𝖬𝖺𝗏𝗂𝖽𝗎𝗇𝗒𝖺𝗌𝗂’🌱
Ir al canal en Telegram
جهت ارتباط با من؛💌 @maviunknownbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
322
Suscriptores
+324 horas
+107 días
+3630 días
Archivo de publicaciones
انگار اون امواج طوفانی برای اینکه به کوه آسیب نزنن،هنوز به ساحل نرسیده عقب میکشیدن
غافل از اینکه کوه یه روزی سرریز میکنه و طوفانی که توی اون موج ها پنهان شده بود رو خفه میکنه؛🌊
چشمهاشون انگار از دو دنیای متفاوت اومده بودن؛
یکی آبیِ طوفانزدهی دریا، یکی قهوهایِ گرمِ جنگل…
اما عجیب این بود که هر بار به هم میرسیدن،
همون دو دنیا برای چند ثانیه آروم میشدن:)
https://t.me/mavidunyasi/11366
من دیگه حمایتم رو از ایسو برداشتم
فک میکردم کصکل و مظلومه
نگو پس مارو کصکل کرده
دهنت اسماعیل
چطوری بگه ؟
نکه دختری که جلوشه خیلی ادمه با دکل برق کل کشور یکیه یهو دیدی جرقه زد منفجر شدیم بعدشم اونم خانوادس دیگه
فکر کن تو بایکی از اعضای خانواده مشکل داری میتونی پیش آدمای غریبه بیان کنی؟ نه چون احتمال اذیت کردنت هست اونم مادرشه(مادر بد)
چیکار کنه خواست بگه کی نزاشت اسمه
https://t.me/mavidunyasi/11365
فوقش ایسو میپره رو تخت میگه
“Krummm ne diyisun, bu gece beraber yatalım mi?🗣️”
بعدشم میره یه سکانس دیگه مثلا عامیرومو نشون میدن🤣🧘🏻♀️
فوقش ایسو میپره رو تخت میگه”
Krummm ne diyisun, bu gece beraber yatalım mi?🗣️”
بعدشم میره یه سکانس دیگه مثلا عامیرومو نشون میدن🤣🧘🏻♀️
تازه دلیل عجله ایسو برای عقد امامی رو فهمیدم..
من چقدر ساده بودم که فکرمیکردم عقیمه💔
https://t.me/mavidunyasi/11356نهههه من ی سکانس میخاستم ک ی اشاره بشه ب اینکه اینا میرن واسه کارای اداری😂😭
