PENELOPA
Ir al canal en Telegram
سرشت حقیقی روح، شکوفایی مستمر است تا حرکت خود را به سوی نواحی عظیم تری از آگاهی شخصی ادامه دهد. .
Mostrar más452
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-530 días
Archivo de publicaciones
452
ناجی
بعضیا توی عمیق ترین جای وجودشون در بیرون. ب دنبال ی ناجی میگردن ک بیاد همه چیو بهشون بگه
وعده های عاشقانه باور های شرطی شده ذهنی
( عدم خود باوری)
سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد انچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
( عشق ) واقعی در بیرون پیدا نمیشه در درون( انسان ) و هر چیزی ک هست هست
رسیدن و شناختن عشق در درون رسیدن ب (عشق الهی)در عمق وجود هر شئ و موجودی اعم از کهکشان ها و زندگی های دگر سیاره ها و زمین و نباتات و جمادات و..
همه چیز از اوست
همه چیز از سر عشق بنیان شده
452
دربدرِ زندگی
تلاش برای زندگی بهتر
( لایف استایل)
از خود واقعی دور شدن
تعادل ( تعادل) /
شعر مولانا
هر زمان نو میشود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست
مصطفی فرمود( دنیا ساعتی ست)
آزمودم مرگ من در زندگی ست
چون رهی زین زندگی پایندگی ست
452
شاهد خشونتی ک در طول روز در پیرامون زندگی روزمره ب هر شکلی حتی ( ترساندن ی گربه ) کشتن ی پشه ، (فاقد عشق)/
452
برای رسیدن ب خواهش های ذهنی دعا میکنن ک خدایا اگر این درد و رنج را از من بگیری ب من ثروت بدهی و ... ( معامله گر ) /
452
توی سرما توی روز بدنبال نور افتاب میگردیم بلکه گرم شیم
توی تابستون دنبال سایه برای اینکه خنک بشیم /
452
موسیقی دانان جوان، به ویژه آنان که در زمینه های مدرن کار می کنند، همیشه در همه جای دنیا از حمایتهای مالی و معنوی سازمانهای فرهنگی کشور خود، بهره مند می شوند و به یاری آنها است که راه برون مرز را نیز پیدا می کنند. در ایرانِ پیش از انقلاب نیز کمابیش، همین روند برقرار بود. پس از انقلاب، شوربختانه تقریباً همه ی این راه و روشهای فرهنگی از دستور کار دولت بیرون رفت. حتی هنرجویانی که پیش از انقلاب در برون مرز، با یاری مالی دولت، به تحصیل و مطالعه مشغول بودند، سرگردان به امان خدا رها شدند. اما با وجود همه ی این موانع و مشکلات، جوانان با همت و پشتکار، نه تنها توانستند تحصیلات خود را به پایان ببرند، که حتی آفریده هایشان به وسیلهی ارکسترها و یا در تالارهای شهرهای بزرگِ اروپا و آمریکا به اجرا در آمده و مورد تحسین ناقدان قرار می گیرد. استاد "نادر مشایخی" یکی از آنها است که مقیم شهر فرانکفورت در آلمان است. او برای مدتی، ارکستر سمفونیک تهران را نیز رهبری کرده است.
"نادر مشایخی" در ۵ آذر ۱۳۳۷ خورشیدی، در تهران زاده شده، تحصیلات اولیه ی خود را در هنرستان عالی موسیقی، در رشته ی پیانو و هارمونی، به پایان برده و در سال ۱۳۵۷، برای ادامه ی تحصیل، رهسپارِ وین شده است. در دوره ی نه ساله ی مدرسه ی عالی موسیقی وین، آهنگسازی، رهبری ارکستر و فوت و فن های موسیقی الکترو آکوستیک را آموخته است. وی، پس از به پایان بردن تحصیل، در سازمان رادیو تلویزیون اتریش، به کار مشغول شده و در سال ۱۳۶۸ یک گروه ویژه ی موسیقی، به نام «آنسامبل قرن بیست و یکم» بنیاد کرده است.
"مشایخی" با موفقیت، توانسته است، موسیقی معاصرِ اتریش را در رهبری های خود، با موسیقی دوره ها و سرزمین های دیگر، رودررو سازد و از این راه، رابطه ی کشف نشده ی میان آنها را آشکار سازد. از جمله، او در «کنسرت هاوس وین»، آثاری از مدرنهای اروپایی را با کارهایی از خودش، همراه با آهنگهایی از "درویش خان"، آهنگساز سنتی صد سال پیش ایران، به اجرا درآورده است. مشغله ی مهم دیگر "مشایخی"، کار با ویدئو و کامپیوتر است. با کمک این وسایل، او ترکیبات بیشمار صوتی و تصویری به وجود می آورد.
مهمترین کار چند رسانه ای او، اپرایی با عنوان «ملکوت» است که بر روی داستانی از "بهرام صادقی" شکل گرفته و برای نخستین بار در سال ۱۳۷۶، در محدوده ی جشنواره ی هنرهای مدرن وین، به روی صحنه رفته است. البته او در سالهای اخیر، بسیار تلاش داشته که «اپرای ملکوت» را به تهران و به روی صحنه ی تالار رودکی ببرد، که متاسفانه میسر نشده و آن هم، به یک دلیل خیلی ساده؛ که «ملکوت» پر از صدای زن است و شنیدنِ صدای زن در ایران قرن بیست و یکم، هنوز از گناهان کبیره به شمار می رود.
"مشایخی" در زمینه آهنگسازی نیز تجربههای فراوانی دارد که از میان آنها می توان به ساخت «نود و شش قطعه برای سلو»، «موسیقی مجلسی»، «موسیقی ارکستری و اپرا»، «ساخت سمفونی فیه ما فیه» (سه اثر) ، «اپرای ملکوت»، «قطعه ارکستری پشیمانی کنتیمنتو»، «مجموعه تولدی دیگر» ( روی ترجمه آلمانی اشعار فروغ فرخزاد )، «اجرای پروژه های موسیقی تلفیقی اصیل ایرانی در همکاری با هنرمندانی چون حسین علیزاده و هوشنگ ظریف (فستیوال سالزبورگ )»، «ساخت سمفونی مولانا برای صدا و سیما» اشاره کرد.
