es
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Ir al canal en Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Mostrar más
7 235
Suscriptores
+124 horas
-187 días
-6330 días
Archivo de publicaciones
[از «ریگ روان» | استیو تولتز | پیمان خاکسار] #بریده‌ها ❤️🍀 @filsofak
[از «ریگ روان» | استیو تولتز | پیمان خاکسار] #بریده‌ها ❤️🍀 @filsofak

مُعاشقه کلام: محمدرضا شجریان، الهی‌قمشه‌ای، مسعود کیمیایی، محمد ابراهیم جعفری، رضا براهنی موسیقی: فردین خلعتبری، النی کاریندرو، آرکید فایر، تریسان اکرسون کاری از: امیر جمشیدی کاور: برگرفته از پوستر فیلم «خانه دوست کجاست» و فیلم «زیر درختان زیتون» از عباس کیارستمی ❤️🍀 @filsofak

#اراده_ضعیف #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @The_meaningoflife
+7
#اراده_ضعیف #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @The_meaningoflife

چگالی زندگی روی سنگ قبر هیچ آدمی سالیان زندگی کردنش را نمی‌نویسند و فقط ذکر می‌کنند که چند سال زنده بوده است. لابد بابت این‌که ما آدم‌ها زندگی‌ را از چشم عقل‌مان نگاه می‌کنیم. عقل کاری به این کارها ندارد. فقط تاریخ رفتن را از تاریخ آمدن کم می‌کند و خلاص. چگالی زندگی، روزهای زندگی‌کردن تقسیم به روزهای زنده‌بودن است. هر چقدر نتیجه‌ی این فرمول به یک نزدیک‌تر باشد، بیشتر زندگی کرده‌ایم و هر چه به صفر نزدیک‌تر باشد، صرفا زنده بوده‌ایم. ثانیه‌ها وزن دارند. ثانیه‌های سبکی هستند که فقط لازم‌شان داریم برای زنده‌بودن. مثل ثانیه‌هایی که من برای سیرشدن و زنده‌بودن باید با هزار صفحه نقشه‌ی سیاه و سفید چانه بزنم و هزار جدول پر از عدد را بالا و پائین کنم. ثانیه‌های سبکی که هیچ وقت در آن‌ها زندگی نکردم. ثانیه‌هایی که مولدشان دل آدم باشد، ثانیه‌هایی وزین هستند. اما ثانیه‌های عقلی، ثانیه‌یی کم‌وزنند که صرفا برای زنده‌ماندن لازمند. اشکال کار همین‌جاست که پیرو عقل بودن، موجه‌ترین استراتژی حیات ماست. هیچ‌کس را بابت پیروی از عقلش قضاوت نابجا نمی‌کنند. عقل به مثابه آرام‌ترین، مودب‌ترین و حوصله‌سربرترین پسر بچه‌ی سر کلاس است که به‌هیچ شکلی نمی‌شود بهش ایراد گرفت. از آن‌طرف دل، شرورترین و سرکش‌ترین موجود است که پیروی‌اش فقط در شعرها و داستان‌ها موجه است. اما در زندگی واقعی، پیروی از دل جایگاه چندان قانونی‌ای ندارد. همین می‌شود که چگالی زندگی انسان معمولی همیشه حول عدد صفر می‌گردد. انسان‌های معقول و موجه و جاگرفته در فریم مشخص زندگی در جامعه‌ی "سالم". 🔸️|فهیم عطار| 🍀❤️ @filsofak

