es
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Ir al canal en Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Mostrar más
2 678
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
+230 días
Archivo de publicaciones
‌ تفاوت زمین تا آسمان است تفاوت امری ذاتی با امری اعتباری. ‌ @PanevisDotCom
‌ تفاوت زمین تا آسمان است تفاوت امری ذاتی با امری اعتباری. ‌ @PanevisDotCom

نوروز آیا تا به حال این سوال را از خودتان پرسیده اید که عید نوروز چیست و چرا عموم مردم از این عید خوشحالی می کنند؟ پاسخ کلیشه ای به این سوال این است که: چون بهار می شود. یا: چون رسمی باستانی و قدیمی است و نیاکان ما آمدن بهار را جشن می گرفته اند، ما هم این سنت خوب، یعنی مهم دانستن بهار، را جشن می گیریم و شادی می کنیم. البته یک پاسخ دیگر هم اینست: چون همه شادی می کنند، من هم شادی می کنم. خب، پیروی و سنت صِرف که امری خردمندانه نیست. این به کنار. می ماند خود آمدن بهار. اهمیت دادن به بهار و لحظه ای بخصوص را بشکل قراردادی برای آغاز شادی در نظر گرفتن، این است چیزی که به عنوان عید نوروز می بینیم. البته به خردمندانه ترین شکل آن، وگرنه که اکثر مردم این موضوع فوق الذکر را اصلاً نمی بینند و به صِرف تبلیغات و اعلام همه‌‌گانی سال تحویل، شروع به شادی می کنند. که روشن است از روی خودباختگی به جمع است. پس به اینجا رسیدیم که ما انسانها بطور ضمنی قرارداد کرده ایم که لحظهٔ سال تحویل به عنوان آغاز جشن در نظر گرفته شود. چیزی مانند مثلاً لحظهٔ ظهر که مسلمانان به عنوان آغاز نماز ظهر خواندن قرارداد کرده اند. یا مثلاً اول ژانویه که به عنوان آغاز سال میلادی قرارداد شده است. یا مثلاً مناسبات مذهبی، مانند روز تولد مسیح که به یاد ایشان شادی می کنند. یا روز شهادت امام حسین که قرارداد شده به یاد ایشان عزاداری شود. اینها همه قراردادی است. یعنی عده ای انسان با هم قرار گذاشته اند که این روزها را به یاد این امور و اشخاص شادی یا غم بگیرند. اموری ذاتی نیستند، ممکن است فردی در آن روز و ساعت دروناً ناشاد باشد اما قرارداد می گوید در این لحظه شادی کن(یا غمگین باش). حال آیا آن ناشادی واقعی اصالت دارد یا شادی مبتنی بر قرارداد؟! دوستی می گوید همینکه در اوضاع و احوال نابسامان ارتباطات ناهنجار انسانها، اگر آنها حتی بطور مناسبتی شادی کنند، خودش غنیمتی است. این رویکرد صحیحی نیست. چرا که وقتی واقعیت روابط ما مبتنی بر خصومت و دشمنی و ناشادی است، اظهار شادی چیزی جز ریاکاری و دروغ نیست. یعنی آیا غم و اندوهی که واقعی باشد بهتر است یا شادی و جشنی که متظاهرانه است؟ ممکن است بگویی: نه، واقعاً من در ایام نوروز شاد هستم. در این صورت این سوال را برای خودت مطرح کن که: چرا در این ایام شاد هستی و در اکثر ایام ناشاد و ملول و گرفته؟! آیا این شادی ات به واسطهٔ شادی همگانی نیست؟! آیا این شادی ات اصالت دارد و مستقل از تبلیغات و جو شادی بیرونی است؟ چیزی که به نام نوروز و عید و جشن و شادی دیده می شود، عمده اش خودباختگی به اجماع است، به قرارداد همگانی. و نه مرتبط با بهار. @Panevisdotcom

