𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾🍹
Ir al canal en Telegram
انسان ستیز -INFJ (Non-binary/demi-boy) نون بربری Be a duck or dick, or both. ••Call me ادوارد. 🖤💜🤍💛 Protected by anti-possession symbol and Magneto's Helmet. @Edwardwinchesterbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
401
Suscriptores
+424 horas
-137 días
+9330 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+8
en 18 canales
agosto '26
+159
en 44 canales
Get PRO
julio '26
+255
en 33 canales
Get PRO
junio '26
+62
en 17 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 03 septiembre | 0 | |||
| 02 septiembre | +7 | |||
| 01 septiembre | +1 |
Publicaciones del Canal
خیلی عمیق و شدید دارم روش کار میکنم تا دیگه خودمو فراموش نکنم :))
ممنون بابت همه راهنماییهات و حرفایی که بهم زدی :)))
| 2 | خیلی وقت بود تحلیل اینقدر عمیق درباره خودم نخونده بودم و واقعا ارزش صبر کردن رو داشت
خیلی خسته نباشی متی عزیزم :)))) | 47 |
| 3 | نمیدونم چی بگم :))) | 50 |
| 4 | 𓂃 ࣪˖ ִֶ 🦌.
ادی عزیزم، یکی از بزرگترین چیز هایی که احتمالا از بقیه پنهانش میکنی اینه که چقدر به راحتی میتونی به خودت و پتانسیلت شک کنی، اینکه داخل افکاری مثل -میترسم کافی نباشم- و -نکنهدر نهایت انتخاب نشم- گیر میکنی، چون همه اینا از بخشی درون تو میاد که نتونه باور کنه به اندازه کافی خوب و دوست داشتنی هست. حالا میدونی کجا جالب میشه؟ وقتی که تو برای ساکت کردن این صدا داخل مغزت سعی میکنی با گرفتن تایید از بقیه، قانع کردنشون و دادن اعتبار به حرفات هات توسط ارجاعیت دادن به منبع یا مقاله رو بزنی. با این حال اگه یکی یهو بی خودی شروع کنه به روست کردن مطالبت یا حتی خودت، اول از همه شخصی سازیش میکنی و میگی -نکنه من جایی رو اشتباه گفتم؟ نکنه منبعی که انتخاب کردم اشتباه بوده؟- درحالی که شاید مسئله و مشکل اصلا خودت نباشی. ولی این یک الگوی ذهنیه که تو زودتر از هر کسی اول به خودت حمله میکنی. بخاطر همینه که بیس تفکرت بعد از پست گذاری میشه این جمله: -اگه حوصلتون سر رفت، اگه مطالب جالب نبود، اگه خوب توضیح ندادم ببخشید.-
این نوعی حملهست، چون اگه زودتر از هر کسی تو به خودت ایراد بگیری، دردش کمتر میشه. اینطوری که حتی اگه کسی بهت ایراد بگیره، مغزت میگه -من خودم میدونستم، نیازی نبود تو بگی.-
چیزی که برام خیلی تو شخصیتت جالب بود، اون بخش از بیوته که نوشتی از توجه طلبی بیزاری. ولی ادی تو فردی هستی که نسبت به نادیده گرفته شدن ضعف داری. شاید بخاطر اینه که دوست داری ریاکشن ها همیشه مثبت و بالا باشن، کامنت ها همراهیت کنن و ویو خوب باشه. البته چیزی که مهمه اینه که جنس توجهی که میخوای فرق داره. تو توجه طلب نیستی، اطمینان طلبی درواقع.
اینطوری که -هنوز اینجا هستین؟ هنوز براتون مهمم؟ هنوز چیزی که میسازم ارزش داره؟- که خب.. ادی جان، معلومه برامون مهمه. اینقدر خودتو اذیت نکن.
از اون سبک آدمایی هستی که اذیت میشه اگه تو یک اتاق همه بهش نگاه کنن، شاید ته دلش کمی معذب بشه، ولی دوست داره آدمایی داشته باشه که بهش یادآوری کنن -تو برامون مهمی و همیشه میمونی.-
تو ادمی هستی که خیلی به تعلق داشتن اهمیت میدی و نمیخوای که هر کسی هم اینو بدونه. دنبال خونه امن خودت تو کرکتر ها، فیلم ها، متن ها و کتاب ها میگردی تا بالاخره پیداش کنی. شاید حتی شامل چنلت هم بشه که واضحا داره تبدیل میشه به بخشی از هویتت. یکم به تئوری پشت کلمه ی Home دقت کن - جالب میشه.
