es
Feedback
روانشناسی | نورآ 🌔

روانشناسی | نورآ 🌔

Ir al canal en Telegram

ـ پیشنهاد من؟ فقط کمی بهتر به آینه نگاه کن! ـ نورا | در انتظار نتایج ارشد روانشناسی بالینی. لینک ناشناس اگر حرفی داشتید: http://t.me/Chevalet_bot?start=PiBpA3fLbXsw

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
401
Suscriptores
+1324 horas
+827 días
+19430 días
Archivo de publicaciones
Repost from Honeydays🍯
🍯من عسلم و اینجام روزهای عسلِ 🩸دانشجوی اتاق‌عملم 🌱در جستجوی زندگی و تجربه 🪽ترکیبی از روزمرگی،آشپزی،ادیت،سفر،درس و بیمارستان...
https://t.me/Honeydays

چجوری ژورنال کنیم🩵🌱..
اولین صفحه ژورنالت باید درباره خودت باشه🫐 اول خودت رو به خودت معرفی کن؛ اسمت، سنت، شغلت یا رشته‌ات، علایقت، هدفت و چیزهایی که الان توی زندگیت داری.
اما چرا این‌ها رو می‌نویسیم؟ 🤔
چون قبل از اینکه بخوایم برای آینده‌مون برنامه‌ریزی کنیم، باید بدونیم الان کجای مسیر هستیم، چه کسی هستیم، چه چیزهایی داریم، چه چیزهایی کم داریم و دقیقاً می‌خوایم به کجا برسیم.
این صفحه در واقع یه تصویر کلی از «منِ امروز» بهت می‌ده تا بتونی برای ساختن «منِ آینده» آگاهانه‌تر قدم برداری. 🌱
📔 ژورنال‌نویسی یعنی چی؟
ژورنال یعنی چند دقیقه در روز بشینی و چیزهایی که در ذهنت، احساساتت، اتفاقات روزت، هدف‌هات و چیزهایی که می‌خوای بهترشون کنی رو بنویسی. قرار نیست قشنگ، مرتب یا ادبی بنویسی؛ قرار است واقعی بنویسی.
✍🏻 دقیقاً چطور بنویسم؟
📅 تاریخ: ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ 🌤 حال امروز: خوب / معمولی / خسته / بی‌حوصله / هیجان‌زده...
بعد شروع کن: ۱. الان چه حسی دارم؟ بنویس دقیقاً چه حسی داری و اگر می‌دونی، دلیلش رو هم بنویس. ۲. چی توی ذهنمه؟ هر چیزی که ذهنت رو مشغول کرده بنویس؛ حتی اگر نامرتب و بی‌ربط باشه. ۳. امروز چه اتفاقی افتاد؟ چند خط درباره اتفاق‌های مهم یا جالب روزت بنویس. ۴. امروز چی خوب بود؟ حداقل یک اتفاق خوب یا چیزی که بابتش خوشحالی بنویس. ۵. امروز چی یاد گرفتم؟ می‌تونه یک نکته درسی باشه یا چیزی که درباره خودت فهمیدی. ۶. چه چیزی می‌تونست بهتر باشه؟ بدون سرزنش خودت بنویس چه چیزی خوب پیش نرفت و دفعه بعد چه تغییری می‌تونی بدی. ۷. هدف و کارهای فردا 🎯 ۲ یا ۳ کار مهم فردا رو مشخص کن؛ نه یک لیست خیلی طولانی. ۸. یک جمله برای خودم 🤍 در پایان یک جمله دلگرم‌کننده برای خودت بنویس.
مثلاً:
> ۶ سپتامبر 🌷 امروز یه کم ذهنم شلوغ بود. چندتا کار داشتم و نمی‌دونستم از کجا شروع کنم. با این حال تونستم یه مقدار درس بخونم و از این بابت خوشحالم. چیزی که امروز فهمیدم اینه که وقتی کارهام رو خیلی بزرگ می‌کنم، شروع کردن برام سخت میشه. دفعه بعد فقط با ۳۰ دقیقه شروع می‌کنم.
فردا: ☐ درس خوندن ☐ مرور لغت‌های زبان ☐ کمی استراحت و رسیدگی به خودم
لازم نیست همه‌چیز کامل پیش بره؛ فقط باید ادامه بدم. 🦋
و مهم‌تر از همه:
لازم نیست هر روز همه این بخش‌ها رو بنویسی. یک روز ممکنه فقط بنویسی: «امروز خیلی خسته بودم و فقط دلم می‌خواست استراحت کنم.»
همین هم ژورناله
اگر بخوای ژورنالت واقعاً به رشد فردی و بهتر شدن زندگی روزمره‌ات کمک کنه، می‌تونی در کنار ژورنال روزانه، هفته‌ای یک‌بار هم بنویسی: این هفته چی یاد گرفتم؟ چی خوب پیش رفت؟ چی می‌خوام هفته بعد تغییر بدم؟ 🌱

