3 375
Suscriptores
+124 horas
-87 días
-2230 días
Archivo de publicaciones
3 373
.
می بینی پاییز چقدر شبیه زنهاست؟
حوصله اش که سر می رود،
بند اصلاح را بر می دارد،
می کند علف های هرز را...
بلوند می کند موهایش را...
گرم می شود، سرد می شود
طاقت ندارد، تعادل ندارد،
همه چیز را به هم می ریزد، باد می وزد،
در آخر اما، آرام آرام می بارد...
زن پاییز است با موهای بلوند،
صورتی اصلاح شده، و نم نم اشک...!!!
@gitmit
3 373
به گمانم پاییز، تصویری ست از زنی،
که به اندازه زیباییش غمگین است،
که لبخند هم بزند،
غم چشم هایش را رها نمیکند...
زنی که دم نمی زند،
اعتراض نمیکند،
قهر کردن بلد نیست،
باکسی سر جنگ ندارد.
خیلی که دلتنگ شود بغض میکند...
@gitmit
3 373
.
من چقدر دلم خوش بود!
فکر می کردم پاییز که برسد، خودت را می رسانی...
فکر می کردم می دانی آدم هر چقدر هم که قوی باشد
این غروب های دلگیر را نمی تواند تنهایی سر کند.
فکر می کردم می دانی این زود شب شدن ها،
این ابرهای تیره در آسمان، و باران های گاه و بی گاه،
دمار از روزگارِ آدمِ تنها در می آورد...
فکر می کردم می دانی آدم،
دلش وقت پاییز آنقدر کوچک می شود،
که جا برای دلتنگی ندارد...
اگر دستی نداشته باشد برای گرفتن،
و گوشی برای شنیدن، غصه بیچاره اش می کند!
فکر می کردم می دانی اما، کاش می دانستی...
کاش خودت را می رساندی…
@gitmit
3 373
تلخ ترین شکل دلتنگی،
دلتنگی واسه خودته.
واسه کسی که بودی.
آدم وقتی دلتنگ خودش میشه به گذشته پناه میبره،
میره سراغ خاطرات، یادگاریها،
و گاهی هم آدم های گذشته...
@gitmit
