es
Feedback
" IWhomaan "

" IWhomaan "

Ir al canal en Telegram

Admin: @M_Hanioo_Donyrt . . . یه یهودی که به زبان فارسی توییت میذاره

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram " IWhomaan "

El canal " IWhomaan " (@whoman88) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 17 520 suscriptores, ocupando la posición 4 711 en la categoría Religión y espiritualidad y el puesto 19 209 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 17 520 suscriptores.

Según los últimos datos del 01 agosto, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -79, y en las últimas 24 horas de -5, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 14.23%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 8.09% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 493 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 417 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 43.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como هانی, وقت, کانفیگ, کس, آدم.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
Admin: @M_Hanioo_Donyrt . . . یه یهودی که به زبان فارسی توییت میذاره

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 02 agosto, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Religión y espiritualidad.

17 520
Suscriptores
-524 horas
-137 días
-7930 días
Archivo de publicaciones
سه روز بود کمتر زنگ میزد کمتر پیام میداد باید یه پروژه تحویل میداد حس کردم رفتارش فرق کرده ولی چیزی نگفتم روز چهارم حدودای ظهر بود زنگ زد و گفت: میای پایین؟ ده دقیقه ببینمت با دو تا قهوه تو ماشین منتظرم بود. گفتم مگه سر پروژه نبودی؟ گفت چرا ولی دیگه تحملم تموم شد واقعاً دلم برات تنگ شده بود. خیلی ذوق کردم. اون روز فهمیدم آدمی که دلش با تو باشه شده اندازه یه قهوه برات جا باز میکنه اگه آدم رابطه باشی پارتنرت سهمش از تو فقط نبودنت نیست

اگه يه دختر رو خوشبخت كنى، اون خوشبخت ترت ميكنه و اينو فقط مرداى واقعى ميفهمن!

این‌که همش باید متغیر «اگر جنگ بشه، چی؟» رو توی تصمیم‌گیری‌هام در نظر بگیرم، داره کلافه‌م می‌کنه.

ولی من حس میکنم تو این روزا شرافت یه اسکم بزرگه. تو این دوران هیچ چیز در دنیا شما رو بیشتر از مهربانی عقب نمیندازه. نهایتش وقتی مردی همین مردم ریاکار در حال دولپی خوردن پلو مرغت بگن مرحوم بسیار مهربان بود.

یه روز از خواب بیدار میشی و میبینی اون آدمی که بدون هیچ منتی همیشه حضور داشت و همیشه سرش غر میزدی و از حرفا و کاراش ایراد میگرفتی ولی خبر نداشتی که همیشه خیر تورو میخواست و دوست نداشت آسیبی بهت برسه دیگه حضور نداره چون رفته نونوایی نون بگیره برات صبحونه بخوری که تو بیشتر سرش غر بزنی و بیشتر قدرشو ندونی :) ‌

دوستان مجدد میخوام یادآوری کنم تا خیالم راحت شه مطمئن باشم همگی باهم بی پولیم یا نه؟

‏امروز یه جمله خواندم که خیلی خوب بود، ‏«دوست داشته شدن، یعنی آن‌قدر عزیز باشی که کسی، رنجِ همراهی با تو را نه باری بر دوش، که بهایی شیرین برای حضورت بداند.» |دیکتاتور حانیه|

در غیاب آن که دوستش داری یتیم میمانی حتی اگر تمام دنیا تو را در آغوش بگیرند. هانی

‏هیچ‌کس به اندازه‌ی ذهن مضطرب ما بلد نیست آینده‌ای بسازه که هنوز اتفاق نیفتاده و بعد مجبورمون کنه برای نجات پیدا کردن ازش بجنگیم، مستاصل بشیم و جا بزنیم.. هانی

‏چی بگم والا، شاید توعم دلایل خودتو داشتی ،مثلا بی عرضِگی.

ابتدا ما به غلط دل به تو بستیم و کنون به تو برگشتنِ این دل، غلط اندر غلط است 👤 محدثه محمودلو

چیزی که تو خلوت می‌کنی، آخرش تو جمع معلوم می‌شه. کتاب خوندنت تو حرف زدنت مشخصه ورزشت تو هیکلت معلومه غذات تو انرژی و حالت دیده می‌شه تمرکزت تو نتیجه‌هات خودش رو نشون می‌ده. تو همون چیزی هستی که وقتی کسی نیست، داری روش کار می‌کنی.

‏خر شرک حداقل بامزه بود، خرای دور من فقط نفهمن.

کسی که بیکار و علافه میتونه به راحتی هرروز صبح بیاد باهات بدوعه وگرنه ما روزهای جمعه هم باید بریم سر کار
کسی که بیکار و علافه میتونه به راحتی هرروز صبح بیاد باهات بدوعه وگرنه ما روزهای جمعه هم باید بریم سر کار

حالمان خوب بود، تا اینکه وابسته چیز هایی شدیم که به ما تعلق نداشتند... هانی

➕ چطوری خودم حالم رو بهتر کنم؟ : خشم = ورزش کن حسادت = روی منحصر به فرد بودنت تمرکز کن. اضطراب = ذهن آگاهی رو تمرین کن. دلخوری = دیدگاه منطقیت رو گسترش بده. خستگی = گوشی رو خاموش کن و بخواب. بی انگیزگی = دوش بگیر؛ تمام حواست رو درگیر کن. شک به خود = بنویس؛ بذار احساست بیاد روی کاغذ. افسردگی = در طبیعت قدم بزن و با دوستان وقت بگذرون.

