es
Feedback
مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC

مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC

Ir al canal en Telegram

دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به صورت حضوری ومجازی تلفن تماس 02122641523 02188851250 ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇 @Alihallajzadeh اینستاگرام👇👇👇👇👇👇 book_free_conversation https://www.instagram.co

Mostrar más
3 097
Suscriptores
+124 horas
-97 días
-1430 días
Archivo de publicaciones
purchase وقتی اسم باشد، قابل‌شمارش (countable) است. 🛍️ • a purchase = یک خرید • two purchases = دو خرید • many purchases = خریدهای زیاد مثال: • I made a purchase yesterday. 🛒 دیروز یک خرید انجام دادم. • I made two purchases online. 💻🛍️ دو خرید اینترنتی انجام دادم. 📌 اما purchase به‌عنوان فعل یعنی خریدن: I purchased a new phone. 📱 یک گوشی جدید خریدم @bookfc

☀️ The days are getting shorter. روزها دارند کوتاه‌تر می‌شوند. 🌅 The days are getting longer. روزها دارند بلندتر می‌شوند. و با grow هم می‌توان گفت، کمی ادبی‌تر: The days grow shorter. روزها کوتاه‌تر می‌شوند. The days grow longer. روزها بلندتر می‌شوند. 📌 در مکالمه روزمره، are getting shorter/longer طبیعی‌تر است @bookfc

I’m having a hard time being away from my daughter. 💔 دارم دوری دخترم را تحمل می‌کنم / دوری از دخترم برام سخت @bookfc

bit در جمله‌ی «پشه منو زد» است: bite → bit → bitten 🦟 • bite = گاز گرفتن / نیش زدن • bit = گذشته‌ی bite • bitten = قسمت سوم مثال: A mosquito bit me. 🦟 = یک پشه منو نیش زد. A mosquito has bitten me. = یک پشه منو نیش زده. @bookfc

آرایشگری به انگلیسی: 💇 Hairdressing = آرایشگری / حرفهٔ آرایش مو 💇‍♀️ Hairdresser = آرایشگر مو 💈 Barber = آرایشگر مردانه / سلمانی مثال: • I work in hairdressing. 💇 = من در زمینه آرایشگری کار می‌کنم. • She is a hairdresser. 💇‍♀️ = او آرایشگر است. • He works as a barber. 💈 = او به‌عنوان آرایشگر مردانه کار می‌کن @bookfc

I’m stressed. 😰 = استرس دارم / تحت فشارم. یعنی الان احساس استرس می‌کنم. • I’m getting stressed. 😰📈 = دارم استرس می‌گیرم. یعنی استرست در حال بیشتر شدن است. • I get stressed. 😣 = استرس می‌گیرم. یعنی معمولاً در یک موقعیت خاص دچار استرس می‌شوم. مثلاً: I’m stressed about my exam. 📚😰 = بابت امتحانم استرس دارم. I’m getting stressed about my exam. 📚😰 = دارم بابت امتحانم استرس می‌گیرم. @bookfc

d of در مکالمه خیلی وقت‌ها یعنی «یک‌جورایی / یه‌کم / تا حدی». چند مثال طبیعی: 1. I’m kind of tired. 😴 یه‌جورایی خسته‌ام. 1. It’s kind of expensive. 💰 یه‌کم گرونه. 1. I kind of like it. ❤️ یه‌جورایی ازش خوشم میاد. 1. I’m kind of nervous. 😰 یه‌جورایی استرس دارم. 1. She’s kind of funny. 😂 یه‌جورایی بامزه‌ست. 1. It’s kind of strange. 🤔 یه‌جورایی عجیبه. 1. I kind of understand. 🧠 یه‌جورایی می‌فهمم. 1. He’s kind of quiet. 🤫 یه‌جورایی کم‌حرفه. @bookfc

آرایشگری به انگلیسی: 💇 Hairdressing = آرایشگری / حرفهٔ آرایش مو 💇‍♀️ Hairdresser = آرایشگر مو 💈 Barber = آرایشگر مردانه / سلمانی مثال: • I work in hairdressing. 💇 = من در زمینه آرایشگری کار می‌کنم. • She is a hairdresser. 💇‍♀️ = او آرایشگر است. • He works as a barber. 💈 = او به‌عنوان آرایشگر مردانه کار می‌کن @bookfc

A couple of months = دو ماه / چند ماه (معمولاً حدود دو ماه) 📅 نکته مهم: a couple of معمولاً یعنی دو تا، ولی در مکالمه گاهی به معنی «چند تا / مدت کوتاهی» هم استفاده می‌شود. مثال‌هاI’ll see you in a couple of months. 📅 دو ماه دیگه می‌بینمت. • I worked there for a couple of months. 💼 چند ماه آنجا کار کردم. • I need a couple of days to finish it. ⏳ برای تمام کردنش چند روز وقت لازم دارم. • I have a couple of questions. ❓ دو تا سؤال دارم. • I bought a couple of books. 📚 دو تا کتاب خریدم. 🔹 Couple به‌تنهایی couple = یک زوج / دو نفر یا دو چیز که با هم هستند 👩‍❤️‍👨 They are a lovely couple. ❤️ آن‌ها زوج دوست‌داشتنی‌ای هستند. I saw a couple at the restaurant. 🍽️ یک زوج را در رستوران دیدم. پس: a couple of months → حدود دو ماه / چند ماه a couple of days → حدود دو روز / چند روز a couple of questions → دو سؤال / چند سؤ @bookfc

