es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

𝑬𝑵♡𝑻𝑯𝑬𝑶𝑹𝒀7

𝑬𝑵♡𝑻𝑯𝑬𝑶𝑹𝒀7

Ir al canal en Telegram

@noveriaoorbot پیام‌های قشنگتون...🩵 ~~~~~~ @unknown_theori چنل برای جواب به ناشناس‌هاتون...

Mostrar más
Irán156 166La categoría no está especificada
685
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
استرس داره به جنونم میرسونه

هرچی خوندم یادم نیس

اندازه موها سرم انون دارم جواب ندادم بعد موندم چجوری بعد کنکور جواب بدم

میتونم غرغر کنم لف ندید

اهنگ اخر گویینگ هوم

اهنگ اول نات ایتاف

نوبوئه توی یه شهر کوچیک به دنیا اومده. خونه‌ش پر از دعوا و تنش بوده و به همینه که از بچگی تشنه‌ی محبت و گرما بوده. توی همون شهر، با نانای بزرگ آشنا میشه و تحت تأثیر شخصیت قوی و استعدادش قرار می‌گیره. عشق به موسیقی باعث میشه گیتار یاد بگیره و بعداً به گروه BLAST (بلک استونز) ملحق بشه، جایی که نانا خواننده‌ست و یاسو بیسیست. با نانا و بقیه‌ی گروه به توکیو می‌رن تا بتونن در سطح بزرگی موسیقی کار کنن. توی توکیو، توی خونه‌ی شماره‌ی ۷۰۷ با نانا و بعداً هاچی (نانای کوچیک) هم‌خونه میشن. گروه BLAST کمکم معروف میشه و کنسرت‌های بزرگ می‌دن. نوبوئه به عنوان گیتاریست گروه، حس می‌کنه به هدفش داره نزدیک میشه. ولی همیشه زیر سایه‌ی نانا و رن (گیتاریست Trapnest و معشوق نانای بزرگ) احساس حقارت می‌کنه و فکر می‌کنه به اندازه‌ی کافی خوب نیست. نوبوئه با هاچی هم رابطه‌ی عاطفی پیدا می‌کنه و بهش دل می‌بنده. ولی وقتی هاچی باردار میشه (از تکومی، یه عضو دیگه‌ی Trapnest) و تصمیم می‌گیره به تکومی برگرده، نوبوئه شوکه و شکسته میشه. این ضربه اونقدر سنگینه که گروه رو ترک می‌کنه و به شهر خودش برمی‌گرده تا از همه چی فاصله بگیره. مدتی (چند ماه) از گروه جدا میشه، ولی به خاطر وفاداری عمیقش به نانا و BLAST، دوباره برمی‌گرده و به گروه ملحق میشه. این برمی‌گرده نشون می‌ده که گروه براش خونه‌ی دوم و تنها پناهگاه امنشه. بعد از برگشت، نوبوئه همچنان با درد عشقِ نرسیده به ری و احساس حقارت دست و پنجه نرم می‌کنه. سعی می‌کنه قوی‌تر بشه و روی موسیقی تمرکز کنه، ولی از نظر عاطفی همیشه یه آدم زخمی و نیازمند به عشق می‌مونه. مانگا به خاطر بیماری نویسنده ناتمام مونده، پس پایان قطعی‌ای براش نوشته نشده، ولی تا آخرین جلد، عضو وفادار BLAST هست.

فقط اومدم بگم پدرسوخته خریدارم فقط بیایین با وردنه صافتون میکنم

از این بابت بدم میایه

نمیندازه ناشناسه

لیا میگما آیدی اینا رو بده

اینا عادت کردن یه دقیقه گوهنخورن احساس میکنن اکسیژن بهشون نمیرسه حیف اون اکسیژن که اینا دارن حرومش میکنن فقط

زر میزنن فقط

ببخشید چوخ چوخ یرینن جوجوخم

من نمیفهمم چرا سرتونو از کون ما نمیکشید بیرون روانمون رو گرفتید دیگه ما که داریم نون و ماستمون رو میخوریم کار به شما روانیا داریم اصلا؟ سرتون هی تو کون ماس تا ببینید چیکار میکنیم

حقیقتا واقعا اینکه خودت گوه هستی

با عرض پوزش از لیا الان لقب خودتو به بقیه میدی عسلم؟!

من یک ارمیم اصلا والا