Hiraeth
Ir al canal en Telegram
مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ... صدام کن فربد https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
555
Suscriptores
+2724 horas
+187 días
-630 días
Archivo de publicaciones
552
از فانتزیام بخوام بگم براتون یکیش اینه دوست داشتم میشد مثلا تو یه پمپ بنزین یه جاده منتهی به کوهستان شیفت شب کار میکردم تو هوای خنک :))))))))
552
داشتم فکر میکردم گریه کردن و حتی دل نازکی داشتن، از قضا خصلت آدم های قوی هست؛ کسی که با روزگار دست و پنجه نرم میکنه و از همه دالان های تاریک زندگی عبور کرده و همه جوره زندگی بهش سخت گرفته ، همچنان سرپا میمونه و عاشق موجودات زنده و ظرافتهایی رو میبینه که دیگران از درکش عاجز هستن و حتی اونجایی که نیاز داشته باشه گریه میکنه چون به اندازه کافی قوی هست ...
552
این حس رضایت درونی خیلی چیز مهم و حیاتی هست. رضایت درونی که نداشته باشی یه کاخ مرمر تو نیاوران هم بهت بدن باز میخوای حرص بزنی برای همه چی و زندگی رو به کام خودت و بقیه تلخ میکنی. ولی این آرامش خاطر و رضایت درونی یه چیز عجیبیه، باعث میشه در لحظه زندگی کنی و تمرکزت رو بزاری روی بقیه اولویتهات. چه اون موقع که از یه اتاق چند متری شروع کردی و چه موقعی که برسی به اون بالاها.
552
Say goodbye to the light.
Come twilight, come dark night.
Say goodbye to the light,
Come twilight, come dark night.
Could you have rode there with them?
Would you have joined their march?
Or would you have them ride on?
Away into the dark?
Would you have been able to let go?
Of illusions of right and of wrong?
And if they came to die;
Would you have rode on?
#Black_Metal 🇳🇴
552
وقتی تو تنگنا قرار میگیرم و احساس میکنم روزگار دور تا دور من رو با نحسی و پلیدی محاصره کرده، ناخودآگاه یاد یه مصرع کوتاه و به ظاهر معمولی از محمود درویش میوفتم و گاهی با خودم زمزمه اش میکنم :
محاصره ات را محاصره کن ...
گاهی هم یاد شفیعی کدکنی میوفتم که میگه:
شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن
552
از خویش فراموشم، با شعله هم آغوشم
میسوزم و خاموشم، پروانه چنین باید...
#شفایی_اصفهانی
#Melodic_Doom_Death
#Doom_Death 🇩🇰