‌ عدد موضوعات: تاریخ تولد خاص، عید، نوروز، سال نو، مهم دانستن تاریخ، خاص دانستن سال تحویل، هیجان، شور اجتماعی @Panevisdotcom

‌ «عید شما مبارک» حتماً شما هم این لطیفهٔ قدیمی را شنیده‌اید که روزی مسلمانی قصد کرد مسیحی شود. به کلیسا رفت و فردی مسیحی آدا
‌ «عید شما مبارک» حتماً شما هم این لطیفهٔ قدیمی را شنیده‌اید که روزی مسلمانی قصد کرد مسیحی شود. به کلیسا رفت و فردی مسیحی آداب مربوطه را برایش بجا آورد و نهایتاً گفت که: تو از این لحظه به بعد مسیحی هستی. همان زمان برق رفت و چراغها خاموش شد و چند دقیقه بعد که برق آمد، مسلمان با صدای بلند گفت: اللهم صل علی محمد و آل محمد! دوستانی را می‌بینم که سالهاست در فضای باصطلاح معنویت هستند، و مثلاً روی خودشان کار می‌کنند. اما بمحض اینکه در واقعه‌ای جوگیرانه، مانند همین عید و نوروز، قرار می‌گیرند، آن صلوات کذایی را ختم می‌کنند. تبریک و برکت اگر با درون انسان مناسبتی نداشته باشد، فرق امروز و دیروز و ماه و سال گذشته با هم چیست؟ واقعاً لحظهٔ تحویل سال چه اتفاق ویژه‌ای می‌افتد که بعدش هیجان‌زده می‌شویم؟ جز این است که چون یک پدیدهٔ جمعی و اجتماعی و همه‌گیر است، من هم شور برم می‌دارد؟ زیاد دیده می‌شود که یکی سال تا سال احوال دیگری را نمی‌گیرد اما فقط بواسطهٔ عید پیامهای غلیظ «مهر و محبت» ساطع می‌کند. واقعاً باید بر همین منوال رفتارهای نمایشی و متظاهرانه زندگی را پیش ببریم؟ @Panevisdotcom

‌ عید آمد و ما خانهٔ خود را نتکاندیم گردی نستردیم و غباری نستاندیم دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز از بیدلی آن را ز در خانه براندیم هر جا گذری غلغلهٔ شادی و شور است ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم آفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم من دانم و غمگین دلت، ای خسته کبوتر سالی سپری گشت و تو را ما نپراندیم صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم مانندهٔ افسونزدگان، ره به حقیقت بستیم و جز افسانهٔ بیهوده نخواندیم از نُه خم گردون بگذشتند حریفان مسکین من و دل در خم یک زاویه ماندیم طوفان بتکاند مگر "امید" که صد بار عید آمد و ما خانهٔ خود را نتکاندیم مهدی اخوان ثالث ‌

پادکست «همچنین» گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد بوسه بده به پیش او جان مرا که "همچنین!" @Panevisdotcom

اعجاز با که این نکته توان گفت که آن سنگین‌دل کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست حافظ گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد بوسه بده به پیش او جان مرا که «همچنین» جلال‌الدین به یک دم می کشی ما را به یک دم زنده می سازی رقابت با خدا داری! «یحیی و یمیت، و یمیت و یحیی» ‌

‌ ماه مبارک! گیرند همه روزه و من گیسویت جویند همه هلال و من ابرویت از جملهٔ این دوازده ماه تمام یک ماه مبارک است، آن هم رویت!
‌ ماه مبارک! گیرند همه روزه و من گیسویت جویند همه هلال و من ابرویت از جملهٔ این دوازده ماه تمام یک ماه مبارک است، آن هم رویت! ‌

