💌 دلنوت
Ir al canal en Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
Mostrar más945
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
+1830 días
Archivo de publicaciones
945
♥️
از ما مرو ای چراغ روشن
تا زنده شود هزار چون من
تا بشکفد از درون هر خار
صد نرگس و یاسمین و سوسن
بر هر شاخی هزار میوه
در هر گل تر هزار گلشن
جان شب را تو چون چراغی
یا جان چراغ را چو روغن
ای روزن خانه را چو خورشید
یا خانه بسته را چو روزن
ای جوشن را چو دست داوود
یا رستم جنگ را چو جوشن
خورشید پی تو غرق آتش
وز بهر تو ساخت ماه خرمن
نستاند هیچ کس به جز تو
تاوان بهار را ز بهمن
از شوق تو باغ و راغ در جوش
وز عشق تو گل دریده دامن
ای دوست مرا چو سر تو باشی
من غم نخورم ز وام کردن
روزی که گذر کنی به بازار
هم مرد رود ز خویش و هم زن
وان شب که صبوح او تو باشی
هم روح بود خراب و هم تن
ترکی کند آن صبوح و گوید
با هندوی شب به خشم سن سن
ترکیت به از خراج بلغار
هر سن سن تو هزار رهزن
گفتی که خموش من خموشم
گر زانک نیاریم به گفتن
ور گوش رباب دل بپیچی
در گفت آیم که تن تنن تن
خاکی بودم خموش و ساکن
مستم کردی به هست کردن
هستی بگذارم و شوم خاک
تا هست کنی مرا دگر فن
خاموش که گفت نیز هستی است
باش از پی انصتواش الکن
#مولانا
@delnote
945
در روزهای آخر اسفند
کوچ بنفشههای مهاجر زیباست.
در نیم روز روشن اسفند
وقتی بنفشهها را از سایههای سرد
در اطلس شمیم بهاران
با خاک و ریشه میهن سیارشان
در جعبه.های کوچک چوبی
در گوشهی خیابان میآورند
جوی هزار زمزمه در من میجوشد.
ای کاش
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشهها در جعبههای خاک
یک روز میتوانست
همراه خویشتن
ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک!
#محمدرضا_شفیعیکدکنی
#فرهاد_مهراد
@delnote
945
♥️
و از معماهای جهان یکی هم این است که شوق و شوریدگی از کجا میآید، چطور سر راه ما قرار میگیرد، از کدام در به جان ما وارد میشود؟ شوریدهسر کجا چه میبیند، چه صدایی به گوشش میرسد، پا به کجا میگذارد که شیدا میشود؟ شوریده سر کدام گمشدهش را پیدا میکند، از کدام شراب مینوشد، کدام نگاه به جانش آتش میزند؟
قطار شوریدگی در کدام ایستگاه مسافرانش را سوار میکند که هیچکدام نمیخواهند ترکش کنند؟ شوریدگی را کجا باید یافت، چطور باید به دست آورد، چگونه باید نگه داشت؟
زندگی سهم شوریده سران و شیدا دلان است. سهم خود را چگونه به چنگ بیاوریم؟
#امیرعلی_بنیاسدی
@delnote
945
تو یک روز نیستی
تمامِ سالی.
تو یک شب
یا یک کتاب و یک قطره نیستی
تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.
اگر دقیقهای نباشی
ساعتها از کار میافتند
خانهها برهوت میشوند
کوچهها اشک میریزند
پرندگان، سیَهپوش میشوند
و شعرها هم نیست میشوند.
تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی
تو ای دلانگیزِ شبهای تابستانی
گیسوان شبهای پاییزی
تو ای سوز بوران عشق
تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی!
#شیرکو_بیکس
ترجمه #بابک_زمانی
@delnote
945
عروس نوروز، عبوس نمینشیند تا بر دیگران فرمان براند. فرمان او، ترانه است؛ بوی گل و نسترن است؛ دیدار و خندیدن و نوشیدن است. نوروز، نه حکمت میبافد، نه از عرفان میلافد و نه چون معلمان دروغین، چوب تنبیه به دست میگیرد. به تو خنده و شادی میآموزد، تا دریچههای دل و روحت را به سوی معنای زندگی بگشایی. در ترازوی نوروز، هر که شادتر است، انسانتر است؛ نوروز، همه را سزاوار زیستن و خندیدن میداند، حتی دشمنان بیمرامش را. ملتی که نوروز دارد، زندگی را و طبیعت را و دیدار و خندیدن و شاد زیستن را میفهمد.
#رضا_بابایی
@delnote
945
♥️
پولونیوس: صدای پایش را میشنوم؛ خداوندگار من، از اینجا برویم. (شاه و پولونیوس بیرون میروند.) (هملت وارد میشود)
هملت: بودن یا نبودن، مسئله این است، آیا بزرگواری آدمی بیشتر در این است که زخم فلاخن و تیربختِ ستمپیشه را تاب آورد، یا آن که در برابر دریایی فتنه و آشوب سلاح بر گیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟ مردن، خفتن؛ نه بیش؛ و پنداری که ما با خواب به دردهای قلب و هزاران آسیب طبیعی که نصیب تن آدمی است پایان میدهیم؛ چنین فرجامی سخت خواستنی است… به راستی، چه کسی به تازیانهها و خواریهای زمانه و بیداد ستمگران و اهانت مردم خودبین و دلهرهی عشق خوار داشته و دیر جنبی قانون و گستاخی دیوانیان و پاسخ ردی که شایستگان شکیبا از فرومایگان میشنوند تن میداد و حال آنکه میتوانست خود را با خنجری برهنه آسوده سازد؟ چه کسی زیر چنین باری میرفت و عرقریزان از زندگی توانفرسا ناله میکرد. مگر بدانرو که هراس چیزی پس از مرگ، این سرزمین ناشناخته که هیچ مسافری دوباره از مرز آن باز نیامده است، اراده را سرگشته میدارد و موجب میشود تا بدبختیهایی را که بدان دچاریم تحمل کنیم و به سوی دیگر بلاها که چیزی از چگونگیشان نمیدانیم نگریزیم...
هملت
#ویلیام_شکسپیر
@delnote
