خانه کتاب کالاگان
Ir al canal en Telegram
نشانی: بندر انزلی- خیابان سیمتری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحهای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعهها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 296
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
1 304
کتاب | روح ترجمه
چرم ساغری | La Peau de chagrin
نویسنده: اونوره دو بالزاک
مترجم فارسی: محمود اعتمادزاده (م. بهآذین)
داستان دربارهٔ جوانی به نام «رافائل» است که به تکهای چرم جادویی دست پیدا میکند؛ چرمی که هر آرزویی را برآورده میکند، اما با هر خواسته کوچکتر میشود و همزمان از عمر صاحبش میکاهد. روایتی دربارهٔ میل، آرزو و بهایی که انسان برای خواستن میپردازد.
ترجمهٔ تحتاللفظیِ La Peau de chagrin میتوانست چیزی شبیه «پوست شاگرِن» یا «پوستِ چرمِ زبر» باشد؛ چون chagrin در اینجا به نوعی چرم خاص اشاره دارد؛ اما مترجم بهجای حفظِ واژهای غریب و ناآشنا، «چرم ساغری» را انتخاب میکند؛ «ساغری» واژهای کهن و ریشهدار در فارسی برای نوعی چرم مقاوم و ناهموار است.
این فقط یک ترجمه نیست؛ نوعی نجات دادنِ روح متن است. مترجم واژهای بیگانه را به واژهای تبدیل میکند که انگار از ابتدا در زبان فارسی زندگی میکرده.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
معرفی نویسنده
هان کانگ (Han Kang) نویسندهی اهل کرهی جنوبی و برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۴
او با نثر شاعرانه و تیرهاش، به سراغ بدن، حافظه و زخمهای تاریخ میرود. او در گوانگجو، شهری با گذشتهای خونین، به دنیا آمد و این تجربهی تاریخی در بسیاری از آثارش بازتاب پیدا کرده است.
شهرت جهانیاش با رمان «گیاهخوار» آغاز شد؛ داستانی دربارهی زنی که تصمیمش برای نخوردن گوشت، به شکلی آرام اما ویرانگر به فروپاشی روانی و خانوادگی میرسد. از آثار مهم دیگر او میتوان به «اعمال انسانی» دربارهی کشتار گوانگجو، و «کتاب سفید» اشاره کرد.
در سال ۲۰۲۴، هان کانگ برندهی جایزه نوبل ادبیات شد؛ بهخاطر نثری که رنجهای تاریخی و شکنندگی انسان را با زبانی شاعرانه روایت میکند.
در جهان او، تاریخ فقط گذشته نیست؛ چیزی است که در انسانها ادامه پیدا میکند.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
جهان نویسنده | چخوف
همهی نویسندهها داستان تعریف نمیکنند؛ برخی فقط کاری میکنند که زندگی، بیپرده دیده شود.
در داستانهای چخوف، حادثه معمولاً مهم نیست.
مهمتر این است که آدمها چه چیزی را نگفتند، چه چیزی را دیر فهمیدند، و کجا دیگر نمیتوانند بازگردند.
در جهان او، هیچ چیز ناگهان فرو نمیریزد و هیچ چیز ناگهان نجات پیدا نمیکند.
همهچیز آرام ادامه دارد؛ اما درست در همین ادامهدار بودن، چیزی در سکوت جابهجا میشود.
چخوف جهان را با حادثه نمیسازد؛ با مکث میسازد. با لحظههایی که ظاهراً هیچ اتفاقی در آنها نمیافتد، اما بعد از آن دیگر نمیتوانی مثل قبل نگاه کنی.
آدمها حرف میزنند، اما دقیقاً نه آن چه را که باید بگویند. کنار هم زندگی میکنند، اما هر لحظه از هم دورتر میشوند و گاهی فقط یک جملهی ساده یا یک سکوت کوتاه کافیست تا بفهمی چیزی درونشان تغییر کرده بیآنکه نمود بیرونی داشته باشد.
