𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚 𝐶𝑎𝑠𝑡𝑙𝑒🩰🪽
Ir al canal en Telegram
.𝑹𝒆𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝒘𝒉𝒐 𝒚𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆.🩷🪞
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
231
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+130 días
Archivo de publicaciones
دست گلش رو گذاشته بود و رفته بود.
داشتم فکر میکردم یعنی قلبش چقدر شکسته و غمگین بوده؟ :)🫗
گایززز نقاشی جدیدم که از کار سم یانگه تموم شد🥹
_لازمه اشاره کنم با گوشی و انگشت کشیدمش؟ 👀
_چطور شده؟🌟🪿
من نمیدونم باید از زندگی متنفر باشم یا شخص خاصی یا چی؛
الان فقط متنفرم و دلم گریه میخواد.
Repost from ·Alaska, Alaska·
صبح توی مترو در حالیکه کمکم داشت بغضم میگرفت، از انسانها ناامید شده بودم و از تعجب نمیدونستم باید چی کار کنم، دیدم یک نفر داره باهام صحبت میکنه. هندزفریم رو درآوردم و گفتم: «بله؟» گفت: «میگم که من خیلی ترسیدم. تو هم ترسیدی؟ من وقتی خیلی میترسم تند تند حرف میزنم، میشه با تو حرف بزنم؟»
تمام مسیر رو چسبیده بودیم به هم، دست همدیگه رو گرفته بودیم و تند تند صحبت میکردیم. خیلی بامزه بود که وسط یکی از عجیبترین روزها یک غریبهی جالب پیدا کردم که تنها نباشم.
+7
_یکی از صحنه های مورد علاقم از قلعه متحرک هاول زمانیه که سوفی موقع تمیزکاری شامپو های هاول رو بهم ریخته و بطری های رنگ موهاشو با هم عوض کرده و هاول ندونسته ازشون استفاده میکنه و رنگ موهاش تغییر میکنه.
_بعضیها فکر میکنن هاول، سوفی رو نجات داد؛
ولی اگه دقیقتر نگاه کنی، میبینی این عشق دوطرفه بود.سوفی به هاول یاد داد از فرار کردن دست بکشه، و هاول به سوفی یاد داد خودش رو همونطور که هست دوست داشته باشه. شاید عشق واقعی همینه؛ کنار کسی باشی که باعث میشه نسخهی بهتری از خودت بشی.
🔥🧙🏻♂👒
آن ها برای بقا تقلا می کردند و این دنیای خشن زندگی را برایشان غیر قابل پیش بینی کرده بود.چرا باید به باورهایی که مدت ها پیش به دست فراموشی سپرده شده اند ، اهمیتی بدهند؟
📖. مه زاد
ولی خب تنها راه جنگیدن با تاریکی و مرگ، نور و زندگی کردنه. حتی اگه آخرش پیروز نشم میخوام که بجنگم.