قانون لباس زیر آموزش پیشگیری از آزار جنسی به کودکان به زبان ساده و کودکانه پدر و مادرها می‌توانند بدون به‌کاربردن لفظ آزارجنسی پنج نکته اساسی برای پیشگیری از آزار جنسی را به کودکان خود (۵ تا ۱۱ سال) آموزش بدهند. برای چنین آموزشی پدر و مادرها نیاز ندارند که وارد گفتگوهای دشوار شوند یا فکر کنند چطور می‌توانند چنین موضوع حساسی را به کودک خود یاد بدهند. آنچه لازم است تنها پنج نکته است که با گفتگوهای ساده می‌توان به کودک آموخت و به آن‌ها می‌توان قانون لباس زیر نام داد. این‌که چگونه این را به فرزندتان یاد بدهید به خود شما بستگی دارد، شما بهتر از هر کس دیگری می‌دانید چگونه این کار را انجام دهید. اما چند توصیه ساده: - گفتگو درباره ایمنی و امنیت کودک را تکرار کنید و فقط به یک بار بسنده نکنید. یادآوری این نکات در گفنگوهای ساده روزمره بسیار مفیدند. - زمانی‌که کودک حاضر یا مایل به چنین گفتگویی نیست اصرار نکنید و آن را به موقعیت مناسب دیگری موکول کنید. - این گفتگوها را در مکالمات و برنامه‌های روزمره یا حتی بازی ادغام کنید. در این‌صورت چنین گفتکوهایی هم برای شما هم برای کودک راحت‌تر و طبیعی‌تر خواهد بود. ۱. هر چیزی که با لباس زیر (زیرپوش، شورت، زیرشلواری) پوشانده شود عضو خصوصی است. هیچ‌کس حق ندارد به آن‌ها دست بزند، هیچ‌کس حق ندارد که بخواهد آن را ببیند، هیچ‌کس حق ندارد درباره آن با شما حرف بزند. اگر چنین اتفاقی افتاد کودک باید نه بگوید. ۲. بدن کودک فقط متعلق به خودش و اختیار بدنش فقط دست خودش است نه هیچ‌کس دیگر. به کودک یاد بدهید موقع حمام پدر و مادر و موقع درمان پزشک یا پرستار اجازه دارند به بدن او دست بزنند به شرط این‌که قبلا حتما از کودک اجازه بگیرند. در غیر این‌صورت هیچ‌کس مجاز به چنین کاری نیست و کودک باید به هر کسی در این‌باره نه بگوید و به فرد مورد اعتمادش این موضوع را اطلاع دهد. ۳. نه گفتن حق کودک است؛ نه گفتن را به کودک یاد بدهید. کودک حق نه گفتن دارد و باید به او یاد داد که این حق اوست و نباید از نه گفتن احساس خجالت یا ناراحتی کند. وقتی کودک نه گفتن را یاد بگیرد و آن را حق خود بداند، یاد می‌گیرد که اختیار بدن و احساساتش دست خودش است. به‌عنوان پدر و مادر گاهی شما مجبور می‌شوید که برخلاف میل کودک رفتار کنید اما اگر کودک بتواند به اعضای خانواده نه بگوید یاد می‌گیرد که به دیگران هم نه بگوید. به کودک آموزش دهید به هرکس بخواهد با بدن او کاری کند نه بگوید و اصرار یا تطمیع یا هر روش دیگری نباید نه را عوض کند. ۴. رازهای بد نباید راز بمانند. کودک باید یاد بگیرد درباره رازهایی که او را نارحت می‌کنند حرف بزند. به کودک باید یاد داد که بین راز خوب و بد تفاوت وجود دارد. رازهای خوب (مثلا خرید پنهانی هدیه) را می‌توان مخفی نگه داشت اما رازهای بد را باید به فرد مورد اعتماد گفت. برای این‌که کودک بتواند چنین کند باید اعتماد به‌نفس داشته باشد و این با زندگی در آسایش و امنیت حاصل می‌شود. بزرگ‌ترین ابزار کودک‌آزار مخفی‌کاری است؛ "این رازی بین من و تو است". کودک باید بداند هر رازی که ناراحتش می‌کند یا برخلاف میلش است نباید راز باقی بماند. ۵. کمک بخواه؛ همیشه کسی هست که کمک کند. اگر کودک احساس غم، نگرانی یا ترس می‌کند می‌تواند با بزرگ‌سالی که به او اعتماد دارد این را در میان بگذارد. به کودک اطمینان خاطر بدهید که این احساسات منفی تقصیر او نیستند و بیان آن‌ها هم برایشان دردسرساز نخواهد بود. مطرح‌کردن این ترس‌ها و نگرانی‌ها الزاما نباید فقط با پدر و مادر باشند، ممکن است این موضوعات با خواهر و برادر، دوست خانوادگی، معلم یا پزشک و روان‌شناس مطرح شوند. 🔸️|دکتر اکرم پرند، فوق دکتری روان‌شناسی کودک و نوجوان| 🍀❤️ @filsofak

#خطاهای_شناختی #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @The_meaningoflife
+8
#خطاهای_شناختی #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @The_meaningoflife

