es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

ehsasat🤍channel

ehsasat🤍channel

Ir al canal en Telegram

کانال احساسات جهت تبليغات در پيج اينستاگرام به آى دى زير پيام بدين 👇👇 @ehsasat پيجمون در اينستاگرام👇 instagram.com/_u/ehsasat_

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram ehsasat🤍channel

El canal ehsasat🤍channel (@ehsasatchannel) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 22 287 suscriptores, ocupando la posición 1 264 en la categoría Motivación y presupuesto y el puesto 15 354 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 22 287 suscriptores.

Según los últimos datos del 20 marzo, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -231, y en las últimas 24 horas de 0, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 0%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener N/A% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 0 visualizaciones. En el primer día suele acumular 0 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کس, زور, وقت, چیز, آدما.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“کانال احساسات جهت تبليغات در پيج اينستاگرام به آى دى زير پيام بدين 👇👇 @ehsasat پيجمون در اينستاگرام👇 instagram.com/_u/ehsasat_”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 21 marzo, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Motivación y presupuesto.

22 287
Suscriptores
Sin datos24 horas
-307 días
-23130 días
Archivo de publicaciones

#زدى_پر #آرش #مسيح @ehsasatchannel 🦋

درِ کلاس های دانشگاه شیشه داشت ، آنقدری بود که بتوانی دوسوم کلاس را ببینی کلاس 106 دانشگاه جای خیلی دنجی بود ، انتهای راهرو بود ، کوچک و نُقلی کلاسش همیشه خودمانی بود ، انگار که دوستانت را دعوت کرده ای به اتاق خودت من کمتر آنجا کلاس به پستم میخورد ، اما قضیه برای او کمی متفاوت بود و بیشتر کلاس هایش آنجا تشکیل میشد ، اصلا شاید برای همین بود که آن کلاس برایم اینقدر خواستنی جلوه میداد آنروز یادم است که امتحان داشتند ، از آن سخت هایش ! غُرغُر درس نخواندن و سخت بودن امتحان را از روزها قبل برایم شروع کرده بود ! وقتی رسیدم امتحان شروع شده بود ، رفتم پشت در و درون کلاس را نگاه کردم ، استایل خراب کردن امتحانش مثل خودم بود ، خودکار را میگذاشت روی میز ، دو دستش را میزد روی پیشانی و فقط زمین را نگاه میکرد ، نمیدانم چرا اما دلم میخواست آن لحظه بغلش کنم و بگویم ، ببین ، این امتحان که هیچ ، تو اگر از دنیا هم بیوفتی من با توام ، سرت را بالا بگیر بلامیسر جان ، دلم میخواستم تا جایی که حراست ما را از هم جدا میکرد بغلش میکردم دلم میخواست یقه ی استادش را بگیرم و بگویم آخر مرتیکه یلاقبا تو دلت میاید که اینقدر فلانی جانم را ناراحت کنی ؟ دلم میخواست ساعت برنارد را داشتم و زمان را نگه میداشتم و تمام برگه اش را از روی دست این و آن برایش پُر میکردم .. رفتم به سمت بوفه ، از اکبر آقایمان دو عدد چایی ، دو عدد هوبی و یک کاغذ آچهار گرفتم ، روی کاغذ با ماژیک نوشتم : " ولش کن امتحان رو ، بیا چایی با هوبی " رفتم پشت در ، به بغل دستی اش گفتم صدایش کند کاغذ را نگه داشتم لبه شیشه برای چند ثانیه و بعد نگاهش کردم ، همه ی آن عصبانیت در یک لحظه رفته بود و داشت میخندید از آن خنده هایی که فقط خودم میدانم چقدر معرکه بود رفتم روی پله ها نشستم ، چند لحظه بعد آمد بیرون و بغل دستم نشست چایی و هوبی اش را گرفت و بعد بدون آنکه به من نگاه کند گفت : من تورو نداشتم چی میکردم ؟ میدانی تصدقت روم ، خیلی دلم میخواهد بدانم همه ی این سالهایی که مرا نداری چه میکنی .. همین #پویان_اوحدی @ehsasatchannel 🦋

