Light Workers🔆
Ir al canal en Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Mostrar más379
Suscriptores
+224 horas
+37 días
+730 días
Archivo de publicaciones
مراقبهی قلبی
🔷- در وضعيت خوابيده به پشت يا نشسته با پشت صاف قرار بگيريد.
🔷-توجه خود را به تپشهاى قلبتان بياوريد. ( براى اينكار اگر لازم است ميتوانيد كف دستها را روى قلب بگذاريد)...
🔷- از تپش بزرگ و كوچك قلب خود آگاه شويد و سعى كنيد به هيچ صداى ديگرى غير از آن گوش نكنيد.
🔷- ضربان قلب خود را از درون عروق به سمت پايين دنبال كنيد و طنين صداى قلب را درون رگها تا پاها و انگشتان پا احساس كنيد...
🔷- ضربان قلب را از طرفين تا درون دستها تا تك تك انگشتان دست دنبال كنيد....
🔷-ضربان قلب را در رگها تا گردن و فضاى درون سر خود دنبال كنيد....
🔷- به قلبتان برگرديد و ببينيد كه با هر تپش در قلب شما موجى آغاز مىشود و تمام اعضاى بدن شمارا تا دورترين نقاط فرا مىگيرد.
طول زمان كل اين مراقبه يك ربع است و اثرات آن بىنظير و بسيار آرامش بخش و سرشار از انرژى و عشق و آگاهى است. حتما امتحان كنيد....
اين مراقبه در هرزمانى در طول روز قابل انجام است....
#مراقبهی_قلبی
@lightworkers
#بریده_کتاب
در واقع اغلب، زمانی که عشقی را آغاز میکنیم، تجربه و عقلمان به ما میگویند که روزی به دلداری که امروز فقط به اندیشه او زندهایم، همان اندازه بیاعتنا میشویم که امروزه به هر زنی جز او هستیم. روزی نامش را میشنویم و دیگر دچار هیچ لذت دردآلودی نمیشویم، خطش را میخوانیم و دیگر نمیلرزیم، در خیابان راهمان را کج نمیکنیم تا او را ببینیم، به او برمیخوریم و دست و پا گم نمیکنیم، به او دست مییابیم و از خود بیخود نمیشویم. آنگاه این آگاهی بیتردیدِ آینده، برغم این حس بیاساس اما نیرومند که شاید او را همواره دوست داشته باشیم، ما را به گریه میاندازد.
مارسل پروست
خوشیها و روزها
@lightworkers
وشیخ گفت: دوازده سال آهنگر نفس خود بودم ، در کوره ی ریاضت می نهادم و به آتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمّت می نهادم و پتک ملامت بر او می زدم تا از نفسِ خویش آیینه ای کردم .
پنج سال آیینه ی خود بودم ، به انواع عبادت و طاعت آن آیینه می زودودم.
پس یک سال نظر اعتبار کردم ، بر میان خویش از غرور و عشوه و به خود نگرستن زُنّاری دیدم ، و اعتماد کردن بر طاعت و عمل خویش پسندیدن، پنج سال دیگر جهد کردم تا آن زُنّار بریده گشت، و اسلام تازه بیاوردم.
بنگرستم ، همه ی خلایق مرده دیدم ، چهار تکبیر در کار ایشان کردم و از جنازه ی همه بازگشتم ، و بی زحمتِ خلق ، به مددخدای ، به خدای رسیدم.
#عطار_نیشابوری
@lightworkers
#بریده_کتاب
در قیامت چون نمازها را بیارند
در ترازو نهند،
و روزه ها را همچنین،
اما چون محبت را بیارند
محبت در ترازو نگنجد،
پس اصل محبت است...
#فیه_ما_فیه
#مولانا
@lightworkers
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ، ﺩﻝ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
اﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ برمن
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ، ﺗﻮ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ
#وحشی_بافقی
@lightworkers
از هر تعلقی که گذشتم، تواناتر شدم.
هر روز چیزی را تَرْک کردم و هر روز چیزی مرا تَرْک کرد.