وسعت یا عمق شما همه‌چیزدان هستید یا متخصص؟ هدف‌تان در شغل و در زندگی وسعت است یا عمق؟ به‌هرحال نمی‌توان این دو را با هم داشت. عمر محدود است و انرژی و توجه نیز همین‌طور. اگر بر انجام یک کار تمرکز کنید، این شانس را دارید که آن را واقعا خوب انجام دهید. اگر به‌دنبال انجام کارهای متعددی باشید، طیف وسیع‌تری از کامیابی‌ها را تجربه خواهید کرد، اما در آخر کار، احتمالا به سطحی متوسط در همه‌چیز برسید، یعنی یک فرد غیرحرفه‌ای و متفنن. حکمت عامه هم بده‌بستان میان وسعت و عمق را چندان خوش‌آیند نمی‌پندارد: "همه‌کاره و هیچ‌کاره" و مواردی از این دست. بیشتر اندیشه‌های روان‌شناسی عامه‌پسند امروزی نیز با این موضوع موافق‌اند. برای دست‌یابی به تخصص واقعی در هر حیطه‌ای؛ ورزش، موسیقی، علم و هرچیز دیگری باید تخصصی کار کنید و زودهنگام کار تخصصی‌تان را آغاز نمایید: پیام اصلی همین است. اگر چنین نکنید، بقیه با قانون موفقیت در ده‌هزار ساعت تمرین سنجیده از شما پیشی می‌گیرند، قانونی که گویا برای موفقیت چشم‌گیر ضروری است. اما این پیام کاملا نادرست است و دیوید اپستاین در کتاب دامنه (Epstein, David. Range: Why Generalists Triumph in Specialized World. Riverhead Books, 2019) سعی می‌کند ما را قانع کند. تبدیل‌شدن به یک قهرمان، متخصص یا برنده نوبل نیازمند کار تخصصی‌ زودهنگام و دقیق نیست. از قضا در بسیاری موارد، درست خلاف این درست است. وسعت یاور عمق است، نه دشمن آن. در ارزشمندترین حیطه‌های زندگی، همه‌چیزدانان نسبت به متخصصان شانس بیشتری برای موفقیت دارند. اپستاین دو دلیل متفاوت به ما می‌دهد که چرا همه‌چیزدانان بر متخصصان برتری دارند: ۱. همه‌چیزدانان در پیمودن محیط‌های یادگیری "بدسرشت" بهتر هستند ۲. همه‌چیزدانان نهایتا "کیفیت هم‌خوانی" بهتری دارند. چیزی که ظاهرا اپستاین به آن توجه ندارد این است که این دو دلیل مستلزم دو نسخه متضاد درباره روش زندگی هستند. اگر زندگی بدسرشت است، باید وسیع شروع کنید و همان‌طور بمانید. اگر زندگی یعنی کیفیت هم‌خوانی، پس باید وسیع شروع کنید و سپس وقتی فهمیدید چه چیز با شما سازگار است، روی آن دقیق‌تر شوید. پس چاره چیست؟ خوش‌بختانه کتاب "دامنه" مطالب تأمل‌برانگیز زیادی را عرضه می‌کند که شاید خودتان بتوانید با آن‌ها راه چاره را بیابید. اگر موفقیت هدف ماست، پس شاید باید به دنبال مهربان‌ترین محیط‌های یادگیری در دسترس برویم و تمام تلاش‌مان را روی آن بگذاریم. اما اگر می‌خواهیم با نمونه‌گیری از انواع کامیابی‌های انسانی، زندگی خوبی داشته باشیم؛ کمی مکانیک کوانتومی یاد بگیریم، دوی ماراتون برویم، در یک گروه چهارنفره آماتور ویولن بنوازیم، برای عدالت محلی مبارزه کنیم، آنگاه شاید محکوم به این باشیم که نتوانیم به دست‌آوردی متعالی برسیم. اما باز هم می‌توانیم در این باره پرافاده باشیم. کافی‌ست اعلام کنید: من فردی پردانش هستم. تو یک همه‌چیزدان هستی. او یک متفنن است. مطلب کامل اینجا در وب‌سایت ترجمان 🔸️|وب‌سایت نیویورک تایمز، جیم هولت. ترجمه علی‌رضا شفیعی‌نسب| ❤️🍀 @filsofak

خانه‌های‌روشن‌۱۲۳ دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی نشریه حریم امام شماره۴۲۴ موضوع پرونده: (تنبیه کودک؛ آری یا خیر؟!) + به والدین بفرستید 🍀❤️ @filsofak

