کانون همخوانی شریف📖✨
Ir al canal en Telegram
«یه روزی یه کتابی میاد که مسیر زندگیت رو تغییر میده!✨📖» اینجا پناهگاهی برای جانهاییست که در هیاهوی روزگار، به دنبال سکوتی برای خویشتناند. به امید گسترش فرهنگ کتابخوانی و کتاب دوستی..🌱 گپ: @sutreading_gap
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
898
Suscriptores
+124 horas
+27 días
+10530 días
Archivo de publicaciones
«یک بار زیستن همچون هرگز نزیستن است.»
بار هستی، روایت انسانهایی است که میان سنگینیِ تعهد و سبکیِ آزادی سرگرداناند. میان ماندن و رفتن، معنا و بیوزنی. کوندرا در این رمان ما را با این پرسش مواجه میکند که آیا زندگیِ بیبازگشت، با تمام بارها و مسئولیتهایش، ارزش زیستن دارد؟ در این سلسلهجلسات، دور هم جمع میشویم تا با خوانشی گفتوگومحور، «بار هستی» را بخوانیم و دربارهی تصادف و ضرورت، تنهایی، بدن و میل، هویت و بیمعنایی با یکدیگر گفتوگو کنیم.📌ظرفیت محدود می باشد 📌جهت عضویت به @ARL859 مراجعه کنید. 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچکس، هیچکس اینجا به تو مانند نشد
هرکسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه، خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد !
#فاضلنظری
#شبصدوبیستم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
ظلمت در نیمروز، رمانی است نوشته آرتور کستلر (1905-1986) که برای اولین بار در سال 1940 به انتشار رسید. کوستلر با انتشار کتاب ظلمت در نیمروز در سال 1940، موفق به کسب شهرتی جهانی شد و چهل و سه سال باقی عمرش را صرف کارهای مختلف و خلق آثار ارزشمندی کرد.این کتاب که شناخته شدهترین اثر کستلر به حساب می آید، داستان زندگی بلشویکی به نام روباشوف را روایت می کند که توسط حکومت شوروی طرد شده، به زندان انداخته شده و به اتهام خیانت، محاکمه میشود. این رمان تصویری از سیاستهای کابوس وار زمانه معاصر را در قالب داستانی فوقالعاده جذاب ارائه میکند. قهرمان این اثر، مرد سالخوردهای است که توسط حزبی که خودش در شکل گیری و به قدرت رسیدن آن، نقش بسزایی ایفا کرده، به زندان انداخته شده و شکنجه روحی و روانی میشود. ظلمت در نیمروز با ارائه تصویری بینهایت دقیق و قابل باور از درد و رنج مردی تنها، سوالات بنیادینی درباره مفهوم هدف و وسیله و ارتباط آن با سیاست های گذشته، حال و آینده بشر مطرح میکند. #معرفی_رمان_خارجی
✍🏻دکتر عرش اکمل
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
چهسان دل را نگه دارد کسی از چشمِ قتالش؟
که گیراتر ز شاهین است مژگانِ سبکبالش
نگردد چون نگاهِ خلق حیرانِ خط و خالش؟
که گیراتر بود از خونِ ناحق چهرهی آلش
از آن آن چهرهی زیباست از عینالکمال ایمن
که بر آتش سپندِ خانهزادی دارد از خالش
همان در خواب خونِ خلق را چون آب مینوشد؛
بهخونِمردمانتشنهاستازبس چشمِ قتالش
ز حسنِ بیمثالی دارم امّیدِ همآغوشی
که نگرفته است در آغوشِ خود آیینه، تمثالش
ندیده است از غرورِ حسن هرگز سایهی خود را
ندارد رحم بر خود هر که میافتد به دنبالش
چرا پروانهای ممنونِ شمعِ انجمن گردد؟
که آتش میجهد چون سنگ و آهن از پر و بالش
مرا آیینهرویی همچو پرتو مضطرب دارد
که از شوخی نبندد نقش در آیینه، تمثالش
ز رویش چون نگه دارم نگاهِ طفلمشرب را؟
که صد دامِ تماشا هست در هر دانهی خالش
نمیدانم کجا مَی خورده است آن شوخِ بیپروا
که شرمآلود میریزد عرق از چهرهی آلش...
