es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

˚.⋆𝖮𝗇𝖾 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆༉ˢᵒᵒʲᵘⁿ ᵛᵉʳ

˚.⋆𝖮𝗇𝖾 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆༉ˢᵒᵒʲᵘⁿ ᵛᵉʳ

Ir al canal en Telegram

Let's dream TOGETHER🦋 Bot: @OneTXTdreaMbot http://t.me/HidenChat_Bot?start=7135954127

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
575
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
+5230 días
Archivo de publicaciones
ماجرا ترسناک داره پیش میره😂

نشستی اونجا استوری رو مینویسی به ریش ما میخندی😔

چی.. تهگیو چی میگه..

خب شوت موت نداریم خوبه

— این پیام رو فوروارد کنید ؛ دو پست ازتون فور‌ کنم ویو بگیرید🕊
بیشتر شیم؟ فیک چت توباتو ☆

به به رکورد شکنی خوبه که

بخون ما هم قاچاقی داریم میخونیم

من ۱۷ سالمه فکرکنم مجاز نیستم بخونمش

نگو که یکیشون شوت میشه بیرون(مثلا بومگیو؟)

الان متوجه منظورت میشم😔👍

Spoiler alert🔞⁉️ .. یونگیو + یونبین threesome⁉️ سوبین یه ابروش رو بالا انداخت و با خونسردیِ عجیبی گفت: «چرا، اتفاقاً هستیم.» و بعد، بی‌معطلی کتش رو از تنش درآورد. پیراهنش رو هم رویِ زمین انداخت. با بالا تنه‌یِ برهنه، در حالی که نورِ اتاق رویِ عضلاتش می‌تابید، به دو نفرِ دیگه خیره شد. فضایِ اتاق سنگین بود؛ سنگین از میل، ترس و نیاز. سوبین دوباره پرسید: «حمام کجاست؟» یونجون که انگار قدرتِ مخالفت نداشت، با دست به درِ حمام اشاره کرد. سوبین بی‌حرف به اون سمت رفت. صدایِ باز شدنِ درِ حمام و پیچیدنِ صدایِ آب، سکوتِ اتاق رو شکست. حالا فقط یونجون مونده بود و بومگیو. ..... یونجون، با چشم‌هایی که حالا دیگه کاملاً سرخ شده بود، دستش رو به سمتِ بومگیو دراز کرد. زمزمه کرد: «بیا...» ..... بومگیو مثلِ یه آهویِ رمیده، دست‌هاش رو جلویِ عضو حساسش گره کرده بود و سعی می‌کرد خودش رو بپوشونه. ران‌هاش رو محکم بهم فشار می‌داد و سرش رو پایین انداخته بود؛ اون حیا و اضطرابش، تضادِ عجیبی با فضایِ پر از کششِ اونجا داشت. سوبین نتونست جلویِ خودش رو بگیره. نگاهش مثلِ یه شکارچی که چیزی برایِ از دست دادن نداره، رویِ تنِ یونجون چرخید. تمامِ انحناها و عضله‌هایِ یونجون رو اسکن کرد؛ جایی که نگاهش رویِ دیک تحریک‌شده‌یِ یونجون قفل شد، گلوش خشک شد و آبِ دهنش رو با صدایی که تویِ سکوتِ حمام پیچید، قورت داد. سعی کرد نگاهش رو بدزده، اما تپشِ قلبش که انگار می‌خواست از قفسه‌یِ سینه‌اش بزنه بیرون، و سفتیِ عضوش، اون رو لو می‌داد. سوبین دیگه نمی‌تونست ادایِ بی‌خیالی دربیاره؛ بدنش داشت به حضورِ اون‌ها واکنش نشون می‌داد.

ریکت بدین خوشحال شم😔

الان دیدم سین بیتشر چنلا فریزه

༺ 𝑅𝑒𝑚𝑒𝑚𝑏𝑒𝑟 𝑚𝑒 𝐺𝑒𝑛𝑒𝑟: 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑠𝑡, 𝑓𝑎𝑛𝑡𝑎𝑠𝑦, 𝑠𝑚𝑢𝑡, 𝑑𝑟𝑎𝑚 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝑆𝑜𝑜𝑗𝑢
༺ 𝑅𝑒𝑚𝑒𝑚𝑏𝑒𝑟 𝑚𝑒 𝐺𝑒𝑛𝑒𝑟: 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑠𝑡, 𝑓𝑎𝑛𝑡𝑎𝑠𝑦, 𝑠𝑚𝑢𝑡, 𝑑𝑟𝑎𝑚 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝑆𝑜𝑜𝑗𝑢𝑛, 𝑇𝑎𝑒𝑔𝑦𝑢 𝐵𝑦 𝑀𝑒𝑟𝑙𝑖𝑛
بعضی خواب ها انگار مال خودت نیستند. از جایی می ایند که نمیشناسی، از زمانی که ندیدی و تو بیدار میشوی درحالی که دلت برای کسی تنگ شده که حتی اسمش را به یاد نداری... میگویند گذشت زمان درمان همه چیز است اما اگر گذشته رهایت نکند چه؟ اگر کسی، جایی، پنجصد سال منتظرت باشد و تو حتی ندانی که منتظری چه!؟