مرزهای اخلاق قفل را برای این روی در قرار می‌دهند که آدم درست‌کار را درست‌کار نگه دارد! یک درصد از مردم، ریاکار و دزد هستند! این‌ها به‌دنبال بازکردن قفل‌ها و دست‌برد به خانه‌ها هستند و یک درصد از مردم نیز همیشه درست‌کار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمی‌کنند! باقی ۹۸ درصد مردم، تا زمانی درست‌کارند که همه چیز درست باشد! اکثر آن‌ها، اگر شرایط به‌نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، آن‌ها نیز ممکن است دست به خطا بزنند! قفل‌ها برای جلوگیری از نفوذ دزدان نصب نمی‌شوند، دزدها بلد هستند که چگونه قفل‌ها را باز کنند! قفل‌ها برای حفاظت از مردم نسبتاً درست‌کار نصب می‌شوند تا آن‌ها وسوسه نشوند و درست‌کار باقی بمانند! در واقع، تمام آدم‌ها، پتانسیل کج‌روی را دارند، اما قیمت هر کسی، با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگری متفاوت است! مردم زمانی که حس می‌کنند به آ‌ن‌ها از سوی حکومت ظلم می‌شود یا حق آن‌ها در جایی خورده می‌شود، هرجا که دست‌شان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده‌شده را جبران کنند. در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری و ناهنجاری در همه جوامع، به نوع تعامل حکومت‌ها با مردم بازمی‌گردد. رفتار دولت‌ها به‌شدت روی شکل‌گیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و به‌سادگی می‌تواند مرزهای اخلاق را جابه‌جا کند. در صورتی که الگوهای رفتاری یک دولت به‌شکلی باشد که احساس ظلم یا اجحاف ایجاد کند، مردم خود را محق به نادیده‌گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری و دزدی و تقلب و ... در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی، از اخلاق تنها نامی باقی خواهد ماند! 🔸️|پشت پرده ریاکاری، دن اریلی| 🍀❤️ @filsofak

مدیران برتر از نظر گوگل لازلو باک، مدیر وقت عملیات انسانی گوگل در گفتگو با نیویورک تایمز می‌گوید: بعد از اجرای این پروژه (کشف ویژگی‌های مهم مدیران)، بدترین مدیران ما از لحاظ کیفیت بیش از ۷۵ درصد پیشرفت کردند. شش ویژگی که گوگل اعتقاد دارد بهترین مدیران را خواهد ساخت به شرح زیر است. ۱. مربی خوبی باشید. شما یا به کارمندان‌تان اهمیت می‌دهید یا نمی‌دهید؛ حد متوسطی وجود ندارد. اگر اهمیت می‌دهید، پس زمان و انرژی صرف کنید تا به کارمندان‌تان کمک کنید نسخه بهتری از خودشان شوند. این اولین پنجاه‌درصد از یک مربی خوب‌بودن است. پنجاه درصد دیگر این است که بدانید شما یک تسهیل‌کننده هستید نه یک حل‌کننده مسأله. سؤالات مناسب بپرسید، فقط پاسخ ندهید. ۲. گروه را تقویت کنید و مدیریت ذره‌بینی نداشته باشید. قطعاً هیچ‌کس دوست ندارد به‌صورت ذره‌بینی مدیریت شود. تحقیقی که توسط گرچن اسپرایتزر متخصص توانمندسازی انجام شد، نشان می‌دهد کارمندانی که توانمند شده‌اند، رضایت شغلی و تعهد سازمانی بالاتری دارند که در نتیجه خروج نیرو کاهش می‌یابد و باعث افزایش عملکرد و انگیزه می‌شود. ۳. یک محیط جامع ایجاد کنید و نشان دهید به موفقیت و کار خوب اهمیت می‌دهید. کامیابی فردی معمولاً نتیجه یک تلاش جمعی است. افراد از این‌که عضوی از یک گروه برنده باشند لذت می‌برند. کارمندان نسبت به مدیرانی که به موفقیت آن‌ها اهمیت می‌دهند واکنش‌های مثبت نشان می‌دهند. ۴. سازنده و نتیجه‌گرا باشید. بازدهی کارمندان را بسیار جدی بگیرید و ابزار مناسب برای بازدهی کارآمد آن‌ها را در اختیارشان قرار دهید. ۵. ارتباط‌دهنده خوبی باشید؛ گوش کنید و اطلاعات را به اشتراک بگذارید. بزرگ‌ترین مشکل در ارتباطات این است که به‌راحتی شکل نمی‌گیرد، زیرا تلاشی از سوی گیرنده و فرستنده وجود ندارد. در ارتباطات بین کارمندان سرمایه‌گذاری کنید و برای گوش‌دادن وقت بگذارید. ۶. استراتژی مشخصی برای گروه داشته باشید. اگر ستاره شمالی نباشد، کارمندان کشتی را به صخره خواهند کوبید. کارمندان را مجاب به ساخت چشم‌انداز و استراتژی کنید، نه این‌که آن را به خوردشان دهید؛ اولی تعهد ایجاد می‌کند و دومی تبعیت. 🔸️|دنیای اقتصاد| 🍀❤️ @filsofak