ندارد زَهرهی گفتار، صائب! در قیامت هم
نظربازی که میسازد شکوهِ حسنِ او لالش
#صائبتبریزی
#شبصدونوزدهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
مژگان به هم بزن که بپاشی جهان من
کوبی زمین من به سر آسمان من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یک درد ماندگار! بلایت به جان من
می سوزم از تبی که دماسنج عشق را
از هرم خود گداخته زیر زبان من
تشخیص درد من به دل خود حواله کن
آه ای طبیب درد فروش جوان من
نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را
تا خون بدل به باده شود در رگان من
گفتی : غریب شهر منی این چه غربت است
کاین شهر از تو می شنود داستان من
خاکستری است شهر من آری و من در آن
آن مجمری که آتش زرتشت از آن من
زین پیش اگر که نصف جهان بود بعد از این
با تو شود تمام جهان اصفهان من
#حسینمنزوی
#شبصدوهجدهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
🎬 حافظه یک آدمکش (A Killer's Memory)
📖 بر اساس: رمان «خاطرات یک آدمکش» (The Memory of a Killer) نوشته کیم یونگها (Kim Young-ha)
🎞 سال انتشار: ۲۰۲۵
🎭 ژانر: جنایی، معمایی، روانشناختی، دلهرهآور
🌍 کشور: کره جنوبی
⭐ امتیازها
IMDb: 7.7/10
خلاصه داستان
داستان درباره یک قاتل زنجیرهای بازنشسته است که با بیماری آلزایمر دستوپنجه نرم میکند. او در حالی که حافظهاش بهتدریج از بین میرود، تلاش میکند از دخترش در برابر قاتلی مرموز محافظت کند.
شباهت سریال و رمان
سریال فضای تاریک، شخصیت اصلی و کشمکش ذهنی او با آلزایمر را از رمان حفظ کرده است. با این حال، برای روایت تصویری، برخی شخصیتها و جزئیات داستان تغییر یافته یا گسترش پیدا کردهاند، اما هسته اصلی داستان همچنان به کتاب وفادار مانده است.
📚 اگر به تریلرهای روانشناختی و داستانهای جنایی با شخصیتپردازی عمیق علاقه دارید، «حافظه یک آدمکش» انتخاب بسیار جذابی است.
#معرفی_فیلم
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
🎬 زنی در کابین شماره ۱۰ (The Woman in Cabin 10)
📖 بر اساس: رمان پرفروش «زنی در کابین شماره ۱۰» نوشته روث ور (Ruth Ware)
🎞 سال انتشار: ۲۰۲۵
🎭 ژانر: معمایی، روانشناختی، دلهرهآور
⏱ مدت: ۹۲ دقیقه
⭐ امتیازها
IMDb: 5.8/10
خلاصه داستان
«لو بلکلاک»، خبرنگار حوزه سفر، در یک سفر لوکس دریایی شاهد سقوط زنی به دریا میشود؛ اما وقتی هیچکس حرفش را باور نمیکند، برای کشف حقیقت وارد بازی خطرناکی از رازها و دروغها میشود.
شباهت فیلم و رمان
فیلم داستان اصلی، شخصیتها و فضای پرتعلیق رمان را حفظ کرده است، اما برای کوتاهتر شدن زمان فیلم، بخشی از جزئیات، پیشینه شخصیتها و برخی گرههای داستانی حذف یا سادهتر شدهاند. بسیاری از خوانندگان کتاب معتقدند رمان به دلیل شخصیتپردازی و تعلیق بیشتر، تجربه کاملتری ارائه میدهد.
📚 اگر به تریلرهای روانشناختی و داستانهای پر از تعلیق و غافلگیری علاقه دارید، «زنی در کابین شماره ۱۰» انتخاب جذابی است.
#معرفی_فیلم
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
#تکه_کتاب هایی از مرگ ایوان ایلیچ
✨روز هشتم
"مثل طفلی به گریه افتاد. بر درماندگی خود میگریست و بر تنهایی سیاه خود از سنگدلی آدمها و از بیرحمی خدا که رهایش کرده بود.
