کافه مستاجر پلاک ۱۲
Ir al canal en Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 827
Suscriptores
+624 horas
+527 días
+10530 días
Archivo de publicaciones
1 834
آقا ما دیشب نخوابیدیم. شش و نیم صبح گفتم من که خوابم نمیبره، حداقل برم نونوایی. جاتون خالی یه اُملتِ مشتی با نون بربریِ داغ زدیم بر بدن.
1 834
واکنشهای مختلفتون نسبت به این اتفاق دیگه رو مخم نیست. بامزهس. دارم سعی میکنم باهاش کنار بیام و موآن کنم. به هر حال جمعِ اینجا رو هم دوست دارم، خیلی رندوم آدمایی اومدن پیشم که صمیمیت و رفاقتا بیشتر حس میشه. اصلاً از نحوهی کامنت گذاشتنتون مشخصه. اونجا از هر ده تا پُستی که میذاشتم، دو تا کامنت میگرفتم.
1 834
تحتِ هیچ شرایطی حوصلهی حرف زدن ندارم و همزمان بیشترین نیاز رو به حرف زدن دارم، ولی وقتش که برسه، لال میشم، یه جوری نمیدونم چی بگم که مکالمه به پایان میرسه.
1 834
یه جوری اتفاقهای بد و عجیبوغریب داره برام میوفته که واقعاً به یک اتفاقِ خوب نیازمندم. اتفاقهای واقعاً بدِ غیرمنطقی و کسشر. اگه منطقی و قابل قبول بود یه چیزی ولی واقعاً هر اتفاقی که داره برام میوفته اینطوریام که واتدهفاک.
1 834
بهم گفت: "چنلت رو برات تبلیغ میکنم." گفتم: "لازم نیست، من هیچوقت چنلم رو جایی تبلیغ نکردم و علاوه بر اون اصلاً هزینهای که برای تبلیغاتش پرداخت کنم رو ندارم." گفت: "غمت نباشه شما یبار برای ما توی چنلت تبلیغ کردی، پول نگرفتی، میخوام جبران کنم." میگن هرجا خوبی کنی بهت برمیگرده همینهها...
1 834
حالا شاید بگید کدوم تَه؟ تو که هنوز تَه رو ندیدی، ولی خب به دلایلِ خیلی زیادی حس میکنم تَهِ خط رسیدم، هرچیزی که میخواستم تجربه کنم رو تجربه کردم و دیگه خبری نیست. از اینجا به بعد، همش برهوته.
1 834
الان بیشتر از همیشه معنیِ اونجای آهنگِ بستنی کیم رو میفهمم که میگه: "من همهی عمر دنبالِ معنیِ زندگی بودم توی یک نشونهای، یک فرمولی، تهش دیدم همش همینه." واقعاً تهش همش همین بود.
1 834
چشمتون روزِ بد نبینه. تُنِ ماهی یه جوری ترکید که اشکم در اومد. تا داخل لوستر تُنِ ماهیه.
1 834
قسمتِ اولِ فصلِ سومِ house of dragon واقعاً پشم ریزون بود. اون لجنی که فصلِ دوم بود رو شُست برد. امیدوارم کرد به اینکه شاهد نبرهای بیشتری قراره باشیم. یه جوری اعصابم خرده سر پایانِ این قسمت که حس میکنم نیاز دارم درموردش با یکی حرف بزنم.
1 834
حس میکنم اون ۹ کا ممبری که داشتم، نصفشون الکی فقط اونجا حضور داشتن. چون این پست ۲۳ کا ویو خورده. قاعدتاً هرکسی که براش اهمیت داشت، با دیدنِ این پست باید جوین میشد. خیلیها اصلاً نیومدن بپرسن که چی شده، و جوین نشدن، مدام دارم به این فکر میکنم که خب هرکسی که برای چنلم ارزش قائل بود جوین شد و خیلیها هم حتی جدید اومدن که لطف داشتن بهم. برای بقیه اصلاً مهم نبود و بعد از اتفاقی که افتاد فقط از اونجا لفت دادن.
1 834
دوستان قسمتِ اولِ فصلِ سومِ خاندانِ اژدها منتشر شد. اگر لازم دارید همه چی براتون یادآوری بشه این ویدیو رو از یوتیوب نگاه کنید، و پیشنهاد میدم از هر طریقی که میتونید یه کاری کنید براتون یادآوری بشه چی شد. من خودم به شخصه فکر میکردم کامل یادمه، این ویدیو یادآوری رو دیدم فهمیدم هیچی یادم نبود :))))
1 834
به عنوانِ تجربهی کسی که ۲۷ سال زندگی کرده، این نصیحت رو از بنده بپذیرید، هر جایی بودید، هر کاری کردید، هر فعالیتی که هرموقع و هرجا داشتید، لطفاً طوری برنامهریزی و مدیریت کنید که وقتی از دست میدید، انقدر ضربه نخورید. مهم نیست یک شخص باشه یا یک چیز، یک ارتباط باشه یا یک مکان، همیشه توی ذهنتون داشته باشید که ممکنه یه روزی از دستش بدید. زندگی بارها و بارها بهم یاد داد که ممکنه یه شبه هرچیزی که برات مهم بود رو از دست بدی، بدونِ اینکه آمادگیِ قبلی داشته باشید. پس همیشه هر مسیری رو خواستید شروع کنید، با این آمادگی شروع کنید و در نهایت، انقدر به مقصد فکر نکنید، چون همیشه اون اتفاقی میوفته که انتظارش رو ندارید. از مسیر لذت ببرید دوستان. زندگی در لحظهها و قشنگ بودنِ مسیر، خیلی مهمه. ارادت.
