Light Workers🔆
Ir al canal en Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Mostrar más379
Suscriptores
+224 horas
+37 días
+730 días
Archivo de publicaciones
کجا شد عهد و پیمان را چه کردی؟
امانتهای چون جان را چه کردی؟
چرا کاهل شدی در عشقبازی؟
سبک روحی مرغان را چه کردی؟
نشاط عاشقی گنجی است پنهان
چه کردی گنج پنهان را چه کردی؟
تو را با من نه عهدی بود ز اول؟؟
بیا بنشین بگو آن را چه کردی؟
چنان ابری به پیش ما چه بستی؟
چنان خورشید خندان را چه کردی؟
#حضرت_مولانا
@lightworkers
سنگینی تنهایی از نبودن دیگری نیست،
سنگینی تنهایی بخاطر جدایی از خود است،
آن که دلت برایش تنگ شده خودت هستی.
@lightworkers
انسان سه راه دارد :
راه اول از اندیشه میگذرد این والاترین راه است.
راه دوم از تقلید میگذرد این آسانترین راه است.
و راه سوم از تجربه میگذرد این تلخ ترین راه است.
#کنفسیوس
@lightworkers
#بریده_کتاب
خودشناسی برای تحول خود ضروری است، تحول بدون خودشناسی وجود نخواهد داشت، انسان باید خود را آنگونه که هست بشناسد، نه آن طور که میخواهد باشد، که صرفاً ایدهآلی بیش نیست و بنابراین ساختگی و غیر واقعی است.
تنها آنچه که هست می تواند تحول یابد، نه آنچه که شما می خواهید باشید.
#کریشنامورتی
#اولین_و_آخرین_رهایی
@lightworkers
حال دنیا را پرسیدم من از فرزانه ای
گفت: یا آب است، یا خاک است، یا پروانهای
گفتمش احوال عمرم را بگو، این عمر چیست ؟
گفت یا برق است، یا باد است، یا افسانهای
گفتمش این ها که میبینی، چرا دل بسته اند
گفت یا خواباند، یا مستاند، یا دیوانهای
گفتمش احوال جانم را پس از مُردن، بگو ؟
گفت یا باغ است یا نار است، یا ویرانهای
#ابوسعید_ابوالخیر
@lightworkers
آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیم
در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم
داغیم، نمیفهمیم تا فاجعه راهی نیست
سردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیم
از مرهم یکدیگر تا زخمی هم بودن
راهیست که به مقصد،با عشق سفر کردیم
شعریم و نمیخوانیم،شوقیم و نمیخواهیم
چشمیم و نمیبینیم، سبزیم ولی زردیم
این فصل پریشان را برگی بزن و بگذر
در متن شب بیماه، دنبال چه میگردیم؟
بیداری رویایی،دیدی که حقیقت داشت
ما خاطرههامان را از خواب نیاوردیم
تردید نکن در شوق،تصمیم نگیر در خشم
آرام بگیر امشب،ما هر دو پر از دردیم...
#افشین_یداللهی
@lightworkers
بر اساس افسانه های یونانی، هزارتو نام سازه ای بوده است که صنعتگرِ افسانه ای یونان دایدالوس به سفارش شاه مینوس پادشاه کرت می سازد. هدف مینوس ساخت چنین بنایی به دام انداختن موجودی افسانه ای دیگر با سر گاو و بدن انسان، موسوم به مینوتور بوده است.هزار تو معماری جادویی داشته و همه نقشه هایی که از آن کشیده شده به جایی ختم نمیشوند. آریادنه (Ariadne)، در اسطورههای یونان، دختر مینوس (پادشاه کرت) است. آریادنه، دختر مینوس، پادشاه کرت بود که عاشق تزه (یا همان تسئوس) که از آتن آمده بود، شد. تزه (تسئوس) بنابه روایتی از آتن آمده بود تا خود را بعنوان قربانی، تسلیم مینوتائور کند. آریادنه مخفیانه شمشیری به او داد تا با آن غول آدمخوار را بکشد و دوک ریسمانی به او سپرد که هنگام پیشروی در دالانها [دالانهای پیچاپیچی که مینوتائور در آنها زندگی می کرد]، آن را بگشاید، تا در موقع بازگشت بتواند راه خود را بیابد.
آریادنه با او فرار کرد، اما تزه، وقتی که آریادنه در جزیره ناکسوس خوابیده بود، او را ترک کرد. آریادنه آنقدر در آنجا ماند تا سرانجام دیونیسوس او را در آنجا پیدا کرد و با وی ازدواج نمود. تسئوس (Θησεύς) در اسطورههای یونان پادشاه و قهرمان آتن است. همانند هراکلس که پهلوان دوریها بود، تسئوس نیز پهلوان مورد علاقه آتنی ها بود. او با جوانانی که از آتن برای مینوس فرستاده میشد تا خوراک مینوتاروس شوند، همراه شد. آریادنه دختر مینوس عاشق او شد و از دایدالوس راه خروج از هزارتو (هزارتویی که جایگاه مینوتاروس بود) را پرسید و به تسئوس آموخت. تسئوس به این ترتیب توانست مینوتاروس را بکشد و از هزارتو خارج شود. بعد از این ماجرا مدئا به آیگئوس گفت به تسئوس شراب زهرآلودی بنوشاند. هنگامی که تسئوس در حال نوشیدن شراب بود، آیگئوس شمشیر او را تشخیص داد و در لحظات آخر ضربهای به جام شراب او زد تا تسئوس آن را نیاشامد.