او تراژدی را به آرامی نمایش میدهد.
با یک تردید، یک بیحوصلگی، یا یک سکوت طولانی.
و شاید به همین دلیل است که داستانهایش تمام نمیشوند، فقط متوقف میشوند؛ در جایی که زندگی هنوز ادامه دارد، اما چیزی ناتمام میماند.
🎵 موسیقی: Bulat Okudzhava
(بولات اوکودژاوا، شاعر و ترانهسرای اهل شوروی -روسیهی امروز) | Song of Arbat
🦢 خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
کتاب | بوف کور
«بوف کور» فقط یک رمان نیست؛
سقوطِ آرامِ ذهنیست که دیگر به واقعیت اعتماد ندارد.
در چنین جهانی، آدم دیگر به هیچکس اعتماد نمیکند؛ نه به چهرهها، نه به حرفها، نه حتی به حضور آدمها… چون همهچیز ممکن است فقط سایهای باشد روی دیوار. روایتی از انزوا، شک، و فروپاشی اعتماد به جهان.
افکارپوچ! باشد،ولی ازهرحقیقتی بیشترمراشکنجه می کند. آیا این مردمی که شبیه من هستند، که ظاهراً احتیاجات و هوا و هوس مرا دارند، برای گول زدن من نیستند؟ آیا یک مشت سایه نیستند که فقط برای مسخره کردن و گول زدن من به وجود آمده اند؟ آیا آنچه که حس میکنم،میبینم و میسنجم سرتاسر موهوم نیست که با حقیقت خیلی فرق دارد؟
من فقط برای سایه ی خودم مینویسم که جلو چراغ به دیوار افتاده است. باید خودم را بهش معرفی کنم.
[از متن بوف کور]
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
امروز قفسههای کالاگان حالوهوای تازهای گرفتهاند؛
از «خروس زری و پیرهن پری» تا «هزار و یک شب»،
از «سینوهه» تا افسانههای گیلان.
سفری میان جهانها؛
از ادبیات ایران تا روسیه و فرانسه،
از قصههای آشنا تا روایتهایی که هنوز منتظر کشف شدناند.
کتابهای تازه رسیدهاند؛
منتظرتونیم .
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
چهره هایی که با کلمه، جهان ساختند!
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
کتاب | روح ترجمه
ترجمه فقط عبور دادن واژهها از مرزِ یک زبان به زبان دیگر نیست؛ عبور دادن جهانهاست. هر زبان شیوهای خاص برای دیدن، احساس کردن و روایت زندگی دارد و مترجم کسیست که میان این جهانها پلی میسازد. اما هنر ترجمه در دانستنِ دو زبان خلاصه نمیشود؛ در شنیدنِ لحن پنهان متن، فهم سکوتهای میان جملهها و حفظ روح اثر است. گاهی مترجم باید از واژهها فاصله بگیرد تا به حقیقت متن نزدیکتر شود؛ و درست در همین نقطه است که ترجمه از یک مهارت زبانی فراتر میرود و به هنر تبدیل میشود
The Unbearable Lightness of Being | بار هستی
ترجمهٔ لفظی: «سبکیِ تحملناپذیرِ هستی»
اما عنوان شناختهشدهٔ فارسی «بار هستی» است. مترجم (پرویز همایونپور) در توضیح علت این نامگذاری در مقدمهٔ کتاب ذکر کرده: «عنوان کتاب در اصل «سبکی تحملناپذیر هستی» بوده که اندیشهٔ زیربنایی و دورنمایانهٔ رمان است؛ ولی چون این عنوان تنها پس از مطالعهٔ رمان مفهوم میگردد، مترجم بار هستی را برگزید.»
Gone with the Wind | بر باد رفته
ترجمهٔ لفظی: «رفته با باد»
اما «بر باد رفته» در فارسی بار از دسترفتن و نابودی آرزوها را هم با خود دارد.