قلبی یخی ... با نفس های سرد و ... رگ هایی که به جای خون... دلتنگی پمپاژ میکنند... در انتظار حلاوت یک نگاه...! می بینی...؟! هم
قلبی یخی ... با نفس های سرد و ... رگ هایی که به جای خون... دلتنگی پمپاژ میکنند... در انتظار حلاوت یک نگاه...! می بینی...؟! همه در انتظار یک نگاه تو... !!! #محسن_دعاوی @ehsasatchannel 🦋

با همه رنگ از درد و رنج میشود زندگی و آینده را رنگ کرد مگر رنگ سرد و سوخته ی پشیمانی... پیشمانی از یک حرف بیراه ، یک رفتار نا به جا... پیشمانی از نبخشیدن "یک" اشتباه ، به دار کشیدن یک "عشق بی گناه"... پیشمانی از خفه کردن یک رابطه ی عاشقانه با دستان جدایی و آرزوی خوشبختی زیر دریای بغض و دلتنگی... #علی_رجبی @ehsasatchannel 🦋

اینجا کسی برای کسی بی قرار نیست! من در کنار پنجره ام او کنار کیست ...!؟ #احسان_افشاری @ehsasatchannel 🦋

برنگرد... من ديگر خودم نيستم، همانطور كه تو خودت نيستي همانطور كه عشق ديگر آن عشق نيست.. همه چيز را خراب كردي؛ حتي خودمان را... من سالهاست خودم نيستم، شايد كسي شبيه تو برنگرد.. كه من اين شباهت را بسيار دوست دارم... #ياسمن_مهديپور @ehsasatchannel 🦋

#پريزاد #بابك_جهانبخش @ehsasatchannel 🦋

آخر شب ها نه از خستگی خبری هست، نه از خواب.... این موقع از شب اغلب وقت پررنگ شدن کسانی مثل تو در زندگی کسانی مثل من است... #زهرا_سرکارراه @ehsasatchannel 🦋

من پناهنده ام به مرزهایِ تنت... #شاملو @ehsasatchannel 🦋

من ، دل ، عقل ، عشق و جای خالی اش... این ، مرگبارترین گروه مرگِ زندگی یک دلباخته ست... #علی_رجبی @ehsasatchannel 🦋

آدمهاى حسود مثل درد بى درمانند هر جا كه باشند بدبختى شان را هوار مى كشند مثل كلاغ قار قار مى كنند و ذهن فاحشه دارند مواظب اين گندابها باشيد احساستان را با عقده هايشان لگدمال نكنند عاقبت آنها در بيهودگى حسادتهاى هرز مى ميرند #امیر_وجود @ehsasatchannel 🦋

آدمایی که جای حرف زدن می نویسن، خطرناکن! درست مثل همون مصدومایی که خونریزی داخلی دارن و ناغافل خط ممتد، سوت می کشه رو مانیتور زندگیشون ... بی درد و بی علامت! آدمایی که می نویسن مدت مدیدی توو سکوت بودن، توو انزوای دسته جمعی، از همونایی که مثل همون کلانتر کارتونی دوران بچگی مون، هیچکس نمی فهمه چی میگذره توو قلب طلایی که پشت ستاره ی حلبی چهره شون پنهون کردن... آدمایی که می نویسن ، اونقدر می نویسن تا یه روز جوهر احساس شون خشک بشه و بعد خودشون می شن نقش اول قصه های ناتموم بقیه... درست مثل مجنون که اونقدر "مشق نام لیلا " کرد که بالاخره مرد! آره؛ مرد! آدمایی که جای حرف زدن می نویسن، آلارم نمی دن؛ سوپاپ اطمینان هم ندارن... فقط یهو می ریزن... کاملا یهو! #ناهید_سعادتیان @ehsasatchannel 🦋

من عطر تلخت را بافنجان قهوه‌ام نفس می‌کشم؛ لبخندت را درچشمانم قاب گرفته‌ام؛ لمس انگشتانت را در موهایم بافته‌ام؛ و تپش‌های قلبت را در تار و پود پیراهنم کاشته‌ام تا هر روز صبح باطلوع خورشید در من جوانه بزنی! من به اندازه‌ی تمام روزهای سرد زمستان تو را ذخیره دارم‌، بهارم هم خدایی دارد ... #ناهید_آقاطبا @ehsasatchannel 🦋