خانه کتاب کالاگان
Ir al canal en Telegram
نشانی: بندر انزلی- خیابان سیمتری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحهای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعهها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
2 114
Suscriptores
+424 horas
+487 días
+20530 días
Archivo de publicaciones
2 114
چهار رساله در باب شر و مشیت الهی
سنکا، پروکلوس، ماکسیموس صوری | ترجمه: فرشته خسروی
اگر جهان زیر فرمان مشیتی خیرخواهانه است، پس شر از کجا میآید؟
این پرسش، یکی از قدیمیترین و دشوارترین پرسشهای فلسفه است؛ پرسشی که قرنهاست فیلسوفان را واداشته دربارهی خدا، سرنوشت، آزادی انسان و معنای رنج فکر کنند.
«چهار رساله در باب شر و مشیت الهی» مجموعهای از چهار متن فلسفی از دوران باستان است: یک رساله از سنکا، یکی از ماکسیموس صوری و دو رساله از پروکلوس. نویسندگان، هر کدام از زاویهای متفاوت میکوشند نسبت میان نظم جهان و وجود شر را توضیح دهند.
در این کتاب، با پرسشهایی مواجه میشویم که هنوز هم تازهاند:
اگر خدا خیرخواه و جهان تحت مشیت اوست، چرا رنج و شر وجود دارد؟
آیا هر اتفاقی علتی دارد، حتی آنچه برای ما بینظم و تصادفی به نظر میرسد؟
و آیا ممکن است آنچه ما «شر» مینامیم، در منظومهای بزرگتر معنای دیگری پیدا کند؟
کتاب، فرصتی است برای دیدن یکی از قدیمیترین پرسشهای فلسفه از نگاه متفکران جهان باستان؛ پرسشی که هنوز، با وجود گذشت قرنها، پاسخ نهایی و سادهای ندارد.
2 114
بعضی ترسها، از خودِ اتفاق بزرگترند.
از شکست میترسیم،
از اینکه دیگران چه خواهند گفت،
از اینکه کسی را از دست بدهیم،
از اینکه چیزی را که ساختهایم، یک روز از دست بدهیم.
و آنقدر مراقبِ نیفتادن میشویم
که یادمان میرود راه رفتن،
بدونِ زمین خوردن ممکن نیست.
آدمها میروند.
بعضی درها بسته میشوند.
بعضی رؤیاها به جایی که میخواستیم نمیرسند.
گاهی حتی خودمان،
آن آدمی نیستیم که روزی فکر میکردیم خواهیم شد.
اما زندگی قرار نیست از ما قولِ بیخطا بودن بگیرد؛
فقط میخواهد با همهی این فقدانها،
با همهی ترسها،
باز هم جرئت کنیم
یک قدم دیگر برداریم.
شاید شجاعت،
نترسیدن نباشد؛
شاید شجاعت این باشد که با وجودِ ترس،
زندگی را متوقف نکنیم.
#یک_تکه_از_امروز
2 114
قصههای خویشاوند | رستم و هرکول
در دو سوی جهان باستان، دو قهرمان داریم که هر دو با نیرویی خارقالعاده و آزمونهایی دشوار شناخته میشوند: رستم در حماسهی ایران و هراکلس (هرکول) در اساطیر یونان.
رستم، پهلوان نامدار شاهنامه، پسر زال و رودابه است. تولدش نیز مانند بسیاری از قهرمانان اسطورهای، معمولی نیست: رودابه در زایمانی دشوار گرفتار میشود و با راهنمایی سیمرغ، رستم به شکلی شگفتانگیز به دنیا میآید. بعدها رخش، اسب وفادارش، همراه او میشود و در یکی از مشهورترین ماجراهایش، رستم برای نجات کیکاووس و سپاه ایران از هفتخان میگذرد و با دیو سفید میجنگد.
هرکول، یا هراکلس، فرزند زئوس و آلکمنه است؛ قهرمانی که پس از آنکه در اثر جنون همسر و فرزندانش را کشت، برای جبران گناهش به خدمت اوریستئوس درآمد و مأمور انجام مجموعهای از کارهای تقریباً ناممکن شد: دوازدهخان هرکول؛ از کشتن شیر نِمِه و هیدرا تا آوردن سیبهای زرین هسپریدها و سربروس، سگ سهسر جهان مردگان.
شباهتشان روشن است:
هر دو قهرمان نیرومندند، با موجودات شگفت و دشمنان فراانسانی میجنگند و برای رسیدن به هدف، از سلسلهای از آزمونهای دشوار عبور میکنند.