Les Misérables | بینوایان
ترجمهٔ لفظی: «بدبختها» یا «محرومان»
اما «بینوایان» فقط فقر مادی را نمیرساند؛ نوعی رنج انسانی و تقدیر تلخ هم در آن هست.
البته ترجمههای قدیمیتر هم از اين اثر وجود داشته؛ از جمله ترجمهٔ «تیرهبختان» توسط یوسف اعتصامالملک (پدر پروین اعتصامی).
درواقع «بینوایان» خود، جایگزین یک عنوان فارسیِ قدیمیتر شده است.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
معرفی نویسنده
آلبا دِ سِسپِدِس (Alba de Céspedes)؛ صدای زنانی که در سکوت زندگی میکردند.۰
آلبا دسسپدس (۱۹۱۱ تا ۱۹۹۷) نویسندهای ایتالیایی–کوبایی بود که در آثارش از احساسات پیچیده، زندگی خانوادگی و چالشهای زنان در جامعه مینوشت. نوشتههای او با نثری روان و شخصیتهایی واقعی، هنوز هم برای خوانندگان جذاب و تأثیرگذار است.
او فقط یک رماننویس نبود؛ در دوران حکومت فاشیستی ایتالیا به دلیل فعالیتهای ضد فاشیستی بازداشت و زندانی شد و بعدها نیز به جنبش مقاومت پیوست. تجربه زیستن در فضای سانسور، سرکوب و مبارزه، ردپای پررنگی در نگاه اجتماعی و شخصیتهای آثارش بر جای گذاشت.
از آثار شناختهشده او میتوان به «دفترچه ممنوع»، «عذاب وجدان»، «هیچیک از آنها بازنمیگردند» و «تازهعروس» اشاره کرد.
«چقدر سخت است آدمهایی را که اطراف ما هستند، جدا از نقشی که برای ما بازی میکنند ببینیم.»
[از رمان دفترچه ممنوع]
اگر به رمانهای عمیق روانشناختی و شخصیتمحور علاقه دارید، دنیای آلبا دسسپدس ارزش کشف کردن دارد.
موسیقی: Veinte Años | Omara Portuondo
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
دو کتاب| یک جهان
ابله و دن کیشوت؛ دو آدمِ «نامتناسب» با جهان
بعضی شخصیتهای ادبی شکست میخورند چون ضعیفاند؛ بعضی دیگر چون بیش از حد پاکاند. ابله داستایفسکی و دن کیشوت سروانتس، هر دو دربارهی آدمهایی هستند که انگار برای جهان اطرافشان ساخته نشدهاند.
ابله | داستایفسکی
شاهزاده میشکین بعد از سالها درمان به روسیه برمیگردد؛ مردی ساده، مهربان و صادق که در دنیایی پر از جاهطلبی، غرور و بازیهای اجتماعی، شبیه یک موجود غریبه به نظر میرسد. پرسش پنهان رمان این است: آیا انسان کاملاً خوب میتواند در جهان واقعی دوام بیاورد؟
دن کیشوت | سروانتس
مردی میانسال آنقدر افسانههای شوالیهها را میخواند که تصمیم میگیرد خودش تبدیل به یک شوالیه شود؛ با اسب لاغرش راه میافتد تا عدالت را برپا کرده و دنیا را نجات دهد. اما جهان مدام به او یادآوری میکند که رؤیاهایش با واقعیت فاصله دارند.
میشکین را «ابله» میدانند و دن کیشوت را «دیوانه». اما شاید مسئله این نباشد که ایراد از آنهاست؛ شاید مشکل این باشد که جهان نمیتواند آدمهایی را تحمل کند که زیادی صادقاند، زیادی آرمانگرا هستند، یا هنوز به خوبی باور دارند.
