es
Feedback
خانه کتاب کالاگان

خانه کتاب کالاگان

Ir al canal en Telegram

نشانی: بندر انزلی- خیابان سی‌متری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحه‌ای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعه‌ها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
2 114
Suscriptores
+424 horas
+487 días
+20530 días
Archivo de publicaciones
این روزها دارم نوشته‌هایی را می‌خوانم که در آن‌ها، زندگی بی‌واسطه روی کاغذ آمده؛ بدون قصه‌پردازی، بدون تلاش برای زیبا بودن. ه
این روزها دارم نوشته‌هایی را می‌خوانم که در آن‌ها، زندگی بی‌واسطه روی کاغذ آمده؛ بدون قصه‌پردازی، بدون تلاش برای زیبا بودن. هنوز نمی‌دانم با این نوشته‌ها چه می‌شود کرد. شاید بشود از میانشان روایت ساخت، شاید بشود صدای آدم‌هایی را شنید که سال‌ها بی‌صدا زندگی کرده‌اند. اما چیزی که بیشتر از همه ذهنم را درگیر کرده، این است که آدم گاهی فکر می‌کند وقتی از جهان فاصله می‌گیری، کم‌کم فقط به خودت فکر می‌کنی. اما نه. آدم ممکن است خودش گوشه‌ای نشسته باشد و هنوز دلش برای آدم‌های بیرون بلرزد؛ برای گرانی، برای بیماری، برای برادری که حالش را نمی‌دانی، برای خواهری که آمده دیدنت و برای خانه‌ای که حیاطش دیگر شبیه آن‌چه در خاطر داری، نیست. این دست‌نوشته برای من فقط شرح یک روز نیست. یادآوریِ عجیبی‌ست از اینکه آدم، هرچقدر هم از زندگیِ معمول فاصله بگیرد، دلش هنوز بیرون از خودش زندگی می‌کند. گاهی تمام جهانِ یک آدم، در آخرین خطِ یک کاغذ خلاصه می‌شود: الهی که هیچ‌موقع کسی مریض نشه. از حال برادرم پرسیدم، گفتند خوب است… #یک_تکه_از_امروز

بارها غم به تو گفتیم، ز ما نشنیدی بعد از این مصلحت آن‌ است که خاموش کنیم #هلالی_جغتایي
بارها غم به تو گفتیم، ز ما نشنیدی بعد از این مصلحت آن‌ است که خاموش کنیم #هلالی_جغتایي

Heydoo Hedayati - Mongeha (320).mp35.91 MB

(اعلان فنگراف) جعبه حبس الصوت كه ضبط ميكند هر نوع آوازى را و در كمال خوبی جواب ميدهد هرگونه صوتى را كه ضبط نموده و در این فنگ
(اعلان فنگراف) جعبه حبس الصوت كه ضبط ميكند هر نوع آوازى را و در كمال خوبی جواب ميدهد هرگونه صوتى را كه ضبط نموده و در این فنگرافها ميتوان پر كرد هرقبيل نطق و‌ آواز و موزيك را و طريقه بكار بردن و كوك كردن اين فنگرافها هيچ اشكال ندارد قيمت اين فنگرافها با تمام ملزوماتش از این قرار است بيست منات سی‌منات چهل منات شصت منات هشتادوپنج منات يكصدوسی منات قيمت لوله ساده پرنكرده پنجاه كپك و قیمت لوله پركرده‌ يك منات و طريق خواستن فنگراف مذكور آنكه يك ثلث قيمت را بتوسط بانك روسى بادرس ذیل ارسال و دو ثلث قيمت را پس از وصول فنگراف بپردازند § كتابچه تصوير و تفصیل این فنگراف ها بخواهندگان مجانی داده مى شود § آدرس مغازه مذكور بقرار ذيل است (مغازه موزيك ميولر مسكو پطروكا خانه ول‌كوا) Y. F. müller, moscou (Russia) روزنامه ايران سلطانى مورخه بيست وسوم شوال سنه ١٣٢١ق Irane Soltany Daily, 1903 ——————————————— این آگهی در روزنامهٔ ایران سلطانی، به تاریخ ۲۳ شوال ۱۳۲۱ قمری، برابر با سال ۱۹۰۳ میلادی، منتشر شده است؛ آگهی فروش دستگاهی که آن زمان برای مردم چیزی شبیه یک جادو بوده: فنگراف (فونوگراف)، دستگاهی برای ضبط و بازپخش صدا. اما چند واژهٔ آگهی برای امروز کمی غریب‌اند: 🦢 فنگراف: شکل رایج آن زمان برای نام فونوگراف؛ دستگاهی که صدا را روی استوانه‌های مخصوص ضبط می‌کرد و امکان بازپخش آن را داشت. 🦢 لوله: منظور همان استوانهٔ ضبط صداست. در آگهی، «لولهٔ ساده» یعنی استوانهٔ خالی و «لولهٔ پرکرده» یعنی استوانه‌ای که صدایی روی آن ضبط شده است. 🦢 کپک: صورت فارسیِ کوپک/کپیک (Kopek)، واحد خرد پول روسیه؛ هر ۱۰۰ کپک برابر یک روبل بود. 🦢 منات: واحد پولی‌ای که در متن آگهی برای قیمت‌گذاری آمده است. «منات» در آن دوره در نواحی قفقاز و قلمرو روسیه رواج داشت؛ بنابراین نباید آن را با روبل، واحد رسمی پول امپراتوری روسیه، یکی دانست. شیوهٔ خرید هم توضیح داده شده: یک‌سوم مبلغ از طریق بانک روسی فرستاده شود و دو‌سوم باقی‌مانده پس از رسیدن دستگاه پرداخت شود. و شاید زیباترین تعبیر این آگهی همان چیزی باشد که برای فونوگراف نوشته‌اند: «جعبهٔ حبس‌الصوت» وقتی هنوز ضبط صدا برای بسیاری تجربه‌ای شگفت‌انگیز بود، چه تعبیر شاعرانه‌ای برای فناوری‌ای که قرار بود صدای آدم‌ها را از دل زمان عبور دهد. #آگهی_قدیمی