با هر تَرْکی، خاکِ تنم تَرَکی برداشت و چیزی از آن رویید،
بالی شاید، کوچک و شفاف و نامرئی.
پریدن با پرهایی ناپیدا مرا بیپروایی آموخت....
آخرین تمنایم سنگی است سهمگین که بر شانههایم چسبیده است، باری که قرن هاست به ناگزیر هر زنی آن را برده است.
فردا آن را از شانههایم پایین خواهم گذاشت زیرا که در این کوله پشتی، توشه نیست؛ تقاضا و تمناست و آدمی زیر بار تقاضاها و تمناهایش تلف خواهد شد.
رهیدن، رنج بسیار دارد اما پاداشی نیز دارد که آن رنج را التیام میبخشد....
چه ناچاری دلپذیری است
که راه رستگاری جز از گذشتن نمیگذرد....
#عرفان_نظر_آهاری
@lightworkers
چون شد آن حلاج بر دار آن زمان
جز انا الحق مینرفتش بر زبان
چون زبان او همینشناختند
چار دست و پای او انداختند
زرد شد خون بریخت از وی بسی
سرخ کی ماند درین حالت کسی
زود درمالید آن خورشید و ماه
دست بریده به روی هم چو ماه
گفت چون گلگونهٔ مردست خون
روی خود گلگونه بر کردم کنون
تا نباشم زرد در چشم کسی
سرخ رویی باشدم اینجا بسی
هرکه را من زرد آیم در نظر
ظن برد کاینجا بترسیدم مگر
چون مرا از ترس یک سر موی نیست
جز چنین گلگونه اینجا روی نیست
مرد خونی چون نهد سر سوی دار
شیرمردیش آن زمان آید به کار
چون جهانم حلقهٔ میمی بود
کی چنین جایی مرا بیمی بود
هر که را با اژدهای هفت سر
در تموز افتاده دایم خورد و خور
زین چنین بازیش بسیار اوفتد
کمترین چیزیش سر دار اوفتد
#عطار_نیشابوری
@lightworkers
من
پاره پاره های تو را
جمع خواهم کرد
و خود در تو خواهم خفت
و تو در من خواهی رویید...
#شیرکو_بیکس
@lightworkers
ما نمی توانیم با باقی ماندن
در آنچه هستیم،
به آنچه می خواهیم
تبدیل شویم.
باید از پوسته کهنه
خود خارج شویم
#چانگتزو
@lightworkers
عشق و شوق
عشق در ذات خویش ساکن است. آنچه حرکت می آفریند، شوق است.
عشق، شوق برپا می کند و شوق حرکت را،
اگردر عشق ساکن شوی، میتوانی جهانی را به حرکت وا داری، بی آنکه از خانه ات خارج شده باشی.
@lightworkers
به درک تیکه کلامش بود.
فرقی نداشت چه خبری بشنوه،
فرقی نداشت از کی بشنوه.
زیر چشمی یه نگاه بهت میکرد و با لحنی که مخصوص خودش بود میگفت به درک.
دلار گرون شده، به درک.
فردا عیده، به درک.
فلانی از ایران رفت، به درک.
رفتیم جام جهانی، به درک.
دنیا رو لجن برداشته، به درک.
گذشتهش رو یادمه.
به هر اتفاقی واکنش نشون میداد.
پر از شور و شوق زندگی بود.
پر از حس و هیجان.
ولی از یه جایی به بعد همه چی بیمعنی شد.
روزگار بیحسش کرد.
بعد از چند وقت بیخبری سر زده پیداش شد.انگار داشتم غریبهای رو میدیدم که چهرهش آشنا بود!
حالش خوب نبود.از زبونش نشنیدم. چشماش داشت میگفت.
بهش گفتم چه خبر از درس و دانشگاه؟ گفت انصراف دادم. گفتم خسته نباشی. گفت اتفاقا خستهام....
گفتم چای یا قهوه؟
گفت هیچ کدوم... گوش.
هنوزم برای غر زدن آدمای خسته گوش داری؟ گوش شدم.....