برای ترک کردن، دست کشیدن یا استعفا دادن به کار می‌رود. 🚪 🔹 Quit quit = ترک کردن / دست کشیدن از کاری • I quit my job. 💼 از کارم استعفا دادم. • He quit smoking. 🚭 او سیگار را ترک کرد. • She quit the course. 📚 او دوره را رها کرد. • Don’t quit! Keep going! 💪 تسلیم نشو! ادامه بده! • I’m going to quit this job. 💼 می‌خواهم این کار را ترک کنم. 🔹 Leave leave = ترک کردن یک مکان، شخص یا موقعیت • I left the office at 5. 🏢 ساعت ۵ از اداره بیرون آمدم. • Please leave the room. 🚪 لطفاً اتاق را ترک کن. • She left her husband. او همسرش را ترک کرد. ⭐ تفاوت اصلی Quit a job → استعفا دادن / کار را ترک کردن Leave a place → از یک مکان خارج شدن مثلاً: ❌ I quit the office at 5. اگر منظورت «ساعت ۵ از اداره خارج شدم» باشد، طبیعی نیست. ☑ I left the office at 5. 🕔 اما: ☑ I quit my job. = از شغلم استعفا دادم. @bookfc

🏪 Chain store = فروشگاه زنجیره‌ای Example: Walmart is a chain store. = والمارت یک فروشگاه زنجیره‌ای است. همچنین retail chain هم استفاده می‌شود و کمی رسمی‌تر است: a retail chain = یک مجموعه/زنجیره فروشگاه‌های خرده‌فروشی 🔹 Convenience store = فروشگاه کوچک محلی 🔹 Chain store = فروشگاه زنجیره‌ای 🔹 Supermarket = سوپرمارکت / فروشگاه بزرگ @bookfc

Convenience store 🏪 = فروشگاه محلی / فروشگاه کوچک Convenience = راحتی، سهولت Pronunciation: /kənˈviːniəns/ Examples: 1. There’s a convenience store near my house. 🏪 2. I bought some snacks at the convenience store. 🍫 3. For your convenience, we are open 24 hours. 🕐 @bookfc

💰 Salary Salary = حقوق ثابت، معمولاً مبلغی که ماهانه یا سالانه برای شغل دریافت می‌کنی. What’s your salary? حقوق ماهانه‌ات چقدره؟ She has a good salary. او حقوق خوبی دارد. 💵 Pay Pay = دستمزدی که در ازای کار دریافت می‌کنی؛ مفهومش کلی‌تر از salary است و می‌تواند ساعتی، روزانه، هفتگی یا ماهانه باشد. The pay is good. حقوق/دستمزد خوبه. The pay is not very good. حقوق/دستمزد خیلی خوب نیست @bookfc

بله، solo یعنی به‌تنهایی / تک‌نفره، و بیشتر برای سفر، فعالیت، اجرا، یا انجام کاری بدون همراه استفاده می‌شود. Examples 🎯 1. I traveled solo. ✈️ من به‌تنهایی سفر کردم. 1. I went to the restaurant solo. 🍽️ من به‌تنهایی به رستوران رفتم. 1. She prefers to travel solo. 🌍 او ترجیح می‌دهد به‌تنهایی سفر کند. 1. He went solo to the concert. 🎵 او به‌تنهایی به کنسرت رفت. 1. I’m going solo this weekend. 😎 in این آخر هفته می‌خواهم تنها بروم / خودم به‌تنهایی بروم. 🔹 Solo معمولاً صمیمی‌تر و طبیعی‌تر از alone است. alone = تنها ، بدون شخص دیگر solo = به‌صورت تک‌نفره / بدون همراه، مخصوصاً برای یک فعالیت. @bookfc

Terrific 😍 یعنی: عالی، فوق‌العاده، محشر در انگلیسی محاوره‌ای، معمولاً معنای خیلی مثبت دارد. Examples 👇You did a terrific job! 👏 کارت فوق‌العاده بود! • The movie was terrific. 🎬 فیلم محشر بود. • You look terrific! 😎 خیلی عالی به نظر میای! • We had a terrific time. 🎉 خیلی بهمون خوش گذشت. 🔊 تلفظ: /təˈrɪfɪk/ @bookfc

Reject ❌ یعنی: رد کردن / نپذیرفتنThey rejected my application. آنها درخواست من را رد کردند. • He rejected the offer. او پیشنهاد را رد کرد. 🔊 تلفظ: رِجِکت /rɪˈdʒekt/ 🔹 Favor و Reject متضاد مستقیم نیستند؛ favor = موافق بودن / ترجیح دادن reject = رد کردن / نپذیرفتن. @bookfc

دوستان جان ❤️ حتماً پیج اینستاگرام نوین‌مایند رو هم فالو کنید و با لایک، سیو و به اشتراک گذاشتن پست‌ها، به ادامه‌ی این مسیر و رشد خودمون کمک کنید. 🌱✨ همراهی شما برای ما ارزشمنده و باعث میشه با انگیزه‌ی بیشتری این مسیر رو ادامه بدیم. 🤍 پس اگر این محتوا براتون مفید بود، حتماً با دوستانتون هم به اشتراک بذارید. 🌿

On the bed یعنی روی تخت؛ وقتی منظور موقعیت یا محل قرار گرفتن روی سطح تخت است. • I’m lying on the bed. من روی تخت دراز کشیده‌ام. • The book is on the bed. کتاب روی تخت است. 🛏️ In bed یعنی در تخت / در رختخواب؛ بیشتر وقتی منظور خوابیدن یا استراحت کردن است. • I’m in bed. من توی رختخوابم. • I usually read in bed. معمولاً در رختخواب مطالعه می‌کنم. • I’m going to bed. دارم می‌روم بخوابم. 🔑 نکته ساده برای یادگیری: on the bed = روی سطح تخت in bed = در رختخواب، معمولاً برای خواب/استراحت مثلاً اگر بگویی «بچه روی تخت بازی می‌کند» → The child is playing on the bed. ولی «بچه در رختخواب است» → is in bed