پوزئیدون، خدای دریاها، در خشمی که بر مینوس شاه جزیرهٔ کِرِت گرفته بود، همسرش را دیوانهوار عاشق گاوی کرد که خودش برای قربانی به نزد مینوس فرستاده بود. مینوتور در اثر همخوابگی پاسیفائه (Pasiphaé) همسر مینوس با این گاو وحشی بهوجود آمد.
مینوتاوروس یا مینوتور (Μῑνώταυρος) در اسطورههای یونان، هیولایی با سر گاو و بدن انسان است. پاسیفائه به گاو پوسیدون دل بست و از او صاحب مینوتاوروس شد. مینوس او را در لابیرنت ساخته دایدالوس زندانی کرد. خوراک او جوانان آتنی بودند. به دست تسئوس کشته شد.
مینوس دستور داد تا دائدالوس، صنعتگر کرتی، زندانی هزارتو برای مینوتائور بسازد و هر سال از آتنیها که خراجگذارش بودند، ده جوان سالم برای غذای او میستاند.
سرانجام تسئوس، با کمک آریادنه دختر شاه کرت به این غول دست پیدا کرد و او را کشت.
تسئوس بر اساس اسطوره ها و افسانه ، پس از جدال با مینوتائور و کشتن او، به گمشده ای یا راه گم کرده ای بدل میشود که در نهایت راه بازگشت و بیرون آمدن از هزارتوها و دالان های پیش رو را به مدد "ریسمان آریادنه" می یابد. آریادنه در این روایت بانویی است که عشقش به تسئوس، او را به کمک و هدایت معشوقش وا می دارد و با دادن ریسمانی به دست تسئوس، یافتن راه بازگشت از هزارتو را برای او ساده میکند. در ادامه این روایت و رها شدن تسئوس از دام ها و هزارتو های مینوتائور حادثه ای ناهماهنگ با تمامی فداکاری ها و ماجراهای عاشقانه رخ می دهد. تسئوسی که به عشق آریادنه به کام هزارتو رفت و آریادنه ای که از فرط عشق تسئوس، ریسمانی از گیسوان یا نخ های ریسیده شده فراهم کرد تا معشوقش را از چنگال هزارتو نجات دهد، در نهایت به پایانی غریب گرفتار میشوند: تسئوس با بی رحمی تمام و در کمال ناسپاسی از عشق خود می گذرد و آریادنه را تنها و بی سرپناه در جزیره ای به نام "ناکسوس" رها میکند.
@lightworkers
معاشرت مجازی نیز همانند معاشرت حقیقی آدابی دارد، درست است که در این فضا که گویا ساحت دوم زندگی ماست رو در رو با افراد در ارتباط نیستیم اما باید بسیاری از آداب حقیقی را در این فضا پا بر جا بدانیم، هر کلمه ای را به کار نبریم و هرنوع صحبت کردن را نشانه شجاعت و صراحت بیان ندانیم. برای خودمان در این فضا شخصیتی بالاتر از فضای حقیقی در نظر بگیریم
یادمان باشد در این فضا هیچگاه احساسات، لحن و رفتار ما آنگونه که مد نظرمان هست منتقل نمی شود، پس مراقب باشیم در ارتباط با دیگر افراد جملات، عکس ها و استیکرهایی را به کار نبریم که سوء تفاهم بوجود آید زیرا افراد متناسب با سن و سواد و اطلاعات و ... برداشت های متفاوتی از عکس العمل ما خواهند داشت.
@lightworkers
هر که اندیشه را چون جان پرستش کند به عرشِ اندیشه یافتگان خواهد رفت، و آنجا آسایش خواهد یافت، اگر اندیشه را تنها چون جان پرستش کند، ابدی میشود ، ابدیت خواهد یافت؛ جاودان میشود، جاودانگی خواهد یافت، سرخوش میشود، سرخوشی خواهد یافت.
آیا بالاتر از اندیشه هم چیزی هست؟!
آری، مراقبه از اندیشه بالاتر است.
زمین ، آسمان ، ملکوت، آب ، کوه ها، انسان، خدایان، همه در مراقبه اند.
شکوهِ پرشکوهان از مراقبه است. انسانِ حقیر جدل میکند، دغل می بازد، تهمت می زند؛ انسان پرشکوه مراقبه میکند، تا از مراقبه اش سرخوشی یابد. مراقبه را پرستش کن.
هر که مراقبه را چون جان پرستش کند به عرشِ مراقبه یافتگان خواهد رفت و آنجا آسایش خواهد یافت، اگر مراقبه را چون جان پرستش کند.