شاید به همین دلیل است که بعد از تمام شدن این دو کتاب، این سؤال باقی میماند:
اگر امروز چنین آدمهایی را ببینیم، آنها را انسانهای متفاوت میدانیم یا فقط آدمهایی که در زمانهی اشتباهی به دنیا آمدهاند؟
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
کتاب | موسیقی
بارون درختنشین/ | Cucurrucucú Paloma
رمان «بارون درختنشین» از ایتالو کالوینو داستان زندگی پسری اشرافزاده به نام کوزیمو است که در قرن هجدهم در خانوادهای اشرافی زندگی میکند. او در دوازدهسالگی در اعتراض به قوانین سختگیرانهی خانوادهاش، تصمیم میگیرد روی زمین نباشد و تا پایان عمرش بر فراز درختها زندگی کند و کمکم از طریق همین زندگی غیرعادی، به فردی مستقل، اندیشمند و در عین حال منتقد جامعه تبدیل میشود.
در نهایت، بارون درختنشین روایتی است دربارهی آزادی فردی، سرکشی علیه سنتها، و جستوجوی شیوهای متفاوت برای زیستن؛ اما در عین حال نشان میدهد که انتخاب آزادی مطلق، میتواند نوعی تنهایی عمیق هم به همراه داشته باشد
موسیقی— Cucurrucucú Paloma در اصل یک ترانهی فولکلور مکزیکی است که توسط کائتانو ولوسو به شکلی مینیمال اجرا میشود؛ جایی که موسیقی از روایت محض فاصله میگیرد و بیشتر برای مخاطب فضا میسازد.
صدای کبوتر (cucurrucucú) بهجای اینکه صرف تقلید آوای پرنده باشد، تبدیل میشود به نشانهی یک حضور دور: چیزی که هست، اما در دسترس نیست. یک صدا در فاصله.
همین کیفیت «حضور در فاصله» است که آن را به فضای بارون درختنشین نزدیک میکند؛ جایی که کوزیمو با انتخاب زندگی روی درخت، هم در جهان هست و هم بیرون از آن. او از جامعه جدا نشده، اما هیچوقت هم کاملاً به آن تعلق ندارد. درست مثل این موسیقی که بین صدا و سکوت معلق است.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
کتاب | موسیقی
بارون درختنشین- ایتالو کالوینو | Caetano Veloso — Cucurrucucú Paloma
1 304
دوکتاب | یک جهان
گاهی دو نویسنده در دو سوی جهان، به یک اندوه مشترک میرسند.
«شازده احتجاب» هوشنگ گلشیری و «خشم و هیاهو» ویلیام فاکنر، با وجود فاصله جغرافیایی و فرهنگی، هر دو روایتی از فروپاشیاند؛ فروپاشی یک خانواده، یک طبقه و شاید یک جهان.
در هر دو رمان، گذشته چیزی نیست که تمام شده باشد. گذشته در اتاقها قدم میزند، در سکوتها حضور دارد و دست از سر شخصیتها برنمیدارد. زمان خطی پیش نمیرود؛ مدام بازمیگردد، تکرار میشود و خودش را به اکنون تحمیل میکند.
در «شازده احتجاب»، سایه زوال یک خاندان قاجاری بر همهچیز افتاده و در «خشم و هیاهو»، خانوادهای آرامآرام از درون فرومیریزد.
شاید بعضی کتابها، قصهی آدمها نباشند؛ قصهی وقتی باشند که یک جهان، پیش از نابودی، آخرین نفسهایش را میکشد.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
کتاب | عكس
««خانم دَلُوی» ویرجینیا وولف داستانِ یک روز از زندگی کلاریسا دلوی در لندن است، اما در واقع روایتِ «اتفاقها» نیست. رمان از بیرون خیلی ساده به نظر میرسد، اما درونش مدام بین گذشته و حال در رفتوآمد است. یک مهمانی ساده در حال آمادهسازی است، اما هر چیز کوچکی -یک صدا، یک خیابان، یک خاطره- ذهن شخصیتها را به گذشتههای دور میبرد. در این رمان، زمان خطی نیست؛ همهچیز در لایههای حافظه و ادراک اتفاق میافتد و شهر بیشتر شبیه یک ذهن مشترکِ زنده عمل میکند تا یک مکان واقعی.
