𝘚𝘦𝘳𝘦𝘯𝘥𝘪𝘱𝘪𝘵𝘺
Ir al canal en Telegram
𝘠𝘰𝘶 𝘬𝘯𝘰𝘸, 𝘐 𝘬𝘯𝘰𝘸..
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
310
Suscriptores
+1524 horas
+317 días
+5830 días
Archivo de publicaciones
310
ترجمهی صحبتهای پایانی جیمین در دومین کنسرت تورنتو:
🐥: «امروز بهتون خوش گذشت؟ امروز هوا نسبتاً سرد و باد هم شدید بود، برای همین خیلی نگران بودم نکنه سرما بخورید. با این حال، ما مدت زیادیه که به کانادا نیومده بودیم، مگه نه؟ فکر میکنید باید دوباره بیایم اینجا؟ امیدوارم در آیندهی نهچندان دور، دوباره روزی برسه که بتونم مثل امروز شما رو ببینم و اینطوری با هم بخونیم و برقصیم. و راستش، واقعاً خیلی خیلی ممنونم که دیروز و امروز اینهمه خاطرهی ارزشمند و قشنگ برام ساختید. ممنونم، تورنتو! دوستت دارم، تورنتو!»
310
✨ ترجمهی صحبتهای پایانی جیمین در اولین کنسرت تورنتو :
🐥: «تورونتوووو!» 🐥: «از این همه تشویق خوشحال شدم.» 🐥: «آه، خیلی بارون میاومد، حتماً برای همهتون خیلی سخت بود، مگه نه؟» 🐥: «چون بارون اینقدر شدید بود، نگران بودم نکنه سرما بخورید.» 🐥: «حتی جدا از بارون هم میدونم رسیدن به محل کنسرت براتون آسون نبوده، پس واقعاً خیلی ممنونم که امروز این زمان رو با ما گذروندید.» 🐥: «امیدوارم امروز براتون تبدیل به یه خاطرهی واقعاً خوب بشه، مخصوصاً با توجه به اینکه برای دیدن ما تا اینجا اومدید. حتماً سردتونه، پس لطفاً حتماً سالم به خونه برسید. زودتر و بااحتیاط برید خونه… فقط لطفاً سالم به خونه برسید.» 🐥: «ممنونم!»
310
کریس درباره تهیونگ: خیلی وزن کم کرده.
🐥: واقعاً خیلی وزن کم کرده.
کریس: هی، دمت گرم! خوبی؟RM! چطوری رفیق؟
🐨: سلام، خوشحالم میبینمت.
کریس: اوه رفیق، دلم برات تنگ شده بود.
🐨: ممنون که ما رو پذیرفتید.
کریس: ممنون که اومدید.BTS، ممنون که اومدید.
دیشب توی فرانسه اجرا داشتید، خیلی خوشحالیم که اینجایید.
اعضا: بریم، بریم، بریم، بریم!
🐹: قلبم داره میلرزه. بادوم، بادوم.
🐨: خب، همه... بیاید انجامش بدیم.
اعضا : دقیق و هماهنگ! بریم! دقیق و هماهنگ!
بیاید همهچی رو دقیق و هماهنگ انجام بدیم. بیاید خوش بگذرونیم.خب، همگی عالی کار کردید. بریم! بنگتن!
310
🐨: خوابم نمیاد، خوابم نمیاد. یه کم خوابیدم، ولی... واقعاً پاهام خیلی درد میکنه.
🐰: سردمه، سردمه. چرا خستهای؟
🐹: از بس سعی کردم بهت برسم، خسته شدم؛ چون تو شروع کردی ورزش کردن. اصلاً برای چی ورزش میکنی؟ چه کار مسخرهای!
🐰: باید اینطوری خودمو گرم کنم
🐹: گرم کنی؟ مگه غذایی؟
🐻: سرتو یه کم بیشتر خم کن.
🐰: این یه اپلیکیشنه؟ تو این اواخر داشتی دوربینها رو بررسی میکردی، مگه نه؟
🐻: دقیقاً.
🐰: اوه، پس این یه اپلیکیشنه.
🐻: تنظیمات نور... یه کم بیشتر از بالا...
🐿: یه عکس خوب بگیر.
🐻: یک، دو، سه. صبر کن. یک، دو، سه.
اعضا: بریم! بریم!
310
🐿: وقتی توی بخش من مجبور شدی از بین رقصندهها رد بشی، سخت بود؟
🐰: فکر کنم خود رقصندهها راه رو برام باز میکنن.
🐿: اوه، جدی؟
🐥: شاید اینجا فقط یکم خوش بگذرونیم؟
🐨: آره، شاید اینطوری حتی بهتر هم باشه.
🐥 و 🐨: و وقتی دوربین برای بار دوم دوباره میاد سراغمون... بعد از عوض شدن نما و دوباره برگشتن روی ما... میتونیم یه همچین کاری انجام بدیم.
🐥: این قسمت خیلی کوتاهه، مگه نه؟
🐰: پس همون «واو» رو نگه میداریم... فکر کنم وقتی دوربین میره روی نمای باز، میتونیم حرکت رو شروع کنیم.
🐥: آره، میتونیم با هم حرکت کنیم.
