es
Feedback
Red Eclipse

Red Eclipse

Ir al canal en Telegram

I can't save myself, so don't try

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 531
Suscriptores
-1024 horas
-357 días
+92430 días
Archivo de publicaciones
او دردهای عمیقش را لایِ کتاب‌های قطورِ دانشگاه، پشتِ شوخی‌های بی‌وقت و میانِ کارهای روزمره پنهان کرده است. او از اینکه کسی بپرسد “خوبی؟” می‌ترسد؛ چون می‌داند اگر بغضش بشکند، دیگر هیچ سدی توانِ نگه داشتنِ سیلِ این سال‌ها را نخواهد داشت. او زخمی است، اما زخم‌هایش را با بوسه‌ی هیچ‌کس درمان نکرده؛ آن‌ها را در سکوت، با چای‌های سرد شده در نیمه‌شب و با گوش دادن به آهنگ‌هایی که فقط خودش معنایشان را می‌داند، شسته است. کاش می‌دانست که گاهی، فقط گاهی، “شکستن” به معنای ضعیف بودن نیست؛ گاهی زیباترین راه برای آزاد شدن است. اما او همچنان ادامه می‌دهد؛ با همان لبخندِ دروغین، با همان وقارِ دردناک، و با قلبی که شاید در خلوت، بی‌صدا، هر شب یک بار فرو می‌ریزد و دوباره، صبح، قبل از طلوع، خودش را جمع‌وجور می‌کند.»

کسیم جوگیر نشه.

حرفی نبینم نه اینجا نه ناشناس اریک

اریک

نفس عمیق بکشین

اروم باشین

هیچی به جندگیت ادامه بده خارکصه مرده کونی

اریک ناموسی نده.

در کس کیریت بزار و برو خب

هوی حروم لقمه دست رو نقطه ضعف من بزاری بلد میشم میام هر جا هستی جدی و ابادتو میگام فهمیدی؟ کصو ننت اون شب زیر بابات میگفت... که باعث شد توعه کیری الان اینجا باشی.

عجبببب برینم بهت ؟

سیکت بزن پیوی کیریم و اون ناشناستو امشب نادیده بگیر

خب حالا دونستی تموم

بسه خواهش میکنم..

چی کص میگی خب مامان نداره دیگه چیکار کنم؟

اریک مامان نداره؟ چرا من نمیدونستم..

میشه فقط سیکتیرتو بزنی؟

نمیخوام برینم به جو ولی معلومه میدونستی داری چه گهی میخوری

اگه داری کص ننت