Light Workers🔆
Ir al canal en Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Mostrar más375
Suscriptores
-224 horas
-27 días
+130 días
Archivo de publicaciones
نقلست که مردی آمد و گفت: « خواهم که خرقه پوشم ».
شیخ ابوالحسن خرقانی گفت:
« ما را مسئلهٔ است اگر آنرا جواب دهی شایسته خرقه باشی».
گفت: « اگر مرد چادر زنی در سر گیرد زن شود؟»
گفت: « نه».
گفت: « اگر زنی جامهٔ مردی هم درپوشد، هرگز مرد شود؟»
گفت: « نه»
گفت: « تو نیز اگر در این راه مرد نهای بدین مرقّع پوشیدن مرد نگردی»....
@lightworkers
هزار درد مرا ، عاشقانه درمان باش
هزار راه مرا ، ای یگانه پایان باش
برای آنکه نگویند ، جستهایم و نبود
تو آنکه جسته و پیداش کردهام ، آن باش
دوباره زنده کن این خستهی خزانزده را
حلول کن به تنم جان ببخش و جانان باش
کویر تشنهی عشقم ، تداوم عطشم
دگر بس است ، ز باران مگوی ، باران باش
دوباره سبز کن این شاخهی خزان زده را
دوباره در تن من روح نوبهاران باش
بدین صدای حزین، وین نوای آهنگین
به باغ خستهی عشقم ، هزاردستان باش...
آمین....🙏🙏🙏
#حسین_منزوی
@lightworkers
مست و غزل خوان زد حلقه به در نوروز چهره گشاید بهار روز من است امروز
چشمه به جو آمد می به سبو آمد
از نفس حافظ فالِ نکو آمد...
مژده ی عید آمد بخت سعید آمد
مشت زمین وا شد سبزه پدید آمد
سبزه ی یار آمد عطر مسیحایی گیسوی نگار آمد
قفل غزل وا شد هلهله در هلهله آواز پرستوی بهار آمد....
دوستان جان،سال نو مبارک....
@lightworkers
روزی دختر بچهای از پیرزنی خردمند پرسید:
چطوری آدم به پروانه تبدیل میشود؟
پیرزن با لبخندی بر لب
و برقی در چشمانش پاسخ داد:
باید آنقدر مشتاق پرواز باشی
که دیگر دلت نخواهد
کرم ابریشم باقی بمانی...
#دبی_فورد
@lightworkers
(دعای پیش از تحویل قرن)
“اللهُمَّ فُکَّ کُلَّ اَسِیرٍ”
“خداوندا! همهٔ اسیران را آزاد کن”
اسیران جسم، اسیران ذهن، اسیران احساسات و عواطف، اسیران فریب و دروغ، اسیران مال و ثروت، اسیران آرمان ها و آرزو ها، اسیران شهرت و شهوت، اسیران زور و قدرت، اسیران نافهمی و بدفهمی، اسیران دانش و دانستگی، اسیران توهّمات حق بجانبی،...
برحمتک یا ارحم الراحمین
#مسعود_ریاعی
@lightworkers
Were friends and went unawares!
Friends were enemies!
Friends are still there.
The health of all of them, even those who became enemies, eventually became friends
دوستانی بودند و بیخبر رفتند!
دوستانی بودند و دشمن شدند!
دوستانی بودند و هنوز هستند...
به سلامتی همهی آنها،حتی آنها که دشمن شدهاند،
بالاخره که روزی دوست بودند....
@lightworkers
از کسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس
و هرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار آنها حساب
عشقی که نثار تو میکنند را نیز دارند و روزی
آن را با تو تسویه می کنند..
#آنا_گاوالدا
@lightwirkers
✅ طرحواره بی اعتمادی و بد رفتاری:
(نمی توانم به کسی اعتماد کنم)
این طرحواره باعث می شود که مدام در ذهن خود انتظار داشته باشید که نکنه دیگران به شما صدمه بزنند ،یا به نحوی با شما رفتار بدی در پیش بگیرند.
👌مدام در این هول و هراس به سر می برید که دیگران سر شما کلاه بگذارند،به شما دروغ بگویند،یا از کسی رو دست بخورید.وتحقیر شوید.