‌‌ تفکر نقاد برای نوجوانان ویدیوی فوق را ببینید. در این آشفته‌بازار مملو از علم‌نماها و خرافه‌های عصر حاضر، چند نکته می‌تواند به جوانان در تشخیصِ درست از غلط کمک کند: تقویت مهارت تفکر نقادانه: به آن‌ها بیاموزید که در مورد چیزهایی که می‌بینند و می‌شنوند، سؤال‌های بسیاری مطرح کنند. به آن‌ها یاد دهید سوالاتی مانند «چه کسی این را می‌گوید؟»، «چرا آن‌ها این را می‌گویند؟» و «آیا برای اثبات این حرف مدرکی وجود دارد؟» را مطرح کنند. جستجوی منابع معتبر: آن‌ها را به سمت منابع معتبر اطلاعات، مانند مجلات علمی، وب‌سایت‌های دانشگاه‌های معتبر، وب‌سایت‌های آموزشی و سازمان‌های خبری شناخته‌شده هدایت کنید. وب‌سایت‌های fact-checking: در مورد وب‌سایت‌های fact-checking یا همان «راستی‌آزمایی» به آن‌ها آموزش دهید. به آنها بیاموزید که می‌توانند با استفاده از اینگونه وب‌سایت‌ها به بررسی صحت و سقم اطلاعاتی که در اینترنت پیدا می‌کنند، بپردازند و تحقیق کنند. بهره‌گیری از هوش مصنوعی: به آنها آموزش دهید که چگونه با prompt دادن صحیح می‌توانند از هوش مصنوعی در جهت چک کردن درستی یا نادرستی اطلاعات بهره ببرند. بحث‌های آزاد: بحث‌های آزاد در مورد علم و شک‌گرایی را تشویق کنید. با آن‌ها در مورد چگونگی کارکردِ علم و اهمیتِ شواهد صحبت کنید. خودتان متفکر نقاد باشید و به آنها بصورت مدل آموزش دهید: در زندگی خود، تفکر نقادانه را پیاده کنید. به آن‌ها نشان دهید که چگونه اطلاعات را ارزیابی می‌کنید و بر اساس شواهد تصمیم می‌گیرید. + در جلسات باشگاه کانگورو، باشگاه کتاب‌خوانی نوجوانان، ما بزودی آموزش «تفکر نقاد» به نوجوانان را شروع خواهیم کرد. باشگاه کانگورو: @KangarooBookClub

‌ کدام بیت از «مثنوی معنوی» است؟ ‌‌
‌ کدام بیت از «مثنوی معنوی» است؟ ‌‌

‌ سحوری و صبوحی «سحوری» طبلی است که هنگام سحر می‌نواخته‌اند برای بیدار باش. و «صبوحی» باده‌ای است که هنگام صبحدم می‌نوشیده‌اند. در زبان تمثیلی و رمزوار عرفانی، «سحوری» کنایه از آگاهی بر حقیقت زندگی هنگام سحر است و «صبوحی» کنایه از مراقبه و نیایش صبحگاهی. سلام بر سحوری‌زنان و صبوحی‌زنان! @Panevisdotcom

Repost from N/a
۱۴۰۱ موضوعات: احساساتی شدن، ربنای شجریان، اذان موذن‌زاده اردبیلی، پرهیز، تأمل احساساتی شدن معنویت نیست. ‌

‌ بدون شرح! ‌

بس نکو گفت آن رسول خوش‌جواز ذره‌ای عقلت به از صوم و نماز زانکه عقلت جوهر است این دو عرض این دو در تکمیل آن شد مفترض تا جلا با
بس نکو گفت آن رسول خوش‌جواز ذره‌ای عقلت به از صوم و نماز زانکه عقلت جوهر است این دو عرض این دو در تکمیل آن شد مفترض تا جلا باشد مر آن آیینه را که صفا آید ز طاعت سینه را مثنوی معنوی @Panevisdotcom

‌ در انتهای جلسهٔ امشبِ بررسی «نماز» از دیدگاه محمدجعفر مصفا، بنا شد به واسطهٔ ماه رمضان این جلسات تا انتهای بحث «نماز» بصورت جلسات لایوِ هر شب ادامه داشته باشد. بنابراین به امید خدا فردا شب، پس‌فردا شب و همینطور تا چند شب آتی این لایوهای شبانهٔ رمضانی برقرار خواهد بود. دوستانی که بحث امشب را از دست دادند می‌توانند از فایل جلسه استفاده کنند. در گروه قرار داده شده است. @MossaffaDotCom

