"زنی کهگم کردم "
Ir al canal en Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Mostrar más4 457
Suscriptores
+2824 horas
+977 días
+6830 días
Archivo de publicaciones
4 461
پشت چراغ قرمز ایستاده ام ،هوا سرد شده شبیه زمستانهای بچگی کمی مه صبحگاهی در شهر پراکنده شده است .
من از این سرما متنفرم ،بیاد شیفت های عصری که مدرسه می رفتم می اندازد مرا
با حس بدی شبیه بغض در آن هوا به مدرسه می رفتم و از اینکه تمام عصر دلگیر کلاغ خوان را دور از خانه و مادرم می مانم غصه در دلم چنگ می انداخت .
پشت چراغ قرمز کنار یکچترفروشی ایستاده بودم یک چتر هفت رنگ بچه گانه را برای نمونه باز کرده بودند .
و منی که در روز شلوغم ناگهان پرت میشوم به آن روزهای دلگیر کننده ام...چتری که روزی خوشحالم کرد و روزی گم شد و دایی احمدی که دنبال چتر گمشده ام رفت و برنگشت .
متنفرم از تمام نشانه هایی که قادرند توی آدم بزرگ پر مشغله را پشت چراغ قرمز مثل یک بچه ی هفت ساله به گریه بندازند ...
متنفرم از تمام چترهای که بی محابا از بارانهای در راه صاحب شان را رها کردند .
و متنفرم از تمام روزهایی که تو در اتاق ای سی یو بودی و من نمیدانستم از آن اتاق به خانه برنمیگردی ....
راستش حس میکنم خسته ام ...آنقدر که دیگر خوابهای بعدازظهر جواب نمیدهد.
شاید ،باید به مدرسه نروم ..خصوصا که هوا سرد ست و مه آلود..
خصوصا که چترم را گم کرده ام...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
.
طبقه بالای دفتر یکی از دوستانم یک مرکز ترک اعتیاد هست. هربار که میروم به دوستم سر بزنم، یکی را توی پلهها، آسانسور، جلوی در، توی پاگرد میبینم. اغلب سربهزیر و درخود فرورفتهاند. تو را که میبینند، خودشان را کنار میکشند، جلوی در اگر باشید در را برایت نگه میدارند، جلوی آسانسور میایستند تا اول تو سوار یا پیاده شوی، و معمولا وانمود میکنند سرشان به گوشی گرم است، در سکوت.
چند روز پیش جلوی ساختمان زنگ زدم، تا در را از بالا برایم بزنند، یکیشان در را باز کرد و خواست بیاید بیرون. یک قدم رفتم عقب. گفت: "نترس"
لبخند زدم: "نترسیدم"
گفت: "مرسی"
و با من برگشت توی ساختمان: "یه چیزی جا گذاشتم" لبخند زد.
با هم رفتیم توی آسانسور و سربهزیر ایستادیم. تیشرت سفید پوشیده بود، با شلوار جین خسته. سینهاش وقت نفس کشیدن، غمانگیز صدا میداد.
وقت پیاده شدن گفتم: "موفق باشی." و به طبقه بالا اشاره کردم.
زد روی سینهاش و گفت: "داداش..."
خندیدیم.
و راستش دلم گرفت. از اینکه خودشان را بدهکار، در حاشیه، نفر دومِ سوار و پیاده شدنها، رسوا و ترسیدنی میبینند دلم گرفت.
من آدم معتقدی نیستم، ولی یک نذر دارم. نذر دارم یک روز برای این مرکز یک ظرف بزرگ میوهی پوستکنده و خردشده ببرم.
میخواهم خلعت ببرم برای کسانی که در مسیر بازگشت از جهنم گلویشان خشک شده.
راستش میفهمم که بعضی از ما از بعضی از آنها آسیب دیدهایم، ولی لطفا اگر خواستند برگردند آغوش باشید، نه دیوار.
