es
Feedback
کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

Ir al canal en Telegram

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 827
Suscriptores
+824 horas
+567 días
+9930 días
Archivo de publicaciones
انگار یک روح‌ام‌. در دنیای مردگانِ انیمیشنِ coco، و کم‌کم توسطِ هرکسی که در دنیای زنده‌ها من رو به یاد داشت، دارم فراموش می‌شم.

تاحالا شده حس کنید ذهنتون شکسته؟ من حس می‌کنم ذهنم شکسته. انگار هر تیکه‌ش پخش شده توی مغزم. چنان تمرکز ندارم... یه طوری پرشِ ذهنی دارم و حواسم پرته و نمی‌‌دونم دارم چیکار می‌کنم، یه طوری یادم می‌ره و حواسم نیست و نمی‌فهمم، که انگار نقطه‌ی اتصالِ تمرکزِ ذهنم منفجر شده.

طرف گفته می‌خوای بدونی دوستات چقدر کیفیت دارن؟ اگه خواستی امتحانشون کنی این دفعه به جای اینکه بگی میای بریم کافه میای بریم دوردور، پیام بده بگو میای بریم بدوئیم؟ میای بریم سمینار؟ میای بریم مدیتیشن کنیم؟ بعد اگه مسخره‌ات کردن توی کیفیتشون تجدید نظر کن. زنیکه من خودم حال ندارم اینا رو انجام بدم و اگه کسی از من بخواد بلاکش می‌کنم. کیفیت عنه؟

از این به بعد هرموقع کافه رفتم و خواستم شیک سفارش بدم اگر با من بودید اجازه ندید. این همه بیخودی خرج کردم و بعدش اسهال شدم. خب این چه کاری بود.

اینجا جغرافیای خوبی برای بودن نیست. کاش این جغرافیا اصلاً نبود. کاش در جغرافیای دیگری زندگی می‌کردم.

لذت ببر.

رفتم برای پادم جویس بگیرم، از مغازه اومدم بیرون رفیقم می‌گه چه طعمی خریدی؟ گفتم ترکیبی از وانیل، خامه، عسل. گفت دیوث اینو باید صبحونه بخوری، کنارش یه کره‌ای مربایی چایی‌ای هم می‌گرفتی. پاره شدم.

توی اینستا یه ریلز بود روش نوشته بود کدوم کاراکتری از همون اول ویلِن اصلی بود و شما بعداً متوجه شدید؟ فقط گیف بفرستید. اولین کامنت گیفِ ترامپ بود :)))))))

خیلی بی‌شعورید. خواهید دید چه می‌شود.

خیلی قیافه‌ام جذابه این وسط چشمم هم وَرَم کرده و زیر پلکم طوریه که انگار یکی مُشت زده. توی حالتِ عادی وقتی خودمو تو آینه نگاه می‌کردم فحش می‌دادم الان این بادمجونی که زیرچشممه رو چطوری تحمل کنم؟ معلومم نیست حشره زد، حساسیته، چیه. هرکی به این اتفاقِ مسخره بخنده امیدوارم بره جهنم.

دلم می‌خواد دوباره تینیجر بشم و اون دوره‌ رو یکبار دیگه زندگی کنم.

حوصلم سر رفته، برای کاری انجام‌ دادن زیادی خستم. خوابم میاد و حال ندارم بخوابم. نمی‌دونم می‌گیرید چی می‌گم یا نه.

با موتور بودیم ایست‌ بازرسی نگهمون داشت، رفیقم گفت بپر پایین. طرف ما رو دید خندید گفت برید به سلامت. خب چرا اصن نگهمون داشتید و گفتید بزنیم بغل اگه قرار بود بریم به سلامت؟

بعد از این همه مدتی که درگیرِ آهنگ ساختن با Suno ام، امروز فهمیدم ۱۳۳ فالوور گرفتم و آهنگام نزدیک به ۳ کا پلی شدن. تاحالا ۱۰۹ تا آهنگ با هوش مصنوعی ساختم. همیشه سعی کردم آهنگای داستانی بسازم و سعی کردم توی هر ترک یک داستان روایت کنم. امشب تصمیم گرفتم این موزیکا رو توی یوتیوب هم به همراه با lyrics بذارم. تدوین‌های اولیه و کاورِ آهنگا رو دارم درست می‌کنم، هرموقع آماده شد لینکش رو می‌ذارم اینجا، شاید بعضیاتون دوست داشته باشید بدونید چه دنیاها و داستان‌هایی با این هوش مصنوعی خلق کردم.

من یبار توی تئارشهر داشتم قدم می‌زدم، یه نفر جلومو گرفت گفت شغل نمی‌خوای؟ یه آگهی بهم داد که روش نوشته بود استخدامِ نیروی بینِ ۲۰ تا ۳۰ سال با حقوقِ بالای ۲۰ تومن. گفتم چه نیرویی می‌خواید؟ گفت چیا بلدی؟ گفتم ادیتور و گرافیستم، عکاسی و فیلم‌برداری هم انجام‌ می‌دم، به کارتون میاد؟ گفت حتماً! فردا بیا برای مصاحبه. فردا رفتم برای مصاحبه و کلی تحویلم‌ گرفتن بعد از اینکه فهمیدن چیا بلدم و رزومه‌ام رو دیدن. یه هفته اونجا بودم، چون اوایل فقط می‌خواستن روی پیجِ اینستاشون کار کنم، هرچی بیشتر گذشت فهمیدم اصن داستان یه چیزِ دیگه‌س و از این شرکت هرمیا بود :))))

یکی از رفیقام بعد از چند سال بهم زنگ زده فکر کنم رفته تو کارِ Network

اینطوری که جنازه‌ی این بشر باعث شده من به زور خونه نشین بشم، کرونا باعث نشده بود.

بچه‌ها صبح بیدار نمی‌شدن، اسپیکر وصل کردیم، موزیک ترسناک پلی کردیم به زور بیدار شن، ریده بو‌دن تو خودشون. حیف که ممد لُخته وگرنه فیلمشو پخش می‌کردم.

جایی میانِ پرواز و سقوط فصل دوم.pdf5.42 KB