صُراحی
Ir al canal en Telegram
"که همچو چشم صُراحی زمانه خونریز است" 🍃🤍 شعر، متن ادبی، موسیقی و کمی حال خوش ...
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
533
Suscriptores
-224 horas
+117 días
+7430 días
Archivo de publicaciones
533
باور کن راست گفتهاند که عیار دوستان،
در سختی و مشکلات است که مشخص میشود!
راست گفتهاند که در تلخیها هزار پند هست و در شیرینیها و آسانی، به قدر انگشتان دست.
راست گفتهاند به روزهای سخت و مصیبتهای عظیم و مسیرهای دشوار که میرسی،
دوستانت را دانه دانه در مقابل چشمانت میبینی که چطور قالب دوستی را تهی میکنند و ذره ذره یا ناگهان از تو دور میشوند ...
نرگس صرافیان
533
به دریا شِکوِه بردم از شبِ دشت
وز این عمری که تلخِ تلخِ بگذشت
به هر موجی که میگفتم غم خویش
سری میزد به سنگ و باز میگشت
فریدون مشیری
533
میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد
تا به من ثابت کند در تاریکی،
همهی ما شبیه یکدیگریم ...
داستایوفسکی
533
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی میبینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم،
قدم در راه بیبرگشت بگذاریم؛
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
مهدی اخوانثالث
533
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم
وحشیبافقی
533
حالِ خوب بشنویم ...🎼🍃
خوشتر ز عیش و صحبت باغ و بهار چیست ؟
ساغی کجاست، گو سبب انتظار چیست ؟
حافظ
🎙شجریان
533
هِلِه نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد، مرو و صبر کن آنجا
زِ پَسِ صبر، تو را او به سرِ صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
رَهِ پنهان بنماید که کس آن راه نداند.
مولانا
533
به همين سادگی آدم اسير می شود و هيچ كاری هم نمیشود كرد
نبايد هرگز به زنان و مردان عاشق خنديد
همين جوری دو تا نگاه در هم گره میخورد و آدم ديگر نمی تواند در بدن خودش زندگی كند،
میخواهد پر بكشد ...🕊
عباس معروفی
533
چه دوست باشد،
که میتواند به یک سخن،
دوست خود را از رنج خلاص کند،
و این یک کلمه را دریغ دارد...؟
شمس تبریزی
533
نقلست که شبی نماز همی کرد
آوازی شنود که هان بوالحسنو خواهی که آنچه از تو میدانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند
شیخ گفت: ای بار خدایا خواهی تا آنچه از رحمت تو میدانم و از کرم تو میبینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند
آواز آمد
نه از تو، نه از من
عطار
📚تذکرهالاولیا