#اوپانیشادها
@lightworkers
#بریده_کتاب
اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویند کتک خوردنش جزئی از یک تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهند، برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی با اعتماد به نفس بالا و برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقدهها و کینهها تبدیل میشود.
کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است اما تفاوت در حکمتی است که میتواند به رنج کشیدن «معنا» بخشد. یکی به امید روزهای بهتر رنج میکشد و دیگری با هر ضربه خرُدتر و حقیرتر میشود.
اینکه چگونه با سختیها و مشقتهای زندگی کنار بیاییم و به آنها واکنش نشان دهیم، نهایتاً محصول یک «تصمیم شخصی» است.
میتوانیم تصمیم بگیریم به سختیها و مصائب اجتنابناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت» نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربهٔ روحی و هر لطمهٔ جسمی تنومندتر، مقاومتر و آگاهتر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک «قربانی منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.
#ویکتور_فرانکل
#معنا_درمانی
@lightworkers
هر حیوان که از دور دیدی و ندانستی سگ و گرگ است یا آهو، ببین رو به سمت مرغزار و سبزینه است یا لاشه و استخوان؟!
آدمی را نیز چون نشناسی، ببین به کدام سوی میرود؟!
#مجالس_سبعه_مولانا
#مولانا
@lightworkers
۵ عامل بازدارنده در مسیر موفقیت:
ترس
همه ما می ترسیم؛ اما افراد موفق تفاوت شان در این است که به جای فکر کردن به ترس ها،به آنچه میخواهند تمرکز میکنند.
توجه به ارزیابی دیگران
اگر قرار باشد فقط نگاه مان به نظرات دیگران باشد در همان جایی که هستیم می مانیم. افراد موفق مشورت میکنند اما در تصمیم گیری قائل به خود هستند.
اقدام نکردن
گاهی ما بیشتر در فکرهایمان قدم برمیداریم. باید با موقعیت ها مواجه شد و به جای غرق شدن در فکرها قدم برداشت.
نتیجه گرایی
هدف داشته باشیم اما وقتی قدم برداشتیم نتیجه را رها کنیم. توجه زیادی به نتیجه ذهن ما را ترسو میکند.
عدم خودباوری
باور نداشتن خویشتن یعنی سرد کردن انگیزه قدم برداشتن. مهم نیست که عالی باشیم.
مهم اینست که در مسیر قدم برداریم و در این مسیر دیدن داشته ها و توانایی ها ما را زنده نگه خواهد داشت.
@lightworkers
#همایون_شجریان
پروژهای از ارکستر فیلارمونیک تهران
بازآفرینی آرش گوران از قطعه مرغ سحر مرتضی نیداوود
شعر: محمد تقی بهار
@lightworkers
#بریده_کتاب
هیچ نیمه ی گمشدهای وجود ندارد!
تنها چیزی که وجود دارد تکههایی از زمان است که در آنها، ما با کسی حال خوشی داریم؛
حالا ممکن است سه دقیقه باشد، دو روز، پنج سال یا همهی عمر …
زندگی من
#آنتوان_چخوف
@lightworkers
آنچه از اتفاقات
ناگوار زندگی انکار میکنید
شما را شکست میدهد،
آنچه که قبول میکنید
شما را تغییر میدهد....
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
تمام معجزات در بیخواسته شدن به وقوع میپیوندد......
خواسته ما را منحرف میکند و میگوید در جایی بیرون از خودت خوشبختی نشسته و منتظر توست...
وقتی روی یک هدف متمرکز میشویم یعنی داریم شناخته شدهها را تعقیب میکنیم این درحالی است که تمام زیبایی ها و شعف در ناشناختههاست...
وقتی من بیخواسته شوم از آنجایی که اصلا انتظار ندارم شروع به دریافت موهبات میکنم و این من را بهت زده و شگفت زده و سپاسگزار و قدردان و با ایمان و با اعتماد و... میکند...
این است تمام راز جذب ...
بیخواسته شدن و سپردن به خودش....
@lightworkers
مردمانی دیدم که نشانِ یافت دادند؛ و ندانستند که یافت حجاب است!
و نشانِ مشاهده دادند؛ و ندانستند که مشاهده حجاب است!
و نشان ِ معرفت دادند ؛ و ندانستند که معرفت حجاب است!
ایشان که یقین ورزیدند دل شان بسوخت،
و ایشان که محبت ورزیدند ، جانشان بسوخت،
و ایشان که فرد بایستادند ، گران بار نبودند.
#نورالعلوم
#شیخ_ابوالحسن_خرقانی
@lightworers
#بریده_کتاب
مردم دو دستهاند یک دسته با تربیت و یک دسته آنها که خودشان را باتربیت میدانند و نیمچه تربیتی دارند.
این دسته دوم پدرمان را درآوردهاند.
آدم نیمه مست خطرناکتر از آدم مست است.
خدا کسی را دچار آدم نیمه مست نکند.
#سالهایابری
#علی_اشرف_درویشیان
@lightworkers
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
