es
Feedback
Flowers

Flowers

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
8 899
Suscriptores
-2724 horas
-2327 días
-44030 días
Archivo de publicaciones
Flowers
8 899
Panicnine – Bi Liaghat.mp36.58 MB

Flowers
8 899
Cod:191

Flowers
8 899
Panicnine – Bi Liaghat.mp36.58 MB

Flowers
8 899
من شمع بودم، اون شب بود.... من براش سوختم، اون منتظر خورشید بود .

Flowers
8 899
من یه فرد پارانویایم+

Flowers
8 899
Koorosh - Paranoia (320).mp39.47 MB

Flowers
8 899
اخه خیلی کاملی نمیخام از پیشم بری ✨️💘

Flowers
8 899
4_5909165762756484212.mp32.40 MB

Flowers
8 899
Cod:190

Flowers
8 899
Mani - Kojaei (128).mp36.50 MB

Flowers
8 899
Cod:188

Flowers
8 899
sticker.webp0.10 KB

Flowers
8 899
4_5873050344837092024.mp33.47 MB

Flowers
8 899
Cod:188

Flowers
8 899
یه رومان جُزی نوشتم خوشحال میشم بخونیدش✨️💓

Flowers
8 899
🌙 پارت 10 سال‌ها تجربه به من آموخت که شاید هیچ انسانی لیاقتِ دیدن بهترین نسخه‌ی من را نداشته باشد؛ نه از سرِ دشمنی، بلکه چون گاهی آدم‌ها بی‌آنکه بدانند زخم‌هایی می‌زنند که درمانش آسان نیست. فهمیدم این تقدیر خدا نیست که دل‌ها را می‌شکند، این ناتوانیِ ما انسان‌هاست در فهمیدنِ یکدیگر. با وجود این‌همه درد، شاید هنوز جایی در این دنیا یک دلِ مهربان منتظر باشد تا بفهمدت… و به تو یادآوری کند که بودنت بی‌دلیل نیست. و این‌گونه قصه‌ام به پایان رسید… با قلبی زخمی، اما آگاه‌تر از گذشته

Flowers
8 899
🌙 پارت 09 با این حال، هنوز در گوشه‌ای از قلبم جرقه‌ای خاموش‌نشدنی هست؛ آرزوی کوچکِ فهمیده شدن. گاهی تصور می‌کنم اگر روزی کسی بی‌قضاوت کنارم بنشیند و بگوید: می‌فهممت… این تاریکی شاید این‌همه ترسناک نباشد. من بارها شکستم، اما هنوز کاملاً فرو نریخته‌ام.

Flowers
8 899
🌙 پارت 08 کم‌کم فهمیدم نشان دادنِ لبخندی ساختگی آسان‌تر از آشکار کردن طوفانی‌ست که پشت آن پنهان کرده‌ام. روزی به خودم امید داشتم، پیش از آن‌که آدم‌ها رنگ را از زندگی‌ام بگیرند. من باور داشتم فقط یک انسان کافی‌ست تا امید را به دلِ دیگری برگرداند… اما چه تلخ که بسیاری، بی‌آنکه بدانند به هم‌نوعِ خود زخم می‌زنند.

Flowers
8 899
🌙 پارت 07 کم‌کم فهمیدم آدم‌ها همیشه همان نیستند که نشان می‌دهند. گاهی نزدیک‌ترین‌هایم به عمیق‌ترین جای روحم ضربه زدند. من چیزی نگفتم، فقط عقب رفتم و آرام‌تر شدم. اما هنوز در دلِ شب می‌پرسم: آیا جایی هست که بتوانم بی‌هیچ ترسی خودِ واقعی‌ام باشم؟

Flowers
8 899
🌙 پارت 06 می‌گویند هیچ‌کس نمی‌دانست پشتِ خنده‌های بلندم چه طوفانی پنهان است. پس ماسکی ساختم که همیشه خندان باشد؛ نه فقط برای اطرافیانم، بلکه برای تمام دنیا. تنهایی آزارم می‌دهد، اما به این زخم عادت کرده‌ام. قلبم شبیه شیشه‌ای نازک و شکننده شد و دیگر هرگز مثل گذشته نشد…