es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

رباعیات ایرج زبردست

رباعیات ایرج زبردست

Ir al canal en Telegram

در این کانال می توانید تمام رباعیات ایرج زبردست را / بخوانید

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
364
Suscriptores
+124 horas
Sin datos7 días
+2430 días
Archivo de publicaciones
سرد ست... هوایِ سرد - دیوانه شده ست در خانه دوباره مرد - دیوانه شده ست فکرِ زن و... فکرِ کودکش... فکرِ خودش ... از گریه مرد درد دیوانه شده ست 💠 رباعیات ایرج زبردست

رویِ تنِ خاک ، ردّ پایم پیداست صحرا پدر و مادر پیرم دریاست فردا که گذشت آسمان از سرِ من هر جا که درختی ست مزارم آنجاست 💠 رباعیات ایرج زبردست

به : صمد بهرنگی آنجاست... کسی هنوز در من آنجاست ... دلواپسِ آب و قصه ماهی هاست ماهیِ سیاهِ کوچکم می داند نامم صَمَد و سنگِ مزارم دریاست 💠 رباعیات ایرج زبردست

من : او : تو : چقدر در تلاشند همه از حادثه سنگ می تراشند همه طوبایِ دقیقه هایِ عریانِ ازل ای کاش تو باشی و نباشند همه 💠 رباعیات ایرج زبردست

آنقدر غروب کرده فردا در من آنقدر که گم شده ست دنیا در من آنقدر هوایِ فاصله بارانی ست آنقدر که غرق گشته دریا در من 💠 رباعیات ایرج زبردست

هر رابطه از شکلِ پرستو ، وَ هوا هر رابطه بال می زند تا همه جا هر رابطه مثلِ یک زنِ خیره به مرد... هر رابطه ای رابطه ای دارد با... 💠 رباعیات ایرج زبردست

رباعی تصویری تاریخ سرایش ١٣٨١ 💠 رباعیات ایرج زبردست
رباعی تصویری تاریخ سرایش ١٣٨١ 💠 رباعیات ایرج زبردست

رباعی تصویری تاریخ سرایش ١٣٨١ 💠 رباعیات ایرج زبردست
رباعی تصویری تاریخ سرایش ١٣٨١ 💠 رباعیات ایرج زبردست

رباعی تصویری تاریخ سرایش ١٣٨١ 💠 رباعیات ایرج زبردست
رباعی تصویری تاریخ سرایش ١٣٨١ 💠 رباعیات ایرج زبردست

در سوکِ احمد شاملو شب ، حادثه را اشارتی مبهم کرد از قاعده جهان ، زمان را کم کرد ای باورِ بی کرانه ، ای قویِ سپید پروازِ تو پشتِ آسمان را خَم کرد 💠 رباعیات ایرج زبردست

در سنگ ، تبِ جامه دریدن هم هست در کوه ، پَر و بالِ پریدن هم هست رازی ست میانِ جاده و مرد سفر در هر نرسیدنی رسیدن هم هست 💠 رباعیات ایرج زبردست

بارید دوباره برفِ عریانِ غریب بر شاخِ درخت ها کلاغانِ غریب از راه رسیدی به لبت شعر سپید ای شاعرِ فصل ها زمستان غریب 💠 رباعیات ایرج زبردست

به : فرهاد مهراد آنقدر کنار سایه اش تنها زیست تا رفت و نفهمید کسی دردش چیست برف و تنِ شهر و بادِ شلاق به دست حالا همه جا حرفِ کسی هست که نیست 💠 رباعیات ایرج زبردست

یک نامه پُر از ماه و تو را دارم یاد در پاکتِ گل گذاشتم دادم باد : ای باورِ سبزِ خاک هر جا هستی هر روز تو ، روزِ دوستت دارم باد 💠 رباعیات ایرج زبردست

دل ، این دلِ پُر حسرت و غم هدیه به تو شمع و شب و دفتر و قلم هدیه به تو می خواستم از دردِ جدایی بنوی... این نامه ناتمام هم هدیه به تو 💠 رباعیات ایرج زبردست ( ۵٠ )

شب ، در خَمِ گیسویِ تو عابر می شد با هر نَفَست بهار ظاهر می شد ای فلسفه شگفت ، افلاطون هم با دیدنِ چشمانِ تو شاعر می شد 💠 رباعیات ایرج زبردست

تا عشق ، ترانه خوانِ چشمانِ غم است راهِ من و تو ، همیشه پُر پیچ و خَم است ای حسرتِ روزهایِ بی برگشتم صدبار که عاشقت شوم باز کم است 💠 رباعیات ایرج زبردست

چون جاده به زخمِ رفتن آراست مرا یک سینه تپش نفس نفس کاست مرا این بود تمامِ ماجرایِ من و او می خواستمش ولی نمی خواست مرا 💠 رباعیات ایرج زبردست

تب ، یک تبِ ناگهان شکستم می داد چون شمع ، سری شعله پرستم می داد می سوختم آن چنان که آتش تا صبح فریاد زنان آب به دستم می داد 💠 رباعیات ایرج زبردست

لب هایِ تو سوره سوره تفسیرِ خداست چشمانِ تو بی ریاتر از آینه هاست ای سبزترین سبزترین سبزترین سیمایِ تو سینِ هشتمِ سفره ماست 💠 رباعیات ایرج زبردست