این نکته رو دیروز یادم رفته بود، الان اضافه کردم.

یه نظریه در روانشناسی وجود داره که به نظریه پردازانش میگن گشتالت گرا. گشتالت یه جورایی میگه ما در زندگی به دنبال این هستیم که تجاربمونو کامل کنیم و مسائل رو برای خودمون ببندیم. مثلا خصومت‌های حل نشده، یا احساسات بیان نشده میتونن فرد رو رنجور و بیمار کنن؛ واسه همین فرد به اتاق درمان میاد تا این‌ها رو تمام کنه. حالا یکم بهش فکر کن. روانت رو چقدر تکه تکه حس میکنی؟ کجا یه حرف عادی احساسی رو در تو زنده کرد که هیچوقت بیانش نکرده بودی؟ چه اتفاقی انگار تو رو به سال‌ها قبل پرت کرد؟ من فکر میکنم تک تک ما داریم با این تکه تکه بودن دست و پنجه نرم میکنیم؛ و چیزهایی ما رو تکه تکه کردن که وقوعشون ابدا تحت اختیار ما نبوده اما رنجش در ما نشسته. ~» @noora_psy

کتاب زرد چیست؟ راهنمای تشخیص محتوای علمی از شبه علم
واژه‌ی زرد یک اصطلاح رسمی علمی نیست، بیشتر برای اشاره به مطالبی به کار می‌رود که ظاهر یا ادعای علمی بودن دارند اما شواهد و روش علمی برای پشتیبانی از ادعاهای‌شان ندارند. برای بررسی علمی چنین محتواهایی، می‌توان از واژه‌هایی مانند شبه علم (pseudoscience)، شبه روانشناسی(pseudopsychology) و اطلاعات گمراه‌کننده (misinformation) استفاده کرد.
● ادعایی فراتر از شواهد
یکی از ویژگی‌هایی که باعث می‌شود یک کتاب را زرد بنامیم، ادعایی فراتر از شواهد است. این گونه کتاب‌ها به تحقیقات نامشخص یا شواهدی اشاره می‌کنند که امکان بررسی برای خواننده وجود ندارد و مشخص نیست این پژوهش روی چه کسانی انجام شده و محدودیت‌های آن چه بوده است. برای مثال در کتاب ذکر می‌کنند که مطالعات نشان داده است، کسانی که صبح زود بیدار می‌شوند موفق‌ترند! کدام مطالعه؟ کدام پژوهشگر؟ این مطالب اشاره به مقاله و رفرنس ندارند. یا در پژوهشی نتیجه‌گیری شده است که مورد A با مورد B همبستگی دارد. اما در این کتاب‌ها نوشته شده که A باعث B می‌شود. مطالعات همسبتگی به تنهایی به این معنی نیست که یکی از آن‌ها، علت دیگری است؛ ممکن است عوامل دیگری هم در این رابطه نقش داشته باشند. اما در این محتواها، این رابطه با قطعیت به یک رابطه‌ی علت و معلولی تبدیل شده و بدون اشاره به محدودیت‌ها، به عموم تعمیم داده می‌شود و این‌گونه یک قانون کلی درباره‌ی تمام انسان ها نوشته می‌شود‌.