اگر گرفتار این طرحواره هستید برای حمایت از خویشتن،پشت دیوار بی اعتمادی سنگر می گیرید وبه دیگران اجازه نمی دهید با شما صمیمی شوند.
نسبت به نیت بقیه افراد مشکوک هستید و بدترین خیالها را در ذهن خود نسبت به دیگران می پرورانید.
انتظار دارید دوستانتان به شما خیانت کنند و با شگردهای مختلف سعی می کنید با دیگران رابطه برقرار نکنید.رابطه شما با دیگران سطحی و تظاهر آمیز است.
واقعا نمی توانید با دیگران صمیمی شوید و با آنها راحت حرف بزنید.اگر دیگران با شما بدرفتاری کنند، دچار عصبانیت و کینه توزی می شوید و عطای روابط را به لقای آنها می بخشید.
#جفری_یانگ
@lightworkers
مقصر دانستن دیگران
همیشه خیلی آسان است.
میتوانی تمام عمرت را
به مقصر دانستن دنیا بگذرانی،
اما بِدان
مسئولیت تمام موفقیتها
یا شکست هایت فقط با خودت است.
#پائولو_كوئلیو
@lightwirkers
راهکار رهایی از نشخوار فکری!!!
شاگردی نزد استادش رفته و میگوید:
که ذهنش دائما نشخوار فکری دارد و از دست این افکار خلاصی ندارد...
استاد: از امشب سعی کن اصلا به میمون های جنگل فکر نکنی!
شاگرد : من اصلا مشکل ندارم و به این موضوع فکر نکردهام...
استاد : خوب حالا تلاش کن که فکر نکنی...
به هنگام شب شاگرد مشاهده کرد هر چه بیشتر تلاش میکند که به میمون فکر نکند، بیشتر به ذهنش میآید!
فردا صبح نزد استاد رفته و واقعه را برایش شرح میدهد...
استاد گفت:
وقتی تلاش میکنی به چیزی فکر نکنی، آن موضوع به صورت متوالی و با شدت بیشتری به سراغت میآید...
بنابراین به جای اجتناب از چیزهای ناخواسته سعی کن به چیزهای خواسته و آن چه دوست داری متمرکز شوی!
آن گاه افکار ناخواسته فرصتی برای ظهور پیدا نمیکنند....
@lightworkers
شعور و وجدان را میتوان به عضلات تشبیه کرد.
هر عضلهای را که به کار نبریم،
ضعیف و ضعیفتر میشود....
#یوستین_گردر
#دنیای_سوفی
@lightworkers
زمانی که عشق
در قلب آدمی مأوا داشته باشد،
قادر به رنجاندن دیگران نخواهد بود....
#جی_پی_واسوانی
@lightworkers
اگر مدام پولتان را از دست میدهید یا طلبتان را پس نمیدهند یا چیزی را گم میکنید..
در ذهن شما باور از دست دادن وجود دارد...
باور اینکه هر چه داشته باشم روزی از دست میدهم اینباور نیز ترس را به دنبال میآورد..
وباعث میشود آن چه که دارید کاهش پیدا کند...
اینجمله را تکرار کنید؛
در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد
من نمیتوانم چیزی که حق من است را از دست بدهم....
@lightworkers
تئوری انتخاب به ما آموخت:
👈 ما برآیند نیرو ها و عوامل بیرونی نیستیم.
👈 ما قربانی و محکوم به گذشته خود نیستیم.
👈 ما بازیچه لایه های زیرین مغز و هورمونها نیستیم.
✅ ما رفتار خود را انتخاب می کنیم و تا کنون نیز چنین کرده ایم.
@lightworkers
وقتی چیزی خوب پیش نمیرود، اولین کسی که مقصر میدانیم خودمان هستیم و اشتباهاتمان را نقد میکنیم.
همه ما با خودمان حرف میزنیم اما زمانی مشکل ایجاد میشود که به این گفتگو با خود ایمان میآوریم، طوریکه باورهای اشتباهی درباره خودمان در ما شکل میگیرد. این باورهای اشتباه برای روحمان و سلامت آیندهمان حیاتی میشود مگراینکه برای فراموش کردن این باورها کاری بکنیم.