يه حقیقتی تو دهه ۴۰ زندگی هست که باید بدونین خوش اندام بودن در ٢٠ سالگی چیز عجیبی نيست متابوليسم وهورمون هات سرجاشن، ولى اينكه توى ۴۰ سالگی هنوز فيت بمونى يعنی با وجود كار ،فشار زندگی خستگی و شلوغى روزمره، بازم رسيدگی به خودت و بدنت رو رها نكردى. توى ۴۰ سالگی هم هنوز جوونى اگه حس ميكنی بدنت فرسوده شده يا حال خوبى ندارى،دليلش بالا رفتن سن نيست سبک زندگی و انتخابهات بوده.بعد از ۴۰ سالگی ،به دو دسته تقسيم ميشيم: اونايى كه به بدنشون رسيدن عضله ساختن مراقب ورودى هاى بدنشون بودن و اونايى كه به بدنشون بى توجه بودن. پوكى استخوانى كه توى ٧٠ سالگی مياد، از زمانى شروع شده كه ٢٠ سالگی عضله نساختی و ورزش قدرتى روجدى نگرفتی اون ناتوانى و وابستكى در ٨٠ سالگی از همون وقتی شروع شده که سلامتی و پشت گوش انداختی ! خوب پیر شدن از انتخابهای امروزت شروع میشه

احساس جوون ایرانی ...
احساس جوون ایرانی ...

بچه که بودم ؛ آنقدر از خدا می ترسیدم ، که بعد از هربار شیطنت ، کابوس می دیدم ... می ترسیدم به آسمان نگاه کنم ... من حتی ناراحت می شدم که می گفتند خدا همه جا هست ! با خودم می گفتم : "یک نفر چطور می تواند تمام جاهای دنیا کشیک بدهد و تا کسی کارهایِ بدی کرد ، او را بردارد ببرد جهنم؟! " من حتی وقتی می گفتند ؛ خداپشت و پناهت ، در دلم می گفتم کاش اینطور نباشد ... می دانید؟! چون خدایی که در ذهنم ساخته بودند ، مهربان نبود ، فقط خدایِ آدمهایِ خوب بود و برای منی که کودک بودم و شیطنت هایم را هم گناه می دیدم ، خدایِ ترسناکی بود ... اما من ، کودکم را از خدا نخواهم ترساند ... به او می گویم "خدا بخشنده است" ... اگر خطایی کرد می گویم ؛ خدا بخشیده اما من نمی بخشم ، تا بداند خدا از پدر و مادرش هم مهربان تر است ... من به کودکم خواهم گفت خدا ، خدایِ آدم های بد هم هست ، تا با کوچکترین گناهی ، از خوب بودنش نا امید نشود ... می گویم خدا همه جا هست تا کمکش کند ، تا اگر در مشکلی گرفتار شد ، نجاتش دهد ... من خشم و بی کفایتیِ خودم را گردنِ خدا نخواهم انداخت ... من برایش از جهنم نخواهم گفت ... اجازه می دهم بدونِ ترس از تنبیه و عقوبت ، خوب باشد ، و می دانم که این خوب بودن ارزش دارد ... من نمی گذارم خدایِ کودکم خدایِ ترسناکی باشد ... کاش همه این را می فهمیدیم ... باورکنید خدا مهربان تر از تصوراتِ ماست ! اگر باور نکرده اید ؛ لطفاً در مقابلِ کودکان سکوت کنید ... خدا ترسناک نیست !!!!!!!! #نرگس_صرافیان_طوفان |

رنجیده‌ام از آدم‌ها و بد دیده‌ام از مهربانی و خوب بودن‌ها ولی هنوز هم مهربانی که می‌کنم، سبک می‌شوم و برای لحظاتی فراموش می‌کنم چقدر غمگینم! هنوز هم بیشترین چیزی که حالم را بهبود می‌بخشد، مهربانی کردن و خوب بودن است. هنوز هم بزرگترین دلخوشی‌ام، دل‌خوش کردنِ آدم‌هاست. هنوز هم به منتهای اندوه‌های فرساینده و حل‌نشونده‌ی جهانم که رسیدم و آدم‌ها که به قدر کفایت ناامیدم کردند، پناه می‌برم به حیوانات، به پرنده‌ها، به گیاهان، به سادگی‌ها، به بی‌توقع دوست‌داشتن‌ها، بخشیدن‌ها، لبخند زدن‌ها... هنوز هم امید دارم که همه چیز درست خواهدشد و ما خوب خواهیم‌شد و امید دارم که بالآخره روزی "مهربانی و عشق"، سیاره‌‌‌ی غمگینمان را نجات خواهد داد. #نرگس_صرافیان_طوفان