● استفاده‌ی زیاد از کلمات تخصصی
ویژگی دیگر کتاب‌های زرد این است که برای علمی نشان دادن مطالبشان، از کلمات تخصصی در مکان اشتباه و بیش از اندازه استفاده می‌کنند. استفاده‌ی صرف از کلماتی مثل تروما، اضطراب، دوپامین، کورتیزول و.. باعث علمی بودن مطلب نمی‌شود اما ذهن خواننده را به نوعی گول می‌زند.
● قطعیت بیش از حد
در علم، ادعاهای قطعی باید با شواهد بسیار قوی تایید شوند. در پژوهش‌های علمی پژوهشگر محدودیت‌های تعمیم را بیان می‌کند و میزان قطعیت یک مطلب علمی باید متناسب با قدرت و کیفیت شواهد باشد اما در محتوای زرد، ممکن است از تعمیم برای همگان، بدون در نظر گرفتن محدودیت‌ها، استفاده شود و نویسنده یک قانون کلی برای تمام افراد و شرایط ارائه کند و بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های شخص و مسائل مختلف زندگی او، یک نسخه‌ی کلی بدهد.
● پیچیدگی رفتار انسان
مطالب زرد برای رفتار پیچیده‌ی انسان، یک علت ساده ارائه می‌دهد. انسان موجودی پیچیده است و رفتار او تحت تاثیر عوامل مختلفی مثل ژنتیک، محیط، یادگیری، فرهنگ، تجربه و.. قرار می‌گیرد. حتی خواهر یا برادرهای دوقلوی همسان هم تفاوت‌هایی دارند. بنابراین ارائه‌ی قانونی کلی به تمام انسان‌ها، جایی در علم ندارد.
● تجربه‌ی شخصی نویسنده، جایگزین شواهد علمی
همان‌طور که گفتیم، انسان‌ها تفاوت‌های زیادی دارند و یک نسخه را نمی‌توان برای همه پیچید. نویسنده‌های کتاب‌های زرد می‌توانند انسان‌های موفقی باشند که در تلاشند دلیل موفقیت‌شان را به بقیه هم آموزش دهند و داستان زندگی خود را بگویند، فارغ از این‌که آن‌چه موجب موفقیت آن‌ها شده، لزوما برای بقیه موفقیت آمیز نخواهد بود.
● نبود تخصص، یک رد فلگ بزرگ
گاهی نویسنده‌ی این گونه محتواها بدون هیچ تخصص مرتبطی و صرفا بر اساس داستان زندگی‌ خود به ارائه‌ی ‌توصیه‌های روانشناختی یا درس موفقیت می‌پردازد.
 منابع:
۱. انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA)، «روان‌شناسی مبتنی بر شواهد». ۲. فرهنگ روان‌شناسی انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA)، مدخل‌های «شبه‌علم» و «شبه‌روان‌شناسی». ۳. لیلنفلد و همکاران، ۵۰ افسانه بزرگ روان‌شناسی عامه‌پسند، انتشارات وایلی.
 #کتاب_زرد @glorious_horney