گفت نه پیاده روی میکنم،نه کاری می کنم.تا لنگ ظهرم میخوابم.ولی خسته ام. روحم پا درد گرفته از بس دنبال خودش گشته.
بدن درد گرفته از بس فکر و خیال رو دوشش گرفته.
یادته چقدر میگفتم به درک؟
دیگه نمیخوام بگم به درک.
چون دلم میخواد برگردم به روزایی که هر اتفاق خوبی خوشحالم
میکرد.روزایی که با هر خبر بدی ناراحت میشدم. شور و شوق زندگی رو می خوام.
یادته همیشه میگفتی زندگی رو نمیشه زد عقب... جلو چی؟ نمیشه بزنیم جلو... یه سال،دو سال، ده سال....شاید چند سال دیگه حالمون بهتر از الان باشه هان؟ بهش گفتم اگه بدتر بود چی؟
گفت به درک.به درک.به درک.
فقط میخوام این روزا نباشم....
میشه؟
#حسین_حائریان
@lightworkers
#بریده_کتاب
علم ؛ علمِ معرفت است ، اگر هیچ چیز نشناسی و خود را بشناسی و دانی ، عالِمی و عارفی .
و اگر خود را نشناسی ، آن همه علم ها که تو دانی ، تو را چه سود ؟!
#معارف
#سید_برهان_الدین_ترمذی
@lightworkers
ريشه های انسانيت و اصل وجود تمام انسان ها از طریق طبيعت به یکدیگر متصل است.
بگذارید پاهایتان زمين را لمس کند؛ این اتصال شگفتی آور و جادويی با مادر زمين را به روش هاي گوناگون برقرار کنيد تا انرژي عظيم الهه ی حیات را احساس و آزادي روح آن را دریافت کنید.
از دیر باز زمين مقدس الگویی کهن و الهام بخش بوده است.
برای آنان که در جستجوي درک یگانگی اصل وجودِی خویش با روح طبيعت بوده اند، تمام آنچه که در آن وجود دارد حاوي پيامي معنا دار است.
@lightworkers
نو نیاز عشق چون فرهاد و مجنون نیستیم
طفل ما مشق جنون بر تخته گهواره کرد
#صائب_تبریزی
@lightworkers
من از انگشتر دست تو بودم
میون پنجه و شصت تو بودم
اجل اومد که جونم را بگیره
ندادم چون که پا بست تو بودم.....
#محسن_چاووشی
@lightworkers
#بریده_کتاب
مرگ همه ما را لمس می کند اما برای همه ما یکسان نیست همه چیز به سطح انرژی شخصی بستگی دارد...
برای آنهایی که انرژی شان را هدر دادند مرگ مانند یک رویای زودگذر است، حبابهایی از خاطرات و دیگر هیچ...
سفر مرگ می تواند او را به یک دنیای مجازی از تصاویر ببرد، جایی که او محتویات عقایدش در مورد جهنم و بهشت های شخصی اش و نه چیز دیگری را تجسم می کند...
#ملاقات_با_ناوال
@lightworkers
اکنون باش......
تا آنجا که ممکن است ساکت باش.
تا میتوانی در سکوت بنشین، نه فقط در سکوت بدن، بلکه مهم آن است که ذهن ساکت شود و دست از پچ پچ کردن دائم بردارد....
این کار شدنی است اما هرگز در این راه نکوشیدهایم.
فقط باید چند گام کوچک برداری:
در درونت بنشین و تماشا کن.
بگذار ذهن، تمام ترفندهای قدیمیاش را بکار گیرد.اما تو فقط تماشا کن...
بدون هیچ قضاوتی،
بدون گفتن خوب یا بد،
بدون انتخاب کردن یا از خود راندن؛
کاملا خونسرد و بیتفاوت.
پس بر علیه ذهن مباش.
با آن ستیز مکن....
در تلههای ذهن گرفتار نشو...
فقط کناره گیر بمان...
بسیاری اوقات درگیر ذهن خواهی شد.
در این مواقع به محض اطلاع، بیدرنگ خودت را بیرون بکش.