معرفی کتاب | مرگ قسطی لویی-فردینان سلین «مرگ قسطی» از مهم‌ترین و متفاوت‌ترین رمان‌های لویی-فردینان سلین است؛ رمانی تکان‌دهنده
معرفی کتاب | مرگ قسطی لویی-فردینان سلین «مرگ قسطی» از مهم‌ترین و متفاوت‌ترین رمان‌های لویی-فردینان سلین است؛ رمانی تکان‌دهنده که تا حد زیادی ریشه در زندگی خود نویسنده دارد. فردینان، راوی داستان، از کودکی و نوجوانی‌اش می‌گوید؛ از خانواده‌ای آشفته، فقر، مدرسه، کارهای مختلف و آدم‌هایی که هرکدام به شکلی سهمی در شکل‌گرفتن نگاه او به جهان دارند. اما آنچه «مرگ قسطی» را به اثری منحصربه‌فرد تبدیل می‌کند، فقط داستانش نیست؛ زبان سلین است. زبان رسمی و آراسته‌ی رمان کنار گذاشته می‌شود و جای خود را به زبانی عصبی، شکسته، پرشتاب و نزدیک به گفتار می‌دهد؛ زبانی که انگار راوی با هر جمله بخشی از خشم و ناامیدی‌اش را بیرون می‌ریزد. عنوان کتاب هم استعاره‌ای از تمام زندگی انسان است: مرگ نه در یک لحظه، که کم‌کم و قسطی اتفاق می‌افتد. «مرگ قسطی» شاید داستان بزرگ‌شدن یک کودک باشد، اما در عمق خود داستانِ فرسوده‌شدن انسان در برابر زندگی است؛ جایی که خنده و رنج آن‌قدر به هم نزدیک می‌شوند که دیگر نمی‌دانیم باید بخندیم یا از این همه تلخی، سکوت کنیم. #معرفی_کتاب #مرگ_قسطی #لویی_فردینان_سلین

Ali Movassaghi - 03 - My Houe Is Blue.mp35.40 MB

نامه‌ای از فروغ به ابراهیم گلستان در میان نامه‌های فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان، جمله‌هایی هست که شاید بیشتر از بسیاری از شع
نامه‌ای از فروغ به ابراهیم گلستان در میان نامه‌های فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان، جمله‌هایی هست که شاید بیشتر از بسیاری از شعرهایش، شوریدگی و شیدایی او را نشان می‌دهد: «عزیزم. عزیزم. عزیزم. قربانت بروم. دوستت می‌دارم. دوستت می‌دارم. یک لحظه از مقابل چشمم دور نمی‌شوی. نفسم از یادت می‌گیرد و خونم در قلبم طغیان می‌کند.» این نامه‌ها بخشی از مکاتبات فروغ با ابراهیم گلستان‌اند و در پژوهش‌های مربوط به زندگی و آثار فروغ نیز مورد استفاده قرار گرفته‌اند. گاهی نامه‌ها چیزی را نشان می‌دهند که شعر نمی‌تواند؛ جایی که شاعر، پیش از آن‌که شاعر باشد، فقط یک آدم است؛ دلتنگ، عاشق و بی‌واسطه. منبع: فرزانه میلانی، فروغ فرخزاد: زندگی‌نامهٔ ادبی همراه با نامه‌های چاپ‌نشده #فروغ_فرخزاد #ابراهیم_گلستان #کالاگان