دم خروس دو نشان ساده برای این‌که احتمال دهید یک مطلب شایعه، تخریب، خرافات و یا دروغ است را برایتان معرفی می‌کنیم. ۱. نویسنده ادعا کند که اگر به مطلب شک دارید به شماره تلفنی که در زیر متن می‌گذارد، زنگ بزنید! یادتان باشد یک متخصص ادعای مستند خود را با تلفن اثبات نمی‌کند. آن‌را در تارنماهای معتبر و نشریات وزین منتشر می‌کند، نه اعلام تلفنی. ۲. این جمله "تا می‌تونید، همه جا اطلاع‌رسانی کنید" یا جملات مشابه در واقع دم خروس است و یکی از نشانه‌های شایعات این‌چنینی کانال‌های بی‌اساس اینترنتی است. 🔸️|برگرفته از کانال فرازتد| 🍀❤️ @filsofak

ده سؤال نجات‌بخش آگاهی‌بخشی کودکان ۱. وقتی خانه تنها هستی و پدرومادرت سر کار هستند و هم‌زمان یکی می‌خواهد از در یا پنجره بیاید داخل چه‌کار میکنی؟ جواب: قبل از زنگ‌زدن به پلیس، به مامان و بابا زنگ بزن. چون ممکن است طول بکشد تا به پلیس جریان را بگوید. اما اگر به مامان‌بابا بگوید آن‌ها زودی زنگ می‌زنن به همسایه‌ها و آن‌ها به داد او می‌رسند. ۲. آیا می‌شود از یک غریبه شکلات گرفت؟ جواب: نه اصلا؛ نه اسباب‌بازی، نه شکلات، نه هیچ چیزی. ۳. یک بزرگ‌تر در خیابون از تو کمک می‌خواهد، آیا باید به او کمک کنی؟ جواب: باید بلند بگی "نه" و سریع دور بشوی. اگر کسی کمک بخواهد واقعاً از بزرگ‌ترها می‌خواهد نه بچه‌ها. ۴. اگر توی کوچه یا پارک، سگ به تو حمله کرد باید چه‌کار کنی؟ جواب: باید آرام باشی و تحریک‌شان نکنی و اصلا به چشم سگ نگاه نکنی، بعد کیف یا کلاهت را در یک جهت بینداز و در جهت مخالف، آرام و بدون این‌که عقب را نگاه کنی حرکت کن و برو. ۵. یکی از هم‌سن‌های خودت که باهاش تازه دوست شده‌ای، دعوتت می‌کند بری خانه‌شان، آیا باید بروی؟ جواب: برای حفظ امنیت کودکان‌مان، بهتر است به فرزندان‌مان واضح و شفاف بگوییم که اجازه دارند تنهایی با چه افرادی رفت‌وآمد کنند. ۶. منتظر آسانسور هستی و یک غریبه می‌آید سوار می‌شود، آیا باید تو هم سوار شوی؟ جواب: نباید سوار شوی و اگر طرف تعارف کرد که بیا سوار شو، بگو منتظر مامان‌بابام هستم، الان می‌آیند و با هم سوار می‌شویم. فقط همسایه‌هایی که می‌شناسید و شما به او معرفی کرده‌اید، امن هستند. ۷. چه‌کار می‌کنی اگر بفهمی یکی مراقب تو هست و دارد نگاهت می‌کند؟ جواب: باید زود بروی توی یک سوپری بزرگ یا یک مغازه که آدم‌ها هستند و از آن‌جا به پدر و مادرت زنگ بزنی. ۸. وقتی خانه تنها هستی در را به ‌روی کی باز می‌کنی؟ جواب: "در را به روی غریبه باز نکن"؛ این جهانی‌ترین جمله در پاسخ به این سوال است. یادتان باشد که خطر فقط یک مرد غریبه نیست، یک زن غریبه هم می‌تواند خطر باشد این را به بچه‌‌مان بگوییم. ۹. چه‌کار باید بکنی اگر یک غریبه تو را بگیرد و نگذارد بروی؟ جواب: باید سعی کنی حواس دیگران را جلب کنی، با جیغ‌زدن و کمک‌خواستن. حتی می‌توانی یک سنگی یا هرچیز دیگری را برداری و بزنی به شیشه و یا ماشین‌ها. به آن‌ها یاد بدهید که یک ضرر جزئی و زخم بهتر از مشکلات دیگری است که اگر دزدیده شود، برایش پیش می‌آید. ۱۰. چه‌کار باید بکنی اگه یهویی جمعیت به سمت تو آمد؛ مثلاً توی استادیوم یا تعطیل‌شدن مدرسه؟ جواب: یادش بدهید اصلاً به‌طرف جمعیت حرکت نکند و هماهنگ و هم‌سو با آن‌ها جلو برود. خودش را گم نکند. آرام باشد و اگر چیزی هم از دستش افتاد، اصلاً مهم نیست و نباید بنشیند و آن را بردارد وگرنه زیر دست‌وپا می‌ماند. اما لطفاً اگر همراه شماست، حتما او را روی دوش‌تان سوار کنید، این‌جوری خطری برای او ندارد. 🔸️|دکتر زهره میرعابدینی، جامعه‌شناس| 🍀❤️ @filsofak