اما تفاوت مهمی میانشان هست.
رستم پهلوانِ حماسهی ایران است؛ هرکول قهرمانی نیمهخدا در اساطیر یونان. و هیچ شاهد معتبری نداریم که یکی از این دو شخصیت مستقیماً از دیگری ساخته شده باشد.
پس رستم، «هرکول ایرانی» نیست؛ و هرکول هم «رستم یونانی».
شاید این دو، نه یک قصهی مشترک، که دو خویشاوند دورِ یک خیال قدیمی باشند: خیالِ انسانِ شکستناپذیر.
منابع:
• فردوسی، شاهنامه، داستان هفتخان رستم.
• Encyclopaedia Iranica، Haft Khvān؛ دربارهی هفتخان رستم و ساختار آن.
• Encyclopaedia Britannica، Hercules؛ دربارهی زندگی و دوازدهخان هرکول.
• Perseus Digital Library، The Labors of Heracles؛ شرح دوازدهخان و زمینهی اسطورهای آن.
#قصههای_خویشاوند
#رستم
#هرکول
#شاهنامه
#اسطوره
2 114
اثر دانینگ–کروگر | توهم دانایی
گاهی هرچه کمتر میدانیم، بیشتر مطمئنیم که میدانیم. اثر دانینگ–کروگر به همین خطای شناختی میپردازد: کمبود مهارت یا دانش در یک حوزه میتواند باعث شود حتی نتوانیم میزان ناآگاهی خودمان را درست ارزیابی کنیم.
این مسیر را معمولاً در چهار مرحله توضیح میدهند:
۱. قلهی حماقت
«من در این باره همهچیز را میدانم.»
کمی اطلاعات به دست آوردهایم و همان مقدار اندک، اعتمادبهنفسی بسیار بیشتر از دانش واقعیمان ایجاد کرده است.
۲. درهی ناامیدی
«من هیچی نمیدانم.»
با بیشتر خواندن و تجربه کردن، متوجه میشویم موضوع بسیار پیچیدهتر از چیزی بوده که تصور میکردیم.
۳. شیب آشکار شدن
«دارم درکش میکنم؛ منطقی به نظر میرسه.»
دانش و تجربه آرامآرام بیشتر میشود و اعتمادبهنفس هم، این بار واقعبینانهتر، برمیگردد.
۴. پایداری و تداوم
«هنوز میتونم بیشتر یاد بگیرم.»
دیگر نه ادعای دانستن همهچیز داریم و نه از ندانستن ناامیدیم؛ میدانیم که همیشه چیز بیشتری برای آموختن وجود دارد.
شاید بلوغ فکری همینجا اتفاق میافتد:
وقتی از «من همهچیز را میدانم» میرسیم به «میدانم که هنوز خیلی چیزها را نمیدانم».
🦢 نکته: این چهارمرحلهای که عموما با «قلهی حماقت» تا «پایداری و تداوم» شناخته میشود، یک مدل سادهشده و رایج برای توضیح اثر دانینگ–کروگر است.
منبع:
Kruger, J., & Dunning, D. (1999). Unskilled and Unaware of It: How Difficulties in Recognizing One’s Own Incompetence Lead to Inflated Self-Assessments. Journal of Personality and Social Psychology, 77(6), 1121–1134
2 114
جدا کردند آدمها، مرا از تو، تو را از من
تو دریایی و من ساحل، نخواهی شد جدا از من
#علیرضا_بدیع
2 114
قصههای خویشاوند | ماهپیشونی و سیندرلا
ماهپیشونی یکی از افسانههای عامیانهی ایرانی است که در مناطق مختلف ایران با روایتها و جزئیات متفاوت نقل شده است. قصهی دختری زیبا که پس از مرگ مادر، گرفتار نامادری و حسادت او میشود و در مسیر داستان، با کمک نیروهای جادویی از رنج و محرومیت عبور میکند و سرانجام به زندگی دیگری میرسد.
سیندرلا هم تنها یک قصه نیست؛ روایتی است که در فرهنگهای مختلف با شکلهای گوناگون نقل شده و مشهورترین نسخهی اروپایی آن را شارل پرو در سال ۱۶۹۷ منتشر کرد. دختری که پس از ازدواج دوبارهی پدرش، زیر ستم نامادری و خواهران ناتنی قرار میگیرد، اما با کمک نیرویی جادویی به جشن میرود و سرانجام کفشی که از پایش جا مانده، راه شاهزاده را برای یافتنش باز میکند.