خودت را جمع و جور کن و دوباره شروع به تماشا کن....
فکری برخواهد ﺧﻮاست..
به آن فکر بنگر.
آن فکر در برابرت رژه خواهد رفت.
به آن بنگر تا اینکه بگذرد و برود.
بدون اینکه هیچ قضاوتی در مورد خوب یا بد بودن بکنی..
بدون هیچ باید و نبایدی، بدون هیچ نگرش اخلاقی، مشاهده محض و بی طرفانه، آنرا تماشا کن...
روزی ناگهان دیگر ذهنی وجود نخواهد داشت...
پس از آن، سکوت؛ دیگر تو را ترک نخواهد کرد. با تو خواهد ماند و به روح تو تبدیل خواهد شد....
@lightworkers
طرحواره درمانی و فرزندپروری
▪️ پیامدهای تبعیض بین فرزندان
▪️کینه توزی و انتقام:
توجه والدین به یکی از فرزندان باعث می شود که یکی نسبت به دیگری و والدینش تنفر و کینه پیدا کرده و درصدد انتقام جویی برآید. لذا تبدیل به شخصی خشمگین و عصبانی می شود که درپی بهانه است. فرد خشمناک بر اثر رفتارهای ناپسند و ناهنجار، از جامعه طرد شده و به فردی گوشه گیر و منزوی تبدیل می شود.
▪️ترس و اضطراب:
ترس و اضطراب های مرضی معمولا ریشه در دوران کودکی افراد دارد. اتفاق و حادثه ای در آن دوران و نفوذ به ضمیر ناخودآگاه کودک منشا چنینترس ها و اضطراب هایی است. از این رو کودکی که در معرض تبعیض والدین است، نوعی احساس تنهایی ترس آور و نداشتن پشتیبان و تکیه گاه مطمئن در او به وجود می آید.
▪️عدم اعتماد به نفس:
اعتماد به نفس مهم ترین حالت عاطفی برای رشد کامل شخصیت است اگر فرزندی در دوران کودکی موفق به کسب آن شود، اعتماد به نفس جای خود را به حس حقارت و سرخوردگی می دهد.
تبعیض بین فرزندان از طرف والدین حس ناتوانی و عدم اعتماد به نفس را در فرزند به وجود می آورد و به کلی ناامید و مایوس می شود.
▪️ایجاد فاصله:
تبعیض در بین فرزندان از طرف والدین باعث می شود که فرزند احساس کند، پدر و مادرش او را دوست ندارند. از این لحاظ سعی می کند زیاد همراه والدین خود نباشد تا کم تر دیده شود و مورد سرزنش قرار نگیرد و هر روز فاصله او با والدینش بیشتر می شود. بنابراین فرزند برای یافتن پناهگاه برای محبت و دوستی جایی غیر از خانواده و والدین را جستجو می کند والدین باید آگاه باشند که ایجاد فاصله آنان و فرزندان شان با وجود این که زیر یک چت و در یک خانه هستند، چه اثرات منفی برای فرزندان آنان دارد.
پس نباید اجازه هیچ گونه فاصله ای را بدهند و دوستان خوبی برای فرزندان شان باشند.
▪️کمبود محبت:
کودکی که در معرض تبعیض والدین است، نوعی احساس تنهایی ترس آور و نداشتن پشتیبان و تکیه گاه مطمئن در او به وجود می آید.
محبت همچون آب که در رشد و نمو جانداران حیاتی است، در پرورش آدمی ضروری است. کودک ما برای رشد عاطفی و هیجانی خویش باید سیراب محبت شود.
اما متاسفانه تبعض والدین این حق حیاتی را از او سلب می کند و او را تشنه محبت، تحویل اجتماع می دهد. چه بسا در آینده برای جبران این کمبود دست به سوی هر آب گل آلودی دراز کند و با محبت های کاذب خیابانی جبران مافات نماید.
منبع: ماهنامه پیام یاقوت
@lightworkers
گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز
سجده شکر کنم و از پی شکرانه روم
خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیر
سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم
#حافظ
@lightworkers
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