به نظرم چیزی که بیشتر از همه نمیخوای بقیه بفهمن، شدت نیازت به اطمینان از دوست داشتنی و کافی بودنه. شدیدا دوست داری مفید باشی تا مستحق عشق باشی، اما.. این بی رحمانست، چون فارق از هر چیزی همه لایق عشق هستن. تو ادم واقعا وفادار و نایسی هستی تو روابطت و احتمالا دوست نداری هر کسی متوجه شه که اگر واقعا کسی برات مهم شد، دیگر انقدرها هم بی تفاوت و مستقل نیستی.. ادم آسیب پذیر تری میشی و عمیقا نیاز داری مکان امنی داشته باشی که فارق از انتظاراتی که ازت میره، خودت باشی و دوست داشته بشی بابت چیزی که هستی. ادمی هستی که ثبات عاطفی مهمه براش، چون از جایگزین شدن، افت مقام و از چشم افتادن میترسی و آسیب میبینی. نیازه آدمایی دورت باشن که واقعا بخاطر خودت بخوانت، وگرنه خیلی زیاد درگیر این میشی که تبدیل به چی بشی تا فقط برای بقیه مفید باشی. (خودت رو یادت میره) و خارج میشی از کارکتر اصلی که برای زندگی خودت قرار بود باشی (قربان زندگی خودت)، میشی شخصیت فرعی هزاران زندگی دیگه.
࣪˖ ִֶhttps://t.me/EdwardsHome . | 45 |
| 5 | دورت بگردم من سارا ^^🩶 | 34 |
| 6 | ممنونمم ازت 😭 | 34 |
| 7 | خوشحالم از شنیدنش واقعا
من همیشه اینجام برای حرف زدن با تکتکتون :))) | 34 |
| 8 | Learn how to fight.
Fight the battles inside your own mind, fight those who tell you that you’re not enough and that it’s time to quit.
In this great war called life, remember that the only person who will always stand beside this soldier is you.
So if this soldier must be wounded, let the battlefield do it — never your own hands. | 31 |
| 9 | I know it’s hard, and it’s going to get even harder.
But life was never meant to be easy.
We are all soldiers in this war. Sometimes, dying on our feet is more honorable than living on our knees Kiddo :)) | 31 |
| 10 | در جواب این: | 31 |
| 11 | حرف زدن باهات همیشه حس خوبی میده و خواهد داد
حس سبکی میکنم | 34 |
| 12 | Honestly
Far from ok
Full of pain | 1 |
| 13 | Honestly
Far from ok
Full of pain | 31 |
| 14 | فکر میکنم تو هم لازم نیست یهویی به خودت ایمان بیاری. منم نتونستم. فقط از یه جایی شروع کردم به اینکه هر بار اون صدای تو کافی نیستی میاومد توی سرم، فورا باورش نمیکردم. بذار انجامش بدی، بعد قضاوت کن. چون واقعا خیلی فرق هست بین من نمیتونم و من میترسم که نتونم و فکر کنم خیلی وقتها این دوتا رو با هم قاطی میکنیم... | 33 |
| 15 | یه کار دیگه هم میکردم؛ هر وقت کاری رو با وجود تموم اون حسها انجام میدادم، سعی میکردم موفقیتم رو سریع رد نکنم و نگم «خب چیز خاصی نبود». حتی اگر خیلی کوچیک بود، به خودم یادآوری میکردم که من فکر میکردم نمیتونم، ولی تونستم. چون برای من مشکل این نبود که هیچ مدرکی برای اثبات تواناییهام نداشتم؛ مشکل این بود که هیچوقت مدارک توی ذهنم رو جدی نمیگرفتم. | 39 |
| 16 | میدونی من یه مدت دقیقا با همین قضیه مشکل داشتم؛ اینکه قبل از هر کاری خودم بیشتر از هرکس دیگهای به خودم شک میکردم و حتی وقتی از پس یه چیزی برمیومدم، باز مغزم خیلی دیر قبولش میکرد. چیزی که برای من کمکم جواب داد این بود که سعی کردم به حس قبل از انجام دادن کار اعتماد نکنم. یعنی اگر ذهنم میگفت نمیتونی، دیگه این جمله رو به عنوان واقعیت محض در نظر نمیگرفتم، فقط یه ترس یا شک میدیدمش. | 43 |
| 17 | میدونی
انگار توی هر موضوعی دیگران بیشتر از من به خودم ایمان دارن
میدونن میتونم
ولی من از خودم قطع امید کردم
کم کم به این نتیجه رسیدم تنها کسی که دشمن من بوده خودم بودم
توی هرکاری اول خودم به خودم حس ناکافی بودن میدم
و وقتی انجامش میدم شاید باورت نشه
شاید چندروز طول بکشه تا بفهمم این من بودم که از پسش بر اومدم | 50 |
| 18 | ولی نه چون بهم احساس ارزشمند بودن میده بلکه به این دلیل که اونا تجربه کمتری از من دارن و نیاز به مراقبت دارن. | 48 |
| 19 | بله درسته حاضرم بخاطرشون هرکاری بکنم | 49 |
| 20 | من دوتا برادر کوچیکتر دارم | 48 |