دفعه بعدی که این صدا را در سرتان شنیدید که «من احمقم» یا «من به اندازه کافی خوب نیستم» یا «من موفق نیستم» یا هر فکر منفی دیگری، بفهمید که این خودتان نیستید. میتوانید با صدای بلند بگویید، «این من نیست. این درست نیست!» و این فکر را در سرتان پرورش دهید،
«از امروز به بعد، من انتخاب میکنم که فراموشت کنم، چون دیگر در خدمت من نیستی. تو واقعی نیستی و از امروز به بعد از دست تو آزاد میشوم.»
فرض اصلی در قانون سوم برای پاکسازی درون این است که هر فکری را که نمیتوانید با صدای بلند برای بقیه (هر کسی) عنوان کنید، اصلاً به درون سرتان راه ندهید. فضای درونیتان را تمیز نگه دارید...
۴. چیزی نگویید مگر اینکه درست، مفید و توام با محبت باشد.
بعضیها اینقدر با خودشان حرف میزنند که به صورت حرفهای پوچ از دهانشان بیرون میزند.
به آدمهایی که در اتوبوس حرف میزنند یا دوست دارند در محلکار با حرف زدن، خودشان را سرگرم کنند، نگاه کنید. اگر تعداد حرفهای به دردبخور و واقعاً جالب آنها را بشمارید، تعدادشان بسیار کم خواهد بود.
اینها نه تنها موجب حواسپرتی اطرافیانشان میشود، مقدار بسیار زیادی انرژی برای حرف زدن از آن فرد میگیرد. آخرین باری که به مدت طولانی در مورد مسئلهای حرف زدید و خستگی که بعد از آن داشتید را به خاطر آورید. علاوه بر این، هر چه چیزهایی که میگوییم بیفایدهتر باشند،چیزهای بیفایدهتری هم به ذهنمان برمیگردانیم.
اما نگران نشوید، راههایی برای خاموش کردن آن وجود دارد.
بعضیها روزه سکوت را امتحان میکنند، روزهایی که در آن نه حرف میزنند، نه چیزی میخوانند و نه از کامپیوتر استفاده میکنند. و در پایان آن روز، حس آرامش و انرژی بیاندازهای میکنند.
مراقب چیزهایی که میگویید باشید و فقط چیزهایی بگویید که موارد زیر درمورد آن صدق کند:
آیا چیزی که میگویم…
•به نظرم درست است؟ از ته قلبم برمیآید؟
•برای کمک کردن به یک فرد یا موقعیت خاص مفید است؟
•مهربانانه و بامحبت است؟ مثل تحسین یا پیشنهاد کمک؟
پایان
@lightworkers
۴ قانون برای آرام کردن ذهن
۱. چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید. به چیزی که میگویید واقعاً اعتقاد داشته باشید.
قسمت اول: چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید.
آیا برای جلوگیری از برخورد کامل با یک موقعیت ناراحتکننده میفهمید که مشغول بهانهآوردن هستید؟
بعنوان مثال، دوستتان از شما میخواهد که در یک مهمانی شرکت کنید. واقعاً دوست ندارید به آنجا بروید اما بهانه میآورید که، «نمیتوانم جور کنم بیام» یا «خیلی سرم شلوغه»، تا بتوانید به آرامی از چیزی یا کسی یا فعالیتی جلوگیری کنید.
نمونه دیگر میتواند این باشد که کسی از شما میخواهد کاری برای او انجام دهید که شما خیلی به آن راغب نیستید، اما احساس گناه میکنید و نمیتوانید به او نه بگویید، به همین دلیل از برخورد با آن فرد جلوگیری میکنید (تلفنها یا ایمیلهای او را جواب نمیدهید) یا بهانهای می تراشید که حقیقت ندارد.
دلیلش این نیست که نمیتوانید کاری انجام دهید. واقعیت این است که تصمیم گرفتهاید آن کار را انجام ندهید اما عمل بهانه آوردن یا اجتناب از آن، جنبشی در فضای درونیتان آغاز میکند که برای حفظ آن نیاز به انرژی دارید. به جای سکون و آرامش حالا خود را مشغول فکر کردن به این «دروغ» میکنید.