01-Farzan_Poortaie_Rain_Drops_Of_Heaven.mp39.11 MB

در سرم نیست به جز حال و هوای تو و عشق شادم از اینکه همه حال و هوایم تو شدی... #علیرضا_آذر
در سرم نیست به جز حال و هوای تو و عشق شادم از اینکه همه حال و هوایم تو شدی... #علیرضا_آذر

معرفی کتاب | گرگ‌آباد مریم سمیع‌زادگان شهره زندگی‌اش را با کاموابافی و فروش دست‌بافته‌هایش در یک پارک می‌گذراند؛ پارکی که در
معرفی کتاب | گرگ‌آباد مریم سمیع‌زادگان شهره زندگی‌اش را با کاموابافی و فروش دست‌بافته‌هایش در یک پارک می‌گذراند؛ پارکی که در «گرگ‌آباد» فقط یک مکان نیست، بلکه تبدیل می‌شود به جایی برای برخورد شهره با آدم‌ها، قصه‌ها و سرنوشت‌های متفاوت. اما شهره از سال‌های نوجوانی سؤال‌هایی با خودش حمل می‌کند؛ سؤال‌هایی که هنوز پاسخی برایشان پیدا نکرده و حالا در میان آدم‌های پارک و اتفاقات زندگی روزمره، دوباره سر برمی‌آورند. «گرگ‌آباد» داستان تعارض‌های درونی شهره و رابطهٔ او با جهانی است که همیشه مطابق میلش پیش نمی‌رود؛ جهانی که در آن با مسائلی مثل خیانت، بیکاری و… روبه‌رو می‌شویم. از ویژگی‌های ادبی رمان می‌توان به رگه‌های طنز، شخصیت‌پردازی و تصویرسازی اشاره کرد. شخصیت‌ها با جزئیات و پرداخت مناسب شکل گرفته‌اند و دیالوگ‌های قوی در کنار تصویرسازی‌های داستان، فضای رمان را برای خواننده ملموس‌تر می‌کنند. «گرگ‌آباد» در کنار پرداختن به مسائل اجتماعی، تلاش می‌کند ما را به دنیای درونی شخصیت اصلی ببرد؛ جایی که سؤال‌های قدیمی، آدم‌های تازه و اتفاقات روزمره به هم گره می‌خورند.

04-Soheil_Nafissi_Gerikhom_Nahonden__I_am_Crying_.mp312.28 MB

photo content

پروست؛ در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته در اتاقی خاموش مارسل پروست سال‌های پایانی زندگی‌اش را در اتاقی گذراند که شاید یکی از عجیب‌ترین مکان‌های تاریخ ادبیات باشد. دیوارهای اتاق خوابش در آپارتمانی در شماره‌ی ۱۰۲ بلوار هوسمان پاریس با چوب‌پنبه پوشانده شده بود؛ نه برای زیبایی، بلکه برای اینکه صدای خیابان به داخل نیاید. پرده‌ها سنگین بودند و پنجره‌ها اغلب بسته می‌ماندند. پروست بیشتر شب‌ها کار می‌کرد و روزها می‌خوابید. بیماری و آسم، زندگی‌اش را محدود کرده بود و سکوت برایش فقط یک تجمل نبود؛ برای نوشتن به آن نیاز داشت. او بخش بزرگی از شاهکار هفت‌جلدی‌اش، «در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته» را در همین فضای بسته نوشت. اما تصویر پروست در آن اتاق عجیب‌تر از این هم بود. او اغلب در تخت می‌نوشت؛ نیمه‌نشسته، با کاغذ و دفتر در دست، در حالی که شهر بیرون از اتاق به زندگی خودش ادامه می‌داد. سلست آلباره، خدمتکار و همراه سال‌های پایانی زندگی او، بعدها از همین اتاق و شیوه‌ی زندگی پروست روایت‌های بسیاری به جا گذاشت. و در این میان، یک تناقض زیبا وجود داشت: پروست خودش را از جهان بیرون کنار کشیده بود، اما درون آن اتاق، مشغول ساختن جهانی بود که در آن زمان، حافظه، عشق، حسادت، معاشرت و فراموشی با دقتی کم‌نظیر دوباره زنده می‌شدند. شاید مشهورترین لحظه‌ی این جهان، همان صحنه‌ی مادِلِن باشد؛ جایی که طعم یک تکه کیک فروبرده‌شده در چای، ناگهان راوی را به کودکی و گذشته بازمی‌گرداند. پروست در جست‌وجوی گذشته بود؛ اما نه با سفر کردن. با یادآوری. او در اتاقی که تقریباً هیچ صدایی از بیرون به آن راه نداشت، سال‌ها به چیزی گوش داد که از همه‌ی صداهای جهان دورتر است: صدای حافظه. و شاید به همین دلیل، اتاق چوب‌پنبه‌ای پروست فقط محل نوشتن یک رمان عظیم نبود؛ جایی بود که نویسنده، جهان بیرون را خاموش کرد تا بتواند جهانِ درون را بشنود. ــــــــــــــــــــ 📚 منابع: The Paris Review، «In Proust’s Bedroom: If These (Cork-Lined) Walls Could Talk» (The Paris Review) Musée Carnavalet، پرونده‌ی نمایشگاه «Marcel Proust» و اطلاعات مربوط به خانه و اتاق پروست در بلوار هوسمان (Musée Carnavalet - Histoire de Paris) Los Angeles Times، «Proust Hideaway Opens to Public» (Los Angeles Times) #کالاگان #مارسل_پروست #در_جستجوی_زمان_ازدست_رفته

