𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌
Ir al canal en Telegram
𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @glass.reflections › 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @gl4ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
291
Suscriptores
Sin datos24 horas
-47 días
+7430 días
Archivo de publicaciones
نویسندهها خاطراتشونو قورت نمیدن. اونا مثل کاغذهاي سفيد نيستن که هر چي روش بنويسي، پاك شه. اونا مثل دفترچههاي خطخوردن؛ هر کلمهاي که بهشون بدي، روزي در جایي از داستانشون، با اسم خودت یا چیزي مربوط به خودت، بازنویسی میشه. پس اگه چیزي نمیخواي در تاریخِشون بمونه، هرگز پاي اونا ننشین.
مرگِ من، اگر قرار است معنا داشته باشد، در فروریختنِ دیوارِ چهارم جولاي خواهد بود.
+ هنوزم ميخواي ازش دفاع کني؟ - دفاع؟ نه... ديگه دفاع معني نداره. + پس چي؟ چي باعث میشه هنوز وقتي اسمش میاد، چشمات یه جور دیگه نگاه کنن؟ - شاید چون دفاع کردن ازش، دیگه جزئي از من شده. یه عادتِ کهنه. مثل نفس کشیدن توي هواي سرد. + ولي اون رفت. و بارها رفت. هر بار یه تکه از وجودت رو با خودش برد. - میدونم. ولي اون تکهها رو که پس نمیده. و من دیگه نميخوام پس بگیرمشون. اون تکهها مال اون باشن. من با همون تکههاي باقيمونده، بازم زندهام. + پس یعني هنوز دوستش داري؟ - نه، نه به اون شکل سادهش. اون شعله خاموش شده، ولي خاکسترهاش هنوز گرمه. من عاشق خاطرهاش نیستم. من عاشق اون کسيام که در خاطراتم ساختمش. کسي که هیچوقت واقعاً نبود، ولي همیشه برام معني داشت. + میدوني که داري با یه خیال زندگي میکني؟ - آره. ولي این خیال، تنها پناهگاه منه. واقعیت که رفت. خیال موند. و من ترجیح میدم توی پناهِ یه خیالِ کهنه زنده بمونم تا اینکه توي کوچههاي بيرنگِ واقعیت گم بشم. + این یعني ميخواي همیشه تنها بموني؟ - نه، تنها نیستم. اون خیال، همراهمه. شاید دیوونهوار به نظر بیاد، ولی براي من، همون خیالِ بودنش، از بودنِ خیليها واقعيتره. + پس دیگه هیچکس نميتونه جاش رو پر کنه؟ - هیچکس نميتونه، چون جاش خالي نیست. جاي کسي که رفته، با خاطراتش پر شده. و خاطرات، جاشو خالي نميذارن. + ترسناکه. - آره، ترسناکه. ولی ترسناكتر از اون، اینه که یك روز، دیگه حتي خاطراتش هم رنگ ببازن. که اون موقع، من هیچي ندارم.