چجوری ژورنال کنیم🩵🌱..
اولین صفحه ژورنالت باید درباره خودت باشه🫐 اول خودت رو به خودت معرفی کن؛ اسمت، سنت، شغلت یا رشته‌ات، علایقت، هدفت و چیزهایی که الان توی زندگیت داری.
اما چرا این‌ها رو می‌نویسیم؟ 🤔
چون قبل از اینکه بخوایم برای آینده‌مون برنامه‌ریزی کنیم، باید بدونیم الان کجای مسیر هستیم، چه کسی هستیم، چه چیزهایی داریم، چه چیزهایی کم داریم و دقیقاً می‌خوایم به کجا برسیم.
این صفحه در واقع یه تصویر کلی از «منِ امروز» بهت می‌ده تا بتونی برای ساختن «منِ آینده» آگاهانه‌تر قدم برداری. 🌱
📔 ژورنال‌نویسی یعنی چی؟
ژورنال یعنی چند دقیقه در روز بشینی و چیزهایی که در ذهنت، احساساتت، اتفاقات روزت، هدف‌هات و چیزهایی که می‌خوای بهترشون کنی رو بنویسی. قرار نیست قشنگ، مرتب یا ادبی بنویسی؛ قرار است واقعی بنویسی.
✍🏻 دقیقاً چطور بنویسم؟
📅 تاریخ: ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ 🌤 حال امروز: خوب / معمولی / خسته / بی‌حوصله / هیجان‌زده...
بعد شروع کن: ۱. الان چه حسی دارم؟ بنویس دقیقاً چه حسی داری و اگر می‌دونی، دلیلش رو هم بنویس. ۲. چی توی ذهنمه؟ هر چیزی که ذهنت رو مشغول کرده بنویس؛ حتی اگر نامرتب و بی‌ربط باشه. ۳. امروز چه اتفاقی افتاد؟ چند خط درباره اتفاق‌های مهم یا جالب روزت بنویس. ۴. امروز چی خوب بود؟ حداقل یک اتفاق خوب یا چیزی که بابتش خوشحالی بنویس. ۵. امروز چی یاد گرفتم؟ می‌تونه یک نکته درسی باشه یا چیزی که درباره خودت فهمیدی. ۶. چه چیزی می‌تونست بهتر باشه؟ بدون سرزنش خودت بنویس چه چیزی خوب پیش نرفت و دفعه بعد چه تغییری می‌تونی بدی. ۷. هدف و کارهای فردا 🎯 ۲ یا ۳ کار مهم فردا رو مشخص کن؛ نه یک لیست خیلی طولانی. ۸. یک جمله برای خودم 🤍 در پایان یک جمله دلگرم‌کننده برای خودت بنویس.
مثلاً:
> ۶ سپتامبر 🌷 امروز یه کم ذهنم شلوغ بود. چندتا کار داشتم و نمی‌دونستم از کجا شروع کنم. با این حال تونستم یه مقدار درس بخونم و از این بابت خوشحالم. چیزی که امروز فهمیدم اینه که وقتی کارهام رو خیلی بزرگ می‌کنم، شروع کردن برام سخت میشه. دفعه بعد فقط با ۳۰ دقیقه شروع می‌کنم.
فردا: ☐ درس خوندن ☐ مرور لغت‌های زبان ☐ کمی استراحت و رسیدگی به خودم
لازم نیست همه‌چیز کامل پیش بره؛ فقط باید ادامه بدم. 🦋
و مهم‌تر از همه:
لازم نیست هر روز همه این بخش‌ها رو بنویسی. یک روز ممکنه فقط بنویسی: «امروز خیلی خسته بودم و فقط دلم می‌خواست استراحت کنم.»
همین هم ژورناله
اگر بخوای ژورنالت واقعاً به رشد فردی و بهتر شدن زندگی روزمره‌ات کمک کنه، می‌تونی در کنار ژورنال روزانه، هفته‌ای یک‌بار هم بنویسی: این هفته چی یاد گرفتم؟ چی خوب پیش رفت؟ چی می‌خوام هفته بعد تغییر بدم؟ 🌱

دستای قندشو ببینین آخه:)))) موفق شی مامان خانوم🫂😭

طوری که ما میخونیم🥹💚
طوری که ما میخونیم🥹💚

یه نظریه در روانشناسی وجود داره که به نظریه پردازانش میگن گشتالت گرا. گشتالت یه جورایی میگه ما در زندگی به دنبال این هستیم که تجاربمونو کامل کنیم و مسائل رو برای خودمون ببندیم. مثلا خصومت‌های حل نشده، یا احساسات بیان نشده میتونن فرد رو رنجور و بیمار کنن؛ واسه همین فرد به اتاق درمان میاد تا این‌ها رو تمام کنه. حالا یکم بهش فکر کن. روانت رو چقدر تکه تکه حس میکنی؟ کجا یه حرف عادی احساسی رو در تو زنده کرد که هیچوقت بیانش نکرده بودی؟ چه اتفاقی انگار تو رو به سال‌ها قبل پرت کرد؟ من فکر میکنم تک تک ما داریم با این تکه تکه بودن دست و پنجه نرم میکنیم؛ و چیزهایی ما رو تکه تکه کردن که وقوعشون ابدا تحت اختیار ما نبوده اما رنجش در ما نشسته. ~» @noora_psy

