es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

مُــبـهَـمْ

مُــبـهَـمْ

Ir al canal en Telegram

-عمرِ من در کشفِ این مفهومِ مبهم می‌رود؛ -🎀- دلیِ، کپی راضی نیستم.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
791
Suscriptores
+124 horas
-97 días
-930 días
Archivo de publicaciones
-

عمیق نشدن خواب و هوشیار بودن از شدت سر‌و‌صدای زیاد مغز و فکرِ مدام، یکی از زجرآورترین مرحله‌ی زندگیه.

و در آخر مجبوری که ازش بگذری..

/

-یا امیرالمؤمنین روحي فداك، آسمان را دفن کردی زیر ِخاک؟

-

/

مدت‌ها بود که ندیده بودمش، اما با احساسی شبیهِ انتظار به یادش می‌آوردم.

اندوهِ من در فقدانِ ‌فاطمه‌ هميشگی‌ست. و از اين پس هر شبِ من تا سحر‌، به بيدارى خواهد گذشت..
مولاعلی|خطبه٢٠٢

-بر چوبـه‌ی‌ غـرق‌ِ خون‌ مَحمـل‌ سوگند، لطمه‌زنی‌ در غمت‌ حلال‌ است‌ حسین..

-
-

فکر مرا کردی که میخواهی بروی؟:)

-

وسط روضه چشمامو بستم، بینِ اون‌همه هیاهو و گریه، زجه‌های مدام آدما برای دردِ مادرم، خودمو وسط نجف تصور کردم، رو‌به‌روی ایوون طلا، مظلوم، تنها، بی‌کس، علی.. عزیز از دست داده بود، یاسِ کبودش بین شونه‌های مردونش گم شده بود، دستاش دیگه پناهی برای اون قامتِ خمیده نبود، حسنش هنوز زبون باز نکرده بود از روضه‌ی کوچه، بچه‌ها بی‌پناه و هراسون به چادرِ مادرِ نیمه‌جون چنگ می‌زدن و التماسِ موندن می‌کردن، هنوز نمی‌فهمیدن چرا مادرشون دیگه مثل قبل بغلشون نمی‌کنه؛ خونه دیگه خونه‌ی غم بود، خونه‌ای که تا همین چندروز پیش صدای زهرا توش می‌پیچید، حالا حتی نفس کشیدن هم توش سخت شده بود. بینِ هق‌ هقِ مردونه‌ صدای زمزمه‌هاش به گوش زهرا می‌رسید، زیر لب وصله‌ی جونشو صدا می‌کرد.. با تموم جونش به آخرین رشته‌ی امیدش چنگ می‌زد زهرا بمان.. بمان که رحم به قلب حسن کنی، اصلا ز جای خیز علی را کفن کنی.. چشمامو باز کردم، همه‌چی تموم شده بود؛ تنها علی مانده بود و علی مانده بود و علی..

-

-بینِ دیوار و درِ خانه چه آمد به سرش، مدد از فضه گرفت آن‌که به عالم مدد است..

-

بله آقای طاهری؛ من بايد می‌رفتم، زودِ زودِ زود اون‌که از پیشم رفت، منو جا گذاشته بود‌..

گلارو که بو کردم یاد حرمِ تو افتادم، دمِ ضریحت. بلافاصله به این فکر کردم که مگه چقدر دلم برات تنگ شده که اولین یادآوریِ ذهنم تصویرِ ضریحتو جلوی چشمام میاره؟ فقط متوجه شدم که "آدمِ دلتنگ"، چشم‌هاش همش دنبالِ یه نشونه، یه بویی، یه مکانی، یه صدایی می‌گردن تا معشوقو به یاد بیارن، جنونِ یه عاشق همینه احتمالا..

-
-