لحظه هایِ آبی
Ir al canal en Telegram
https://t.me/HarfChatBot?start=191de9867127
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
406
Suscriptores
+424 horas
+67 días
+2230 días
Archivo de publicaciones
وای راس میگه منم داشتم درس میخوندم همش زیر لبم میگفتم شادلین شادلین. افتاده رو زبونم خیلی نازه
اینقدرررر اعصابم خردهههه اینقدررررر اینقدرررررر عصبانییییم که اصلا نمیدونم چی بگم چقدر همه چی گرونهههه خدایااا چطور باید زندگی کنیییییم
Repost from پریچهره
هیچوقت نفهمیدم باید چجور دنیا رو نجات بدم. در کودکی در خیالاتم همراه قهرمانها به جنگ آدمهای بد میرفتم. میخواستم جراح قلب بشم و قلب آدمها رو از ایستادن نجات بدم. کم کم میفهمم من هیچکاری نمیتونم بکنم. هیچوقت نمیتونم زخم آدمها رو خوب کنم. دارم با گریه میگم. شاید بچگانه به نظر برسه ولی دوست دارم نجات بدم. چرا نمیتونم؟ هنر برای نجات دادن کافیه؟ یا باید همون جراح میشدم؟ نمیدونم.