چه خوب است اگر قدم سر چشم من بگذاريد و گاهى از اين پنجره هم به گوشه‌هايى از ذهن من سرك بكشيد. http://www.instagram.com/soleymani63

🍃 فساد از خواص شروع می‌شود معمولاً فساد از خواص شروع می‌شود و به عوام سرایت می‌کند و اصلاح برعکس از عوام و تنبه و بیداری آنها آغاز می‌شود و اجباراً خواص را به اصلاح می‌آورد، یعنی عادتاً فساد از بالا به پایین می‌ریزد، و اصلاح از پایین به بالا سرایت می‌کند. #داستان_راستان #مرتضی_مطهری انتشارات #صدرا جلد ۱، صفحه ۱۹. 🍀❤️ @filsofak

من فکر می‌کنم آنچه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که غالباً ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند! در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها، روابط شکل مناسب‌تری خواهند داشت. #طبل_حلبی #گونتر_گراس 🍀❤️ @filsofak

پوپولیسم یا لمپنیسم؟ برخی از اهل نظر به‌طور مرتب نسبت به رواج پوپولیسم در جامعه و به‌خصوص ظهور دوباره و قدرتمندانه‌ی آن در انتخابات آینده هشدار می‌دهند. پوپولیسم در بدترین شکل خود نوعی عوام‌فریبی و دادن وعده‌های بزرگ بی‌مبنا و توخالی به توده مردم است. به‌نظر من اما آن‌چه جامعه ایرانی را از بنیاد تهدید می‌کند، وقیح‌ترین صورت لمپنیسم است که پوپولیسم در مقایسه با آن توأم با کلی عقلانیت و مدنیت است! لمپنیسم در گام نخست خود در "زبان" ظهور و بروز پیدا می‌کند و کلام را در جهت تهدید و اهانت و ناسزا و اتهام و آزار روحی دیگران به خدمت می‌گیرد. لمپنیسم در گام دوم خود صورت عملی پیدا می‌کند و به ویرانگری و خشونت‌ورزی فیزیکی منجر می‌شود. در هر جامعه‌ای معمولا قشری لمپن به‌صورت حاشیه‌ای یافت می‌شود، اما در شرایط بحران اقتصادی و بن‌بست سیاسی، لمپنیسم از حاشیه به متن می‌خزد و به‌تدریج کل فضای جامعه را تسخیر می‌کند. از این‌رو، گسترش لمپنیسم نتیجه مستقیم افسردگی، یأس اجتماعی، احساس بی‌آیندگی و بی‌قدرتی و ناتوانی عملی است. انسان ناتوان و افسرده و بی‌آینده برای تخلیه روانی خود استعدادی جز توسل به ناسزا و پرخاش در خود نمی‌بیند و در این مسیر تا بدان‌جا به پیش می‌تازد که به‌صورت موجودی صرفا فحاش و بدزبان در می‌آید. تخلیه روانی ناشی از گفتار لمپنیستی، آن‌را در شرایط سخت و طاقت‌فرسای اجتماعی، به ابزاری سخت وسوسه‌انگیز تبدیل می‌کند به‌طوری‌که نه فقط افراد عادی بلکه جمعی از اهل سواد هم، زبان خود را به آن مسلح می‌کنند! امروزه بدبختانه همه ما ایرانیان در همه طیف‌های سیاسی و اجتماعی در معرض این وسوسه قرار داریم و گویی توان مقاومت در برابر ویروس آن را از دست داده‌ایم. برای این‌که مشخص شود این ویروس تا چه حد و اندازه مسری است، نگاهی