب سود هرچه بیشتر دست به دست هم دادهاند.
بابک خطی
متن کامل یادداشت
https://news.gooya.com/2026/05/post-109559.php
وضعیت بحرانی دارو، بهویژه گرانی و کمبود داروهای خاص در ایران، تشدید شده است. ایلنا، خبرگزاری کار ایران، گزارش داد کمبود برخی داروهای سرطان و افزایش شدید قیمت آنها، روند درمان بیماران مبتلا به سرطان را با مشکلات جدی روبهرو کرده است.
گفتوگو با بابک خطی، پزشک و متخصص کودکان
@iranintltv
گفتوگو با دکتر بابک خطی، پزشک و فعال سیاسی، درباره ماهیت و علایم ویروس «هانتا»، احتمال همهگیری جهانی، و مراقبتهای لازم برای اجتناب از ابتلا
Repost from Iran International ایران اینترنشنال
وضعیت بحرانی دارو، بهویژه گرانی و کمبود داروهای خاص در ایران، تشدید شده است. ایلنا، خبرگزاری کار ایران، گزارش داد کمبود برخی داروهای سرطان و افزایش شدید قیمت آنها، روند درمان بیماران مبتلا به سرطان را با مشکلات جدی روبهرو کرده است.
گفتوگو با بابک خطی، پزشک و متخصص کودکان
@iranintltv
Repost from Farsi VOA
گفتوگو با دکتر بابک خطی، پزشک و فعال سیاسی، درباره ماهیت و علایم ویروس «هانتا»، احتمال همهگیری جهانی، و مراقبتهای لازم برای اجتناب از ابتلا
روز جهانی مادر با یاد فراموش ناشدنی مادران دادخواه گرامی باد.
مادران دادخواه
با صورتهای تكيده
و قامتها استوار
داغ فرزندان رشيد را
در زندان و خيابان و خانه ها
پاس میدارند
و خيال شوم دشمنان عشق و آزادی را
در مويه ها
و آبِ چشمانشان غرق میكنند
-با صورت هايی همه چشم
و چشمانی همه فرياد.
تمام جهان
و مرزهای آن
از يمين تا يسار
و از خاوران تا باختران
مسخّر نگاه پرسان آنهاست
سروهاي سهیِ بالا بلند
و شاخهای شمشاد گيسو كمند
-فرزندان شان-
در جبهههای نبرد برای آزادی
صحنِ همهی بيدادگاههای فرمايشی
پای تمام ربودن ها بی بازگشت خيابانی
و تیرهای خلاصی که در بیمارستان
نثار مبارزان راه آزادی میگردد
از كابل تا سارايوو
از بوئنوس آيرس تا ليما
از سنندج تا زاهدان
سر بر زانوان آن ها
خم میآورد
و تن میآسايد
هيچ عملهی زورِ دژخيم نهادی را
در هيچ كجاي دنيا
ياراي نگريستن نيست
در اين چشمان
و گريز از ورطهی قضاوتي چنين
بیپرده و عريان
هيچ سلاحی
تاب نشانه رفتن ندارد
بر سينهی اين مادران
كه قانون غريزهی غليظ مادرانه
سربازان را
در برابر فرامين آتشِ فرماندهان مافوق
ناشنوا و مسخ میكند
و جوخههای آتش
زير قدم های شمرده آنان
از هم میگسلد
و از آن هيمنهی دروغين قدرت
جز برادههای حقارت
بر جای نمیماند
مادران جگرآور دادخواه
از آزادی و عشق سخن میگويند
و فريادشان
تا دنيا دنياست
در گوش زمان و مكان
و برتمام زخمهای انسان
چون مرهم
مینشیند
و طومار زورگويان پنهان شده
در قصرهای به ظاهر بیروزنه
و با ديوارهای بلند وقطور را
درهم میپيچيد.
بابک خطی
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