ماهپیشونی و سیندرلا یکی نیستند و نمیتوان با اطمینان گفت یکی از دیگری گرفته شده است؛ اما شباهتشان چشمگیر است: دختری ستمدیده، نامادریِ حسود، جهانی که در آن نیروهای جادویی وارد زندگی آدمها میشوند و سرانجام، رهایی و تغییر سرنوشت.
شاید قصهها گاهی در سرزمینهای دور از هم، یک داستان را دوباره تعریف کنند؛ با چهرههایی تازه و زبانی متفاوت.
در قصههای خویشاوند قرار است سراغ همین شباهتها برویم؛ شخصیتهای افسانههای ایرانی و خویشاوندانشان در قصههای جهان.
#قصه_های_خویشاوند
#ماه_پیشونی
#سیندرلا
#افسانه
#فولکلور
2 114
«آدمها خیلی کم بلدند خودشان باشند. کاش آن دسته هم که نقش بازی میکنند، توانایی داشتند دستکم همان نقش را بهخوبی درآورند.»
جی. دی. سالینجر | فرانی و زویی
2 114
برج بابل | مجموعهای از نوولاهای ادبیات جهان در نشر چشمه.
«برج بابل» مجموعهای است برای خواندن داستانهایی کوتاهتر از رمانهای معمول، اما با جهان و تجربهای کامل و مستقل؛ آثاری از نویسندگان و فرهنگهای گوناگون که هرکدام پنجرهای به یک جهان دیگرند.
در این مجموعه میتوانید سراغ آثاری مثل اینها بروید:
🦢 «نازنین» — فئودور داستایفسکی
🦢 «تنگنا» — لئونید آندرییف
🦢 «خاطرات یک آدمکش» — کیم یونگها
🦢 «آرایش دشمن» — اَمِلی نوتومب
اگر دلتان یک کتاب کمحجم اما جدی و درگیرکننده میخواهد، شاید یکی از کتابهای «برج بابل» انتخاب خوبی برای شروع باشد.
#کالاگان
#نشر_چشمه
#برج_بابل
2 114
کتاب گران شده؛ آنقدر که این روزها زیاد میبینم کتابخوانها برای خریدن دو کتاب، مدتی فکر میکنند و در نهایت ناچار میشوند یکی را انتخاب کنند.
ما در کالاگان نمیخواهیم گرانی کتاب، فاصلهای میان شما و کتابهایی که دوست دارید بیندازد.
تا بهتر شدن شرایط، قفسهی کتابهای مخصوص مطالعه و سالن مطالعهی کالاگان، از ساعت ۱۱ تا ۱۳ و ۱۸ تا ۲۰:۳۰ رایگان در اختیار شماست.
اگر فعلاً نمیشود کتابی را خرید، میشود از بین آنها که در قفسهی مطالعه موجود هستند، خواند.
کالاگان خانهی کتاب است؛ و دوست داریم کتاب، حتی وقتی خریدنش سخت شده، همچنان در دسترس باشد.
#کالاگان
2 114
چه هنر، سوزِ تو گر دود برآرد ز جهان
که بسوزی تو و دود از تو نخیزد هنر است
#محتشم_کاشانی
2 114
معرفی کتاب | کنیزکان عمارت ملکخانی
بلقیس سلیمانی
رمانی دربارهی چند نسل از زنان یک خاندان، در عمارتی قدیمی که شاهد عشقها، مرگها، رازها و زخمهای آنهاست.
داستان با مرگ مشکوک اردلان آغاز میشود؛ اما خیلی زود، روایت خانواده به تصویری از جامعهای تبدیل میشود که سنت، مذهب، سیاست و تاریخ معاصر ایران زندگی آدمهایش را شکل دادهاند.
«کنیزکان عمارت ملکخانی» بیش از هر چیز، داستان زنانی است که میان سنت و میل به رهایی، برای یافتن جای خودشان میجنگند. این کتاب از نشر ققنوس در خانه کتاب کالاگان موجود است.
#معرفی_کتاب
#کنیزکان_عمارت_ملک_خانی
#بلقیس_سلیمانی
#رمان_ایرانی
#نشر_ققنوس
#کالاگان
2 114
یک آگهی دارویی از تبریز، بیش از ۱۰۰ سال پیش.