گذرا به ادبیات نوشتاری و گفتاری این روزها کفایت می‌کند. آخر و عاقبت فراگیر شدن لمپنیسم در یک جامعه بی‌نیاز از توضیح و تفسیر است. حداقلش این است که در دوره‌ای سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و بعد برای آن‌که سنگ روی سنگ بند شود، بخشی از لمپنیسم در قالب فاشیسم اراده‌اش را بر جامعه با ابزار ترور و خشونت تحمیل می‌کند! از این‌رو، توصیه من به دوستانی که دل در گرو بهبود حال این سرزمین دارند، این است که اگر گاهی هم برحسب اتفاق از کوره در می‌روند و از شدت خشم ناسزایی نثار این یا آن می‌کنند که در جای خود امری طبیعی است، اما سخت مراقب باشند که به دام لمپنیسم گفتاری به‌عنوان شیوه‌ای عادی و روزمره از زندگی سیاسی گرفتار نشوند. لمپنیسم زبانی و عملی، فقط نشانه ناتوانی و حرمان است و جز آزار و تخریب اثری بر آن مترتب نیست. اگر قرار بود با لمپنیسم، نظامی حفظ شود، از ابتدای تاریخ تا کنون یک نظام برای همیشه حفظ می‌شد! اگر قرار بود با لمپنیسم، نظامی اصلاح شود، همه نظام‌های بشری تاکنون اصلاح شده بودند! و اگر قرار بود با لمنیسم نظامی سرنگون شود، هیچ نظامی در عالم حتی یک روز هم استقرار پیدا نمی‌کرد! 🔸️احمد زیدآبادی ❤️🍀 @filsofak

مثل عطسه، افکار منفی خود را روی دیگران پرت نکنید لیگی وب، نویسنده کتاب پرفروش تاب‌آوری 🔸️|مجموعه برنامه ۳۷ درجه بی‌بی‌سی| 🍀❤️ @filsofak

✔آقای خوش اخلاق (نگاهی به رویکردهای اخلاقی شهید مصطفی خمینی) #مصطفی_سلیمانی 🔸️نشانِ آقازادگی پدیده «آقازاد‌گی» که این روزها
+1
✔آقای خوش اخلاق (نگاهی به رویکردهای اخلاقی شهید مصطفی خمینی) #مصطفی_سلیمانی 🔸️نشانِ آقازادگی پدیده «آقازاد‌گی» که این روزها به نام «ژن خوب» نیز خوانده می‌شود، اصطلاحی است برای اشاره به فرزندانِ افراد بانفوذ در دستگاه حکومتی، که با سوءاستفاده از موقعیت ویژه‌ای که دارند، یعنی با سوءاستفاده از بیت‌المال، بر گُرده مردم سوار می‌شوند و بی‌زحمت به اشرافیت اقتصادی می‌رسند و به این ترتیب، بنای تبعیض و ناهمگونی ناعادلانه را در جامعه بنیان می‌گذارند. در توصیفاتی که از روحیات و خصایص مصطفی خمینی شده است، بیشتر از هر چیز به «بی‌توجهی ایشان به دنیا» اشاره شده است... 🔸️بوی تفاخر نمایش ثروت، قدرت و نام و نشان از رفتارهای نابهنجاری است که بیشتر از هر کسی دامان مسئولین و وابستگان آن‌ها را می‌گیرد. وقتی مصرف‌گرایی اصالت پیدا می‌کند و به یک ارزش بدل می‌شود، افراد متوسط و محروم جامعه به یأس و ناامیدی مفرط دچار می‌شوند. ساده‌زیستیِ مسئولین و بی‌اعتنایی آن‌ها به نام و عنوان، تنها راهکار برون‌رفت از این معضل است... #حریم_امام ۴۲۴ 🍀❤️ @The_meaningoflife

