es
Feedback
“𝖬𝖺𝗏𝗂𝖽𝗎𝗇𝗒𝖺𝗌𝗂🌱”

“𝖬𝖺𝗏𝗂𝖽𝗎𝗇𝗒𝖺𝗌𝗂🌱”

Ir al canal en Telegram

جهت ارتباط با من؛💌 @maviunknownbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
320
Suscriptores
+124 horas
+317 días
+3530 días
Número de Publicaciones

Carga de datos en curso...

Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por

Carga de datos en curso...

Análisis de publicación
Mensajes
Ver dinámicas
اسماعیل بیا اعتراف کن اون غلطو کردی یا نکردی؛😭
36100Loading...
Sin texto...
35100Loading...
ولی من میگم قسمت 28 بعد بافتن موهای فادیمه اینا رفتن اوشاک ساختن. هم اینکه مشکوک بود ایسو گفت امشب نریم کوچاری اینجا بمونیم هم برخلاف بقیه شبا نشون نداد اتاقشونو هم اینکه ظریفه قبلش ب ایسو گف نوه میخام و اینا اگر ساخته باشن قطعا اونشب ساختن شبای دیگه محیا نبود جریانش
36100Loading...
اینبار فقط ترس از دست دادنش رو داشت که باعث شد خودخواهی کنه و برای اینکه از دستش نده،بهش دروغ گفت؛🫠
36100Loading...
از این به‌بعد ایسو همیشه ترس از دست دادن فادیمه رو داره و براش تروما میشه
37100Loading...
تازه سوگلی کوچاریا هم شده بود؛🧘🏻‍♀️
38100Loading...
https://t.me/mavidunyasi/11205 هزینه خورد و خوراک نمیکرد سرکار نمی‌رفت زنشم همیشه پیشش بود این ازدواج برای ایسو منفعتم داشت
37100Loading...
ایسو بچم انقدر برای حنابندون و عروسی ذوق داشت که کلا خونه رو فراموش کرده بود
492010Loading...
https://t.me/mavidunyasi/11204 اووووفففف چقد این حالتشون رو مخم بود آرزوی رفتن به خونه خودشون رو دلم موند کاش اون قسمت که النی رو دزدیده بودن بجای سکانس مزخرف خونه گرفتن شوهر امینه یا لباس عروس دنبال خونه خودشون میرفتن
52100Loading...
Sin texto...
53100Loading...
https://t.me/mavidunyasi/11205 تنها هزینه‌ای که کرد پول ماشینی بود که عادل بهش داد
52100Loading...
این ازدواج برای ایسو هیچ هزینه ای نداشت!🤣
49106Loading...
زن و شوهری یه شام و ناهار فورتونا بودن یه شام و ناهار کوچاری:)))
50100Loading...
فادیمه تو خونه اوروچ رسما پرنسس بود درو اوروچ باز میکرد ظرفارو ایسو میزاشت تو ماشین ظرفشویی فادیمه هم مثل یه پرنسس رو صندلی نشسته بود
51107Loading...
اینبار بهش نگفت”پسر مردی ام که کشتیش”به جاش گفت”من دامادتم..ایسو”🫠💔
365010Loading...
تصور کنین ایسویی که فادیمش باهاش قهره ، کسی رو نداره باهاش درد دل کنه نصف شب تنهایی میره سر مزار قاتل پدرش ... میگه دختر داره اذیتم میکنه در حالی که من عاشقشم... از این درد به کی پناه آورده ایسو ...
34407Loading...
چیزی که من میخواستمم همین بود:)
48100Loading...
https://t.me/mavidunyasi/11197 ولی برای من حرف زدن ایسو سر قبر قاتل باباش و گفتن از عشقش به دخترش انقدر دردناکه که حتی به این پیامای خنده دارتون بازم نخندیدم درامش فرو رفت تو جونم😭
48105Loading...
دارم با خنده خودم خفه میشم🤣🤣🤣🤣🤣🤣
65200Loading...
https://t.me/mavidunyasi/11196 بگادادی دیگه بس کننن🤣🤣🤣 مثلن سناریو امشب درام بود ها عزیزاننن احساسی شیددد😭 خودم از بس خندیدم اشکم دراومد🤣🤣🤣🤣
65200Loading...