es
Feedback
.: آویـــــــــــــــــن :.

.: آویـــــــــــــــــن :.

Ir al canal en Telegram

#محیا_زند 🌱 داستان هام: +او دستمال پارچه ای با چشمهایش میخندید شیطان، یک فرشته بود آیه حضورت ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950

Mostrar más
1 868
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
به حکم قاضی شهرم سکوت یعنی دار !

سکوت میکنم اما سکوت معنی دار…

این بیت هم دقیقا برای همون سال هاست.

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد! #سعدی

نظر به روی تو هر بامداد نوروزی است شب فراق تو هر شب که هست یلدایی است خلاص بخش خدایا همه اسیران را مگر کسی که اسیر کمند زیبایی است #سعدی

شب‌ها من و شمع می‌گدازیم این است که سوز من نهان است 😅 #سعدی

هر کسی گو به حال خود باشید ای برادر که حال ما دگر است! تو که در خواب بوده‌ای همه شب چه نصیبت ز بلبل سحر است؟ #سعدی

تو شبی در انتظاری ننشسته‌ای چه دانی که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت! #سعدی

رسیدم به این بیت و تمام روزهای ۹۵ از جلوی چشم هام گذشت، یه ماگ بنفش داشتم که این بیت روش نوشته بود، تمام اون شب های عجیب نودوپنجی که شروع سفر بزرگ شدن برای من بود با همین ماگ و شعر طی شد.

مارا همه شب نمیبرد خواب؛ ای خفته روزگار دریاب !

امشب بارون آسمون دچارم کرده؛ پس دارم ترکیب سعدی با کلمه شب رو میخونم:

شب چنان گریه کنم بی تو که همسایه به روز دست من گیرد و بیرون کشد از آب مرا… #سعدی

‏دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم ... #سعدی

یا اینکه:

تحمل می‌کنم با زخم! چون مرهَم نمی‌بینم… #سعدی

تو را که درد نباشد، ز درد ما چه تفاوت؟ ‏تو حال تشنه ندانی، که بر کناره ی جوی! #سعدی

یا اینکه:

تو که یک روز پراکنده نبوده‌ست دلت صورت حال پراکنده‌دلان کی دانی؟ #سعدی

همه اسمند و تو جسمی همه جسمند و تو جانی #سعدی

قدر وصالش اکنون دانی که در فراقی! #سعدی