من او را دوست داشتم این خاصیت این جهان است که ما در معرض از‌دست‌دادن‌ها هستیم. کسی معشوقش را از دست می‌دهد، کارآفرینی، کسب و کارش را، صاحب‌منصبی یک‌شبه جایگاه و مقام و اعتبارش را و پدری که یک‌شبه سیل تمام خانه و کاشانه‌اش را ویران می‌کند. دختری که تمام جهیزیه‌اش یک هفته قبل از ازدواج زیر ویرانه‌های زلزله یک‌شبه از بین می‌رود. این خاصیت زندگی است. زندگی مانند بازی مارپله است. جلو می‌روی، بالا می‌روی، به ناگاه سقوط می‌کنی به خانه اول! کتاب‌های موفقیت پر است از توصیه برای موفقیت و پیش رفتن ولی به کسانی که شکست خورده‌اند و به خاک سیاه نشسته‌اند کمتر پرداخته شده است. این دو تکنیک شاید به‌ما کمک کند برای دوباره برخاستن. تکنیک گسست زمانی دوران کودکی خود را به‌خاطر بیاورید. بارها و بارها شده است که شکست خورده‌ایم، اشتباه کرده‌ایم و از دست داده‌ایم و آن زمان فکر کرده‌ایم که دنیا به آخر رسیده است. همه ما چنین تجربیاتی داشته‌ایم. اکنون که از آنان فاصله گرفته‌ایم متوجه می‌شویم آن‌قدرها هم آن مشکلات مرگ‌آور نبوده‌اند. گسست زمانی یعنی از شکست فعلی خود نیز فاصله زمانی بگیرید. به ده سال بعد بروید و از آن‌جا به مساله فعلی خود فکر کنید. بدیهی است که کارآفرینی که ورشکست شده، اگر بخواهد در همین لحظه به مساله خودش فکر کند بسیار دردآور است اما اگر به ده سال بعد برود و از آن‌جا به مساله فعلی‌اش نگاه کنید، آن‌گاه خیلی راحت‌تر می‌تواند مسأله را هضم کند و دوباره بلند شود. تغییر نقطه تمرکز ذهنی مرور خاطرات گذشته دردآورترین بخش ماجراست. برای فراموش‌کردن خاطرات گذشته یکی از بهترین راه‌ها، تمرکز بر خاطرات آینده (رویاها و برنامه‌ها) است. ذهن بیکار، گذشته را نشخوار می‌کند. بنابراین نگذارید ذهن‌تان بیکار بماند. برای فراموش‌کردن گذشته، اهداف جدید، چالش‌های جدید و ارتباطات جدید ایجاد کنید. برای فراموش‌کردن گذشته، یک دنیای تازه را تجربه کنید. شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا تدریس آن‌چه می‌دانید. یک مسافرت. یک سرگرمی جدید. تغییر شغل. تغییر شهری که در آن زندگی می‌کنید. همه این‌ها می‌تواند به تغییر نقطه تمرکز ذهن شما کمک کند. اجازه ندهید اشتباهاتتان داستان زندگی‌تان باشند. اگر ازدست‌دادن‌ها و اشتباهاتتان دائم به شما یادآوری شوند، به داستان زندگی‌تان تبدیل می‌شوند. حالا یک بار دیگر برگردید و آن دو پاراگراف طلایی را چندین بار دیگر بخوانید. سپس به خودتان بگویید باید یک‌بار به‌خاطر همه چیز گریه کرد و ... 🔸️|دکتر مجتبی لشکربلوکی| 🍀❤️ @filsofak

بخشی از ناخوشی ما برای این است که پیش دیگران، افکار و احساس‌مان را می‌پوشانیم یا خلافِ آن را به دیگران نشان می‌دهیم. شاید با
بخشی از ناخوشی ما برای این است که پیش دیگران، افکار و احساس‌مان را می‌پوشانیم یا خلافِ آن را به دیگران نشان می‌دهیم. شاید با چنین سیاستی از داوریِ دیگران در امان باشیم، ولی در دام "دیگری" افتاده‌ایم. ما دیگر خودمان نیستیم، موجود غریبه‌ای هستیم که حتی خودمان هم او را بجا نمی‌آوریم...! #ابوذر_هدایتی 🍀❤️ @filsofak