وقتی میخواهید چیزی بگویید، تصمیمی آگاهانه بگیرید که حقیقت محض یا آنچه واقعاً منظورتان است را بگویید. حقیقت محض لازم نیست خشن یا ناراحتکننده باشد، میتوانید این کار را با مهربانی اما قاطعانه انجام دهید. وقتی چیزی که میگویید حرف خودتان باشد، هیچکس نمیتواند آن را رد کند، حتی اگر آنچه میشنوند را دوست نداشته باشند؛ چون حقیقت را گفتهاید و دقیقاً به آن اعتقاد داشتهاید..
قسمت دوم: به چیزی که میگویید واقعاً اعتقاد داشته باشید.
گاهیاوقات برای رد کردن مسئولیت از سرمان یا از سر عادت چیزی میگوییم که واقعاً به آن اعتقاد نداریم. بعنوان مثال، به والدین یا نزدیکانمان پشت تلفن میگوییم «دوستت دارم»، نه به این دلیل که واقعاً منظورمان این است، بلکه از سر عادت. این کلمات به طور خودکار از دهانمان خارج میشوند، طوریکه معنای واقعی خود را از دست میدهند.
در مثالی دیگر میگوییم، «زود بهت زنگ میزنم»، یا «فردا بهت زنگ میزنم». یا به دوستی پیشنهاد کمک میدهیم اما چندان تمایلی برای انجام حرفمان نداریم و فقط به این دلیل به زبانش میآوریم که ساده بوده و باعث خوشحال شدن فرد مقابل میشود.
ممکن است تصور کنیم که این نظرات عادی بیضرر هستند اما در عمق درونمان میدانیم که درست نیستند. اینها شروع دروغهای کوچک ما هستند و به مرور زمان به افکار گناهآلود تبدیل میشوند که حواس شما را از از این لحظه پرت میکنند.
به خودتان متعهد شوید که به هر چه که به زبان میآورید واقعاً اعتقاد داشته باشید و وعده توخالی که قدرت یا قصد انجام آن را ندارید به کسی ندهید.
۲. چیزی را به کسی نگویید مگراینکه بتوانید آن را به همه بگویید.
چه قبول کنیم یا نه، بیشتر ما نوعی غیبت کردن را دوست داریم. همچنین خیلی سریع اشکالات دیگران را پیدا میکنیم و با دوستانمان درمورد آن حرف میزنیم. یا بیچارگی کسی را میفهمیم و دوست داریم به دیگران هم اطلاع دهیم.
مطمئناً نمونههای زیادی از این را در زندگی خودتان داشتهاید اما برای برای نمونه به یک مورد اشاره میکنیم: نسیم دچار مشکل احساسی شد و امروز در محل کار سر یکی از همکاران داد میزند و ما به محض اینکه به خانه میآییم موضوع را فوراً به همسرمان میگوییم.
نمونه دیگر اینکه علی از کار خود اخراج شده است و وقتی درمورد آن میشنویم چون از او خوشمان نمیآید حتی درموردش جوک هم درست میکنیم.
در دو هر نمونه، نمیتوانیم همان چیز را برای همه بازگو کنیم، مخصوصاً خود نسیم یا علی. و اگر واقعاً فضای درونیمان را موقع و بعد از گفتن این کلمات مشاهده میکردیم، ته دلمان احساس خوشحالی زیادی نمیکردیم.
وقتی آگاهانه چنین گفتگویی را مشاهده میکنیم، یاد میگیریم که هیچ کاری برای غذا دادن به روحمان انجام ندادهایم، همه کاری که کردیم ایجاد انرژی منفی و تعارض درونی بوده است که فضای درونی ما را آلوده کرده است.
به خودتان متعهد شوید که هیچ چیزی را به کسی نگویید مگراینکه بتوانید آن را به همه دنیا اعلام کنید. برای پراکنده نکردن انرژی منفی به خودتان متعهد شوید
۳. چیزی را که نمیتوانید بیرون بگویید، درون نگویید.
بیشتر ما منتقد خودمان هستیم. چون چیزهایی که به خودمان، در حریم شخصی ذهنمان میگوییم را نمیتوانیم به دنیا اعلام کنیم، باور داریم که تنها کسانی هستیم که از این گفتگوهای شخصی منفی، اعتمادبهنفس کم و اضطراب آسیب میبینیم..