در عکسهای سائول لایتر هم همین منطق دیده میشود. خیابانها و شخصیتها را نه به شکل واضح و کامل، بلکه از پشت شیشه، در انعکاسها، باران و… ثبت میکند؛ تصاویری که بیشتر شبیه خاطرهاند تا واقعیت قطعی.
پیوند این دو در این است که هر دو بهجای روایتِ روشن و قطعی، سراغ تجربهی ذهنی میروند؛ جایی که شهر، زمان و خاطره در هم حل میشوند و معنا نه در وضوح، بلکه در همین ناتمامی و ابهام شکل میگیرد.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
کتاب | نقاشی
شاید اگر قرار بود فضای رمان «The Stranger» (بیگانه) کامو به یک قاب نقاشی تبدیل شود، احتمالاً شبیه جهان ادوارد هاپر میشد.
در نگاه اول، میان آلبر کامو و هاپر شباهت آشکاری دیده نمیشود؛ یکی رمان مینویسد و دیگری نقاشی میکشد. اما هر دو جهانی را تصویر میکنند که در آن انسان حضور دارد، اما تعلق ندارد.
در نقاشیهای هاپر، آدمها اغلب تنها هستند؛ در کافهای نشستهاند، پشت پنجره ایستادهاند یا در خیابانی خاموش قدم میزنند. جهان اطرافشان کاملاً واقعی است؛ نور، ساختمانها و اشیاء سر جای خود هستند، اما چیزی نامرئی میان انسان و جهان فاصله انداخته است.
مرسو، شخصیت «بیگانه»، نیز همین فاصله را با جهان دارد. او نه قهرمان است و نه ضدقهرمان؛ فقط انگار با ریتمی متفاوت از دیگران زندگی میکند. در جایی که دیگران اندوه، عشق یا هیجان را مطابق انتظار تجربه میکنند، او جهان را بیشتر تماشا میکند تا زندگی.
شاید نزدیکترین نقطه میان کامو و هاپر، همین سکوت باشد؛ سکوتی که خالی نیست، بلکه از پرسش پر شده است. هر دو ما را با تنهاییای روبهرو میکنند که از نبودن آدمها نمیآید، بلکه از دشوار بودنِ ارتباط با جهان میآید.
شاید اگر «بیگانه» یک نقاشی بود، مرسو را پشت پنجرهای از آثار هاپر میدیدیم؛ نشسته، آرام، و در حال تماشای جهانی که انگار کمی از او دور ایستاده است.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
1 304
Repost from خانه کتاب کالاگان
|معرفی کتاب|
«نامههای یک دلقک کوچک، از شهری بسیار سرد و بسیار دور» به خانه کتاب کالاگان رسید.
این کتاب مجموعهایست از نامههایی؛ سرشار از دلتنگی، خاطره، عشق و امید که با مخاطب از خانه، وطن، عزیزان و روزهایی میگوید که هنوز در قلب آدم زندهاند.
اگر دوست داشتید، میتوانید از همین حالا کتاب را تهیه کنید و بخوانید؛ چون بهزودی میزبان نویسنده اثر، شبنم مقدمی، در خانه کتاب کالاگان خواهیم بود و در کنار هم جشن امضای این کتاب را برگزار میکنیم.
زمان دقیق و جزئیات برنامه، بهزودی همینجا اعلام خواهد شد.
«دلم پَر میزند که زودتر پَر بگیرم از این غربتِ غریب سمتِ خانه و وطن، مامان…
انگار دلم دارد پیش از خودم میآید نزد شما!
انگار چشم دلم تعجیل دارد پیش از چشم سر، شما و خانه و طهران و عزیزان را ببیند…»
[از متن کتاب]
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