نوبل ادبیات؛ جایزه‌ای که از دل یک زندگی عجیب به وجود آمد شاید عجیب باشد که یکی از معتبرترین جوایز جهان را مردی بنیان گذاشت که
نوبل ادبیات؛ جایزه‌ای که از دل یک زندگی عجیب به وجود آمد شاید عجیب باشد که یکی از معتبرترین جوایز جهان را مردی بنیان گذاشت که ثروتش را تا حد زیادی از اختراع دینامیت به دست آورده بود. آلفرد نوبل، شیمیدان، مهندس و مخترع سوئدی، در سال ۱۸۶۷ دینامیت را به ثبت رساند؛ اختراعی که در ساخت‌وساز و معدن کاربردهای مهمی پیدا کرد، اما بعدها استفاده‌های نظامی آن نیز به بخشی بحث‌برانگیز از میراث نوبل تبدیل شد. در سال ۱۸۸۸، پس از مرگ برادرش لودویگ، یک روزنامهٔ فرانسوی به اشتباه خبر مرگ خود آلفرد نوبل را منتشر کرد و تصویری بسیار منفی از او ارائه داد. این اتفاق بعدها به یکی از روایت‌های مشهور دربارهٔ انگیزهٔ نوبل برای فکر کردن به میراثی که پس از مرگش بر جای می‌گذارد تبدیل شد؛ هرچند اینکه او جایزه‌ها را صرفاً از سر «عذاب وجدان» دربارهٔ دینامیت ایجاد کرده باشد، از نظر تاریخی قطعی نیست. آنچه می‌دانیم این است که نوبل در وصیت‌نامهٔ سال ۱۸۹۵ خود بخش عمدهٔ ثروتش را برای ایجاد جایزه‌هایی اختصاص داد که به کسانی برسد که «بیشترین فایده را برای بشریت» داشته‌اند. نخستین جوایز نوبل در سال ۱۹۰۱ اهدا شدند. یکی از این جایزه‌ها، نوبل ادبیات بود؛ جایزه‌ای که هر سال به نویسنده‌ای تعلق می‌گیرد که در عرصهٔ ادبیات، از نظر آکادمی سوئد، برجسته‌ترین دستاورد را داشته است. نوبل ادبیات معمولاً جایزهٔ یک کتاب مشخص نیست. این جایزه بیشتر به مجموعهٔ آثار و جایگاه ادبی یک نویسنده تعلق می‌گیرد؛ به نویسندگانی که شیوهٔ نگاه، زبان یا جهان ادبی‌شان سهمی ماندگار در ادبیات داشته است. در طول بیش از یک قرن، نوبل ادبیات به نویسندگانی از زبان‌ها، فرهنگ‌ها و سنت‌های ادبی بسیار متفاوت رسیده است؛ از گابریل گارسیا مارکز و تونی موریسون گرفته تا اورهان پاموک، کازوئو ایشی‌گورو، آنی ارنو و هان کانگ. و شاید جذاب‌ترین بخش ماجرا همین باشد: هر نوبلیست کاشف یک جهان ادبی تازه است.