از اوایل دی ماه اینستاگرام نداشتم و چون درگیر درس بودم کسی از جزئیات چیزی بهم نمی‌گفت؛ سرم توی کتاب‌هام بود و داشتم سعی میکردم بفهمم فروید معتقده شخصیت آلتی چه شکلیه و واتسون چطور شرطی سازی ترس رو انجام داد. بعد هم که وارد اینستاگرام شدم، فهمیده بود خسته‌تر از اونم که تحمل دیدن اون حجم از درد رو داشته باشم و چیزی بهم نشون نداد. مثل یه دختربچه که چشم‌هاشو میگیرن تا نبینه که دارن اون طرف‌تر یکیو کتک میزنن؛ شایدم خودم گوشه‌ی کمد مچاله شده بودم و درشو بسته بودم و گوش‌هامو گرفته بودم که نفهمم اون بیرون مامان و بابام افتادن به جون هم. اما می‌فهمیدم. چشم و گوشم رو بسته بودم اما می‌فهمیدم که چه اتفاقی در حال رخ دادنه. می‌فهمیدم مرگ و درد فقط یه کلمه نیستن، سهم بعضی‌ها از تمام زندگی‌ان! من یه تکه از روانم رو جا گذاشتم توی اون روزها. و یهو یه پست میاد توی اکسپلور و صداهایی می‌شنوم که هیچ آدمی نباید بشنوه اگر یه زندگی شاد میخواد. یه پدر از ته گلوش پسرشو صدا میزنه و یه مادر از ته دلش دخترشو، و یه چیزی در من پیچ میخوره و کسی در من مچاله میشه و دستی به سینم چنگ میزنه. دیگه کسی نمیتونه جلوی چشم‌هامو بگیره، این درد انگار از درون کتکم میزنه. انگار تمام سهمم از زندگی افتاده به جون دلم... ـ باید می‌نوشتم. ۱۶ شهریور ۴۰۵.

اگر هر دور درس رو با اصول خودش بپذیری کمتر اذیت میشی؛ مثلا اگر دور اولت رو همراه با فراموشی زیاد بپذیری، راحت‌تر پیش میری و کمتر نگران اینی که وای هیچیو یادم نمیاد و چیکار کنم و اینا. دور دوم چون وقت یاد گرفتنه برای آدم سخت میشه، و دوران مرور و جمع بندی چون باید چیزایی رو مرور کنی که بارها از روش خوندی، کلافه میشی. یعنی هر کدوم سختی خودشو داره و من با همون سختی پذیرفتمش؛ سال گذشته سخت‌ترین بخش ماجرا برای من ادامه دادن و دست نکشیدن بود بین اون همه اتفاق وحشتناک...

اگر هر دور درس رو با اصول خودش بپذیری کمتر اذیت میشی؛ مثلا اگر دور اولت رو همراه با فراموشی زیاد بپذیری، راحت‌تر پیش میری و کمتر نگران اینی که وای هیچیو یادم نمیاد و چیکار کنم و اینا. دور دوم چون وقت یاد گرفتنه برای آدم سخت میشه، و دوران مرور و جمع بندی چون باید چیزایی رو مرور کنی که بارها از روش خوندی، کلافه میشی. یعنی هر کدوم سختی خودشو داره و من با همون سختی پذیرفتمش؛ سال گذشته سخت‌ترین بخش ماجرا برای من ادامه دادن و دست نکشیدن بود بین اون همه اتفاق وحشتناک...

