es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

کافه تراس در شب

کافه تراس در شب

Ir al canal en Telegram

t.me/HidenChat_Bot?start=6620146822

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
678
Suscriptores
-124 horas
+67 días
+7330 días
Archivo de publicaciones
چقدر این روزا دلم طبیعت شمال و یه پکنیک دوستانه نیازمندِ...»»🥰🍒💕

Repost from هیلان🌱
صبح☁️🍂
صبح☁️🍂

کاشکی زودتر این هوا خوشگله به ماهم برسه داره حسودیم میشه واقعا گرما رو نمیتونم دیگه....»»🥲🍒

درود بر هوا و اینترن غدد بودن و چایی🎋
+1
درود بر هوا و اینترن غدد بودن و چایی🎋

قهوه بخوریم بلکه این سردرد رو ساکت کرد
قهوه بخوریم بلکه این سردرد رو ساکت کرد

Repost from Nay's 🪽
photo content
+1

دلم میخاد دایره آدمای دورم و اینقد خلوت کنم که به یکی دوتا برسه اما از اون واقعیاا که ارزش دوست داشتن و دارن🎀.

شاید شکستای پی در پی نصفه گذاشتن کلاسا و متنفر بودن از گرامر باعث شده هیچ وقت حسِ خوبی به زبان نداشته باشم اما جدیدا شوقِ یادگیری دارم.

باید جزوه حسابداری رو برای آزمون تموم کنم و شروع زبان هنوز تو مرحله فکر کردن مونده، نمی دونم چی باعث میشه که اینقد از زبان فراری باشم

خوب راستش ادم باید تو این دنیا دل مشغولی خودش و پیدا کنه که بتونه رفتار آدما و بودنِ و نبودنِ آدما براش مهم نباشه فقط خودش برای خودش بمونه.

مغزم دلش میخواد تلاش کنه کار کنه تایم بزاره چیزای جدید یاد بگیره زبانای مختلف نرم افزارای کاربردی و نقاشی های جدید و امتحان کنه اما بدنم متاسفانه یاری نمیکنه فقط در حد ایده میموننن.

وقتایی که برای خودم تایم میزارم( نقاشی میکشم یا ورزش میکنم و یا روتین خاصی که بهش علاقه دارم رو انجام میدم) احساس باارزشمند بودن میکنم.

امشب با شرجی زیاد و با وجود مهمونا من بلند شدم رفتم پیاده روی و یک ساعت با دختر داییم راجب هر چیزی تلفنی حرف زدم،جوری غرق حرف شدم که نه هوای گرم نه خلوتی پارک نه مهمونا منو از پیاده روی منصرف نکرد.

بعضی وقتا حتی شده که خواب کنکور میبینم مثلا یه بار دیر رسیدم سر جلسه و گریه میکردم که منو راه بدن بعدش وارد یه کلاس شدم دوستامو دیدم کیک و اب خوردم و بعدش یه استاد خوشتیپ سر جلسه تمام سوالارو بهم گفته و خوش و خرم از جلسه میزدم و وقتی به جواب نتایج می‌رسیدم از خواب میپریدم متاسفانه.🥲😂

هنوز ترماهای کنکور مونده با اینکه خیلی وقته ازش گذشته

عصر از آموزشگاه زگ زدن روز آزمون حسابداری رو گفتن و کارت ورود به جلسه رو برام فرستادن!! یاد دوران کنکور افتادم و به همون میزان بهم استرس وارد شد./:

شاید درکش سخت باشه اما حس میکنم تو مهمان سرا زندگی میکنم نه تو خونه ،اینجوریه که حریم شخصی جداگانه داشتن مسخره به نظر میاد دیگه.

من واقعا نمیخام جنوبی باشم نمیخام مهمان نواز باشیم کیو باید ببینم.

باید کمد لباسامو تمیز کنم و همه رو تک تک اتو بزنم ،حس میکنم بعدش کمر برام نمی‌مونه اما نمیتونم شلوغی کمدمو تحمل کنم.

Repost from Désirée
اونروز با لیلی یه لیست پاییزی نوشتیم و خیلی خوش گذشت .
+1
اونروز با لیلی یه لیست پاییزی نوشتیم و خیلی خوش گذشت .