این روزها همهی آدمها بیپناه و طفلکیاند، هرکس به نوعی.
سودابه فرضی پور
@adelehz
4 461
عصرها وقتی میرم ورزش ،از کنار یه نمایشگاه بزرگ اتومبیل رد میشم یه بار که رد شدم در نمایشگاه باز بود و جریان هوای داخل نمایشگاه زد توی صورتم ...
یه عطر قدیمی و آشنا مشاممو پر کرد..
چند هفته است عمدا از جلوی در همون نمایشگاه رد میشم ..
شاید بازهم درش باز بود و میتونستم در هوای جاری از درونش نفس بکشم...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
احساسات عوض میشوند
خیابانها و شهرها
فصل ها و یا حتی آدمها عوض میشوند.
اما عطرها ...
عطرها و حسی که ایجاد میکنند هرگز تغییر نمیکنند.
صدسال بعد از مرگ ،بازهم با عطری که روزگاری عاشقی کنی طعم عشق را بیاد می آوری..
حتی اگر دیگر عشقی باقی نمانده باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
هر زنی درون خود هیولایی دارد که در سایه ها در کمین است
کار زن و نجاتش در دوست داشتن دنیاست،
که از دوست داشتن خود شروع میشود.
📕 ژرفای زن بودن
✍🏻 مورین مورداک
@adelehz
4 461
خوبی را در هر چیز پیدا کن!
در هر اتفاق، در هر لحظه
آنکس که خوبی را در هر چیز می بیند خوبی های بی شماری را به زندگی اش دعوت میکند.
@adelehz
4 461
دلتنگ روزهایی هستم که منتظر رسیدن خبری از تو بودم.
به احوالی از تو خوش بودم منی که امروز حتی بین عکسهای دسته جمعی دنبالت نمیگردم .
روزگار غریب ست
مگه نه؟
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
نه کهنشود می شود ولی جانِ من بقول حافظِ بدون شاخه نبات آری شود ولیکن به خون جگر شود.
می شود اما هزار بار این دل خون میشود .هزار بار آتش می افتد به خرمنت ،هزار بار، بارِ بلور دلت هُری می ریزد و هزار تکه بلور شکسته ی نوک تیز فرو می رود به جگرت.
می شود اما هزار بار می میری و زنده میشوی .
می شود اما روزی که شد دیگر مثل روز اول نیستی .
روزی که آنکه گذاشته و رفته بر میگردد
روزی که یکآرزوی قدیمی به واقعیت می پیوندد
روزی که می شود ..
تو دیگر آن آدم قبلی نیستی .
آری می شود جانِ من ولی تا بشود هزار بار شکسته ای و دوباره بهم جوش خورده ای ..
آری می شود .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
جرعه به جرعه میدهم شعر به نوش دلبرم
دل که نکرد اثر به او، شعر کند مگر اثر...
- حافظ
4 461
عزیزان جان
لطفا برای شفای یک بیمار دعا کنید .
خانواده شون چشم انتظار بهبود شون هستند .❤️🌹
4 461
في كلِّ أرضٍ تسكنينَ حبيبتي
يأتي المطر...
و در هر زمین که تو خانه داری
باران میبارد نازنینم ...!
#عبدالعزيز_جويدة
@adelehz
4 461
وقتی میبینم یه نوجوان را درست و میره انگار دارم میبینم که یه نهال یه دونه میوه خوشگل داده :)
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
من نیاز دارم آن قدر واقع گرا شوم که بپذیرم باید بعضی انسانها را از زندگیم حذف کنم .
حتی اگر غیرممکن و نا مانوس بنظر رسد .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
کجای جهان رفتهای
نشان قدم هایت
چون دان پرندگان
همه سویی ریخته است
باز نمیگردی، میدانم
و شعر
چون گنجشک بخارآلودی
بر بام زمستانی
به پاره یخی
بدل خواهد شد.
#شمس_لنگرودی
@adelehz
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