"آخر چرا این بلا را سر من آوردی؟ چرا مرا به این روز انداختی! آخر برای چه؟ چرا مرا اینجور عذاب میدهی؟"
انتظار جواب نداشت و از آن میگریست که جوابی نبود و نمیتوانست باشد."
@yasihoo
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
#تکه_کتاب هایی از سال بلوا🍂🪨
شبهای هفتم و هشتم
"خوشیمان را به رنج دیگران نمیخریم."
@Hossein02186
"مگر ما میتوانیم شخصیت آدمها راه تعیین کنیم؟ چرا هرکس که به های و هوی دنیا دل نمیدهد، میشود بیسر و پا؟"
@anotherbro
"عمرباختهها، عاشق عمر دیگران میشوند، همانجور که خودشان قربانی شدهاند، دیگران را هم نابود میکنند."
@Noahbadom
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
برادرم به باغچه میگوید قبرستان
برادرم به اغتشاش علفها میخندد
و از جنازههای ماهیها
که زیر پوست بیمار آب
به ذرههای فاسد تبدیل میشوند
شماره برمیدارد
برادرم به فلسفه معتاد است
برادرم شفای باغچه را
در انهدام باغچه میداند.
او مست میکند
و مشت میزند به در و دیوار
و سعی میکند که بگوید
بسیار دردمند و خسته و مأیوس است
او ناامیدیش را هم
مثل شناسنامه و تقویم و دستمال و فندک و خودکارش
همراه خود به کوچه و بازار میبرد
و ناامیدیش
آنقدر کوچک است که هر شب
در ازدحام میکده گم میشود
#فروغفرخزاد
#شبصدوهفدهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
سلام عزیزان و همخوان های گرامی✨
از ساعت 20 تا نیمه شب پذیرای اشعار مورد علاقتون هستیم🫶🏻
✒️ هوشنگ ابتهاج؛ مردی که با شعر، به تنهایی معنا داد
📚 هوشنگ ابتهاج، شاعر لحظههای عمیق و احساسات ناگفته بود؛ شاعری که کلمات را فقط کنار هم نمیگذاشت، بلکه به آنها احساس و زندگی می بخشید.
📚 او را با نام «سایه» میشناسیم؛ نامی که انگار خیلی به شعرهایش میآید؛ آرام، عمیق، گاهی غمگین و همیشه ماندگار.
📚 ابتهاج از آن شاعرهایی بود که میتوانست از سادهترین احساسات آدمها، حرفهای بزرگی بسازد؛ از عشق و دلتنگی گرفته تا تنهایی، امید و غم. بعضی از شعرهایش آنقدر به دل نزدیکاند که وقتی میخوانیمشان، انگار کسی حرفهایی را که مدتها در دل داشتهایم، به جای خودمان گفته است.
📚 در شعرهای او، عشق همیشه به معنای رسیدن نیست؛ گاهی انتظار است، گاهی دوری و گاهی خاطرهای که با گذشت سالها هنوز از دل آدم بیرون نمیرود.
📚 شاید زیبایی شعرهای سایه هم همین باشد؛ اینکه حتی وقتی از غم و دلتنگی حرف میزند، باز هم جایی برای امید باقی میگذارد.
📚 او شاعری بود که به غزل فارسی دل بسته بود و در عین حال، توانست از حالوهوای روزگار خودش هم بگوید. زبان شعرش ساده و صمیمی به نظر میرسد، اما پشت همین سادگی، احساس و اندیشهی زیادی پنهان شده است.
📖 هوشنگ ابتهاج در ۱۹ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و در ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ چشم از جهان فروبست؛ اما بعضی آدمها با رفتنشان تمام نمیشوند.
✨ سایه هم از همان آدمهاست؛
✨️ کسی که رفت، اما کلماتش ماندند؛
✨️ در کتابها، در حافظهی عاشقان، در شبهای دلتنگی و در دل کسانی که هنوز وقتی دلشان میگیرد، به شعر پناه میبرند.
🖇 شاید بهترین معرفی برای ابتهاج این باشد:
💫 او شاعری بود که از دل تاریکی، راهی برای روشن ماندن پیدا کرد؛
و نامش «سایه» بود، اما شعرش هیچوقت از یادها نرفت.
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
