es
Feedback
اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!

اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!

Ir al canal en Telegram

میانِ انبوهِ واژه‌ها، هنوز کسی مشغولِ نوشتنِ تاریکی‌ست. @Thecrazyhearbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
3 782
Suscriptores
-524 horas
+107 días
+2 35530 días
Número de Publicaciones

Carga de datos en curso...

Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por

Carga de datos en curso...

Análisis de publicación
Mensajes
Ver dinámicas
آدم‌ها می‌تونن بهترین لباس‌شون رو بپوشن، می‌تونن با دوستاشون برن بیرون، می‌تونن بلند قهقهه بزنن، می‌تونن تولد بگیرن، می‌تونن مهمونی برن، می‌تونن برن بیرون و بگردن، می‌تونن برای فردا آلارم بذارن، می‌تونن شاد باشن، می‌تونن تو جمع باشن، اما بعد جون خودشون رو بگیرن. خودکشی ربطی به خنده و قهقهه یا حتی حال بد و افسردگی نداره.
9000Loading...
خوشحال می‌شم نظراتتون رو بشنوم.
31002Loading...
چشم‌هایم روی کلمات سر می‌خورند. نمی‌خوانمشان. دارند مرا می‌خوانند. این آخرین قانون است؛ قانونِ هم‌آمیزی. قانونی که قرار بود میانِ من و کلمات مرزی باقی بگذارد، اما حالا خودِ مرز را هم بلعیده است. اول فکر کردم خسته‌ام، بعد فکر کردم حواسم پرت است، بعد فهمیدم نه... مشکل از چشم‌هایم نیست. کلمات جابه‌جا شده‌اند. هر بار که نگاهشان می‌کنم، یک چیزِ دیگر می‌نویسند. هر بار که می‌خواهم پاکشان کنم، می‌بینم جمله‌ای تازه روی صفحه نشسته که قسم می‌خورد من خودم آن را نوشته‌ام. نوشته‌ام؟ صبر کن. این «من» دقیقاً کدام من است؟ شاید برای اولین‌بار فهمیدم کلمات هیچ‌وقت تابع من نبودند، من برده‌ی آن‌ها بودم. من فقط به آن‌ها اجازه می‌دادم از دهانم بیرون بیایند، روی کاغذ بنشینند، و وانمود کنند که صاحب دارند. اما حالا دیگر وانمود نمی‌کنند. حالا کلمات صاحبِ خودشان را می‌شناسند. مرا. هر جمله‌ای که می‌نویسم چیزی را از من برمی‌دارد. یک خاطره، یک صدا، یک اسم، یک تکه از آن چیزی که زمانی فکر می‌کردم «خودم» است. و بدتر از همه این است که دیگر نمی‌توانم تشخیص بدهم کدام جمله را من نوشته‌ام و کدام جمله مرا نوشته است. گاهی وسطِ یک سطر ناگهان دستم می‌ایستد. چون جمله زودتر از من می‌داند قرار است کجا بنشیند. گاهی کلمه‌ای را پاک می‌کنم و چند ثانیه بعد دوباره همان‌جا پیدایش می‌کنم. گاهی قبل از اینکه بنویسم، می‌دانم جمله چیست. نه... این من نیستم که می‌دانم. جمله است که مرا به خاطر دارد. حالا دیگر از کلمات نمی‌ترسم. از چیزی می‌ترسم که پشتِ آن‌ها ایستاده. چون اگر من نویسنده نیستم، اگر این دست مالِ من نیست، اگر این فکرها از من شروع نشده‌اند... پس چه کسی تمام این مدت داشته از طرفِ من می‌نوشته؟ چشم‌هایم دوباره روی کلمات سر می‌خورند. آخرین جمله را می‌بینم. من آن را ننوشته‌ام. مطمئنم. اما جوهر هنوز خیس است. و جمله، با خطِ خودم، فقط یک چیز نوشته: «بالاخره فهمیدی؛ تو هیچ‌وقت نویسنده نبودی. تو فقط یکی از کلماتِ من بودی.» .صاد.
5991030Loading...
60 تا ریکت تا 200 تایی شدن. :))
45005Loading...
من تو رو خیلی "امروز چقدر خوشگل شدی. " ، "مراقب خودت باش. " ، " غذا خوردی؟ " ، "لباس کلفت پوشیدی سردت نشه؟ " ، " رسیدی خونه؟ " ، " چخبر؟" ، "خوبی؟ " ، " فلان چیزو دیدم یادت افتادم. " ، " برات خریدمش چون دوستش داشتی. " ، " غذا مورد‌علاقه‌ت رو درست کردم. " ، " نگرانتم. " ، " حواسم بهت هست. "
735010Loading...
کیا رو هر روز چک میکنی؟
5000Loading...
چنلایی که هر روز چک می‌کنم، واقعا قشنگن. کاش چنلِ منم قشنگ بود.
570011Loading...
شدیدا دلم می‌خواد بنویسم اما هر چی می‌نویسم حس می‌کنم اون حقِ مطلب رو ادا نمی‌کنه.
59007Loading...
بستگی به شهرتون داره. ارسال‌مون هر چهارشنبه‌ست. خرید بالای 500 هم هزینه پست با ماست.
9101Loading...
نانااا، کتاب سفارش بدیم چن روز بعد بدستمون میرسه و هزینه پست چقدره
1000Loading...
و ایشون.
8101Loading...
شدیدا شدیدا مناسبه.
1000Loading...
شازده کوچولو.
9101Loading...
من میخوام شروع کنم کتاب خونیو ولی نمیدونم اولین کتابمو راجب چی بخونم یا بهتره بگم اگه بخوای برای اولین بار خوندن، کتاب پیشنهاد بدی و بعد رفته رفته بریم سراغ بقیه کتابا، کدوم کتابا و راجب چه موضوعاتی بخونیم رو پیشنهاد میکنی؟
1000Loading...
ای بابا.
1000Loading...
#رضایت+1
#رضایت
1000Loading...
داری سعی میکنی کتاباتو به زور بفروشی کسی ازت کتاب نمیخره
1000Loading...
Sin texto...
1000Loading...
دلت کتاب می‌خواد اما بودجه‌ت کمه؟ نقطه‌ویرگول می‌تونه حتی با 500 تومن چندتا کتاب بهت بده. @nogtevirgol_shop |‌نقطه‌‌ویرگول
1000Loading...
خیلی. بلی خیلی می‌خونم، خوره کتابم.
9000Loading...