معرفی کتاب | همیشه پسر بهار کاتوزی «همیشه پسر» داستان فرهاد است؛ مردی میانسال که سال‌هاست تهران را ترک کرده و در شمال زندگی م
معرفی کتاب | همیشه پسر بهار کاتوزی «همیشه پسر» داستان فرهاد است؛ مردی میانسال که سال‌هاست تهران را ترک کرده و در شمال زندگی می‌کند. او مثل هر سال برای دیدن پدر و مادر سالخورده‌اش به خانهٔ کودکی‌اش برمی‌گردد؛ اما این‌بار خانه دیگر شبیه گذشته نیست: فرسوده شده، باغچه خشک است و والدینش توان سابق را ندارند. در این خانه، اتاقی هست که همیشه قفل بوده. کنجکاوی فرهاد برای گشودن این در، او را با رازی قدیمی و هولناک روبه‌رو می‌کند؛ رازی که گذشته، خانواده و حافظه را به هم گره می‌زند. «همیشه پسر» داستانی دربارهٔ خانواده، حافظه، گذشته و رازهایی است که گمان می‌کنیم سال‌هاست دفن شده‌اند. #کالاگان #معرفی_کتاب #همیشه_پسر #بهار_کاتوزی #نشر_چشمه

06-Walts_Venezoela_Shomare_2.mp33.49 MB

ای‌کاش‌ها شاید فقط برای حسرت خوردن نیامده‌اند؛ گاهی آمده‌اند تا یادمان بیاورند هنوز چیزهایی هست که می‌توان بجای گفتن «ای‌کاش» برایشان قدم برداشت. زندگی پر است از راه‌هایی که نرفتیم، حرف‌هایی که نگفتیم، فرصت‌هایی که از ترسِ از دست دادن، از دستشان دادیم؛ اما درست در همین میان، هنوز هزاران راه پیش روی ما باز است. شاید قرار نیست همه‌ی ای‌کاش‌های گذشته را جبران کنیم؛ کافی‌ست بعضی از آن‌ها چراغ راه فردا شوند. برای همین، هر «ای‌کاش»ی پایان یک قصه نیست؛ گاهی آغاز قصه‌ای‌ست که هنوز نوشته نشده. و چه خوب که زندگی هنوز ادامه دارد؛ هنوز صبح‌هایی هست که نیامده‌اند، آدم‌هایی که ندیده‌ایم، راه‌هایی که نرفته‌ایم و لحظه‌هایی که می‌توانند روزی خودشان را به شکل یک «چه خوب که…» به یادمان بیاورند. #یک_تکه_از_امروز

تو بخوان نغمهٔ ناخواندهٔ من ارغوان، شاخهٔ هم‌خونِ جدا ماندهٔ من #هوشنگ_ابتهاج
تو بخوان نغمهٔ ناخواندهٔ من ارغوان، شاخهٔ هم‌خونِ جدا ماندهٔ من #هوشنگ_ابتهاج

تاپستری در کالاگان تاپستری نوعی بافتهٔ هنری است که در آن هنرمند با نخ و الیاف، به‌جای رنگ، نقش و تصویر می‌آفریند و تار و پود
+1
تاپستری در کالاگان تاپستری نوعی بافتهٔ هنری است که در آن هنرمند با نخ و الیاف، به‌جای رنگ، نقش و تصویر می‌آفریند و تار و پود را به یک اثر هنری تبدیل می‌کند. در برخی شیوه‌ها، تکنیک‌هایی مانند کلاژ پارچه و سوزن‌دوزی نیز در شکل‌گیری اثر به کار گرفته می‌شوند. حالا تعدادی از آثار تاپستری مهرگان شمس، با استفاده از همین تکنیک‌ها، از آخر این هفته در کالاگان موجود خواهند بود؛ می‌توانید آن‌ها را از نزدیک ببینید و در صورت تمایل برای خرید انتخاب کنید. #کالاگان #تاپستری #مهرگان_شمس

تاپستری در کالاگان تاپستری نوعی بافتهٔ هنری است که در آن هنرمند با نخ و الیاف، به‌جای رنگ، نقش و تصویر می‌آفریند و تار و پود
+1
تاپستری در کالاگان تاپستری نوعی بافتهٔ هنری است که در آن هنرمند با نخ و الیاف، به‌جای رنگ، نقش و تصویر می‌آفریند و تار و پود را به یک اثر هنری تبدیل می‌کند. در برخی شیوه‌ها، تکنیک‌هایی مانند کلاژ پارچه و سوزن‌دوزی نیز در شکل‌گیری اثر به کار گرفته می‌شوند. حالا تعدادی از آثار تاپستری مهرگان شمس، با استفاده از همین تکنیک‌ها، از آخر این هفته در کالاگان موجود خواهند بود؛ می‌توانید آن‌ها را از نزدیک ببینید و در صورت تمایل برای خرید انتخاب کنید. #کالاگان #تاپستری #مهرگان_شمس