کافه تراس در شب
Ir al canal en Telegram
t.me/HidenChat_Bot?start=6620146822
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
679
Suscriptores
-124 horas
-37 días
+3330 días
Archivo de publicaciones
رسیدم خونه اینقد نفس میزدم پریدم جلو کولر مامانم گفت خوبه با ماشین میری میای
چقد کم طاقتی
گفتم بخدا یه دقیقه هم دمه در بمونی یه دقیقه ست تو این شدت گرما
فک کنم یه پارچ دوغ خوردم تا خنک شدم.
اصلانم این حرفه مامانمو قبول ندارم که اعتقاد داره گل خریدن ارزش نداره چون زود پژمرده میشه
پس اون لحظه که گل از کسی که دوسش داری میگیری و کلی حسه خوب میگیری چی؟!
امروز تولد بابام بود و بهترین بخشش اینجاست که من همیشه به عنوان هدیه دوست دارم برا کسایی که دوسشون دارم
چیزی که دوست دارم و هدیه بدم
یکی از فانتزیام اینه که یه روزی خیلیی پولدار بشم و بتونم گلفروشی پر از گل و یه کتابخونه بزنم
و اونجا تا آخر عمرم زندگی کنم
وقتی ذهنم شلوغ و بهم ریختس هر چیزی میتونه بهم استرس وارد کنه و این از درون منو غمگین میکنه
