es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

خانوم شیرین

خانوم شیرین

Ir al canal en Telegram

گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
398
Suscriptores
Sin datos24 horas
-67 días
-4130 días
Archivo de publicaciones
لب بر لبت چنانت به درخت بچسبانم به دلتنگى که درخت شوى که رفتن اگر بخواهى نتوانى! که بمانى... علیرضا روشن
+1
لب بر لبت چنانت به درخت بچسبانم به دلتنگى که درخت شوى که رفتن اگر بخواهى نتوانى! که بمانى...  
علیرضا روشن

رفیق اگه امروز تولدته تولدت مبارک💛

photo content
+1

photo content
+1

نگاهم کن، عزیزم؛ که صبح از پشتِ پلک‌هایت با طلوعِ چشمان تو آغاز می‌شود. نگاهم کن و بر جانم بتابان نخستین پرتو صبح را می‌خواهم تمامِ غم‌هایم را در رودخانه‌ی زلالِ نگاهت بشویم، شاید در آن‌سوی چشم‌هایت دوباره آفتاب به قلبم لبخند بزند...
شیرین

عشقم را در سرم دفن کردم و مردم پرسیدند چرا سرم گل داده است چرا چشم‌هایم مثل ستاره‌ها می‌درخشند و چرا لب‌هایم از صبح روشن‌ترند کسی نمی‌تواند عشق را بکشد اگر در خاک دفنش کنی دوباره می‌روید...
هالینا پویشویاتوسکا
( بنده خدا اسم سختی داشت هزار بار ویرایشش کردم😭🤣)

photo content
+1

نیمه‌شب است؛ طنینِ خوردنِ شلاقِ عقربه‌ها بر تنم، در سرم می‌پیچد. و پس از گریه‌های بسیار، آن‌سویِ دشتِ آرامش، در خواب، در رؤیا، صدای قدم‌های تو دستم را می‌گیرد و با خود به دوردست‌ها می‌برد. عزیزِ مهربانم، چه دوردست‌های شیرینی‌ست جایی که تو آنجایی... نگذار بیدار شوم؛ برای برگشتن به سرزمینِ مردگان هنوز خیلی زود است. پیچکِ من، به دورِ جانم بپیچ؛ مرا لابه‌لایِ نفس‌هایت پنهان کن. قاتلی به نامِ دلتنگی با دستِ خاطراتمان گلویم را می‌فشارد؛ آن‌قدر که آخرین نفسم را پیشکشِ غم می‌کند. قصه‌ی درد مرا فراموش کن؛ بگذار فقط بگویم: دلتنگتم، عزیزم؛ آن‌قدر که نبودنت در جای‌جایِ تنم غریبانه می‌گرید...
شیرین

ولی چقدر این شعر قشنگه...
اگر بايد زخمي داشته باشم كه نوازشم كني بگو تا تمام دلم را شرحه شرحه كنم زخم ها زيبايند و زيباتر آنكه تيغ را هم تو فرود آورده باشي تيغت سحر است و نوازشت معجزه و لبخندت تنظيمي از قواره نور و تيمار داري ات كرشمه اي ميان زخم و مرهم عشق و زخم از يك تبارند اگر خويشاونديم يا نه من سراپا زخمم تو سراپا همه انگشتِ نوازش باش

photo content
+1

اگر باید زخمی داشته باشم که نوازشم کنیبگو تا تمام دلم را شرحه شرحه کنم
حسین منزوی

photo content
+1

بی تو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه تو ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو
حسین منزوی

ميرود کز ما جدا گردد ولي جان و دل با اوست، هرجا ميرود ز آتش غيرت بسوز امشب، رهي کآن پري با غير فردا ميرود رهى معيرى
+1
ميرود کز ما جدا گردد ولي جان و دل با اوست، هرجا ميرود ز آتش غيرت بسوز امشب، رهي کآن پري با غير فردا ميرود
رهى معيرى

به کنعانم مبر ای بخت من یوسف نمی‌خواهم ببرآنجا که کوی اوست در زندان و چاهم کن
وحشی بافقی

photo content
+1

تو که نیستی، از دهانم تابوتی ساخته‌ام؛ و در آن دفن کرده‌ام لبخندم را...
شیرین

https://t.me/lxmsmoxl/10769 مهدیس❌ ستاد اذیت کردن دانش آموزا🤣✅

چه جمله قشنگی :)
اگر واکنش تو شدید تر از اتفاق باشد بدان داستان تو داستانِ امروز نیست...

رفیق اگه امروز تولدته تولدت مبارک🩵