کدوم دور مطالعاتی خیلی سخت تر بود برات؟ و فشار خیلی بیشتری رو تحمل کردی؟

من از منابع تربیتی سر در نمیارم، اما این اصول واسه هر برنامه‌ای صدق می‌کنه؛ فقط تفاوت توی حجم دروس هست... پس تو که دروس کمتری داری، زودتر دور اولت تموم میشه. و تنها درسی که هر روز باید خونده بشه، زبان هست. واسه آمار هم مثل باقی دروس برنامه ریزی کن.

عزیزم یه سوال یعنی من نیاز نیست روزی برای هر درس ۲ ساعت زمان بزارم چون من تربیتیم کلا ۵ تا کتابیم که به جز آمار و زبان که هر روز باید باشه فقط سه تا درس میمونه یعنی مثلا الان بزنم فصل ۱تا ۶ تربیتی و ۱تا ۶ رشد تا آخر بعد برای دو هفته اول مهر بزنم فصل ۶تا ۱۰ تربیتی و ۱تا ۷ عمومی؟

سلام عزیزم🩵 راحت‌تر هست، اما بهتر نیست. واسه دور اول مغز طبیعتا فشار بیشتری بهش وارد میشه چون با مباحثی رو به رو هستی که باهاشون آشنایی چندانی نداری؛ بعد اینطوری مغز تا بیاد خودشو با اون درس وفق بده تو میخوای بری سراغ یه مبحث دیگه... واسه همین اون گشتالت کلی که توی دور اول دنبالشیم بدست نمیاد! انگار مباحث دروس دارن توی مغزت تکه تکه میشن. پس بهتره که این کارو نکنیم و همون دوتا دوتا باشه. من خودم واسه اینکه بتونم اینطوری پیش برم، مثلا تو برنامه یه درس که خوندنی بود میذاشتم + درسی که باید براش کلاس می‌دیدم. اینطوری راحت‌تر بود برام...

نورا جان سلام✨️ چرا فقط روزانه ۲ تا درس توی برنامه باشه؟ میشه درسای بیشتری هم توی برنامه روزانه باشه؟ مثلا من وقتی درسا تنوع دارن بهتر و راحت‌تر میخونمشون

سوال دیگه‌ای داشتید بپرسید🤌🏻 http://t.me/Chevalet_bot?start=PiBpA3fLbXsw

در رابطه با این مورد آخر، فردا پستشو می‌ذارم...🫴🏻

❗️برنامه دور اولمون رو چطور بچینیم؟ ـ هرکس بر اساس وضعیت خودش، برنامه خودش رو میچینه؛ اما یه سری نکته رو رعایت کنید: . برنامه‌ها رو تقریبا مثل مورد بالا بچینید؛ حداقل ۵ روز و حداکثر ۹ روز برای هر تکه برنامه‌ی اینطوری وقت بذارید، کمتر و بیشتر نشه. . توی این بازه‌های تقریبا ۷ روزه، فقط دو درس بگنجونید. . مثلا از یه درس خوشتون میاد، از یه درس بدتون میاد؛ اینا رو کنار هم بذارید تا خستگی یه درس رو به شوق درس دیگه تحمل کنید. . برای مطالعه تمام دروس در دور اول نهایت سه ماه وقت دارید؛ بیشتر نشه! اگر کمتر بشه بهتره و زمان بیشتری واسه دور دوم دارید. . بعضی فصول خیلی طولانی‌ان، بعضی کوتاه‌ترن؛ بر اساس طول هر فصل میتونید مثل مورد دوم(۸مهر تا ۱۴) برای مثال فقط دو فصل از آسیب شناسی رو بخونین اما تعداد فصول رشد که کوتاه‌تره رو بیشتر کنین. . تنها درس ثابت هر روزه، درس زبان هست که روزی ۱ الی ۲ ساعت باید براش وقت بذارید. . برای درس رشد اگر وقت نداشتید میتونید رفرنس کرین رو بخونید؛ برای درس آسیب شناسی اگر وقت داشتید خوبه که آسیب شناسی گنجی رو هم کنار روان آموز بخونید. . همه فصول از درسا خونده نمیشن، و بعضی فصول برای دور دوم فقط برای بار اول خونده میشن.