es
Feedback
𝖤𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝖻𝖺𝗋 🍻

𝖤𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝖻𝖺𝗋 🍻

Ir al canal en Telegram

گُرجس گُرجیا انسان ستیز -INFJ (Non-binary/demi-boy) نون بربری Be a duck or dick, or both. ••Call me ادوارد. 🖤💜🤍💛 Protected by anti-possession symbol and Magneto's Helmet. @Edwardwinchesterbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
305
Suscriptores
-124 horas
+67 días
+1230 días
Archivo de publicaciones
فردی توی لندن با موسیقی‌دان‌های مختلف رفت‌وآمد داشت و مدتی هم عضو چند گروه شد، اما هنوز به موفقیت بزرگی نرسیده بود. توی همین دوران، از طریق دوستش تیم استافل با برایان می و راجر تیلور آشنا شد. برایان و راجر اون موقع عضو گروهی به اسم Smile بودن.

این بخش از زندگیش مهمه، چون فردی فقط یه خواننده نبود؛ اون به هنرهای تجسمی و طراحی هم علاقه داشت و بعدها از همین مهارت‌ها برای ساختن هویت بصری گروهش استفاده کرد.

فردی بعد از رفتن به انگلستان، اول توی کالج پلی‌تکنیک آیلزورث درس خوند و بعد وارد کالج هنر ایلینگ شد. اونجا رشته هنر و طراحی گرافیک رو ادامه داد و سال ۱۹۶۹ مدرکش رو گرفت.

اما زندگی همیشه آروم پیش نمی‌ره. در سال ۱۹۶۴، بعد از انقلاب زنگبار و خشونت‌های گسترده‌ای که به‌دنبالش اتفاق افتاد، خانواده بلسارا مجبور شدن زنگبار رو ترک کنن و به انگلستان برن. فردی اون موقع هفده سالش بود و این مهاجرت، شروع فصل کاملا جدیدی از زندگیش شد...

مدیر مدرسه خیلی زود استعداد موسیقیش رو کشف کرد و پیشنهاد کرد پیانو یاد بگیره. فردی از همون سال‌ها به موسیقی علاقه داشت، توی گروه کر مدرسه شرکت می‌کرد و بعدها با چند نفر از دوست‌هاش یه گروه دانش‌آموزی به اسم The Hectics راه انداخت.

دوست‌هاش توی مدرسه اسم فرخ رو سخت تلفظ می‌کردن، برای همین شروع کردن صدا زدنش با اسم فردی. احتمالا اون موقع هیچ‌کس فکر نمی‌کرد این اسم قراره یه روز روی پوسترهای کنسرت، جلد آلبوم‌ها و تیتر روزنامه‌های سراسر دنیا دیده بشه :))

ولی دقیقا همون‌جا بود که اولین نشونه‌های چیزی که بعدها دنیا رو تسخیر کرد، کم‌کم خودش رو نشون داد.

اما فرخ قرار نبود تموم کودکیش رو توی زنگبار بگذرونه. وقتی حدودا هشت سالش شد، برای درس خوندن به یه مدرسه شبانه‌روزی توی شهر پانچگانی هند فرستاده شد. شاید تصورش سخت باشه؛ یه بچه کم‌سن که از خانواده‌اش دور شده و باید توی یه مدرسهٔ شبانه‌روزی زندگی کنه.

اون موقع زنگبار هنوز تحت‌حمایت بریتانیا بود و خانواده فرخ از جامعه پارسی‌های هند بودن؛ جامعه‌ای که پیرو دین زرتشتیه و ریشه‌های تاریخی ایرانی داره. پدرش، بومی بلسارا، به خاطر کارش در اداره‌های دولتی بریتانیا به زنگبار رفته بود و خانواده هم همون‌جا زندگی می‌کردن.

داستان ما از یه جزیره شروع می‌شه. پنجم سپتامبر سال ۱۹۴۶، توی استون‌تاون، یکی از شهرهای جزیره زنگبار، پسری به دنیا اومد که پدر و مادرش اسمش رو گذاشتن فرخ.

قراره داستان فردی مرکوری رو با هم مرور کنیم؛ اما نه اون زندگی‌نامه خشک و خلاصه‌ای که توی ویکی‌پدیا می‌خونین. می‌خوایم ببینیم پشت اون لباس‌های عجیب، حرکات نمایشی و اعتمادبه‌نفس خیره‌کننده، چه آدمی وجود داشت و چطور فرخ بلسارا تبدیل شد به یکی از ماندگارترین چهره‌های تاریخ موسیقی...

امشب می‌خوام شما رو ببرم به دنیای مردی که صحنه رو نه فقط برای خوندن، بلکه برای تسخیر کردن می‌خواست. کسی که صداش می‌تونست یه استادیوم هفتاد هزار نفری رو به سکوت وادار کنه و بعد با یه اشاره، همه رو به مرز جنون برسونه.

😀 فـردی مـرکوری؛ پادشـاهی که تـاج نـمی‌خواست #Edward_Talks

🤩 فـردی مـرکوری؛ پادشـاهی که تـاج نـمی‌خواست

sticker.webp0.00 KB

خب عکسای موردعلاقمو از توی پینترست جمع‌آوری کردم متن‌ رو هم نوشتم الان براتون میذارم🤌🏻

خب نگاه کنین درباره ژانر الان نمیشه حرف زد چون تایممون خیلی کمه ولی میتونم درباره زندگینامه یه خواننده جذاب حرف بزنم باهاتون مثلا اسطوره‌ای به اسم فردی مرکوری =)))🤩