‌ در اين کتاب، محمدجعفر مصفا چگونگي گذران مهماني و چگونگي رابطه با همسفران خويش را بقلم کشيده است. وجوه مختلف زندگي از جمله م
‌ در اين کتاب، محمدجعفر مصفا چگونگي گذران مهماني و چگونگي رابطه با همسفران خويش را بقلم کشيده است. وجوه مختلف زندگي از جمله مذهب، سياست، وضع نابسامان روابط ناهنجار انسانها، بي‌عدالتيهاي اجتماعي، بي‌رحمي‌هايي که در طول تاريخ انسانها نسبت بهم داشته‌اند، فقر شديد، و ثروت هنگفت که براي آن مصرفي وجود ندارد، از موضوعات مطرح‌شده در اين کتاب هستند. محمدجعفر مصفا در اين کتاب، نماز را بعنوان يک ضرورت انساني، به شکلي کاربردي براي شناخت خويشتن خود، تعبير نموده است، اينکه چگونه انسان مي‌تواند واقعاً‌ خود را بشناسد. بررسي موانع خودشناسی، که در طي هزاران سال زندگي انسان وجود داشته است، نيز از ديگر موضوعات کتاب «نامه‌اي به نديده‌ام» است. نوشتهٔ پشت جلد: "هر نماز آغاز يك توبه است؛ اعترافي است متواضعانه با اين معنا كه: اي رحمت واسعه، اي مهربان، خطاي مرا بر من ببخش؛ من براي حفظ فطرت خويش كه عنايت و امانت تو بود نزد من، قصور ورزيدم. هستي من امانت پاك و نيالوده‎اي بود؛ تجلي پاكي حضرت تو بود و من آن امانت پاك و شكوهمند را ارزان فروختم؛ به ‎آن جفا كردم. نورانيت آن را به ‎ظلمت بدل كردم. اكنون در ساحت قدسي و كبريايي تو سر سجود فرود مي‎‌آورم؛ توبه مي‎كنم؛ به ‎خاك مي‌‎افتم تا شايد كبرها و پيرايه‎‌هايي كه به ‎خود بسته‎‌ام فرو ريزد، و بار ديگر شايستگي حضور و وصل را پيدا كنم. اي بخشنده‌ي مهربان و اي روشنايي نامتناهي، از تو مي‌‎خواهم اين گمشده در توهمات را به‎ ساحت نوراني خود راه دهي! اي همه رحمت، به ‎اين گمشده كمك كن تا ستايش او از وحدانيت تو چنان با خلوص و حضور باشد كه با ذكر ”لا اله الا الله“ اين قطره‌ي سرگشته و بي‎‌پناه بار دگر به ‎درياي رحمتت متصل و در آن محو و فنا شود." ‌ امشب به مناسبت آغاز ماه رمضان فصل هفتم این کتاب، که مشخصاً راجع به تفسیر و توضیح نماز است، را در جلسهٔ مصفاخوانی جمع‌خوانی می‌کنیم. دوستانی که تمایل به شرکت دارند، به »مدیر ثبت‌نام« پیام دهند. @MossaffaDotCom

‌ رمضان گینه گلدی رمضان، هامی مسلمان اولاجاق! دین اسلام اوجالوب، خلق نمازخوان اولاجاق! او آداملار که ائدیب، میلته چوخ جور و ستم! هامیسی بیر گئجه ده، قاری قرآن اولاجاق! شهریار ترجمه: بازم ماه رمضان آمد همه مسلمون میشن دین اسلام اوج گرفته همه خلق نمازخون میشن اون آدمایی که به ملت خیلی ظلم و ستم کردن همشون یک شبه قاری قرآن میشن — تشکر از سحر خانم جهت ترجمه @Panevisdotcom