در روزنامهی «انجمن تبریز»، به تاریخ هفتم جمادیالاول ۱۳۲۴ قمری، آگهی عجیبی منتشر شده با عنوان:
«حب مانعالسکته»
در این آگهی ادعا شده که این قرص برای کسانی که مستعد سکته هستند مفید است و حتی دستور مصرفش را هم دقیق نوشتهاند:
«دو دانه صبح، دو دانه عصر»
اما زبان آگهی شاید از خودِ ادعای دارو جالبتر باشد؛ از معرفی سازنده به عنوان «اولین فیلسوف فرنگستان» تا این ادعا که هر کس از این حبها استفاده کرده، «هیچ یک با مرض سکته وفات نکرده است»!
آگهیهای قدیمی فقط تبلیغ کالا نیستند؛ گاهی پنجرهایاند به زبان، باورها، ترسها و شیوهی زندگی آدمهایی که بیش از یک قرن پیش زندگی میکردند.
روزنامه انجمن تبریز
۷ جمادیالاول ۱۳۲۴ق
#آگهی_قدیمی
2 114
به گمانم، ما موسیقی و عطر را اصلا برای این دوست داریم که فضاهای قبلی زندگیمان را تداعی میکنند. این هم راهی است برای اینکه با مرگِ لحظه بجنگیم و آن را به زندگی بازگردانیم و سایهها و بازتابهایش را زنده کنیم، هرچند موقت.
غاده السمان | دانوب خاکستری
2 114
معرفی کتاب | تاریخ ایران مدرن
یرواند آبراهامیان
اگر بخواهیم تاریخ معاصر ایران را فقط به فهرستی از پادشاهان، کودتاها، انقلابها و تاریخها محدود نکنیم، باید به سراغ کتابهایی برویم که پشتِ این اتفاقات، جامعه را هم ببینند.
«تاریخ ایران مدرن» نوشتهٔ یرواند آبراهامیان یکی از همین کتابهاست؛ روایتی فشرده و تحلیلی از تحولات ایران از اواخر دورهٔ قاجار تا سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷.
آبراهامیان در این کتاب از انقلاب مشروطه، رضاشاه و شکلگیری دولت مدرن، دوران محمدرضاشاه، ملیشدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب ۱۳۵۷ و شکلگیری جمهوری اسلامی میگوید؛ اما در کنار رویدادهای سیاسی، به نقش طبقات اجتماعی، احزاب، روحانیون، روشنفکران و نیروهای اقتصادی نیز توجه دارد.
شاید مهمترین ویژگی کتاب همین باشد:
تاریخ را نه فقط با این پرسش که «چه اتفاقی افتاد؟»، بلکه با این پرسش دنبال میکند که «چرا چنین شد؟»
برای کسی که میخواهد تصویری منسجم و تحلیلی از تاریخ ایران معاصر داشته باشد، «تاریخ ایران مدرن» میتواند نقطهٔ شروع بسیار خوبی باشد.
#معرفی_کتاب
#کالاگان
#یرواند_آبراهامیان
2 114
واژههای مهاجر
گاهی یک واژه از زبانی دیگر وارد فارسی میشود، اما در این سفر، معنایش دقیقاً همان چیزی نمیماند که در زبان مبدأ بوده.
🦢 کلاسور
از واژهٔ فرانسوی classeur آمده؛ از classer به معنی «دستهبندی و مرتب کردن». در فرانسوی، classeur به وسیلهای برای مرتب و نگهداری اسناد و مدارک گفته میشود. اما در فارسی، «کلاسور» بهتدریج به معنای مشخص پوشهای با حلقههای فلزی برای نگهداری کاغذها درآمده است.
🦢 کنکور
از واژهٔ فرانسوی concours آمده؛ واژهای به معنای رقابت، مسابقه یا آزمون رقابتی. اما در فارسی، «کنکور» چنان معنای خاصی پیدا کرده که امروزه تقریباً بدون هیچ توضیحی به آزمون سراسری ورود به دانشگاه اشاره میکند.
🦢 آباژور
از ترکیب فرانسوی abat-jour ساخته شده؛ abat یعنی «پایین آوردن» و jour یعنی «روز/روشنایی». یعنی چیزی که نور را پایین میآورد یا شدت آن را کم میکند. در فارسی اما «آباژور» نام مشخص وسیلهای شده که با پوشش خود، نور چراغ را ملایم و جهتدار میکند.
سه کلمه، سه سفر از فرانسه به فارسی؛ و هر کدام، در زبان مقصد، زندگی تازهای پیدا کردهاند.
#واژه_های_مهاجر
