اینجادیوانهایمینویسد!
Ir al canal en Telegram
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
6 539
Suscriptores
-9324 horas
+3 0947 días
+2 43330 días
Archivo de publicaciones
تو تا همیشه صاد میمونی
یک حروف از الفبای ایران زمین که هیچ وقت از جدول حذف نمیشه.
صاد از صداقتش دم زده و ما از میم مرام و معرفت!
بانوی قرن19ام تا به قرن بعدی هم اگر طول بکشه منتظرت میمونه!
برای صبای همیشه آریایی من!
با عشق به تو برای تمام زمانی که لازمه نباشی اینجا، اما سکوتت برای ما حکم قشنگ ترین آواز رو داره:)
میخواین کلا بذارم برم راحت شین از دستم؟
هر جا رو باز میکنم صاد عرزشیه، صاد حکومتیه، صاد فلانه.
شاید هر چیزی بالاخره یه جایی خسته میشه؛ حتی کلمهها. حتی آدمی که تمام این مدت، خودش رو لابهلای همون کلمهها پیدا میکرد. مدتیه حس میکنم دیگه مثل قبل چیزی برای نوشتن ندارم. نه اینکه حرفی نباشه؛ اتفاقاً شاید زیادی حرف هست. فقط دیگه نمیخوام هر چیزی که از ذهنم عبور میکنه، تبدیل به چند خط روی صفحه بشه. این چنل رو پاک نمیکنم. میمونه؛ درست همینجا. با تمام نوشتهها، تمام شبهایی که پای کلمهها گذشت، تمام چیزهایی که نوشتم و تمام چیزهایی که هیچوقت نتونستم بنویسم. شاید یه روز دوباره برگردم و بین همین آرشیو قدم بزنم و ببینم آدمی که اینها رو نوشته، چقدر با منِ اون روزها فاصله گرفته. نمیدونم این مکث چقدر طول میکشه. شاید کوتاه باشه. شاید طولانی. شاید یه روز دوباره چیزی درونم تکون بخوره و دستم ناخودآگاه دنبال قلم بگرده. و شاید هم نه. برای همین نمیخوام قول برگشتن بدم. فقط میخوام این بار، بدون وعده و بدون تاریخ، کمی از کلمهها فاصله بگیرم. به شما اما نمیتونم فقط یه «ممنون» بگم. چون شما فقط نوشتهها رو نخوندین؛ شاهد بخشی از من بودین که شاید هیچوقت جای دیگهای فرصتِ حرف زدن پیدا نمیکرد. اگه یه روز برگشتم، اینجا هنوز هست. و اگه دیر برگشتم، باز هم هست. چون قرار نیست چیزی از اینجا پاک بشه؛ بعضی چیزها فقط باید مدتی ساکت بمونن. و حالا... بعد از تمام این سالها، فکر کنم وقتشه برای اولین بار قلم رو نه برای نوشتن، بلکه برای سکوت روی میز بذارم. شاید دوباره برش دارم. شاید ماهها بعد. شاید سالها بعد. شاید یک روز که حتی خودم انتظارش رو ندارم. اما فعلاً... قلمم را میذارم زمین؛ و این بار، دیگه چیزی برای ادامه دادنِ این جمله نمینویسم. آخرینمتنِ دوازدهِشب. .صاد.
میشه جوری حرف نزنین انگار دلتون برام میسوزه؟ از احساسِ ترحم خریدن متنفرم.
اگه با تُرک بودنم مشکلی دارین، ناراحت نمیشم بخواین رفاقتتون باهام رو تموم کنید یا از چنلم لفت بدین.🥲💙
