گوشه ای از کتاب🕯
Ir al canal en Telegram
شاید همین سطر، سهم تو باشد. http://t.me/safeCht_bot?start=Apieceofthebook
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
180
Suscriptores
-124 horas
-107 días
-2330 días
Archivo de publicaciones
همیشه بهترین تصمیم ، تصمیم کامل نیست گاهی یک تصمیم خوب که به آن عمل شود ارزشمندتر از یک تصمیم عالی ست که هیچ وقت اجرا نشه
فکر کردن لازمه اما وقتی فکر کردن جای عمل رو بگیره به فلج تحیلی تبدیل میشه تصمیم بگیر ، اقدام کن و در مسیر تصمیم هاتو بهتر کن
از نمونه های فلج تحلیلی میشه اشاره کرد به
•مدام تصمیم و به تعویق میندازی
•احساس میکنی هنوز اطلاعاتت کافی نیست
•از اشتباه کردن میترسی
فلج تحلیلی یعنی بجای اینکه تصمیم بگیری اونقدر اطلاعات جمع میکنی و گزینهها رو سبک سنگین میکنی که در نهایت هیچ اقدامی انجام نمیدی
این مشکل فقط مخصوص کودکی نیست خیلی از بزرگسالها هم به خاطر فکر کردن بیش از اندازه تصمیم گیری و به تعویق میندازن یا اصلا تصمیم نمیگیرن
پسری به نام آلن از کودکی هربار که با مادرش به فروشگاه میرفت برای انتخاب یک اسباببازی بازی دچار مشکل میشد با اینکه میتونست هر اسباببازی رو انتخاب کنه اونقدر بیت گزینهها فکر میکرد که نمیتونست تصمیم بگیره از یک طرف دلش میخواست با دوستاش بازی کنه و از طرف دیگه میخواست اسباببازی رو به خونه ببره این فکر کردن بیش از حد باعث میشد حتی از یک انتخاب ساده هم درمانده بشه
ذهن ما بیشتر از خودِ سختی ، از شروع کردن میترسه وقتی اولین قدم و برداریم مقاوت ذهن هم کمتر میشه و ادامه دادن راحت تر میشه
پیروزی های کوچیک فقط مارو به هدف نزدیک تر نمیکنند باعث اعتماد ما به خودمون میشن با هرموفقیت کوچیک به مغز این پیام و میدیم ( من از پس این کار برمیام ) و همین باور و انرژی لازم برای قدم بعدی رو ایجاد میکنه
بیش اندیشی به این دلیل خسته کننده است که ذهن حرکت رو با پیشرفت اشتباه میگیرد صرف فکر کردن زیاد به معنای نزدیک شدن به راهحل نیست گاهی تنها چیزی که لازم داریم یک اقدام کوچیکه نه یک دور دیگه فکر کردن
بارها مکالمه دیروزمون و مرور میکنیم و باخودمون میگیم ( کاش این جمله رو نمیگفتم )
مدام نگران آینده ای هستیم که هنوز اتفاق نیفتاده
برای یک تصمیم ساده اونقدر جوانب مختلف رو بررسی میکنیم که در نهایت هیچ تصمیمی نمیگیریم
از دلایلی که دچار بیش اندیشی میشیم
•ترس از اشتباه کردن
•نیاز به کنترل همه چیز
•کمال گرایی
چطوری میتونیم از چرخه بیش اندیشی خارج بشیم؟
از خودمون بپرسیم ( الان دارم مسئله رو حل میکنم یا فقط دارم اونو تکرار میکنم؟ )
بیش اندیشی یا (Overthinking) چیست؟
بیش اندیشی یعنی ذهن یک موضوع و بارها و بارها بدون رسیدن به نتیجه مرور میکنه
( بیش اندیشی زیاد فکر کردن نیست ، یعنی یک فکر و بی نتیجه بارها تو ذهن تکرار کردن )
مشکل اصلی بیش اندیشی ، خود فکرها نیست باور به غیرقابل تغییر بودن اوناست
خیلی وقتها آدم ها ساعتها درگیر یک فکر می شوند نه چون راهحلی وجود نداره چون اصلا احتمال نمیدن که بتونن مسیر ذهن شون و عوض کنن
تا وقتی که فکر میکنی ( من همینم ) یا ( ذهنم دست خودم نیست ) هیچ اقدامی نمیکنی
اما از لحظه ای که بفهمی افکار مهارت پذیرند تازه دنبال ابزار و تمرین میگردی
بنظرم که خدا همیشه حواسش بهمون هست ، فقط بعضی وقتا دیرتر به دادمون میرسه تا قوی تر بشیم✨
خوندن این بخش از کتاب من رو به فکر فرو برد ما چقدر درگیر افکارمون میشیم بدون اینکه بدونیم
چطور میشه از اون ها علیه خودمون استفاده نکنیم؟
افکار میتونن دشمن باشن مگر اینکه با خودمون متحدشون کنیم من فکر میکنم ( اتحاد ) یعنی فاصله گرفتن از هیاهوی ذهنی و نگاه کردن به افکار از بیرون نه از درون
رشد آهسته اتفاق میفته همینطور که سال ها طول کشیده تا بعضی از عادت های ذهنی شکل بگیرند قرار نیست تو چند روز از بین برن مهم اینه که هر روز فقط یک قدم کوچیک برداری
کتابی که قراره شروع کنیم
( فکر و خیال بیش از حد ممنوع )
این کتاب راجب دشمنی حرف میزنه که اغلب دیده نمیشه ؛ فکر کردن بیش از حد
نویسنده توضیح میده که بیشتر اضطراب ها و نگرانی های ما نه از اتفاقات واقعی بلکه از داستان های هستن که ذهن ما مدام میسازه
هرچی بیشتر در گذشته و آینده غرق میشیم آرامش امروز و بیشتر از دست میدیم
قراره راجب بیش فکری و چرخهی نگرانی های بی پایان بخونیم
جایی که ذهن مدام بین ترس ها ، قضاوت ها و (اگر اینطور شد چی؟) ها گیر میکنه
اینجا قراره یاد بگیریم چطوری ساده تر تصمیم بگیریم ، از درگیری ذهنی بی مورد بیرون بیایم و آرامش بیشتری داشته باشیم
لازم نیست برای هر انتخابی هزار بار فکر کنی ، گاهی یک تصمیم خوب بهتر از یک تصمیمِ بی نقص است
به ( گوشه ای از کتاب ) خوش اومدی
اینجا فقط قرار نیست کتاب بخونیم
قراره وسط شلوغی روزها ، کمی مکث کنیم
گاهی با چند خط از یک کتاب ،
گاهی با تأملی کوتاه ،
گاهی با شکرگزاری برای چیزهای کوچک و هر روز با یک قدم آروم به سمت نسخه بهترِ خودمون
اگر این گوشه ، آرامشت شد
خوشحالم که هم مسیر شدیم🤍