ادامه دارد...
@lightworkers
راهنمای ساده برای پاکسازی درونی....
یک راه برای پاکسازی بههم ریختگی فضای درونیمان حفاظ گذاشتن برای حیاط ذهنمان است؛
اینکه از چیزهایی که وارد ذهنمان میشود آگاه باشیم، با کلمات، افکار و توجهمان شروع کنیم...
ممکن است از این آگاه نباشیم اما انرژی زیادی را صرف غیبت کردن، بدگویی درمورد دیگران، قضاوت کردن مردم، پیدا کردن اشتباهات آنها و غرق شدن در افکار منفی مثل حسادت، گناه یا ترس و بهانه آوردن برای پوشاندن احساس واقعیمان میکنیم. شاید همه اینها به نظرتان کمی اغراقآمیز بیاید اما اگر واقعاً مراقب خودمان، افکار و کلماتمان باشیم، متوجه خواهیم شد که هر روز در نقطهای، حتی ناآگاهانه، خیلی از این احساسات را داریم.
خیلیوقتها این تخطی بسیار ظریف است مثل یک قضاوت منفی درمورد گارسن یک رستوران یا خستهشدن از یک مشتری تلفنی و بدگویی درمورد او و یا گفتن یک دروغ کوچک برای بهانه آوردن به جای نه گفتن
این نیست که با داشتن این احساسات یا گفتن این کلمات به آدمهای بدی تبدیل میشویم. یعنی این چیزها زبالههایی بیفایده هستند که فضای درونی ما را اشغال میکنند و به درد سلامت درونیمان نمیخورند...
برای پاکسازی درونی خود این چهار قانون را رعایت کنید:
۱. چیزی که واقعاً منظورتان است بگویید.به چیزی که میگویید واقعاً اعتقاد داشته باشید.
۲. چیزی را به کسی نگویید مگر اینکه بتوانید آن را به همه بگویید.
۳. چیزی را که نمیتوانید بیرون بگویید، درون نگویید.
۴. چیزی نگویید مگر اینکه درست، مفید و بامحبت باشد...
@lightworkers
همه عالم در يك كس است!
چون خود را دانستی
همه را دانستی،
از ابراهيم تا مغول....
تو عالم بيكرانی
مغول صفت قهر تو است.!
#شمس_تبریزی
@lightworkers
ما کالاهایی در رقابت با یکدیگر
هر روز با نسخهای مناسبتر از خود
ما که از بازار جا نمیمانیم
ما که باید خریده شویم
ما که نمیتوانیم از صحنه حذف شویم
ما که باید زیبا
باهوش
بیانگر
جذاب
چند وجهی
و چند کاربره باشیم
باید که دیگران را کنار بزنیم
تا لحظهای شعفِ در اوج بودن را تجربه کنیم
درست همان وقت که مشتری لمسمان میکند
اما چه کنیم با وحشتِ تمام شدن
به پایان رسیدن تاریخ مصرفمان
چه کنیم با رنگارنگی بینهایت این بازار
چقدر آن لحظهی اوج دوام دارد؟
آیا در این اوجِ ناپاینده آرام خواهیم گرفت؟
مصرفمان میکنند
و سپس دورمان میاندازند
نه، نباید چنین شود
باید دوباره امتحان کنیم
باید خود را از سطل زباله بیرون بکشیم
و بازیافت کنیم
وجهی دیگر از ما هنوز نمایان نشده است
نمایش ادامه دارد
باید دوباره ارائه شویم
باید دوباره خریده شویم
اشکهایت را پاک کن، زود باش
لبخندت را بازگردان، زور بزن
پرده ی بعدی نوبت توست
مشتری همیشه هست
مگر نمیدانی
عصر سروری مصرفکننده است
امیدت را حفظ کن
بستهبندیات را نو کن
قیمتات را به صرفه کن
بیارز
ارزنده شو، ارزنده شو...
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
پوچی تلاشش کاملاً آشکار بود،
وقتی این همه تلاش میکنی یک نفر را فراموش کنی،
خود این تلاش تبدیل به خاطره میشود....
بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی و خود این هم در خاطر میماند....
#جزء_از_کل
#استیو_تولتز
@lightworkers
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
